ارزیابی نمایه پایان کتابهای فارسی حوزة علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی در فاصلة سالهای 1389-1385، از نظر رعایت معیارهای استاندارد ایزو 999-1996

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شیراز

2 استاد گروه کتابداری و اطلاع‎رسانی دانشگاه شیراز

چکیده

هدف: در این نوشته، نمایة پایان کتابهای فارسی حوزة علوم کتابداری و اطلاعرسانی منتشر شده در فاصلة سالهای 1389-1385 از نظر رعایت معیارهای ارزیابی استاندارد ایزو 999-1996 ارزیابی شده است.
روش: پژوهش حاضر پیمایش کمّی و از نوع توصیفی- ارزشیابی است و بنا به ماهیت موضوع و هدفهای پژوهش، برای گردآوری اطلاعات از بررسی موردی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده و برای آزمون پرسشهای پژوهش از آزمون مجذور خی(χ²)، همبستگی پیرسون، و تحلیل واریانس(آنووا) استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشان داد از 169 عنوان کتاب بررسی شده در موضوع علوم کتابداری و اطلاعرسانی، تنها 27/37% دارای نمایة پایانی بودهاند. میزان رعایت معیارهای ارزیابی در نمایه‏های پایانی مورد بررسی بر اساس میانگین نسبتها 65/56% میباشد. هر چند نمایه پایانی کتابهای حوزة علوم کتابداری واطلاعرسانی نسبت به سایر حوزههای موضوعی از نظر رعایت معیارهای استاندارد ایزو عملکرد بهتری داشتهاند، انتظار استفادهکنندگان بالقوه خیلی بیشتر از اینهاست.
اصالت/ ارزش: در این پژوهش، محقق تفاوت یا معناداری نمایه را با لحاظ کردن معیارهای ارزیابی استاندارد ایزو مورد کند و کاو قرار داده است. پژوهش حاضر بر آن است که توجه نویسندگان و ناشران این حوزه بیش از پیش به ضرورت وجودی نمایه‏های پایانی کارآمد جلب شود.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

عصر کنونی، عصر دسترسی به اطلاعات در حداقل زمان و با صرف کمترین هزینه و انرژی است. یکی از مهم‎ترین شیوه‎های بازنمایی محتوای نوشته‎ها، وجود نمایة مفاهیم اصلی مندرج در کتابهاست. چون نمایه در بازیابی اطلاعات از اهمیت چشمگیری برخوردار است، توجه به کیفیت و ارزیابی آن بر اساس معیارها و استانداردهای موجود، مورد توجه تحقیق حاضر می‎باشد.

مبانی نظری تحقیق

مفهوم نمایه و ضرورت وجودی ارزیابی آن

 تا چند قرن پیش، مجموعه دانش ثبت شده بسیار کم بود. تعداد کمی کتاب نوشته می‎شد، که هر کدام در یک یا دو موضوع از مجموعه دانش بشری قرار می‎گرفت. قرن هجدهم برای دنیا تغییرات زیادی را به همراه داشت و عصر حاضر، عصر انفجار اطلاعات شناخته می‎شود؛ عصری که با افزایش سریع تعداد مدارک و توسعه رشته‎های علمی مواجه هستیم؛ عصری که گردآوری، ذخیره، بازیابی و اشاعه اطلاعات به شدت تغییر یافته است. رشد و فزونی دستاوردهای علمی و فنی و افزایش متون و مدارک پژوهشی و کاهش زمان جهت بازیابی اطلاعات مورد نظر و دستیابی به مطالب روزآمدتر، اهمیت نمایه‎سازی را روشن می‎سازد و این امر در راستای بهبود ارائه خدمات به کاربران است.

کتاب بدون نمایه، همانند شهری بدون راهنماست، فهرست مندرجات طرح کلی رئوس مطالب کتاب را ارائه می‎کند، ولی نمی‎تواند اصطلاحات اخص را نشان دهد و جایگزین نمایه شود(نودو، اتوکانفور، 1989 : 249). نمایه به عنوان ابزار توصیف کنندة مدرک در ارائه بهترین پاسخ به نیاز اطلاعاتی کاربر، دارای تعریفهای گوناگونی است. «ویتلی[1]»(1879)نمایه را یک راهنمای نظام یافته برای متن هر مادة خواندنی یا محتوای مدرک تعریف کرده است که شامل مجموعه‎ای از مدخلها همراه با سرعنوانهایی است که به صورت الفبایی یا ترتیبی دیگر مرتب شده‎اند و ارجاعاتی را در بردارند که نشان دهندة مکان آن سرعنوانها در متن است. در اصطلاحنامة کتابداری واطلاع‎رسانی، نمایه چنین تعریف شده است: «صورتی از موضوعها و واژه‎های مهم ودیگر مطالب یک یا چند کتاب با ارجاع به صفحاتی که این مطالب در آنها آمده است» (سلطانی،1381). نمایة کتاب[2] سیاهه نظام یافته‎ای است از واژه‎ها و مفاهیم موضوعی، نامهای اشخاص، عنوان کتابها و مدارک استناد شده، نامهای جغرافیایی و دیگر مطالب مهم یک یا چند کتاب با ارجاع به صفحاتی که محل اطلاعات مورد نظر را نشان می‎دهند و معمولاً در پایان کتاب قرار می‎گیرند(نوروزی، 1380 : 13).

در واقع، نمایه‎سازی حلقة ارتباطی میان تولید کننده و مصرف کننده اطلاعات برای دستیابی آسان و سریع به دانش مورد نیاز، کاربردی وسیع و اهمیتی ویژه می‎یابد(خالوئی،1385). از نظر «داتا و سینها[3]»(1984) نمایه مهم‎ترین ابزار در نظام بازیابی اطلاعات به شمار می‎رود و راهنمایی فشرده برای اطلاعاتی است که در مدرک، کتاب، یا مجموعه وجود دارد(گیلوری،1375 :16).

اهمیت نمایه در بازیابی اطلاعات، توجه به ارزیابی آن را افزایش داده است. هدف از ارزیابی نمایه، تعیین میزان اثربخشی و کارایی آن است. نمایة خوب یا بد، تحت تأثیر عوامل بسیاری از جمله قضاوتهای انسانی و محدودیتهای اقتصادی است،  به‌علاوه اینکه عمل نمایه‎سازی بدون ارزیابی کامل نمی‎شود. در نمایه‎سازی. همواره این سؤال مطرح است که یک نمایه خوب چگونه نمایه‎ای است. نمایة مؤثر، کاربر را به اطلاعات دقیق، بدون دشواری، خطا و موارد مرتبط هدایت می‎کند و بندرت به بازیابی اطلاعات سطحی می‎انجامد(اشرفی‎ریزی و کاظم‎پور، 1386 :153).

معیارهای ارزیابی نمایه

نمایه‎سازان سعی می‎کنند نظام نمایه‎سازی را به خوبی طراحی کنند. «کلولند و کلولند[4]»(2001)نمایه را در سه سطح ارزیابی می‎کنند:1. فنی[5] 2. معنایی[6]  3. میزان کارآیی[7]. از نظر آنها این سطوح به یکدیگر وابسته‎اند. در سطح فنی، نمایه باید دارای زبان مناسب و شکل قابل درک باشد و به سادگی بتوان از آن استفاده کرد. در سطح معنایی، واژه‎ها باید معانی را بدون ابهام منتقل کنند. در سطح سوم، نمایه باید اطلاعات مرتبط را به درستی شناسایی کند و در بازیابی اطلاعات مؤثر باشد. نمایه باید کامل و به اندازة کافی تخصصی باشد. همچنین، کاربر را از همة جنبه‎های یک موضوع خاص آگاه کند. 

نکته‎ای که پیش از ارزیابی نمایه باید مورد توجه قرار گیرد، ایجاد معیارها بر اساس نیازهای کاربران است. هدف نمایه کمک به کاربر در یافتن اطلاعات با توجه به محدود بودن وقت، هزینه و تلاشهای فردی اوست. همچنین، اطلاعات بازیابی شده باید مرتبط باشند و این دقیقاً نقطه عطف ارزیابی است. اگر نمایه‎ای موجب بازیابی اطلاعات مناسب نشود، کل نظام اطلاعاتی با شکست مواجه می‎گردد.  بنابراین، نمایه‏ها را باید در همة سطوح ارزیابی کرد. از جمله عوامل دیگر مهم در نمایه، صحت کامل بودن مدخل‎ها وانعطاف‎پذیری بر اساس پویایی زبان آن است. نمایة خوب به راحتی خوانده می‎شود، به تفصیل بیان می‎شود،  متأثر از دیدگاه کاربر است و دارای مدخلهای چندگانه برای یک موضوع است. در ارزیابی نمایه می‎توان به صورت عینی کمیت‎گذاری کرد؛ اما برای تکمیل آن ارزیابی ذهنی نیز لازم است‎. به عنوان نمونه، یکی از عوامل مورد توجه در ارزیابی نمایه، طول آن است که باید با طول متن متناسب باشد. هیچ معیار کمّی استانداردی برای این امر قابل کاربرد نیست، اما به صورت ذهنی و با توجه به ماهیت موضوع، عمق بحث و تمایلات کاربر، می‎توان آن را بررسی کرد. از نظر «کلولند و کلولند» نکاتی که در ارزیابی نمایه مورد توجه قرار می‎گیرند، عبارتند از: ۱. دامنة زیر پوشش نمایه کامل باشد ۲. در انتخاب اصطلاح، انسجام وجود داشته باشد 3. اصطلاحات انتخاب شده با سطح کاربران متناسب باشد ۴. ارجاعات به میزان کافی وجود داشته باشد 5. زنجیره‎های بسیار طولانی از سرعنوانهای فرعی به هم پیوسته، وجود نداشته باشد 6. سرعنوانهای فرعی به درستی سرعنوانهای اصلی را نشان دهند 7. مکان نمای نادرستی وجود نداشته باشد ۸. زنجیرة بسیار طولانی از مکان نماها وجود نداشته باشد ۹.  نظم الفبایی در متن، یکپارچه و صحیح باشد 10. اشتباه املایی وجود نداشته باشد ۱۱. ارجاع نادرست و دوطرفه وجود نداشته باشد(کلولند و کلولند، 2001). بدین ترتیب، جنبه‎های معیّنی از نمایه مانند خطاها، بی‎دقتی‎ها و بازنمایی ضعیف باید حذف شود و بخشهای مفید بهبود یابند. جامعیت و مانعیت بهبود یابد و نظام با سرعت بیشتری پاسخگوی نیازهای کاربران باشد. «بوث[8]»(2001) نمایة انتهای کتاب را از دو بُعد به شرح جدول ۱ ارزیابی می‎کند. در این زمینه، دیدگاه‎های متعددی وجود دارد که در اینجا به همین بسنده می‎کنیم.

 

جدول ۱. ابعاد ارزیابی نمایه از نظر بوث

ویژگیهایمحتوایی

ویژگیهایمربوطبهشیوه نمایش

•  نمایه، کل متن را به صورت متعادل زیر پوشش قرار دهد.  

•  همة ارجاعات مهم به موضوعهای مورد علاقه کاربران، نمایش داده شوند.

•  نمایه شامل ارجاعاتی برای ایجاد پیوند مفهومی میان اصطلاحات وابسته باشد.

 • دامنه، ترتیب و قواعد مربوط به چاپ در مقدمه‎ای روشن و صریح، شرح داده شود.

•   نظم الفبایی رعایت شود.

•  سرعنوانهای فرعی براساس اهمیت مرتب شوند.

•  مکان‎نماها به صورت یکپارچه و هماهنگ نمایش داده شوند.

•  صفحه‎آرایی، نقطه‎گذاری و سبک معیّنی از نمایش مدخلها رعایت شود.

 

استانداردهای نمایه‎سازی

از دیدگاه نظری، مقایسة نمایه با استانداردهای منتشر شده، بهترین راه برای ارزیابی آنهاست(لنکستر،1382: 221). به طور کلی، استاندارد برای مقایسة آنچه هست، با آنچه باید باشد تدوین می‎شود و می‎توان آن را الگویی تأییدشده تلقی کرد. استانداردها در زمینه‎های گوناگون از جمله نمایه‎سازی کاربرد دارند و هدف از آنها افزایش کیفیت نمایه‏هاست. استانداردهای مختلفی وجود دارند که از سوی سازمانهای ملی یا بین‎المللی به وجود آمده‎اند. فهرست برخی از آنها در جدول2 آمده است(کلولند و کلولند، 2001).

 

جدول 2. استانداردهای حوزة نمایه‎سازی

حوزةاستاندارد

سالایجاد

عنواناستاندارد

معیارهای اساسی برای نمایه‏ها

1984

ANSI /Z. 39.4

بازیابی اطلاعات: کاربرد تعریف خدمات و پروتکل (نسخه3) Z39.5

1995

ANSI/NISO

تهیه نمایه‏های کتابها، نشریات ادواری و دیگر مدارک

1988

BS15 3700

بررسی مدارک، تعیین موضوعهای آنها و انتخاب اصطلاحات نمایه‎ای

1984

BS 6529

الگوهایی برای بررسی مدارک، تعیین موضوعات آنها و انتخاب اصطلاحات نمایه‎ای

1985

ISO 5963

رهنمودهایی برای محتوا، ساختار و ارائه نمایه‏ها

1996

ISO 999

 

چنان که در جدول 4 آمده است، از جمله استانداردهای ایزو در این حوزه، استاندارد ایزو 999 است، که در سال ۱۹۹۶ تدوین شده و شامل دستورالعملهایی برای محتوا، ساختار وارائه نمایه‏هاست و در زمینه نمایه‏های انتهای کتاب، نشریه‎ها، گزارشها، پروانه ثبت اختراعات، و دیگر مدارک چاپی یا غیرچاپی (فیلمها، نوارهای صوتی، ویدئویی، مواد گرافیکی، نقشه‎ها، و مانند آنها) به کار می‎رود; ISO 999,1996) Bonura,1994: 158- 159).

البته، باید این حقیقت را در نظر داشت تا زمانی که نتوان (و احتمالاً نمی‎توان) استانداردهای واقعی را برای فعالیتهای فکری وضع کرد، دشوار است که بتوان چنین موشکافیهایی را دریافت و بیشتر استانداردها را باید با نامهای دیگری مثل «رهنمودها»یا «معیارها» خواند(لنکستر،1382: 223). با وجود این، می‎توان این استاندارد را الگویی طراحی شده برای مقایسه و قضاوت در مورد کیفیت، کمیّت، محتوا و مسائلی مانند آن در زمینه نمایه‎سازی دانست. رعایت دستورالعملهای مندرج در استانداردها، موجب هماهنگی نمایه‎سازان و بهبود کیفیت نمایه‏ها  می‎شود.  

ارزیابی نمایه کاری دشوار اما الزامی است و به طور کلی نمی‎توان مجموعه‎ای از اصطلاحات نمایه را که به مدرکی اختصاص یافته‎اند، با قطعیت، درست یا غلط دانست. علاوه بر آن، ارزیابی نظام نمایه‎سازی نیز اهمیت بسیاری دارد. این  ارزیابی به میزان زیادی به قضاوتهای ذهنی بستگی دارد و در آن کمتر می‎توان از استانداردهای مشخص استفاده نمود. اما امروزه نمایه‎سازان سعی در ایجاد معیارهایی تجربی در ارزیابی نمایه و نمایه‎سازی دارند. در این نوشتار نیز تلاش می‎شود بر مبنای معیارهای مندرج در استاندارد ایزو، به ارزیابی نمایة پایانی کتاب‎های حوزه علوم کتابدرای و اطلاع‎رسانی در فاصله سالهای 1389-1385 بپردازیم.

پیشینة پژوهش

آنچه در ادامه آمده، عبارت است از تحقیقات مشابهی که در این خصوص در داخل و خارج کشور صورت گرفته است:

 «مزینانی» (1373) نمایه‏های کتابهای حوزة علوم پزشکی منتشر شده در سالهای 1372-1368 و «شریفیان» (1376) نمایه‏های انتهای کتابهای زبان و ادب فارسی انتشار یافته بین سالهای 1374- 1370 را بررسی کرده‎اند. این پژوهشها نشان داد حدود 10% از کتابهای مورد بررسی دارای نمایه پایانی بوده و کمتر از 4% از این نمایه‏ها  بیش از 75% از معیارهای مورد نظر را رعایت کرده‎اند.

 «آبادطلب» (1378) نیز وضعیت نمایه‏های کتابهای فارسی علوم فنی و مهندسی انتشار یافته طی سالهای 1376- 1367 را بررسی کرد و نتیجه گرفت که 5/7% از کتابهای مورد بررسی دارای نمایه بوده است.

 «کریمی» (1378) در پژوهشی، میزان رعایت استانداردهای بین‎المللی ایزو 999 در نمایه‏های پایانی 584 عنوان کتاب منتشر شده در حوزه تاریخ معاصر ایران در فاصله سالهای 1377-1373 را بررسی نمود. وی دریافت که بیش از نیمی از کتابهای فارسی تاریخ معاصر ایران فاقد نمایة پایانی کتاب بوده و بیش از50%، استانداردهای ایزو را به طور کامل رعایت نکرده‎اند.

 «جعفری و داورپناه» (1386) در تحقیقی به ارزیابی نمایه‏های پایان کتابهای فارسی حوزة علوم اجتماعی از نظر رعایت ملاکهای استاندارد ایزو 999 پرداختند. تحقیق آنان نشان داد میزان رعایت ملاکهای ارزیابی ایزو در نمایه‏های پایانی مورد بررسی 49/54% می‎باشد و بین رشته‎های مختلف از نظر میزان رعایت ملاکهای ارزیابی ایزو، تفاوتی معنادار وجود دارد.

«سالتون[9]» (1989) شیوه‎های به کار‎گیری تحلیل نحوی برای ایجاد عبارتهای مناسب جهت استفاده در نمایه‏های انتهای کتاب را تشریح کرد(مرادی،1386).

 «دیوداتو[10]» (1991) و «بیشاپ، لیدی وستل[11]» (1991) در پژوهشهایی جداگانه، نمایه‏های انتهایی کتابهای حوزه‎های هنر، علوم انسانی، علوم و فناوری و علوم اجتماعی را بررسی کردند. پژوهش آنان نشان داد حدود 84% از کتابهای مورد بررسی دارای نمایه است و حدود 80%  آنها نظام ارجاعها به کار برده شده است.

  «دیوداتو و گانت[12]» (1991) در یک مطالعة اکتشافی، ویژگیهای نمایه‏های انتهای کتاب را که توسط دو گروه نویسنده و غیرنویسنده تهیه شده بود، بررسی کردند و دریافتند که غیر نویسنده‎ها (که احتمالاً نمایه‎ساز حرفه‎ای بودند) نمایه را با تعداد صفحه‎ها و معرّفهای بیشتری تهیه می‎کنند.

به نظر می‎رسد کامل‎ترین تحقیقات دربارة نمایه‏های کتاب، تحقیقاتی باشد که«بیشاپ[13] و دیگران» (1991) و«لیدی[14] و دیگران» (1991) آنها را گزارش کرده‎اند. در این دو تحقیق مرتبط، اولین تحقیق ویژگیهای گروه نمونه‎ای از نمایه‏ها (ساختار، روش تنظیم و مواردی از این قبیل) را بررسی کرده است. در حالی که در تحقیق دومی، سیاستگذاریهای ناشران در این خصوص(مثل اینکه چه کسی نمایه را تهیه کرده است، نوع نیازمندیها و ...) مورد تحقیق قرار گرفته است. این گزارش همچنین اطلاعاتی دربارة ویژگیهای نمایه را ارائه کرده و نتایج کل طرح ضمیمه شده است.

 «لیدی و یورگنسن[15]» (1993) یک گروه دانش‎آموز داوطلب را انتخاب و روش واقعی استفاد، آنها از نمایه را بررسی کرده‎اند (لنکستر، 1382: 95).

  «دیوداتو» (1994) نتایج یک بررسی را ارائه داده که در آن بهره‎گیران، نمایه‏های کتاب را بر سایر نمایه‏ها  ترجیح داده‎اند. وی همچنین نظرهای کتابداران و دانشکده‎های آموزشی را در این‎باره مقایسه کرده است.

 «وب[16]» (1994) طی پژوهشی، با ارزیابی نمایه‏های زندگینامه‎های نوشته شده برای کودکان دریافت که تنها حدود 40% از این کتابها دارای نمایه بوده و در همة نمایه‏ها  از لغتهای مناسب با سطح خوانایی کودکان استفاده شده بود.

 «واینبرگ[17]» (2000) نمایه‏های پایان کتاب در فرانسه را بررسی و مشخص کرد که اغلب کتابهای فرانسوی معاصر نمایه ندارند.

 «رین و هنسل مایر[18]» (2000) و «اولاسون[19]» (2000) میزان استفاده پذیری نمایه‏های پایان کتابها را مورد مطالعه قرار دادند و نتیجه گرفتند که متغیرهایی مانند شیوة مدخل آرایی، نظام هادی و سبک نمایه‎سازی، بر میزان استفاده‎پذیری نمایه‏ها  مؤثرند.

 «واندر میج[20]» (2002) تأثیر سبک نمایه در جستجو را بررسی کرد و نتیجه گرفت که سبک تراز شده در مقایسه با سبک تورفته و متوالی عملکرد بهتری دارد.

 «بارنوم[21]و همکاران» (2004) جستجو از طریق نمایه پایان کتاب و تمام متن را بررسی کردند و نتیجه گرفتند که کاربران جستجوی تمام متن را به استفاده از نمایه ترجیح می‎دهند، ولی هنگام استفاده از نمایه، اطلاعات را سریع‎تر بازیابی می‎کنند.

با توجه به اهمیت و ضرورت وجودی نمایة کارآمد منطبق با نیازهای اطلاعاتی جامعة مخاطب، اطلاعات مندرج در کتابهای حوزه علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی و تأکید بر اصل دسترسی به اطلاعات، به سرعت و سهولت این موضوع مورد توجه محقق قرار گرفت. از آنجا که تاکنون چنین تحقیقی در مورد نمایه پایان کتابهای فارسی حوزة علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی در فاصلة سالهای 1389-1385،از نظر رعایت معیارهای استاندارد ایزو 999-1996 صورت نگرفته است، تحقیق حاضر انجام شد، با این امید که توجه نویسندگان و ناشران بیش از پیش به ضرورت وجودی نمایه‏های کارآمد پایان کتابهای این حوزه جلب شود.

هدفهای پژوهش

هدف عمدة پژوهش حاضر، ارزیابی نمایة پایان کتابهای فارسی حوزة علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی بر مبنای معیارهای استاندارد ایزو 999 می‎باشد. علاوه بر هدف عمده، هدفهای فرعی زیر نیز مورد توجه است:

-     تعیین میزان وجود نمایة پایانی در کتابهای حوزه‏های مختلف موضوعی علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی

-     تعیین میزان انطباق نمایة پایانی کتابهای مورد بررسی با معیارهای ارزیابی استاندارد ایزو 999

-     تعیین میزان رعایت معیارهای استاندارد ایزو 999 در نمایة پایانی کتابهای مورد بررسی از سوی ناشران مختلف

-     تعیین میزان انطباق نمایه‏های پایانی با معیارهای ارزیابی ایزو 999، از نظر نمایه‏های بنیادی و ترجمه‏ای (کتابهای تألیفی و ترجمه‏ای)

-     تعیین نسبت میانگین صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب در حوزه‎های مختلف موضوعی کتابداری و اطلاع‎رسانی

-     تعیین وضعیت انواع نمایة پایانی کتابهای مورد بررسی از نظر شیوة چاپ، ساختار مدخل و نوع تهیه و تنوع

-     تعیین وضعیت انواع نمایة پایانی کتابهای مورد بررسی از نظر پوشش، محتوا و ساختار(سطح بندی)

سؤالهای پژوهش

در راستای دستیابی به هدفهای پژوهشی فوق، پژوهش حاضر بر آن است تا به سؤالهای زیر پاسخ گوید:

1-  چه میزان از کتابهای مورد بررسی، در حوزه‎های مختلف موضوعی کتابداری و اطلاع‎رسانی دارای نمایه پایانی هستند؟

2-  میزان انطباق نمایه‏های پایان کتابهای مورد بررسی با معیارهای ارزیابی استاندارد ایزو 999 چگونه است؟

3- میزان رعایت معیارهای استانداردهای ایزو 999 در نمایه پایانی کتابهای مورد بررسی از سوی ناشران مختلف چگونه است؟

4- از نظر میزان انطباق با معیارهای ارزیابی ایزو999-1996، چه تفاوتی میان نمایه‏های بنیادی و ترجمه‎ای (کتابهای تألیفی و ترجمه‎ای) پایان کتابهای مورد بررسی وجود دارد؟

5- نسبت میانگین صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب چقدر است و آیا تفاوت معناداری بین نسبت میانگین صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب در حوزه‎های مختلف موضوعی کتابداری و اطلاع‌رسانی وجود دارد؟

6- وضعیت انواع نمایة پایانی کتابهای مورد بررسی از نظر شیوه چاپ، ساختار مدخل و نوع تهیه و تنوع چگونه است؟

7- وضعیت انواع نمایة پایانی کتابهای مورد بررسی از نظر پوشش، محتوا و ساختار(سطح‎بندی) چگونه است؟  

روششناسی پژوهش

طرح تحقیق، جامعة آماری، نمونه و روش نمونه‎گیری

پژوهش حاضر کمّی و پیمایشی می‎باشد و نوع طرح تحقیق توصیفی- ارزشیابی است. جامعة آماری مورد بررسی این پژوهش، کتابهای فارسی غیر مرجع منتشر شده در حوزة علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی در فاصله سالهای 1389-1385 می‎باشد. در نمونه‎گیری، از روش نمونه‎گیری تصادفی استفاده شده است؛ به طوری‎که ابتدا بر مبنای فهرست کتابهای کتابداری و اطلاع‎رسانی موجود در بازار کشور تعداد کتابهای فارسی غیر مرجع منتشر شده در این حوزه در فاصلة سالهای 1389-1385، 290 عنوان برآورد گردید. لازم به ذکر است، در تحقیق حاضر تأکید بر ناشران تخصصی و فعال در زمینه کتابداری و اطلاع‎رسانی مانند: کتابدار، چاپار، دبیزش، کتابخانه رایانهای، کتابخانه ملی و مرکز اسناد ملی ایران، پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری و دبیرخانه هیئت امنای کتابخانههای عمومی بوده است؛ زیرا این ناشران جزو ناشران مطلع در زمینه اهمیت و سودمندی نمایه‏ها در دسترسی به اطلاعات به شمار می‎روند. از سوی دیگر، کتابهای مرجع در این تحقیق در نظر گرفته نشده است. یکی از دلایل عمدة امر این است که وجود نمایه کارآمد و اثربخش به عنوان یکی از اصول اساسی تدوین کتب مرجع شناخته می‎شود و الگوی ارزیابی نمایه پایانی کتابهای مرجع باید در نوشتاری جداگانه‏ با دقت و حساسیت بیشتری مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد.

حجم نمونه با توجه به تعداد کلّ جامعة آماری و بر اساس جدول مورگان[22] محاسبه شد؛ به این ترتیب که از کل 290 عنوان جامعه آماری مورد تحقیق، 165 نمونه به صورت تصادفی انتخاب گردید.

روش تجزیه و تحلیل داده‎ها

رویکرد تجزیه و تحلیل داده‎ها توصیفی- تفسیری است و تجزیه و تحلیل آماری داده‎ها با استفاده از نرم‎افزار آماری علوم اجتماعی، نسخه 16 انجام می‎شود. این عملیات و روشهای آماری شامل دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی است. از آمار توصیفی برای تجزیه و تحلیل فراوانی و درصد و پاسخگویی به سؤالهای  پژوهشی 4، 5، 6و 7 استفاده شده است. در بخش آمار استنباطی نیز از آزمون ناپارامتری توزیع داده‎ها(χ²) برای پاسخگویی به سؤالهای 1، 8 و 9 و از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون پارامتری تحلیل واریانس(ANOVA) برای پاسخگویی به سؤالهای 2 و 3 استفاده شده است.

بحث و یافته‎های پژوهش

سؤال پژوهشی اول: چه میزان از کتابهای مورد بررسی، در حوزههای مختلف موضوعی کتابداری و اطلاعرسانی، دارای نمایة پایانی هستند؟

پیش از این در قسمت مباحث نظری تحقیق، به ضرورت و سودمندی وجود نمایه پایان کتاب اشاره شد. در ادامه باید اشاره مختصری به تفاوت بین فهرست مندرجات و نمایة پایان کتاب داشت؛ زیرا به اعتقاد برخی، با وجود فهرست مندرجات، نیازی به صرف هزینه برای تهیه نمایه پایان کتاب وجود ندارد. حال آنکه:

- فهرست مندرجات طرح و نقشه دلخواه نویسنده از مطالب کتاب است که وی قصد دارد موضوع و محتوا را در جالب‎ترین و دقیق‎ترین شیوه با تقسیمهای فرعی معرفی کند، اما نمایة طرح و نقشة نمایه‎ساز از اطلاعات ارائه شده توسط نویسنده است که مطالب اثر را به بهترین روش نشان می‎دهد.

 - فهرست مندرجات بر اساس توالی حضور مطالب متن اصلی مرتب می‎شود، حال آنکه نمایة کتاب به طور معمول بر  اساس نظم الفبایی مرتب می‎شود.

 - فهرست مندرجات خط سیر اندیشه یک نفر(نویسنده، مترجم یا گردآورنده) است و نمایة خط سیر اندیشه مخاطبان بالقوة اثر است.

- فهرست مندرجات کلی و نمایه جزئی‎تر از آن است. بنابراین، هیچ کدام نمی‎تواند جایگزین دیگری شود(سهرابی،1389؛ نوروزی، 1380: 17). از کل کتابهای منتشر شده در موضوع علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی در فاصلة سالهای 1389-1385، 28/37% نمایة پایانی داشته‌اند. همان‌طور که در جدول 2 مشاهده می‏شود، ابتدا کتابهای مختلف علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی در هشت حوزه موضوعی دسته‎بندی شدند و در ادامه میزان وجود نمایة پایان کتاب در حوزه‎های مختلف موضوعی به دست آمد؛ به این ترتیب که بیشترین تراکم نمایه در پایان کتابهای حوزه موضوعی: کتابداری، فلسفه و تاریخ کتابداری، ساختمان و تجهیزات (2/22%) و فناوری اطلاعات، منابع الکترونیکی، اشاعة اطلاعات (19%) وجود دارد. حوزه‎های موضوعی مجموعه‎سازی، مرجع‎شناسی و هم رده با آن حوزه موضوعی مدیریت دانش، مدیریت کتابخانه‎ها و مراکز اطلاع‎رسانی با 9/15% حایز رتبه‎های بعدی به لحاظ دارا بودن نمایه پایانی می‎باشند. در برابر ذخیره و بازیابی، کتابخانه‎های عمومی، آموزشگاهی، دانشگاهی(7/12%) در حد متوسط و حوزه‎های موضوعی سازماندهی، ادبیات کودکان و نوجوانان و نشر، آرشیو، نشریه‎های ادواری به یک میزان (8/4%) از نظر دارا بودن نمایة پایانی در حد ضعیف ارزیابی می‎شوند. چنان که در جدول 2 مشاهده می‎شود، نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون[23]P=0.017)) نشان می‎دهد بین کتابهای منتشر شده در حوزه‎های مختلف موضوعی علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی، تفاوت معناداری وجود دارد.

 

جدول 2. توزیع فراوانی‏ و‏ نتایج حاصل‏ از ‏آزمون ‏مجذور‏ خی ‏در ‏مورد ‏وضعیت ‏وجود ‏نمایة ‏پایانی ‏در‏کتابهای‏حوزه‏های‏ ‏موضوعی‏علوم‏کتابداری و اطلاع‎رسانی

ردیف

حوزه موضوعی

فراوانی

درصد

1

کتابداری، فلسفه و تاریخ، ساختمان و تجهیزات

14

2/22

2

مجموعه‎سازی، مرجع‎شناسی

10

9/15

3

سازماندهی، ادبیات کودکان و نوجوانان

3

8/4

4

ذخیره و بازیابی، کتابخانه‎های عمومی، آموزشگاهی، دانشگاهی

8

7/12

5

فناوری اطلاعات، منابع الکترونیکی، اشاعه اطلاعات

12

19

6

نشر، آرشیو، نشریات ادواری

3

8/4

7

مدیریت دانش، مدیریت کتابخانه‎ها و مراکز اطلاع‎رسانی

10

9/15

8

آمار، روش تحقیق

3

8/4

-

مجموع

63

100

-

مقدار χ²

13/17

-

سطح معناداری

017/0

 

سؤال پژوهشی دوم: میزان انطباق نمایه‏های پایان کتابهای مورد بررسی با معیارهای ارزیابی استاندارد ایزو 999 چگونه است؟

میزان رعایت معیارهای ارزیابی در نمایه‏های پایانی مورد بررسی بر اساس استاندارد میانگین نسبتها 65/56% می‎باشد که درصد متوسطی است، به طوری که میزان رعایت معیارها در مورد نظم الفبایی و صفحه شمار(4/98%)، حروف چاپی مناسب(2/95%) و علائم نقطه‎گذاری(3/87%) در حد بسیار بالاست. میزان رعایت معیارها در مورد تورفتگی(1/57%)، استفاده از کلمه یا عبارات توضیحگر(8/50%) و استفاده از ارجاعها(46%) در حد متوسط و میزان رعایت معیارهای یادداشتهای مقدماتی(1/11%) و یادداشت دامنه(5/9%) در حد ضعیف برآورد می‎شود و مطابق جدول 3، بر اساس مقدار مجذور خی(χ²) به دست آمده با 99% اطمینان تفاوت معناداری بین میزان رعایت معیارهای ارزیابی مذکور وجود دارد.

 

جدول 3. توزیع فراوانی رعایت معیارهای ارزیابی استاندارد ایزو در نمایه‏های پایان کتابهای حوزه علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی و نتایج حاصل از آزمون مجذور خی

ردیف

معیارهای ارزیابی

فراوانی

درصد

1

یادداشتهای مقدماتی

7

1/11

2

ارجاعها

29

46

3

یادداشت دامنه

6

5/9

4

توضیحگر

32

8/50

5

نقطه‎گذاری

رعایت شده

55

3/87

تاحدودی

8

7/12

6

نظم الفبایی

62

4/98

7

تورفتگی

36

1/57

8

حروف چاپی مناسب

60

2/95

9

صفحه‎شمار

62

4/98

-

مجموع‏فراوانی‏و‏میانگین

‏نسبت‎ها

357

65/56

-

مقدار χ²

111/38

-

سطح معناداری

0001/0

 

سؤال پژوهشی سوم: میزان رعایت معیارهای استانداردهای ایزو 999 در نمایه پایانی کتابهای مورد بررسی از سوی ناشران مختلف چگونه است؟

به اعتقاد برخی صاحب‎نظران، در طول سالیان گذشته با انفجار انتشار اطلاعات مواجه بوده‎ایم، به طوری که آمار نشر رشد قابل ملاحظه‎ای نسبت به گذشته داشته است. در این بین، آنچه بیش از پیش خودنمایی می‎کند، این است که ظهور ناشران خصوصی بیش از ناشران دولتی بوده است. این حقیقتی است که با نتایج به دست آمده از این تحقیق همسویی دارد. در کنار ناشران دولتی و خصوصی، آثاری به بازار نشر وارد می‎شوند که حاصل مشارکت دو ناشر دولتی، دو ناشر خصوصی و یا گاه ناشر دولتی و خصوصی است. در این سؤال، قصد داریم تأثیر انتشار کتابهای علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی بر کیفیت و کمیّت نمایة پایانی کتابها را مورد سنجش قرار دهیم.

چنان که در جدول 4 مشاهده می‎شود، نتایج حاصل نشان می‎دهد بین کمیّت و کیفیت نمایة پایانی کتابهای علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی از سوی ناشران مختلف(دولتی، خصوصی، و مشارکتی) تفاوت معناداری وجود ندارد و با وجود تعداد بیشتر ناشران خصوصی نسبت به ناشران دولتی، تفاوت قابل ملاحظه‏ای در نمایة پایانی کتابهای منتشر شده توسط آنان دیده نمی‎شود.

 

جدول 4.  میزان رعایت معیارهای ارزیابی استاندارد ایزو 999 از سوی ناشران مختلف

ردیف

ناشران

 ملاکها

دولتی

خصوصی

مشارکتی

χ²

سطح معناداری

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

1

یادداشتهای مقدماتی

1

1/9

6

5/12

0

0

639/0

726/0

2

ارجاعها

4

4/36

24

50

1

25

430/1

489/0

3

یادداشت دامنه

1

1/9

5

4/10

0

0

468/0

791/0

4

توضیحگر

6

5/54

26

2/54

0

0

409/0

110/0

5

نقطه‎گذری

رعایت شده

8

7/72

43

6/89

4

100

915/2

233/0

تاحدوی

3

3/27

5

4/10

0

0

432/2

095/0

6

نظم الفبایی

11

100

47

9/97

4

100

318/0

853/0

7

تورفتگی

7

6/63

28

6/59

1

25

980/1

372/0

8

حروف چاپی

11

100

45

7/95

4

100

660/0

719/0

9

صفحه‎شمار

11

100

47

9/97

4

100

318/0

853/0

 

سؤال پژوهشی چهارم: از نظر میزان انطباق با معیارهای ارزیابی ایزو999، چه تفاوتی میان نمایه‏های بنیادی و ترجمهای (کتابهای تألیفی و ترجمهای) پایان کتابهای مورد بررسی وجود دارد؟

در راستای پاسخگویی به این سؤال، پس از محاسبة فراوانی و درصد فراوانی هر یک از معیارهای مؤثر در ارزیابی نمایه پایان کتابهای مورد بررسی، مقولة نوع تهیه و تنوع نمایه نیز در این سنجش مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از انجام آزمون ناپارامتری مجذور خی(χ²)مطابق جدول 5، نشان می‎دهد تفاوت معناداری بین رعایت هر یک از ملاکها و نوع اثر به لحاظ تهیه و تنوع وجود دارد.

 

جدول 5. وضعیت رعایت معیارهای ارزیابی در نمایه‏های بنیادی، ترجمه یا گردآوری، و تألیف و ترجمه

ردیف

نوع اثر

معیارها

بنیادی(تألیفی)

ترجمه یا گردآوری

تالیف و ترجمه

χ²

 

سطح معناداری

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

1

یادداشتهای مقدماتی

5

3/14

2

10

0

0

382/1

501/0

2

ارجاعها

18

4/51

9

45

2

25

843/1

398/0

3

یادداشت دامنه

3

6/8

3

15

0

0

575/1

455/0

4

توضیحگر

17

6/48

10

50

5

5/62

513/0

774/0

5

نقطه‎گذاری

رعایت شده

32

4/91

15

75

8

100

431/4

109/0

تاحدودی

3

6/8

5

25

0

0

988/4

04/0

6

نظم الفبایی

34

1/97

20

100

8

100

813/0

666/0

7

تورفتگی

22

7/64

11

55

3

1/58

082/2

353/0

8

حروف چاپی

33

1/97

19

95

8

100

477/0

788/0

9

صفحه‎شمار

34

1/97

20

100

8

100

813/0

666/0

 

سؤال پژوهشی پنجم: نسبت میانگین صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب چقدر است و آیا تفاوت معناداری بین نسبت میانگین صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب در حوزههای مختلف موضوعی کتابداری و اطلاعرسانی وجود دارد؟

نمایه‎ساز باید توانایی تشخیص تمام مفاهیم یک مدرک را که برای استفاده کننده ارزش بالقوه دارد، داشته باشد. نکته مهم آن است که در نمایه‎سازی نباید موضوع مدرک اصلی خیلی معدود تعبیر شود. هر چند گاهی نمایه‎سازی برای یک گروه استفاده کننده خاص انجام می‎گیرد؛ این نمایه‏ها اغلب برای گروه‎های استفاده کننده دیگر نیز استفاده می‎شوند. با ایجاد ارتباطات بین رشته‎ای از یک سو و رشد شبکه‎های اطلاع‎رسانی از سوی دیگر، باید استفاده‎کنندگان بالقوه و به دنبال آن محتوای مدرک را از هر جنبه در نظر گرفت (مرادی، 1386). این مطلب به عنوان یکی از موارد مهم در ارزیابی کیفی محتوای نمایه‏های پایانی کتاب شناخته می‎شود و نمایه باید به اندازه کافی به جزئیات مندرج در متن اصلی کتاب بپردازد. این خود مستلزم تفصیل و تنوع مدخلهای نمایه نسبت به محتوای اصلی کتاب است. به منظور سنجش نسبت صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب، از شاخص مرکزی میانگین استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که نسبت میانگین صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب 45/3% می‎باشد و طبق آمارهای به دست آمده از تحقیق «مولوانی[24] »(1994) این نسبت در ردیف نمایه‏ها‎ی متوسط دسته‎بندی می‎شود. با توجه به اینکه در مورد نسبت میانگین تعداد صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب استانداردهای متفاوتی وجود دارد، تصمیم گرفتیم با استفاده از آزمون تحلیل واریانس[25] میانگین تعداد صفحه‏های نمایه به متن کتاب را محاسبه کنیم. با توجه به نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس مطابق جدول 6، تفاوت معناداری در بین حوزه‎های مختلف موضوعی به لحاظ نسبت میانگین صفحه‏های نمایه به صفحه‏های کتاب وجود ندارد.

 

جدول 6.  نتایج حاصل از تحلیل واریانس نسبت میانگین صفحه‏های نمایه به صفحه‎های کتاب

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مربعات

مقدارF

سطح معناداری

بین گروهی

005/0

7

001/0

988/0

449/0

درون گروهی

042/0

55

001/0

 

 

مجموع

047/0

62

 

 

 

 

سؤال پژوهشی ششم: وضعیت انواع نمایة پایانی کتابهای مورد بررسی از نظر شیوة چاپ، ساختار مدخل و نوع تهیه و تنوع چگونه است؟

بر اساس معیارهای ارزیابی استاندارد ایزو 999-1996 انواع نمایه کتاب به لحاظ شیوة چاپ و ساختار مدخل، نوع تهیه و محتوا و پوشش قابل تقسیم هستند؛ به این ترتیب که در تقسیم‎بندی نمایه از نظر شیوة چاپ و ساختار مدخل، از سه گروه یاد می‎شود:

- نمایه ساده: به نمایه‎ای گفته می‎شود که مدخل یعنی مجموعة شناسه، بیانگر و جاینما در یک سطر می‎آیند. بیانگر به صورت طبیعی در ادامة شناسه ذکر می‎شود و جاینماها نیز به دنبال آن قرار می‎گیرد. در نمایة ساده، در مواردی که شناسه به تنهایی خود مدخل قرار گرفته است، برای جلوگیری از زیاد شدن جاینماها باید یک توضیحگر در برابر آن بیاید و یا در مقدمه نمایه ذکر شود.

- نمایه برون بافتی: به این نوع نمایه، نمایه خطی، جدا، سطری یا گسسته نیز  گفته می‎شود. در این نمایه، بیانگرها جدا از شناسه و به صورت الفبایی یا تورفتگی مرتب می‎شوند. به عبارت دیگر، بیانگرها به صورت منفرد و هر کدام در سطری مستقل همراه با جاینماهای مربوط می‎آیند. دراین نمایه، توالی بیانگرها تابع نظم الفبایی است. مانند:

ذخیره و بازیابی

تاریخچه: 5، 15، 45

داده پردازی: 66، 84، 195

مفاهیم: 25، 78، 123

- نمایه درون بافتی: نمایه درون بافتی با نامهای دیگری چون نمایه‎بندی، پیوسته یا پیوسته سطری نیز شناخته می‎شود، زیرا ترتیب نوشتن بیانگرهای یک شناسه به صورت سطری و پیوسته است. نحوة ساختار اصطلاحها درهمان بافتی که درمتن به کار رفته، رعایت می‎شود. نمایه به لحاظ ساختار نحوی، به زبان طبیعی است. همان‎طور که در نمونه زیر مشاهده می‎شود، در نمایه درون بافتی برای پرهیز از تکرار شناسه به طور معمول از علامت ابرو (~) استفاده می‎شود. ترتیب نوشتن، بیانگر  نمایة درون بافتی سطری است؛ یعنی تا جایی که سطر اجازه می‎دهد و از سطر دوم به بعد تورفتگی پیدا می‎کند و توالی بیانگرها، تابع توالی حضور آنها در متن اصلی کتاب است (نوروزی، 1380: 41-42).

کتابداری

اصول ~  سنتی: 81، 68-65،72؛

~ در قرن بیست و یکم: 78-75، 112؛

~  نوین:96، 115، 143

همان‎طور که در جدول6 مشاهده می‎شود، نتایج حاکی از آن است که بیشترین فراوانی نمایه‏های پایانی کتابهای علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی از لحاظ شیوه چاپ و ساختار مدخل به ترتیب به نمایه ساده (03/46%)، نمایه برون بافتی (74/31%)و نمایه درون بافتی (22/22%)اختصاص دارد.

به اعتقاد صاحب‎نظران، در تقسیم‏بندی نمایه از نظر نوع تهیه و تنوع نیز دو دسته به شرح زیر وجود دارد:

– نمایه بنیادی: نمایه‎ای است که توسط نویسنده یا نماساز برای کتاب تهیه می‎شود. نمایه بنیادی در مقایسه با دو نوع دیگر از ارزش بیشتری برخوردار است، زیرا نشان می‎دهد نویسنده یا نمایه‎ساز با صرف وقت و دقت بیشتری محتوای کتاب را ارائه کرده است. در واقع، نمایه‏های کتاب تألیفی از نوع بنیادی است.

- نمایه ترجمه شده: نمایه‎ای است که از زبان اصلی مدرک انگلیسی، فرانسه، آلمانی و ... ترجمه می‎شود و به  متن فارسی اثر، ارجاع جاینما داده می‎شود(مزینانی، 1373: 11). با توجه به اینکه برخی کتابها از نظر نوع تهیه در زمرة آثار گردآوری شمرده می‎شوند و تعداد آنها به نسبت بقیه موارد محدود است؛ این دو (ترجمه یا گردآوری) با یکدیگر در یک گروه دسته‎بندی شده‏اند. از سوی دیگر، برخی آثار به صورت توأم(تألیف و ترجمه) تهیه می‎شوند.  این گروه را در دسته‎ای جداگانه قرار دادیم. همان طور که در جدول 7 آمده است، بیشترین فراوانی نمایة پایانی کتابهای علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی از نوع بنیادی(تألیفی) (55/55%) و کمترین آن از نوع تألیف و ترجمه (87/15%) است.

جدول 7.  توزیع فراوانی انواع نمایة پایانی از لحاظ شیوة چاپ، ساختار مدخل و تهیه و تنوع

متغیرها

مؤلفهها و مقادیر

مجموع

شیوه چاپ و ساختار مدخل

ساده

برون بافتی

درون بافتی

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

29

03/46

20

74/31

14

22/22

63

100

تهیه و تنوع

بنیادی

ترجمه یا گردآوری

تألیف و ترجمه

 

 

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

35

55/55

18

57/28

10

87/15

 

سؤال پژوهشی هفتم: وضعیت انواع نمایة پایانی کتابهای مورد بررسی از نظر پوشش، محتوا و ساختار(سطحبندی) چگونه است؟  

منظور از پوشش، بار محتوایی مدخلهای نمایه است. در تقسیم‎بندی نمایه از نظر پوشش و محتوا، دو گروه وجود دارد. این گروه‎ها عبارتند از:

– نمایه نامها: منظور از نمایة نامها این است که به صورت مجتمع نمایه‎ای از نام پدیدآور، نامهای جغرافیایی، نام سازمانها و مؤسسه‎ها و نام اشخاص را در  این نمایه گردآوری کنیم.

– نمایه موضوعی: هر آنچه در زمرة موارد یاد شده در مورد نمایة نامها نباشد، در این گروه قرار می‎گیرد. با توجه به اینکه اغلب کتابهای مورد بررسی در نمایه‎سازی پایان کتابها به دو گروه‎بندی تفکیکی و ترکیبی قایل بودند، در این پژوهش نتایج حاصل مطابق جدول 8، نشان می‎دهد بیشتر نمایه‎سازان در نمایه‎سازی پایانی کتابها از نظر محتوا و پوشش به نمایه‎سازی ترکیبی(71/85%) توجه داشته‏اند و نمایة موضوعی و  نامها به صورت ترکیبی با یکدیگر تهیه شده است.

 

جدول 8. توزیع فراوانی انواع نمایة پایانی کتاب از لحاظ پوشش، محتوا و ساختار(سطح‎بندی)

متغیرها

مؤلفهها و مقادیر

مجموع

پوشش و محتوا

تفکیکی

ترکیبی

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

63

100

9

28/14

54

71/85

ساختار(سطح‎بندی)

یک سطحی

دو سطحی

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

43

25/68

20

74/31

 

ساختار نمایه پایان کتاب شامل اجزای تشکیل دهندة آن است، که عبارتند از: سرعنوان (مدخل اصلی)، معرّف (مدخل فرعی)، ارجاعهای متقابل، سرعنوان دارای معرّف و سرعنوان دارای توضیحگر و جاینما. مدخل نمایه، راه ورود خواننده به نمایه را فراهم می‎سازد و حداقل شامل یک سرعنوان و یک یا چند جاینماست. سرعنوان دارای معرف و سرعنوان دارای توضیحگر سرعنوانهایی هستندکه به ترتیب دارای حداقل یک معرّف و یا توضیحگر باشند (Diodato&Gandt,1991). بنابراین، ساختار مدخل ممکن است به یکی از چند حالت زیر باشد:

-         مدخل و جاینما (یک سطحی)

-         مدخل، مدخل فرعی و جاینما (دو سطحی)

-         مدخل، مدخل فرعی و زیر مدخل فرعی (سه سطحی)

-         مدخل، مدخل فرعی و زیر مدخل فرعی و زیر- زیر مدخل فرعی (چهارسطحی) (جعفری و داورپناه،1386 :64)

باید توجه داشت، سطح‎بندی نمایه اصولاً برای سهولت در امر خواندن توسط خواننده است. با توجه به اینکه در نمونة آماری مورد بررسی تمامی نمایه‏های پایانی از نوع یک سطحی و دو سطحی بودند، تنها همین دو سطح نیز مورد توجه قرار گرفت. چنان که در جدول 8 مشاهده می‎شود، نتایج نشان می‎دهد بیشتر نمایه‎سازان حوزه علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی (25/68%) به نمایة یک سطحی توجه نشان داده‏اند.

نتیجهگیری

نمایه‎سازی فرایندی است که با وجود پیشینة دیرینه و فعالیتهای عملی و نظری مختلف آن در سطح جهان، در کشور ما توجه چندانی به آن نشده است. نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان می‎دهد با وجود اینکه حوزه علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی نسبت به دیگر حوزه‎های موضوعی به لحاظ رعایت معیارهای استاندارد ایزو 999-1996 عملکرد بهتری داشته است؛ انتظار خوانندگان بالقوه کتابهای علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی از نمایة پایانی کتاب بیش از این است. شاید بتوان این انتظار را با استفاده از پدیده‎های نوظهور در نمایه‎سازی همچون نمایه‎سازی به کمک رایانه برآورده کرد و همگامی در فناوری نمایه‎سازی مقالات و پایگاه‎های اطلاعاتی را با نمایه‎سازی کارآمد و اثر بخش نمایة پایانی کتاب‎ها همراه ساخت و موجبات تسهیل دسترسی به اطلاعات در کمترین زمان و با صرف کمترین میزان انرژی را عینیت بخشید. به امید اینکه ناشران، نویسندگان و مترجمان حوزه علوم کتابداری و اطلاع‎رسانی ترغیب شوند نمایه پایانی کتابها را از ساده‎ترین سطح به بالاترین سطح ارتقا دهند.



[1]. Wheatley.

[2]. Back of book index.

[3]. Dutta& Sinha.

[4]. Cleveland& Cleveland.

[5]. Technical.

[6]. Semantic.

[7]. effectiveness .

[8]. Booth.

[9]. Salton.

[10]. Diodato.

[11]. Bishop, Liddy & Settle.

[12]. Gandt.

[13]. Bishop.

[14]. Liddy.

[15]. Jorgensen.

[16].Webb.

[17].Weinberg.

[18]. Ryan & Henselmeier.

[19]. Olason.

[20]. Van der Meij.

[21]. Barnum.

[22]. Morgan.

[23]. Pearson Corellation.

[24]. Mulvany.

[25]. ANOVA.

-   آبادطلب، حجت (1378). بررسی وضعیت نمایه‏های پایان کتابهای علوم فنی و مهندسی فارسی انتشاریافته در سالهای 1367- 1376. پایان‎نامه کارشناسی ارشد کتابداری دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی.

-      اشرفی‎ریزی، حسن و زهرا کاظم‎پور(1386). ارزیابی نمایه و نمایهسازی: معیارها و استانداردها. فصلنامه علوم و فناوری اطلاعات. 23(2-1)، دسترس‎پذیر در:

http://thesaurus.irandoc.ac.ir/etela-art/23/kazemi.htm.

-   جعفری، معصومه و  محمدرضا داورپناه(1386). ارزیابی نمایه‏های پایان کتابهای فارسی حوزه علوم اجتماعی از نظر رعایت ملاکهای استاندارد ایزو 999. کتابداری و اطلاع‎رسانی، 10(37):100-80. دسترس‎پذیر در: http://www.magiran.com/view.asp?ID=416683.

-   خالوئی، مرضیه(1385). نمایهسازی ماشینی. مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران(نما)، 6(3)، دسترس‎پذیر در: http://ejournal.irandoc.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-2-237

-      سلطانی، پوری و فرودین راستین (1381).اصطلاحنامه کتابداری. تهران: فرهنگ معاصر.

-      سهرابی(1389).انواع نمایه. برگرفته از: http://librarianarshad88.blogfa.com/post-18.aspx.

-   شریفیان، داوود (1376). بررسی وضعیت نمایه‏های انتهای کتابهای زبان و ادب فارسی انتشار یافته بین سالهای 1370-1374. پایان‎نامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‎رسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، 1376.

-      صدیق بهزادی، ماندانا و دیگران (1381). اصول نمایهسازی براساس استانداردهای ایزو 999-1996. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

-   کریمی، سکینه (1378). مطالعه میزان رعایت استانداردهای بین‎المللی ایزو در نمایه‏های پایانی کتابهای فارسی تاریخ معاصر ایران منتشر شده در سالهای 1373-1377. پایان‎نامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‎رسانی‎، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال.

-      گیلوری، عباس (1375). نقش نمایه در نظامهای بازیابی اطلاعات. اطلاع‎رسانی. 11(4)؛ تابستان: 23-14.

-      لیپز، بن آی(1373). سودمندی نمایه‏ها. ترجمه محسن نوکاریزی، پیام کتابخانه، 4(4-3)، پاییز و زمستان:122-117.

-      لنکستر، فردریک(1382). نمایهسازی و چکیدهنویسی: مبانی نظری و عملی. ترجمه عباس گیلوری. تهران: چاپار. 

-      محمدی‎فر، محمدرضا (1381). مبانی نمایهسازی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات.

-      مرادی، زهرا(1386). تکنیکهای نمایهسازی. برگرفته از: http://kareamali.blogfa.com/post-1270.aspx.

-   مزینانی، علی (1373). بررسی نمایه‏های انتهای کتابهای علوم پزشکی فارسی منتشر شده در سالهای 1368-1372. پایان‎نامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‎رسانی، دانشکده مدیریت و اطلاع‎رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی ایران.

-      نوروزی، علیرضا(1380). نمایه‎سازی کتاب: راهنمایی برای ناشران،‎ نمایه‎سازان، کتابداران، مؤلفان و مترجمان. تهران: چاپار.

-      Barnum, C.et al. (2004). Index Versus Fulltext Search: A Usability Study of User Prefernce and Performance.Technical Communication. 51(2):  185- 206.

-      Bonura, Larry S. (1994). The art of indexing. NewYork: John Wiley & Sons.

-      Bishop, A.P; Liddy,E.D; Settle,B. (1991).Index quality Study،Quantitative Description of back-of-book Indexes". Proceedings ofthe 22nd Annual Conference of the American Society of Indexers. Wheat Ridge,CO: American Society of Indexers. p 15-51.

-      Booth, Pat F. (2001). Indexing: The manual of good practice. Munchen: K. G. Saur.

-      Borko, H; Bernier, C.L.(1978). Indexing Concept and Methods. New York: Academic press.

-      Cleveland, Donald B., Ana D. Cleveland. 2001. Introduction to indexing and  abstracting. 3rd ed. Englewood: Libraries Unlimited.

-       Diodato.V; Gandt.G. (1991). Back of book Indexes and the Characteristics of Author and Nonauthor Indexing : Report of Exploratory study. Journal of American society for information science. 42(5): 341-350.

-      Diodato.V (1991). Cross-refrences in back-of-the book indexing.The Indexer: 34.

-      Dutta, S., P. K. Sinha(1984).Pragmatic approach to subject indexing: A new concept. Journal of the American Society for Information Science 35(6): 325-331.

-      26.International Standard Organization (ISO)(1996). ISO 999, information and  Documentation -guidelines for the content, organization and presentation of indexes. N.P. : ISO Press.

-      Lancaster, F. W. (1991). Indexing and abstracting in theory and practice. Champaign: University of Illinois Graduate School of Library and Information Science.

-      Nwodo, C.O.; Otokunefor, H.C.(1989). Indexing of books in Nigeria: some observations. The Indexer, 4(16), October: 249-250.

-      Olanlokun,S.O; Ojo,J.A. (1998).A Survey of the Effectiveness and Coverage of Indexing of Nigerian Publications from 1986-1996".African Journal of Library,Archives&Information Science: 97-104.

-      Olason,S. (2000). Lets Get Usable! Usability Studies for Indexes. The Indexer: 91-95.

-      Ryan,C.N. & Henselmeier.S. (2000). Usability Testing at Macmillan USA. Key Words. 8(188): 199-202.

-      Van der Meij, H (2002).Styling the index: is it time for a change?.Journal ofInformation Science. 28(3): 243-251.

-      Webb, K.A (1994).A Study of the Description and Evaluation of Indexes in Biographies written for Children. Masters Theses,Kent State University.

-      Weinberg, B.H (2000).Book Indexes in France: Medieval Specimens and Modern Practices. The Indexer. 22 (1): 2-13.

-      Wheatley, Henry Benjamin(1879). What is an index? A fewnotes on indexes and indexers. London: Longman, Green Co.