زیرساختهای اشتراک دانش در آموزش عالی: بررسی گروه‎های آموزشی کتابداری و اطلاع‎رسانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مدیر گروه کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاه امام‌رضا(ع)

چکیده

در این پژوهش، زیرساختهای اشتراک دانش (بسترها و شیوههای به اشتراکگذاری دانش) در گروههای آموزشی کتابداری و اطلاعرسانی بررسی شده است. بسترهای اشتراک دانش در این پژوهش از دو رویکرد بررسی شدهاند؛ ابتدا بسترهایی که از نظر اعضای هیئت علمی برای اشتراک دانش مناسب دانسته شد  و سپس بسترهایی که توسط دانشگاه محل خدمت اعضای هیئت علمی برای اشتراک دانش فراهم شده، شناسایی گردید (در این پژوهش، بسترهای پست الکترونیک، کارگاههای آموزشی، سمینارها و نشریههای تخصصی به عنوان مناسبترین بسترها از دیدگاه اعضای هیئت علمی، تعیین گردید). با مقایسه و تطبیق یافتههای این دو قسمت،  خلأ بین بسترهای مناسب و موجود مشخص شد و نتایج نشان داد فراهمآوری بسترهای اشتراک دانش توسط دانشگاههای محل خدمت اعضای هیئت علمی، زیر سطح متوسط بوده است. همچنین، در پژوهش حاضر متداولترین شیوههای اشتراک دانش مورد استفاده اعضای هیئت علمی(شامل: اشتراک دانش از طریق جلسات و نشستهای رسمی، شرکت در سمینارها، استفاده از پست الکترونیک و گروههای بحث و انتشار مقاله در نشریهها) شناسایی گردید. پژوهشگر در این پژوهش به وجود رابطهای متقابل بین بسترها و شیوههای اشتراک دانش پی برد.
 

کلیدواژه‌ها


دانش منبعی با ارزش برای مزیّت رقابتی در سازمانها به شمار می‎رود (برینک و بله[1]2009). با روی‎آوری به مسیر دانش محوری در دنیای کنونی، مدیریت دانش به عنوان ابزاری کلیدی و راهبردی برای بهبود سطح تولید در سازمانها، اشتراک و به کارگیری دانش، مورد توجه قرار گرفته است (اسپندر و گرانت[2]، 1996؛ استوارت[3]، 1997نقل در کیم و جو[4]، 2008).

در شرایطی که سازمانها بویژه دانشگاه‎ها به سمت‎و‎سوی یادگیری مستمر و خلّاقانه حرکت می‎کنند، اشتراک و انتقال دانش، هستة اصلیِ مدیریت دانشِ اثربخش تلقی می‎شود و دانشگاه‎ها به عنوان محیطی آموزشی و پژوهشی، مکانی مناسب برای به اشتراک‎گذاری دانش و پیاده‌سازی فرهنگ اشتراک دانش شمرده می‎شوند. در این دوران، دانشگاه‎ها، مانند بسیاری از سازمانهای دیگر، در فضای رقابتی قرار گرفته و ضروری است مطمئن شوند که در این محیط مورد  نظر آنها دانش خلق و منتقل می‎گردد و بین افراد به اشتراک گذاشته می‎شود. در این بین، اعضای هیئت علمی مهم‎ترین عناصر سازندة مؤسسه‎های دانشگاهی در حوزه تولید و کاربرد دانش به شمار می‎روند. به نقل از «کیم و جو» (2008) چنانچه شرایط و بستر لازم برای اعضای هیئت علمی فراهم شود، این افراد می‎توانند دانش خود را به اشتراک بگذارند و باعث موفقیت سازمان شوند. به بیان دیگر، این دانش حیاتی و مهم هنگامی به جریان می‎افتد که افراد تمایل به همکاری و اشتراک دانش داشته باشند و افزون بر آن تمهیدات و سازوکارهای مؤثری همچون نهادینه نمودن برنامه‎ها و سیاستهای اشتراک دانش در کنار فراهم‎آوری بسترها و کانالهای انتقال دانش، مورد توجه سازمانها قرار گیرد.

 در ایران، رشتة کتابداری و اطلاع‎رسانی بیش از چهار دهه است در مقاطع مختلف از کاردانی تا دکتری در دانشگاه‎های مختلف تدریس می‎شود. اعضای هیئت علمی این رشته با توجه به ماهیت حرفه که بر فراهم‎آوری، ذخیره، سازماندهی و اشاعه دانش مبتنی است از یک سو و فعالیتهای آموزشی و پژوهشی از سوی دیگر، می‎توانند از جمله موجّه‎ترین افراد برای اشتراک دانش و انتقال اطلاعات به شمار آیند. از این رو، به نظر می‎رسد فراهم‎آوری ملزوماتی از جمله زیرساختهای اشتراک دانش توسط دانشگاه‎ها، نقش مؤثری در پیشبرد هدفهای حرفه‎ای، آموزشی و پژوهشی آنان ایفا نماید. با این رویکرد، پژوهش حاضر به بررسی زیرساختهای اشتراک دانش در گروه‎های آموزشی کتابداری و اطلاع‎رسانی در دانشگاه‎های دولتی و آزاد پرداخته است.

2. زیرساختهای اشتراک دانش

توجه به زیرساختهای اشتراک دانش از سوی سازمانها و مؤسسه‎های آموزشی و پژوهشی و نهادینه شدن سیاستها و برنامه‎های مرتبط با اشتراک دانش، سازمانها را در اجرای هر چه بهتر و تسهیل فرایند اشتراک دانش یاری می‎نماید. در این بخش، زیرساختهای مرتبط با اشتراک دانش در سه مقولة برنامه‎های اشتراک دانش، شیوه‎های رسمی و غیر رسمی در به اشتراک‎گذاری دانش و بسترها و مجراهای اشتراک دانش طبقه‎بندی شده است و به طور مختصر توضیحاتی در ارتباط با هر یک ارائه می‎گردد.

2-1. برنامه‎های اشتراک دانش

در راستای سیاست‎گذاری کلان برای پیاده‎سازی مدیریت دانش و در پی آن اشتراک دانش، برنامه‎ها و راهبردهایی توسط سازمانها و مؤسسه‎های آموزشی و پژوهشی مورد توجه قرار می‎گیرد. از جمله برنامه‎های مورد توجه می‎توان به برگزاری سمینارها و کنفرانسها، برگزاری کارگاه‎های آموزشی و یا فراهم‎آوردن شرایط شرکت در آن به عنوان مدرس یا فراگیر، برگزاری مهمانیهای علمی و غیر رسمی، تشکیل گروه‎های هم کارکرد[5]، تشکیل جلسات حل مسئله(مشکل‎گشایی گروهی)، ایجاد مخازن دانش[6] و استقرار نظام پاداش‎دهی اشاره کرد.

2-2. شیوه‎های به اشتراک‎گذاری دانش

شیوه‎های به اشتراک‎گذاری دانش، وضعیتی را توصیف می‎کند که دانش از آن طریق به اشتراک گذاشته می‎شود.

مطالعة متون و پژوهشها  نشان داد به طور کلی دو رویّة رسمی و غیر رسمی در تسهیم دانش وجود دارد. آنچه این دو رویّه را از یکدیگر متمایز می‎سازد، محتوای دانش نیست بلکه شرایط محیطی، امکانات و عوامل سازمانی دیگری در این امر دخیل است. به نقل از «کینگ[7]» (2001) دانش، چه عینی و چه ضمنی، می‎تواند از طریق رویّه‎های رسمی و غیر رسمی به اشتراک گذاشته شود.

2-2-1. روشهای غیر رسمی اشتراک دانش

اشتراک دانش به شیوۀ غیر رسمی از طریق گفتگوهای غیر رسمی و تعاملهای شخصی بین همکاران رخ می‎دهد. این تعاملها ممکن است از طریق سمینارهای غیر رسمی، ملاقاتهای بدون برنامه، گفتگو هنگام نوشیدن چای و قهوه (گائو[8]،2004)، چهره به چهره و از طریق پست الکترونیک و گفتگوی تلفنی بین دو نفر(کینگ، 2001)، و یا از طریق یادداشتهای شخصی، چت و گروه‎های بحث (چادری[9]،2005) صورت پذیرد.

به گفتة برخی دیگر از پژوهشگران، از آنجا که تعاملهای غیر رسمی بر پایة ارتباطهای شخصی و اعتماد بنا گردیده است، موجب می‎شود دانش بیشتری بین افراد به اشتراک گذاشته شود (چنگ، هو و لا[10]، 2009).

2-2-2. روشهای رسمی اشتراک دانش

مطالعة متون حاکی از آن است که روشهای رسمی اشتراک دانش بر پایة فناوریها قرار دارد. اینترانت‎ها، لیست سرورها (کینگ، 2001)، ‎کارگاه‌های آموزشی و تورهای برنامه‎ریزی شده (گائو،2004 و اگبو و باتریل[11]، 2002) شبکه‎های اجتماعی و گروه‎های ساختار یافته، مانند گروه‎های هم کارکرد(کیم و لی، 2006) و مخازن دانش (چنگ، هو و لا، 2009) بستر‎هایی هستند که اشتراک دانش به شیوۀ رسمی را امکان‎پذیر می‎سازند.

علاوه بر روشهای رسمی و غیر رسمی در به اشتراک‎گذاری دانش، روشهای دیگری نیز وجود دارد که انتخاب هر یک از آنها با توجه به نوع دانش(عینی یا ذهنی)، تکراری بودن و تناوب فرایند اشتراک و دریافت کنندۀ دانش(فرد، گروه، یا کل سازمان) صورت می‎گیرد. از آن‎جمله می‎توان به  انتقال سریالی، انتقال نزدیک[12]، انتقال دور[13]، انتقال استراتژیک[14] و انتقال خبره[15] اشاره نمود (دیکسن[16] نقل در محمدی فاتح، سجانی و محمدی، 1387).

2-3. بسترها و مجراهای اشتراک دانش

از جمله زیرساختهای مورد توجه برای اشتراک دانش، فراهم‎آوری بسترهای مناسب و مجراهایی است که فرایند اشتراک دانش را تسهیل و شرایط لازم را برای این امر فراهم می‎سازند. مطالعۀ متون حاکی از آن است که بسترهای اشتراک دانش را می‎توان در دو مقوله طبقه‎بندی کرد: بسترهای مبتنی بر فناوریها و بسترهایی که الزاماً به وجود فناوریها نیاز ندارند، بلکه در مواردی فناوری می‎تواند نقش تسهیل کننده در اجرای هر چه بهتر فرایند اشتراک دانش از طریق آن بستر به شمار آید. در ادامه، به نمونه‎هایی از این بسترها اشاره می‎شود.

2-3-1. بسترهای اشتراک دانش مبتنی بر فناوریها

بسیاری از پژوهشگران نقش مؤثر فناوری اطلاعات در اشتراک و انتقال دانش را بررسی کرده‎اند (موفت و دیگران[17]، 2003؛ آلبینو[18]، 2004؛ کابررا و کابررا، 2006؛ روبرتز[19]، 2000 نقل در گوزا[20]، 2006).

به نظر «تیس و اورلیکوسکی»[21]  فناوریها امکان شکل‎دهی گروه‎ها و ارتباط بین آنها را به خوبی فراهم و تعاملهای اجتماعی بین افراد و داخل گروه‎ها را تقویت می‎کنند (نقل در بینزشوارف[22]، 2003). وجود شبکه‎های رایانه‎ای، تابلوهای اعلانات، گروه‎های بحث و گروه افزارها، بین کسانی که در جستجوی اطلاعات می‎باشند و کسانی که دسترسی به اطلاعات را کنترل می‎کنند، ارتباط ایجاد کرده است (سنگ، زانس و پیس[23]، 2002  نقل در کیم و لی[24]، 2006).

ابزارهای مبتنی بر فناوری، علاوه بر کاهش هزینه‎ها و صرفه‎جویی در وقت، در به اشتراک‎گذاری دانش و ایده‎ها، فرایند جریان دانش در درون سازمان و بیرون از سازمان را به همراه داشته است (کابررا و کابررا[25]، 2005). در این راستا، اینترنت و خدماتی که از طریق آن ارائه می‎شود، از جمله پست الکترونیکی، گروه‎های بحث، وبلاگها، ویکی‎ها و شبکه‎های اجتماعی و.... دسترسی به دانش و مدیریت آن را به گونه‎ای مؤثر فراهم آورده و تعاملهای بین افراد و تبادل دانش را در سطحی گسترده امکان‎پذیر نموده است.

علاوه بر موارد ذکر شده، در میان بسترهای اشتراک دانش مبتنی بر فناوریها، برخی پژوهشگران به مواردی از جمله  اینترانت‎ها، گروه افزارها[26]، تابلوهای اعلانات الکترونیکی[27]، ویدئوکنفرانس‎ها[28]، آر‎اس‎اس (لین[29]، 2007)، تلفن (اگبو و باتریل،2002) و پورتال‎ها[30] (گو و دیگران[31]، 2008) به عنوان ابزارهای اشتراک دانش اشاره نمودند.

2-3-2.  بسترهای اشتراک دانش بدون وابسته به فناوریها

در میان بسترهای اشتراک دانش، فراهم‎آوری برخی بسترها به وجود فناوریها وابسته نیست و سازمانها و مؤسسه‎های آموزشی و پژوهشی از جمله دانشگاه‎ها می‎توانند به ایجاد و راه‎اندازی آن اقدام کنند. در این بین، می‎توان به جلسات هفتگی یا ماهانه با گروه، سمینارها و نشستهای علمی، کارگاه‎های آموزشی، نشریه‎ها و... اشاره کرد.

3. پیشینة پژوهش

مرور متون نشان داد پژوهشهای اندکی زیرساختهای اشتراک دانش را بررسی کرد‎ه و اغلب بر عوامل تأثیر‎گذار بر اشتراک دانش توجه نموده‎اند.

«برننراس، بکرز و ورسپیجن[32]» (2006) در پژوهشی که انجام دادند، کانالهای مختلف انتقال دانش را بین دانشگاه و صنعت بررسی نموده‎اند. این مطالعه موردی بر روی 138 نفر از پژوهشگران در دپارتمان مهندسی زیست پزشکی[33] که مشغول انجام فعالیتهای پژوهشی بودند، صورت گرفت. در این پژوهش، گروهی از کانالهای مختلف اشتراک دانش متناسب با فعالیتهای علمی انجام شده در این دپارتمان انتخاب گردید (از جمله انتشارات؛ شرکت در کنفرانسها و شبکه‎های حرفه‎ای؛ جابجایی کارکنان؛ همکاری در آموزش و ...) نتایج یافته‎های حاصل از تحلیل رتبه‎ای انجام گرفته بین کانالهای مختلف، بیانگر آن است که کنفرانسها، کارگاه‎های آموزشی، انتشارات مورد مراجعه و انتشارات علمی، در بالاترین رتبه و در گروه اول قرار دارند و پس از آن پروژه‎های مشترک تحقیق  و توسعه[34] و به طور قابل‎توجهی شبکه‎های مبتنی بر همکاریهای دوستانه[35] به عنوان کانالهای مهم، شناسایی گردیدند.

«سوهامی، ابوباکر و آلیاس[36]» (2006)، فرهنگ اشتراک دانش و نقش جوامع هم کارکرد در پیاده‎سازی و اجرای مدیریت دانش در دانشگاه‎های دولتی مالزی را بررسی کرده‎اند. یافته‎ها گویای آن است که در میان گروه‎های مختلف از جوامع هم کارکرد در دانشگاه‎های دولتی مالزی، مدیران ارشد بالاترین رتبه را دارا بودند که گویای بیشترین کمک آنها به اجرا و به‎کارگیری مدیریت دانش است.

«گوزا[37]» (2006) در یک مطالعة موردی، عوامل کلیدی انتقال دانش در واحدهای تابعة[38] دانشگاه بارسلونا [39]را بررسی کرده است. عوامل مرتبط با شیوه‎های انتقال دانش، بخشی از این پژوهش را شامل می‎شود. یافته‎های این پژوهش بیانگر آن است که از میان روشهای مطرح در انتقال دانش، افراد در چهار واحد از واحدهای تابعه، از ملاقاتها و ارتباطهای چهره به چهره بیشتر استفاده می‎کنند و در یکی از واحدها با توجه به کمبود وقت، استفاده از تلفن و پیام‎بر[40] و پست الکترونیک را ترجیح می‎دهند.

«نجات و دیگران» (2008) در مطالعه‎ای موردی، راهبردهای انتقال دانش را در دانشگاه علوم پزشکی تهران بررسی کردند. در این پژوهش، راهبردهای دانش به دو گروه طبقه‎بندی شده‎اند:

- راهبردهای منفعل

-  راهبردهای فعّال.

در راهبردهای منفعل، هدف اشاعة دانش و به طور اساسی تغییر سطح آگاهی مخاطب است. این فعالیتها در محیطهای دانشگاهی اهمیت داشته و با انتشار مقاله‎ها در مجله‎ها نمود پیدا می‎کند. بر عکس، راهبردهای فعّال بر پایة تعامل با کاربران یافته‎های پژوهشهاست و امکان تغییر رفتار در این موارد بیشتر است.

این مطالعه نشان داد راهبرد منفعل نسبت به نوع فعال، فعالیتهای انتقال و اشتراک دانش بیشتری را در بردارد که از آن‎جمله می‎توان به آمادگی مقاله‎ها برای انتشار در مجله‎ها، ارائه نتایج پژوهشی در نشستها و همایشها و ... نام برد.

«خاتمیان‎فر»(1386) نیز بخشی از پایان‎نامة خود را به بررسی زیرساختها، بسترها و شیوه‎های به اشتراک‎گذاری دانش در سازمان کتابخانه‎ها، موزه‎ها و مرکز اسناد آستان قدس اختصاص داده است. یافته‎های پژوهش نشان داد به طور کلی وضعیت زیرساختی اشتراک دانش در سازمان مربوط، به نسبت مناسب می‎باشد. همچنین، مصداقهای مرتبط با سه گروه از فعالیتهایی که به اشتراک دانش کمک می‎کند و در متون شناسایی شده بود، یعنی آموزش، بهره‎گیری از فناوری اطلاعات و فعالیتهای رسمی و غیر رسمی در سازمان کتابخانه‎ها مشاهده شد.

4. هدفهای پژوهش

-        شناسایی بسترهای مناسب برای به اشتراک‎گذاری دانش از دیدگاه اعضای هیئت علمی رشته کتابداری و اطلاع‎رسانی

-    شناسایی بسترهای فراهم شده توسط دانشگاه محل خدمت برای به اشتراک‎گذاری دانش اعضای هیئت علمی رشتة کتابداری و اطلاع‎رسانی

-        تعیین شیوه‎هایی که اعضای هیئت علمی رشته کتابداری و اطلاع‎رسانی در جهت به اشتراک‎گذاری دانش مورد استفاده قرار می‎دهند.

5. پرسشهای پژوهش

5-1.            از دیدگاه اعضای هیئت علمی رشته کتابداری و اطلاع‎رسانی، بسترهای مناسب برای  به اشتراک‎گذاری دانش کدام است؟

5-2.      تا چه اندازه بسترهای لازم برای به اشتراک‎گذاری دانش توسط دانشگاه محل خدمت اعضای هیئت علمی رشته کتابداری و اطلاع‎رسانی فراهم گردیده است؟

5-3.            اعضای هیئت علمی رشتة کتابداری و اطلاع‎رسانی از چه شیوه‎هایی برای به اشتراک‎گذاری دانش با همکاران بهره می‎گیرند؟

6. روش پژوهش، جامعة آماری و حجم نمونه

این پژوهش به روش پیمایشی تحلیلی انجام گرفته است. جامعة آن را تمامی اعضای هیئت علمی رشتة کتابداری و اطلاع‎رسانی(120 نفر) که به طور تمام وقت در یکی از دانشگاه‎های وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و یا واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی شاغل می‎باشند، تشکیل می‎دهد که از این تعداد 93 نفر (5/77%) به پرسشنامه‎ها پاسخ دادند.

7. ابزار گردآوری دادهها

ابزار گردآوری داده‎ها در این پژوهش، پرسشنامة محقق ساخته بوده که با مرور متون و پژوهشهای مرتبط، تدوین گردیده است.

8. یافتهها و نتایج پژوهش

 پرسش اول پژوهش: از دیدگاه اعضای هیئت علمی رشته کتابداری و اطلاع‎رسانی، بسترهای مناسب برای به اشتراک‎گذاری دانش کدام است؟

برای پاسخ به این پرسش، با ارائه دوازده بستر(شامل: کارگاه‎های آموزشی، جلسات هفتگی یا ماهانه با گروه، سمینارها یا نشستهای علمی، مهمانیهای علمی، نشریه‎های تخصصی، تابلوهای اعلانات الکترونیکی، گروه‎های بحث، اینترنت، اتاقهای گفتگو، بولتن‎های خبری، وبلاگها و پست الکترونیک) نظرخواهی از اعضای هیئت علمی به صورت بسته انجام گرفت. همچنین، این امکان برای آنها فراهم آمد چنانچه از نظر آنان بستر دیگری غیر از این موارد، برای اشتراک دانش مناسب تشخیص داده می‎شود، به صورت باز ذکر گردد.

برای تشخیص مشابهت‌ها و تفاوتها، از آزمون دانکس استفاده شد. همان‎طور که در جدول 1 مشاهده می‎شود، آزمون دانکن 12 بستر را در 5 گروه طبقه‎بندی کرده است که به ترتیب میانگین‎ها از کم به زیاد مرتب شده‌اند. بسترهایی که میانگین آنها در یک گروه قرار گرفته است با یکدیگر تفاوت معناداری ندارند، اما بین آنهایی که در یک گروه نیستند، تفاوت معنادار وجود دارد(به عنوان مثال، بین مهمانیهای علمی، اتاقهای گفتگو، جلسات هفتگی یا ماهانه با گروه و تابلوهای الکترونیکی با توجه به اینکه همه درون یک گروه(گروه 1) واقع شده‎اند تفاوت معناداری وجود ندارد، اما بین تابلوهای الکترونیکی و وبلاگها با توجه به اینکه در دو گروه متفاوت قرار گرفته‎اند (گروه 1و 2) تفاوت معنادار است).

 

جدول1. آزمون تعقیبی دانکن برای گروه‎بندی بسترهای اشتراک دانش از دیدگاه اعضای هیئت علمی

بسترهای اشتراک دانش

تعداد

زیرگروه

 

1

2

3

4

5

مهمانیهای علمی

89

4045/2

 

 

 

 

اتاقهای گفتگو

91

4396/2

 

 

 

 

جلسات هفتگی یا ماهانه

92

6957/2

6957/2

 

 

 

تابلوهای اعلانات الکترونیکی

92

6957/2

6957/2

 

 

 

وبلاگها

93

 

7742/2

7742/2

 

 

بولتنهای خبری

91

 

7802/2

7802/2

 

 

اینترانت

92

 

9022/2

9022/2

9022/2

 

گروه‎های بحث

93

 

 

0108/3

0108/3

 

پست الکترونیک

92

 

 

 

1630/3

1630/3

کارگاه‎های آموزشی

93

 

 

 

1720/3

1720/3

سمینارها یا نشستهای علمی

93

 

 

 

2043/3

2043/3

نشریه‎های تخصصی

93

 

 

 

 

4624/3

Sig

 

058/0

197/0

127/0

054/0

051/0

 

آزمون دانکن نشان داد بسترهای پست الکترونیک، کارگاه‎های آموزشی، سمینارها و نشستهای علمی و نشریه‎های تخصصی (بسترهای گروه 5) به یک میزان دارای بیشترین اهمیت به عنوان مناسب‎ترین بسترها و بسترهای مهمانیهای علمی، اتاقهای گفتگو، جلسات هفتگی یا ماهانه با گروه و تابلوهای اعلانات الکترونیکی (بسترهای گروه 1) به‌یک میزان دارای کمترین اهمیت از نظر مناسب بودن برای تسهیم و اشتراک دانش از دیدگاه اعضای هیئت علمی به شمار می‎روند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار1. بسترهای اشتراک دانش از دیدگاه اعضای هیئت علمی

میانگین‎های کسب شده از هر یک از بسترها در نمودار 1 گویای آن است که نشریه‎های تخصصی، سمینارها، کارگاه‎های آموزشی و پست الکترونیک با کسب میانگین بالاتر از 3 (حد زیاد)، به عنوان بسترهای مهم از دیدگاه اعضای هیئت علمی مطرح گردیده‎اند.

پاسخهای اعضای هیئت علمی به سؤال باز پژوهش نیز نشان داد علاوه بر موارد ذکر شده، موارد زیر نیز می‎تواند بسترهای مناسبی برای تسهیم و انتقال دانش به شمار آید. این موارد عبارتند از:

شبکه‎های اجتماعی، وب سایتهای شخصی، فرصتهای مطالعاتی، همایشهای خارجی، سفرهای خانوادگی با همکاران، جلسه‎های چالشهای ذهنی، نشستهای تخصصی به طور مداوم و اتاق فکر.

پرسش دوم پژوهش: تا چه اندازه بسترهای لازم برای به اشتراک‎گذاری دانش به واسطة دانشگاه محل خدمت اعضای هیئت علمی فراهم گردیده است؟

برای دستیابی به پاسخ این سؤال، 8 بستر (شامل: فراهم آمدن امکان شرکت در کارگاه‌های آموزشی به عنوان مدرس و فراگیر، برگزاری جلسات هفتگی یا ماهانه با اعضای گروه در دانشگاه محل خدمت و میزان شرکت در آن، فراهم‌آوری امکان شرکت در سمینارها یا نشستهای علمی در دانشگاه محل خدمت، میزان دسترسی به اینترنت، وجود نشریة داخلی، اینترانت و تابلوی اعلانات الکترونیکی در دانشگاه محل خدمت) و یک سؤال باز، ارائه گردید.

 

 

نمودار 2. بسترهای فراهم شده برای اشتراک دانش توسط دانشگاه محل خدمت

 

یافته‎های ارائه شده در نمودار 2 بیانگر آن است که درصد بالایی از اعضای هیئت علمی (60/80%) به فراهم‎آوری بستر جلسات هفتگی یا ماهانه گروه توسط دانشگاه محل خدمت اشاره نموده‎اند. همچنین، حدود 73% اظهار داشته‎اند که دسترسی به اینترنت به عنوان بستری برای تسهیم دانش برای آنها فراهم آمده است. کمترین تعداد نیز (10/16%) به وجود تابلوی اعلانات الکترونیکی در دانشگاه محل خدمت اشاره نموده‎اند.

در انتهای این بخش سؤالی باز طرح گردید با این هدف که اعضای هیئت علمی بسترهایی را ذکر نمایند که فراهم‎آوری آن را توسط دانشگاه محل خدمت لازم می‎دانند. از جمله مواردی که اعضای هیئت علمی به آن اشاره نمودند، می‎توان به آموزش اشتراکی، ایجاد وب‎سایتهای علمی مانند وب‎سایتهای تخصصی اعضای هیئت علمی، نصب شبکه‎های اجتماعی روی سایت دانشگاه، راه اندازی سیستمهای مدیریت دانش، ایجاد پارکهای علم و فناوری و ایجاد بانک سؤالها، جزوه‎ها، مآخذ و منابع درسی برای هر واحد درسی و تکمیل آن توسط اعضای هیئت علمی اشاره نمود.

پرسش سوم پژوهش: اعضای هیئت علمی رشتةکتابداری و اطلاع‎رسانی، از چه شیوه‎هایی برای به اشتراک‎گذاری دانش با همکاران بهره می‎گیرند؟

برای دستیابی به پاسخ این پرسش 10 سؤال بسته و یک سؤال باز مطرح شد که در قالب این سؤالها میزان بهره‎گیری اعضای هیئت علمی از هر یک از روشهای تسهیم دانش (شامل: به اشتراک‎گذاری دانش به صورت غیر رسمی، تسهیم دانش از طریق نشستهای رسمی، مشارکت در کلاسها به عنوان مدرس و فراگیر، استفاده از اینترانت، استفاده از گروه‎های بحث و پست الکترونیکی، انتشار مقاله در نشریه‎ها، ارائه مقاله در سمینارها، شرکت در سمینارها و کنفرانسهای علمی به عنوان مخاطب و انتشار مطالب علمی در وبلاگهای تخصصی) مشخص می‎گردد.

 

جدول2. آزمون تعقیبی دانکن برای گروه‎بندی شیوه‎های اشتراک دانش بین اعضای هیئت علمی

شیوههای اشتراک دانش بین اعضای هیئت علمی

تعداد

زیرگروه

1

2

3

4

5

وبلاگهای تخصصی

92

92/0

 

 

 

 

تدریس در کارگاه‎های آموزشی

86

 

73/1

 

 

 

ارائه مقاله در کنفرانسها

91

 

79/1

79/1

 

 

شرکت در کارگاه‎ها به عنوان فراگیر

92

 

85/1

85/1

 

 

روشهای غیر رسمی

93

 

95/1

95/1

95/1

 

اینترانت

63

 

97/1

97/1

97/1

 

جلسات و نشستهای رسمی

90

 

09/2

09/2

09/2

09/2

شرکت در سمینارها (بدون ارائه مقاله)

93

 

 

19/2

19/2

19/2

گروه‎های بحث و پست الکترونیک

92

 

 

 

34/2

34/2

انتشار مقاله‎ها در نشریه‎ها

91

 

 

 

 

41/2

Sig

 

000/1

096/0

058/0

061/0

122/0

آزمون دانکن (جدول2)10 شیوة ارائه شده برای تسهیم و اشتراک دانش را در 5 گروه طبقه‎بندی می‎کند. چنان‎که مشاهده می‎کنید، زیر گروه 1 (اشتراک دانش از طریق وبلاگهای تخصصی) کمترین امتیاز و شیوه‎های ارائه شده در زیر گروه 5 (اشتراک دانش از طریق جلسات و نشستهای رسمی، شرکت در سمینارها بدون ارائه مقاله، پست الکترونیک و انتشار مقاله در نشریه‎ها) به یک میزان، بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. این بدان مفهوم است که اعضای هیئت علمی رشته کتابداری از طریق جلسه‎ها و نشستهای علمی، شرکت در سمینارها بدون ارائه مقاله، استفاده از پست الکترونیک و انتشار مقاله در نشریه‎ها،  بیشترین دانش خود را با همکاران تسهیم و از این شیوه‎ها بیش از دیگر روشها برای تسهیم دانش با همکاران استفاده می‎کنند.

در انتهای این بخش، سؤالی باز مطرح گردید تا اعضای هیئت علمی دیدگاه‎ها و نظرهای خود را در رابطه با شیوه‎های اشتراک دانش بیان کنند. در این زمینه، تعدادی از اعضای هیئت علمی به استفاده از روشهای الکترونیکی تسهیم دانش و جلسات و نشستهای دوستانه به دور از وابستگیهای گروهی، منافع شخصی و مادی اشاره نمودند.

9. نتیجهگیری و استنتاج کلی از یافتهها

اهمیت بسترهایی چون نشریه‎های تخصصی، کارگاه‎های آموزشی و نشستهای علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی، گویای این مطلب است که دانشگاه‎ها باید در فراهم‎آوری این بسترها تلاش کنند. به عنوان مثال، شرایط و امکانات لازم را برای اعضای هیئت علمی در دسترسی به نشریه‎های تخصصی فراهم آورند، موانع موجود در انتشار فعالیتهای علمی- پژوهشی برداشته شود و امکان چاپ مقاله‎ها در نشریه‎ها تسهیل شود. همچنین، از آنجا که کارگاه‎های آموزشی بستری مهم برای اشتراک دانش از دیدگاه اعضای هیئت علمی به شمار می‎روند، شرایط لازم برای شرکت اعضای هیئت علمی در این کارگاه‎ها به عنوان مدرس یا فراگیر باید ایجاد شود، زیرا کارگاه‎ها این امکان را فراهم می‎آورند تا افراد نه تنها به کسب دانش بپردازند، بلکه با ایجاد فضای تعامل و تبادل دانش، اشاعة دانش و انتقال دانش به همکاران نیز از این طریق امکان‎پذیر خواهد شد. کارگاه‎های آموزشی می‎توانند فضای مناسبی باشند تا اعضای هیئت علمی جوان‎تر، از دانش ذهنی افراد با تجربه  که طی سالها تجربه و تلاش در حوزة تدریس و تحقیق کسب گردیده است، استفاده کنند. (دانشی که می‎تواند با بازنشستگی و یا ترک خدمت افراد با سابقه به راحتی از دست برود). ضروری است دانشگاه‎ها تمهیدات لازم برای این بسترها را فراهم آورند.

علاوه بر کارگاه‎ها، سمینارهای علمی نیز که امکان مشارکت افراد به عنوان سخنران و یا مخاطب را فراهم می‎آورد، فضایی برای کسب دانش و تجربه و همچنین انتقال دانش ایجاد می‎کند. اعضای هیئت علمی برای شرکت در سمینارهای علمی نیز با مشکلاتی روبرو هستند. کمبود وقت، فراهم نبودن امکانات لازم برای حضور در سمینار (مشکلات مالی، اسکان و...) و پشتیبانی  نکردن برخی دانشگاه‎ها در این زمینه، متناسب نبودن موضوع سخنرانی با علاقه اعضای هیئت علمی، بی محتوا بودن موضوع برخی از ارائه‎ها، بیانگر مشکلات موجود است.

یافتة به دست آمده از بررسی برخی از ابزارهای وب 2 (مانند وبلاگها) که در این تحقیق در مورد آن از اعضای هیئت علمی نظرخواهی شد، نشان داد که وبلاگها نیز همچون جلسات هفتگی یا ماهانة گروه،  بستر مناسبی برای اشتراک دانش به شمار نمی‎روند. پژوهشها نشان داده است که وبلاگها باید محیطی مملو از اعتماد را برای کاربران خود فراهم آورند و فراهم‎آورندگان خدمات وبلاگ باید با تأمین امنیت و حفظ حریم خصوصی کاربران، به افزایش اعتماد و در نتیجه میزان به اشتراک‎گذاری دانش کمک کنند. در غیر این‎صورت، نمی‎توان انتظار داشت افراد بتوانند از این بستر به عنوان بستری مناسب برای اشتراک دانش بهره‎مند شوند (چای و کیم[41]، 2010).

توجه به یافته‎های به دست آمده از سؤال دوم پژوهش که به بسترهای فراهم آمده توسط دانشگاه محل خدمت اعضای هیئت علمی اشاره دارد و مقایسه این یافته‎ها با یافته‎های به دست آمده از مقوله‎های مربوط به سؤال اول پژوهش، نشان می‎دهد با وجودی که از دیدگاه اعضای هیئت علمی کارگاه‎های آموزشی، نشریه‎های تخصصی و سمینارها و نشستهای علمی به عنوان بستری مناسب برای اشتراک دانش مطرح می‎باشند و نتایج گروه‎بندی نیز این بسترها را در گروه اول از نظر اولویت قرار داده است. (جدول 1)، دانشگاه‎ها در فراهم‎آوری این بسترها و امکان سازی مشارکت اعضای هیئت علمی در کارگاه‎های آموزشی به عنوان مدرس یا فراگیر، فراهم‎آوری نشریه‎ای داخلی و فراهم نمودن شرایط لازم برای شرکت اعضای هیئت علمی در سمینارها چندان مؤثر و فعال نبوده‎اند و میزان فراهم‎آوری این بستر‎ها توسط دانشگاه محل خدمت اعضای هیئت علمی زیر سطح متوسط بوده است(نمودار2). این امر بیانگر این مطلب است که سیاست و برنامة مدوّن و مشخصی در زمینة فراهم‎آوری بسترهای اشتراک دانش منطبق با نیازهای اعضای هیئت علمی در دانشگاه‎ها موجود نیست.

یافته‎های به دست آمده از شیوه‎های اشتراک دانش نیز گویای این مطلب است که با توجه به آنکه اعضای هیئت علمی از کارگاه‎های آموزشی به عنوان بستری مناسب برای اشتراک دانش نام برده‎اند، نتایج یافته‎های حاصل از میزان مشارکت اعضای هیئت علمی در کارگاه‎های آموزشی به عنوان مدرس و یا فراگیر، شیوه‎ای از اشتراک دانش زیر سطح متوسط بوده است. این نکته با توجه به آنکه دانشگاه‎ها در فراهم‎آوری این بستر نیز چندان مطلوب عمل نکرده‎اند، قابل توجیه است. شاید بتوان این‎گونه نتیجه‎گیری کرد که چنانچه دانشگاه‎ها شرایط شرکت اعضای هیئت علمی در کارگاه‎های آموزشی به عنوان مدرس و یا فراگیر را تسهیل می‎نمودند، با توجه به اینکه از نظر اعضای هیئت علمی این بستر برای تسهیم دانش مناسب تلقی شده است، مشارکت اعضای هیئت علمی به منظور تسهیم دانش و به عنوان شیوه‎ای برای تبادل و انتقال دانش، در اولویت قرار می‎گرفت.

مقولة دیگر، جلسات و نشستهای رسمی است که می‎تواند به صورت هفتگی یا ماهانه و یا در قالب  نشستهایی تخصصی بین اعضای گروه در داخل و یا خارج از دانشگاه برگزار گردد و از آن طریق افراد به تسهیم و تبادل اندیشه‎ها و تجربیات بپردازند. مقایسة یافته‎های به دست آمده از سؤال اول، دوم و سوم پژوهش دربارة بسترها و شیوه‎های اشتراک دانش، نشان می‎دهد با وجودی که درصد بالایی از اعضای هیئت علمی (80%) به برگزاری جلسات هفتگی یا ماهانه با گروه در دانشگاه محل خدمت خود اشاره (نمودار 2) و در حد خیلی زیاد  در این جلسات شرکت می‎کنند، اشتراک دانش از طریق شرکت در جلسات و نشستهای رسمی بالاترین نمره را در میان شیوه‎های اشتراک دانش کسب نمود (جدول2)، زیرا از نظر اعضای هیئت علمی، بستر جلسات هفتگی یا ماهانه با گروه، نه تنها به عنوان بستری مناسب برای اشتراک دانش در اولویت قرار نگرفت،  بلکه از نظر اهمیت و مناسب بودن برای اشتراک دانش، در پایین‎ترین گروه قرار گرفت(جدول1). شاید بتوان دلیل آن را این‎گونه توجیه کرد که با توجه به خلایی که اعضای هیئت علمی نسبت به بسترهای مناسب برای اشتراک دانش در دانشگاه احساس می‎کنند (مانند کارگاه‎های آموزشی و سمینارهای علمی) ترجیح می‎دهند از طریق بسترهای فراهم آمده مانند جلسات هفتگی یا ماهانه با گروه به تبادل دانش بپردازند. البته، با توجه به اینکه اعضای هیئت علمی در سؤال باز پژوهش به جلسات و نشستهای دوستانه به دور از وابستگیهای گروهی و منافع شخصی و مادی اشاره نموده‎اند، ‎می‎توان این‎گونه مطرح کرد که اگر جلسات و نشستها جنبة علمی‎تری به خود بگیرد و افراد بیشتر به حلّ مسئله بپردازند و یا به طرح چالشهای ذهنی و راه‎حل‎یابی، و یا خارج از جلسات هفتگی یا ماهانه، نشستهایی تخصصی با هدف اشتراک تجربیات و اندیشه‎ها برگزار گردد،  نتایج حاصل از این جلسات پربارتر و مفیدتر خواهد بود. در تحقیقی که توسط «گوزا» (2006) انجام گرفت، جلسات و نشستها روش مهمی برای انتقال دانش ذهنی مطرح گردید، زیرا از این طریق افراد در جریان پیشرفتهای  کسب شده در طرحها قرار می‎گیرند، از آنها نظر‎خواهی می‎شود و پیشنهادهایشان در این مسیر سازنده خواهد بود. نتایج یافته‎های تحقیق «هریس و کلارک[42]»(2007) نیز نشان داد مهم‎ترین شیوه‎های اشتراک دانش با همکاران از طریق گفتگوهای غیر رسمی، پست الکترونیک و نشستها و جلسات رسمی است. بر خلاف تحقیق حاضر، برخی پژوهشها از جمله تحقیق «چنامننی[43]»(2006) نشان داد گفتگوهای غیر رسمی مانند ارتباطهای چهره به چهره (که می‎تواند در  جلسات و نشستهای گروهی صورت گیرد)  مهم‎ترین روش اشتراک دانش به شمار می‎رود.

بنابراین، از آنچه ذکر گردید می‎توان چنین نتیجه گرفت که بین آنچه دانشگاه‎ها در جهت بسترسازی برای اشتراک دانش فراهم نموده‎اند و آنچه از دیدگاه اعضای هیئت علمی بسترهای مناسب برای اشتراک دانش به شمار می‎رود، فاصله‎ای وجود دارد و ضروری است این فاصله کم شود. به بیان دیگر، دانشگاه‎ها باید به فراهم‎آوری و تقویت بسترهایی اقدام نمایند که از دیدگاه اعضای هیئت علمی، بسترهای مناسب برای اشتراک دانش به شمار می‎رود و بیشترین دانش از طریق آن به اشتراک گذاشته می‎شود. همچنین، با توجه به اینکه تحقیق نشان داد بین بسترهای مناسب برای به اشتراک‎گذاری دانش و شیوه‎های اشتراک دانش رابطه‎ای متقابل وجود دارد (به عنوان مثال، نشریه‎ها نه تنها به عنوان بستری مناسب برای اشتراک دانش تعیین گردید بلکه اعضای هیئت علمی اشتراک دانش از طریق انتشار مقاله در نشریه‎ها را شیوه‎ای متداول برای به اشتراک‎گذاری دانش دانستند)، ضروری است فراهم‎آوری بسترها متناسب با نیاز اعضای هیئت علمی صورت پذیرد و چگونگی به کارگیری آن با هدف به اشتراک‎گذاری دانش به اعضای هیئت علمی، آموزش داده شود.



[1]. Brink & Belle.

[2]. Spender & Grant.

[3]. Stewart.

[4]. Kim & Ju.

[5]. Communities of practice.

[6]. knowledge Repositories.

[7]. King.

[8]. Gao.

[9]. Chaudhry.

[10]. Cheng, Ho & Lau.

[11]. Egbu & Botterill.

[12]. Near Transfer.

[13]. Far Transfer.

[14]. Strategic Transfer.

[15]. Expert Transfer.

[16]. Dixon.

[17]. Moffett et all.

[18]. Albino.

[19]. Roberts.

9. Gouza.

[21]. Yates & Orlikowski.

[22]. Binz-Scharf.

[23]. Seng, Zannes & Pace.

[24]. Kim & Lee.

[25]. Cabrera & Cabrera.

[26]. Group wares.

[27]. B.B.S(Bulletin Board system).

[28]. Video- conference.

[29]. Lin.

[30]. Portals.

[31]. Goh et al.

[32]. Bremeraedts, Bekkers, & Verspagen.

[33]. Biomedical Engineering Faculties(BME).

[34]. Joint R & D projects.

[35]. Networks based on Friendship.

[36]. Suhaimee, AbuBakar & Alias.

[37]. Gouza.

[38]. Spin- offs.

[39]. University of  Barcelona.

[40]. Messenger.

[41]. Chai, S., & Kim.

[42]. Harris & Clark.

[43]. Chennamaneni.

-   خاتمیان‎فر، پریسا (1386) . بررسی وضعیت، شیوه‎ها، و عوامل مؤثر بر اشتراک دانش در سازمان کتابخانه‎ها، موزه‎ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی. پایان‎نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد.

-      محمدی فاتح، اصغر؛ محمد صادق سبحانی و  داریوش محمدی (1387). مدیریت دانش: رویکردی جامع (استراتژی، فنآوری، رفتار و تولید). تهران: پیام پویا.

-      Binz- Scharf,M.C. (2003). Exploration & exploitation: toward a theory of knowledge sharing in digital government projects. Doctoral Dissertation, Zurich University of St. Gallen. Retrived May 3, 2009  from www.umass.edulddigitalcenter/events/pdf

-      Brink, V. & Van Belle, J.P.V.(2009). An Exploration of personal factors influencing disposition towards knowledge sharing in a South African context. Retrieved May 3, 2010 from www.commerce.uct.ac.za

-      Bremeraedts, R., Bekkers, R & Verspagen, B.(2006). The different channels of university- industry knowledge transfer: empirical evidence from biomedical engineering. (Paper No 6.04), Departments of Technology Management, Eindhoven centre for innovation studies, The Netherlands. Retrieved  March 14, 2009 from http://www.merit.unu.edu/ publications/ papers/2006/ 01-Verspagen. Pdf.

-      Cabrera, E. F. & Cabrera, A. (2005). Fostering knowledge sharing through people management practices. International  Journal of Human Resource Management, 16(5), 720-735.

-      Chai, S., & Kim, M. (2010). What makes bloggers share knowledge? An investigation on the role of trust. International Journal of Information Management, 30, 408-415. Retrieved may 29, 2011 from www.elsevier.com/locate/ijinfomgt.

-      Chaudhry, A.S. (2005). Knowledge sharing practices in Asian institution; a multi- cultural perspective from Singapore. World Library & Information Congress: 71th Ifla General Conference & Council, Libraries- A Voyage of discovery. August 14- 18, Oslo, Norway. Available at: http://www.ifla.org/ IV/ Ifla 71/ Programme.html

-      Cheng, M. Y., Ho. J, S. Y., & Lau, P. M.(2009). knowledge sharing in academic institutions: a study of Multimedia university Malaysia. Electronic  Journal of Knowledge Management, 7(3), 313- 324. Retrived ….. from www.ejkm.com

-      Chennamaneni, A. (2006). Determinants of knowledge sharing behaviors: Developing and testing an integrated theoretical model. Doctoral Dissertation, University of Texas, Arlington. Retrieved May 12, 2009 from www.proquest.com

-      Egbu, C. O., & Botterill, K. (2002). Information technologies for knowledge management: their usage & effectiveness. IT con, 7(2), 125-136. Retrieved  June 20, 2009 from www. Itcon.org

-      Gao, S. (2004). Understanding knowledge sharing behavior. Master's Thesis. The Hong Kong University of Science & Technology. Retrieved May5, 2010, From www.proqust.com

-      Goh, D. H-L., Chua, A. Y-K., Luyt, B., Lee, C.S. (2008). Knowledge access, creation and transfer in e-government portals. Online Information Review, 32(3), 343-362.

-      Gouza, A. (2006). Key factors of knowledge transfer with in university spin- off. Business Economics Department, Autonomous University of Barcelona, Spain Retrieved June 8, 2009 from http://webs2002.uab.es/ dep- economia- empresa/ Journadas/ papers/ 2006/ pdf

-      Harris, M., & Clark, T. (2007). Knowledge sharing as a key driver of professional learning and development for an aging VET practitioner workforce and for VET organizations. Retrieved June 9, 2009 from http:// www.averta.org.au

-      Kim, S. & JU, B. (2008). An analysis of faculty perceptions: Attitudes toward knowledge sharing and collection in an academic institution. Library and Information Science Research, 30, 282-290. Retrieved June 11, 2009 from http://www.sciencedirect.com

-      Kim, S., Lee, H.(2006). The impact of organizational context and information technology on employee knowledge- sharing capabilities.  Public Administration Review, May & June, 3370-385.  Retrieved May 3, 2009 from   http://online library.wiley.com/ doi/io.1111/pdf.

-      King, J. M. (2001). Employee Participation in Organizationally- Maintained knowledge sharing activities. Masters' Thesis. Ontario Institute for Studies in Education of the University of Toronto. Department of Adult Education, Community Development & Counseling Psychology.  Retrieved May 3, 2009 from www.collectionscanada.ca/ obj/ s4/ f2/ dsk3/ ftpo5/ mq62883. Pdf

-      Lin, H.F. (2007).Effects of extrinsic and intrinsic motivation on employee knowledge sharing intentions. Journal of information science,33(2), 135-149. Retrieved May 3, 2009 from http://jis.sage pub.com

-      Nedjat, S., Majdzadeh, R., Gholami, J., Nedjat, S., Maleki, K., Qorbani, Mostafa., & et al. (2008). Knowledge transfer in Tehran University of Medical Science: an academic example of developing country. Implementation Science, 3(39), 1-8. Retrieved July 20, 2009 from http://www. Implementationscience.com/content/3/1/39

-      Suhaimee, S., Abubakar, A.Z., & Alias, R.A. (2006). Knowledge sharing culture in Malaysian public Institution of Higher Education: an overview. Proceedings of the Postgraduate Annual Research Seminar, 24-25 May, Postgraduate Studies Department, FSKSM, UTM, Skoda. Retrieved June 23, 2008 from http://eprints.utm.my/3367