درآمدی بر مفهوم مکان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران

2 کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی

چکیده

مفهوم مکان از دیر باز مورد توجه حوزه‌های علمی گوناگونی از جمله جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و جغرافیای انسانی قرار گرفته است. بررسیهای مربوط به مکان با تمایز قایل شدن میان مکان و فضا، آغاز می‌گردد. صاحب نظران حوزه‌های جامعه شناسی و جغرافیای انسانی بر این باورند که فضا از جهان مادی و ساختة بشر و نیز جهان طبیعی تشکیل یافته است و زمانی که از طریق افراد، گروه‌ها یا فرایندهای فرهنگی به آن معنا بخشیده شود، به مکان تبدیل می‌گردد. با وجود این، این صاحب‌نظران الگوهای متعددی برای مکان ارائه داده‌اند. از سوی دیگر، مفهوم مکان در حوزة کتابداری و اطلاع‌رسانی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در این بررسیها علاوه بر رضایت کاربران از کتابخانه، بر کتابخانه به عنوان مکانی با ابعاد فیزیکی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تأکید شده است. در این نوشته الگوهای ارائه شده برای مکان از حوزه‌های گوناگون مرور گردیده و خلاصه و جمع‌بندی از تمامی پژوهشهای صورت گرفته در ارتباط با مفهوم مکان در حوزۀ کتابداری و اطلاع رسانی ارائه شده است.
 

کلیدواژه‌ها


مقدمه

طی دو دهة گذشته، مفهوم مکان توجه فراوانی را از حوزه­های مختلف به خود معطوف نموده است. از آنجا که مکان به مفهومی با کاربرد گسترده تبدیل شده است، پژوهشگران به شیوة استفاده از آن در پژوهشها بسیار حساسیت نشان می­دهند. در خلال دهة پیشین، جامعه شناسان به پژوهشگران خاطرنشان ساخته­اند فرضیه‌های خود را در مورد مکان مشخص نمایند، همچنین نسبت به این مفهوم دقیق‌تر باشند و آن را مقوله­ای تأثیر­گذار در پدیده­های اجتماعی به شمار آورند. آنها استدلال کرده­اند که متون جامعه شناسی، مکان را به شیوة کلیشه­ای، به عنوان یک متغیر مستقل ساده یا صرفاً پشت صحنة کنشهای اجتماعی، در نظر گرفته­اند. در حالی که مکان باید به عنوان مفهومی در آمیخته با دیگر فرایندهای اجتماعی، بررسی شود.بررسی­های مربوط به مکان با تمایز قایل شدن میان مکان و فضا، آغاز می­گردد. صاحب‌نظران حوزه­های جامعه شناسی و جغرافیای انسانی بر این باورند که فضا از جهان مادی و ساختة بشر و نیز جهان طبیعی تشکیل یافته است و زمانی که از طریق افراد، گروه­ها یا فرایندهای فرهنگی به آن معنا بخشیده شود، به مکان تبدیل می‌گردد. بنابراین، پژوهشگران بر این نکته واقفند که مکان، مفهومی چند بُعدی شامل این پدیده‌هاست: جهان طبیعی، محیط ساختة بشر، روابط اجتماعی، روابط اقتصادی و نیز معنایی که به طور اجتماعی در مورد هر بُعد خلق می­گردد (تامس و کراس[1]، 2006). با وجود این، الگوهایی که آنها برای درک این ابعاد ارائه داده­اند، بسیار متفاوت است:

 

الگوهای مکان

یک جغرافیدان به نام «لاکرمن»[2] ( نقل در فیشر و نامر[3]، 2005)در دهة 1960 مکان را جایی توصیف می­کند که در آن‌جا:

  1. محل،[4] ضروری قلمداد می­­شود
  2. طبیعت و فرهنگ را در بر می­گیرد
  3. فضاها منحصر به فرد بوده ولی با هم در ارتباط هستند و بخشی از چارچوب یک جریان[5] به­شمار می­روند
  4. فضاها بومی شده­اند[6]
  5. فضاها در حال پدید آمدن هستند[7] و یک جزء تشکیل دهندۀ تاریخی دارند
  6. دارای معنا هستند.

 اگر چه چارچوب لاکرمن برای درک اولیة مکان سودمند به­نظر می­رسد، اما راه‌های بی‌شماری را که از طریق آنها می­توان مکان را تفسیر کرد، مورد خطاب قرار نمی‌دهد؛ مانند مکان فیزیکی (ساحل رودخانه)، فعالیت (محل عبادت) و شکلی از گفتار (او را در جای خود نشاند). 

مهمترین اثری که تاکنون دربارۀ مفهوم مکان نگاشته شده، اثری است با عنوان «مکان واقعاً خوب»[8] که «الدنبرگ»[9] در سال 1989 (نقل در چینگ،[10] 2002) آن را تألیف کرد. اصطلاح مکان سوم[11]  از همین اثر نشأت گرفت. وی اصطلاح مکان سوم را برای توصیف مکانهای عمومی که میزان گردهمایی‌های منظم، داوطلبانه و غیررسمی از افراد، ورای قلمروی خانه و کار می‌باشند، ابداع نمود. ویژگی مهمی که مکانهای سوم را برای چنین گردهمایی­های داوطلبانه و غیررسمی مساعد می­سازد، آن است که افراد می­توانند به صورت ناشناس، بدون نیاز به ابراز هویت و در عین حال به صورت اجتماعی، در این مکانها ظاهر شوند. علاوه بر این، مکانهای سوم، نسبتاً جذابند، نه تنها به جهت ماهیت غیررسمی و خودجوش محیط، بلکه به خاطر اینکه طبیعت تعاملهای اجتماعی نیز خودانگیز[12] است. «الدنبرگ» (نقل در چینگ، 2002) بر اهمیت این‌گونه مکانها به عنوان تأمین کننده‌های برخی از نیازهای اجتماعی که ممکن است در خانه یا محل کار برآورده نگردند، تأکید می­کند. به اعتقاد وی، اگرچه محل کار و خانه، منابع مهمی در حمایت از فرد به شمار می­روند، ممکن است برای تظاهرات فردی یا بروز رفتارهایی ورای مرزهای نقشهای اجتماعی رسمی مانند پدر، مادر، پدربزرگ و ...، مکانهای مناسبی نباشند. به عنوان مثال، به نظر یک فرد سالخورده، با صدای بلند خندیدن در مقابل فرزندان، نوه­ها و دیگر نزدیکان ممکن است او را احمق جلوه دهد. اما همین فرد ممکن است این رفتار را بدون دغدغة خاطر در میان همقطارانش در یک باشگاه ویژة سالخوردگان بروز دهد. این‌گونه تظاهرات فردی در یک مکان سوم، رفتارهایی عجیب در میان همقطاران به شمار نمی­روند، زیرا مکانهای سوم اغلب مکانهایی اجتماعی هستند که در آنها طبقة اجتماعی، حرفه، وابستگیهای مذهبی، وضعیت اقتصادی یا نقشهای رفتارهای اجتماعی، معیاری برای عضویت در گروه تلقی نمی­شوند. بر طبق این نظریه، مکانهای عمومی همچون کافی‌شاپها و سالنهای آرایش، نمونه‌هایی از مکانهای سوم انسانها به شمار می­روند، زیرا هنگامی که انسان در خانه و یا محل کار حضور ندارد، در این گونه مکانها به سر می­برد. الدنبرگ (نقل در فیشر و دیگران، 2007) این گونه استدلال می­کند که مکانهای موفق هشت ویژگی زیر را دارند:

  1. ملاقات در یک محیط بی­طرف روی می­دهد، جایی که افراد به میل خود رفت و آمد می‌کنند و هیچ یک نقش میزبان را ایفا نکرده، همگی احساس آسایش و راحتی دارند.
  2. مکان سوم موجد برابری است[13]؛ بدین معنا که در دسترس همگان بوده و به وضع معیارهای رسمی عضویت و اخراج نمی­پردازد، بنابراین به توسعة شبکة اجتماعی می‌انجامد، جایی که افراد به تعامل با انسانهایی می­پردازند که نزدیکان و عزیزان آنها به شمار نمی­آیند.
  3. «گفتگو» فعالیت اصلی در این مکانهاست. در واقع، هیچ چیز به اندازۀ گفتگو و مکالمة خوب، مفرح، جالب و سرگرم­کننده وجه تمایز مکان سوم از دیگر مکانها نیست.
  4. مکان سوم دسترس­پذیر است. بهترین مکانهای سوم آنهایی هستند که افراد به تنهایی به آن مکانها می‌روند و با افراد دیگر آشنا می‌شوند.
  5. مکان سوم مشتریان معیّن دارد، و همین امر و نه دیگر ویژگیها نظیر ظرفیت نشستن، انواع نوشیدنی، وجود مکانهایی برای پارک اتومبیل و قیمتها، باعث می­گردد افراد در آن­جا حضور یابند، احساس راحتی ­نمایند، با تازه­واردها گفتگو کنند و اعتماد خود را به اطرافیان افزایش ­دهند.
  6. مکان سوم از نظر فیزیکی و ظاهری کاملاً آشکار است؛ یعنی از بیرون قابل تشخیص است و چندان زیبا و لوکس نیست تا از خودنمایی و فخرفروشی افراد حاضر در آن جلوگیری کند.
  7. نوعی حالت سرزندگی دائمی دارد؛ یعنی افرادی که سعی دارند گفتگویی جدی را بیش از یک دقیقه ادامه دهند، مطمئناً با شکست مواجه خواهند شد.
  8. خانه­ای است دور از خانه، مکانی که افراد در صورت حضور نداشتن در خانه یا محل کار، در آن‌جا به سر می­برند. اگرچه محیطی است کاملاً متفاوت با خانه، از نظر آسایش فیزیکی و حمایتهایی که به­وجود می­آورد، به طور قابل توجهی به خانه شبیه است.

وی همچنین به توصیف دیگر جنبه­های مکان سوم می­پردازد، مواردی نظیر مزایای فردی آن که شامل تازگی[14]، حالت معنوی و دوستانه[15]، روح سرگرمی[16] و ... می­باشد. البته وی در نهایت کاستیهای این مکانها را نیز بر می­شمرد؛ از جمله افتراق، دشمنی و ... علاوه بر این، مکانهای سوم  موجد سرمایة اجتماعی[17] نیز هستند، زیرا میان افراد ارتباط، پیوند و اعتماد ایجاد می‌‌کند که در نتیجة آن یک جامعه خلق می­گردد (فیشر و دیگران، 2007). «برایسن، پراکتر و آشروود»[18]، (2003) ویژگیهای برشمرده برای موفقیت یک مکان­ سوم را در چهار مورد خلاصه می­کنند: الف) برای ورود یا خریدن مواد غذایی و نوشیدنی رایگان یا نسبتاً ارزان باشد. ب) کاملاً دسترس‌پذیر باشد به گونه­ای که افراد بدون نیاز به استفاده از وسایل نقلیه بتوانند در آن حضور یابند. ج) انتظار می­رود تعداد افرادی که روزانه در مکان سوم حضور می­یابند به حداقل سه نفر برسد. د) ورود افراد به این مکان با خوش­آمدگویی همراه باشد. شرکت در گفتگوها باید به آسانی صورت پذیرد. همچنین، فردی که در این مکانها حضور می­یابد باید امکان ملاقات دوستان قدیمی و آشنایی با افراد جدید را داشته باشد.

«کرسول»[19]  نیز در سال 2004 (نقل در فیشر و دیگران، 2007) با مقالة خود تحت عنوان «درآمدی کوتاه بر مکان»[20] ابعاد مختلف مکان را توصیف می‌کند و دشواریهای مربوط به ارائة تعریفی جهانی از مکان را با ذکر نمونه­های متعدد با استفاده از زمینه­های گوناگون، شرح می‌­دهد. تعریف وی، به پنج شیوه انجام گرفته است:

- محل[21]: موقعیت یا مختصات عینی و ثابت[22]

- موضع[23]: شرایط مادی[24] برای روابط اجتماعی یعنی شکل واقعی مکانی که انسانها درون آن زندگی خود را به عنوان افراد پیش می­برند.

- مفهوم مکان[25]: تعلّق حسی و ذهنی افراد به مکان

- فضا[26]: مفهوم انتزاعی­تری نسبت به مکان. فضا، مکانها را از یکدیگر جدا ساخته و قلمرویی است بدون معنا.

- چشم‌انداز[27]: نقشه­برداری مادی[28]، چه طبیعی و یا مصنوعی، انسانها در چشم اندازها زندگی نمی­کنند، بلکه به آنها می­نگرند.

«تامس و کراس» (2006) نیز سه قلمرو را برای مکان شناسایی نموده­اند: محیط مادی، محیط طبیعی و روابط اجتماعی، که مفهومی به نام معنا به شکل لایه­ای گسترده تمامی این سه قلمرو را تحت پوشش قرار داده است. منظور از محیط طبیعی، عناصر، نیروها و فضاهای طبیعی ـ  شامل صخره­ها و درختان، تپه­ها و دره­ها، باد و باران، آب و هوا و جاذبه ـ است. روابط اجتماعی نیز قلمروی تعامل بشر است که طیف کامل تعاملهای میان افراد را در برمی­گیرد. و در نهایت منظور از محیط مادی، اقتصاد و محیط ساختة بشر- ساختمانها، جاده­ها و دیگر ساختارهاـ می‌باشد.

«فیشر» و دیگران (2007) دیگر الگوهای مربوط به مکان را شرح می‌دهند. «تک نگاشتی با عنوان «مفاهیم مکان»[29] توسط «فلد و باسو»[30] (1996) تألیف شد که در آن با روش قوم نگاری به شرح معانی مکان از دید جامعه­های مختلف همچون آپاچی­های اریزونا پرداختند. «لیپارد»[31] (1997) در اثری با عنوان «در دام مکان: مفاهیم مکان در یک جامعة چندقطبی»[32]، به طور مشابه با ترکیب مطالعات تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی/ اجتماعی و هنرهای معاصر، مفهوم مکان را مورد بحث قرار می­دهد".

بنابراین، به اعتقاد صاحب نظران حوزه­های جامعه شناسی و جغرافیای انسانی، منظور از مکان، صرفاً پدیده­ای نیست که در ذهن افراد نقش بسته باشد، بلکه پدیده‌ای است که از زندگی و تجربیات روزمره نشأت می‌گیرد و سپس بخشی از آن می‌گردد. عادتهای جاری زندگی، به خلق  مکانهایی که برای افراد، سازمانها و جوامع بامعنا، مقدس و ویژه هستند، می­پردازند. دو فرض زیربنا در اینکه مکان ساخت اجتماعی است، عبارتند از: الف) افراد نقش عامل[33] را در جهان دارند، بنابراین در معنا بخشیدن به محیط خود به شیوه­ای که در آفرینش مکان تأثیر خواهد گذاشت، آزادند. ب) معنای مکان از تعاملهای افراد و گروه­ها در آن مکان سرچشمه می گیرد. معنای مکان برای یک گروه یا فرد، از شیوه­هایی که افراد به تعامل با یکدیگر و با در نظر گرفتن آن مکان می‌پردازند، حاصل می­گردد. بنابراین، مکان در ماهیت خود صرفاً یک پدیدة جغرافیایی نیست، بلکه کارکرد روابط و تعاملات است. به عنوان مثال، یک مکان را می­توان یک جاذبة گردشگری، محل مذهبی مقدس و ... تعریف کرد. تمامی این تعاریف بر تعامل میان افراد و مکان و نیز میان افراد و گروه­های حاضر در آن مکان، اشاره دارند. بنابراین، در تعریف مکان، هم به جنبه­های جغرافیایی و هم به جنبه­های اجتماعی آن توجه می­شود و بر اساس معنایی که افراد و گروه­ها به مکان در جنبة فیزیکی آن می­دهند، سازماندهی می‌شود. مکانها، برپایة وقایعی که در آنها روی می­دهد، معنا می­یابند و توصیفات آنها با هدفها، ارزشها و تمایلات بشر درآمیخته است (تامس و کراس، 2006).

 

مکان در حوزة کتابداری و اطلاع‌رسانی

مفهوم مکان در حوزۀ کتابداری و اطلاع­رسانی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در این بررسی­ها علاوه بر رضایت کاربران از کتابخانه، بر کتابخانه به عنوان مکانی با ابعاد فیزیکی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تأکید شده است. پژوهشگران بی­شماری ـ چه در داخل و چه در خارج از کشور ـ رضایت کاربران را در مورد ویژگیهای ساختمان و تسهیلات آن جویا شدند. آثار فراوان دیگری نیز در مورد چگونگی ارتباط میان تنوع خدمات کتابخانه با طراحی آن نگاشته شده است. «اگوست»[34] (نقل در فیشر و دیگران، 2007)در اثر خود با عنوان «کتابخانة امریکایی به عنوان یک نمایندگی فرهنگی»[35] می‌گوید: کتابخانه­ها به سه شیوه می‌توانند به عنوان یک مکان عمل کنند:

ـ به عنوان مؤسسات اجتماعی[36] 

ـ به عنوان بخشی از زیرساخت فیزیکی/ عمومی

ـ و به عنوان محلی برای حافظه جمعی».

برخی از پژوهشگران با استفاده از رویکرد ساختار اجتماعی، معماری کتابخانه‌های عمومی و دانشگاهی را بررسی کرده‌اند. برخی دیگر نیز با مصاحبه با کارکنان غیرکتابدار نتیجه گرفته‌اند تمرکز کتابخانه‌ها بر امور داخلی باعث افت آنها می‌شود، به نحوی که به جای مکانی برای انجام فعالیت و برقراری ارتباط با دیگر افراد، به عنوان اتاقهای سکونت گروهی مبدل می‌شوند. نتایج پژوهشهای متعدد نشان داده که چهار کیفیت اصلی برای فضاهای عمومی خوب عبارتند از:  دسترسی و ارتباط (سهولت دسترسی، ارتباط با دیگر مؤسسات مجاور)، آسایش و شکل ظاهری (امن، پاکیزه و جذاب)، کاربردها و فعالیتها (امور فراوانی برای انجام دادن) و قابلیت برقراری تعامل اجتماعی (مکانی برای ملاقات با دیگر افراد) (فیشر و دیگران، 2007).

به اعتقاد فیشر و دیگران (2007) مطالعات ژرفی که در خصوص شیوه­های بهره‌مندی افراد، خانواده­ها، همسایه­ها و جوامع از کتابخانه­ها انجام گرفته­اند، گرایش به چشم­پوشی از چارچوب مبتنی بر مکان داشته­اند. به عنوان مثال، آنها از اثر «دارنس و فیشر» با عنوان «چگونه کتابخانه­ها و کتابداران کمک می­کنند» و نیز اثر «نانسی کرانیچ»[37] (2001) با نام «کتابخانه­‌ها و دموکراسی» نام می­برند.

در نتیجه، در کتابداری و اطلاع رسانی چارچوب نیرومندی برای تحلیل نقش کتابخانه­ها بر حسب مکان وجود ندارد. «لکی و هاپکینز»[38] (2002) با استفاده از چارچوب مکان ـ مدار، کتابخانه‌­های مرکزی تورنتو و ونکور را بررسی کردند و با انجام مصاحبه و مشاهدة کاربران و کارکنان، داده‌هایی را در خصوص برداشت افراد و الگوهای کاربرد عمومی منابع و تسهیلات کتابخانه جمع‌آوری نمودند. آنها در نقد آثار میان رشته­ای در مورد ماهیت فضای عمومی بویژه بر حسب حقوق و دسترسی عمومی، بر عقیدة الدنبرگ (نقل در چینگ، 2002) یعنی هشت ویژگی مکانهای عمومی مؤفق، تأکید کردند. اگر چه لکی و هاپکینز (2002) در بحث در مورد نتایج خود چارچوب الدنبرگ را به کار نگرفتند؛ با وجود این، گزارش دادند:

  1. کتابخانه­های مرکزی، مکانهایی منحصر به فرد، مهم و پر استفاده هستند.
  2. . فناوریهای اطلاعاتی جدید به جای کم اهمیت کردن نقش این مکانها، آنها را مهمتر می‌سازد.
  3. تعدی به علایق خصوصی در انتقال ماهیت مهم کتابخانه­ها به عنوان مکانهای عمومی، امری تهدید­کننده به­شمار می ­رود.

«برایسن، پراکتر و آشروود» (2003) نیز با استفاده از چارچوب الدنبرگ، تأثیر ساختمانهای جدید کتابخانه­های بریتانیا بر جامعة کاربران محلی را مطالعه و این مؤسسات را به عنوان فضاهای فیزیکی و نقشی که در زندگی کاربران ایفا می‌نمایند، ارزیابی نمودند. یافته‌های آنها نشان داد معماریهای جدید کتابخانه، سعی دارند ویژگیهای مکانهای سوم را تسهیل کنند. به همین ترتیب، مفهوم مکان توسط «مک کوک»[39] در سال 2004 (نقل در فیشر و نامر، 2005) بررسی شده است.

وی مفهوم مکان را مجموع تمام ادراکات (زیبایی­پرستی، حسی، تاریخی و آسمانی) می­داند که یک محل فیزیکی و فعالیتها و پاسخهای احساسی مرتبط با آن محل، در افراد بر می انگیزد و کتابخانه­های عمومی در اجزای تشکیل دهندۀ خود این مفهوم را به همراه دارند و می توانند به جوامع در حفظ ویژگیهای منحصر به فرد خود یاری رسانند. در حالی که پژوهشگرانی مانند لکی و هاپکینز (2002) با کمک چارچوب مکان سوم به مطالعة کتابخانه­های عمومی در تورنتو و ونکور پرداختند، فیشر و دیگران (2007) با استفاده از نظریة مکان سوم و الگوی کرسول (نقل در فیشر و دیگران، 2007) و افزودن مفهوم اطلاعات به آنها، کتابخانه عمومی سیاتل[40] را به عنوان یک مکان، از جنبة اجتماعی (چگونگی تعامل با دیگر افراد)، جنبة فیزیکی (معماری و محیط پیرامون)، جنبة اطلاعاتی (منابع و طرح و ساختار طبقه­بندی کتابها) با مصاحبه با سه گروه، یعنی افراد در حال تورّق در قفسه­ها، افراد حاضر در دیگر بخشها و افراد موجود در محوطة کتابخانه (چه کاربر و چه غیرکاربر) بررسی نمودند. نتایج پژوهش نشان داد، کتابخانة سیاتل تنها چند مورد از ویژگیهای مکان سوم را دارد؛ یعنی ویژگیهای یک، دو و هشت، و ویژگیهای دیگر را تا حد بسیار ضعیفی نشان می­دهد. با وجود این، کتابخانة مذکور محاسن فرعی مکانهای سوم را به طور آشکار نمایان ساخت. چارچوب کرسول (نقل در فیشر و دیگران، 2007) در جهت روشن نمودن تفاوتها میان اصطلاحات متداخل و طبقه­بندی پاسخها کمکهای سودمندی نمود. در درک اهمیت کتابخانه به عنوان مکان در جامعة معاصر، مفهوم اطلاعات به طور کامل جزء جدایی ناپذیر مفهوم گسترده­تر مکان به­شمار نمی‌رود. بنابراین، پژوهش فیشر و دیگران (2007) به تقویت چارچوبهای ذکر شده با افزودن جزء اطلاعاتی به ویژگیهای مکان ـ مدار این چارچوبها انجامید.

مهمترین اثری که تاکنون در حوزۀ کتابداری و اطلاع رسانی در این خصوص نگاشته شده، متعلق به «چتمن» (نقل در پندلتن و چتمن[41]، 1998) است که مفهوم «جهان کوچک»[42] را از خلال مطالعات قوم­نگاری خود در ارتباط با زندگی روزمره و جوامع در حاشیه قرار گرفته استنتاج کرد. به اعتقاد «پندلتن و چتمن» (1998) جهان کوچک، جهانی است که در آن وقایع روزمره با مقداری پیش بینی روی می­دهند و اجازۀ حضور افراد حقوقی[43] ـ کسانی که در یک فضای فیزیکی با ویژگیهای فرهنگی مشابه سهیم هستند ـ را می­دهد. در درک مفهوم رفتار های اطلاعاتی، مکان و شرایط این افراد حقوقی، مرز­هایی در اطراف احتمالات این رفتار­ها به وجود می­آورد. به عبارت دیگر، افراد حقوقی  اطلاعات وارد شده به جهان کوچک را از خلال جهان بینی خود شکل داده، تغییر و یا بهبود می­بخشند. به باور پندلتن و چتمن (1998) این نظریه تا حد قابل توجهی در حوزۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی نیز قابل تعمیم است، زیرا کاربران و غیرکاربران کتابخانه­ها به جهانهای کوچک بی­شماری تعلق دارند. شناخت این جهانها و مفاهیم متعلق به آنها می‌تواند به روشن نمودن مسائل بسیاری در این حوزه منجر گردد که پیامدهای قابل توجهی را در پی خواهد داشت.

«فیشر» (2005) نیز اخیراً برنامة پژوهشی را با تأکید بر نقش مکان در رفتار اطلاعاتی روزمره توسعه داد که به محیط اطلاعاتی[44] شهرت یافت. منظور وی از محیطهای اطلاعاتی، مکانهایی است که افراد در هنگام حضور در آنها علاوه بر انجام فعالیتهای مختلف، به تبادل اطلاعات نیز می‌پردازند. «فیشر، دارنس و هینتن»[45] (2004)  با استفاده از مفهوم محیط اطلاعاتی، نتایج حاصل از مطالعة کتابخانة کوینز بارو[46] و کاربران مهاجر آن را تغییر و نتیجه گرفتند که آشنایی مهاجران با کتابخانه، یعنی رسالت­، برنامه­ها و کارکنان آن، می­تواند این گروه را به سوی محیط اطلاعاتی سوق دهد که در نتیجه این مهاجران بتوانند طیف وسیعی از نیاز­های روحی، اجتماعی و عملی خویش را برطرف سازند. به اعتقاد فیشر (2005) محیط اطلاعاتی مفهومی جدید است که می­تواند زمینه‌ای تازه برای مطالعات آتی در ارتباط با پدیدة مکان و تأثیرهای آن بر روی زندگی افراد به وجود آورد.

 

نتیجه­گیری

همان‌طور که گفته شد، الدنبرگ (نقل در چینگ، 2002) برای مکان سوم هشت ویژگی برمی‌شمرد. ویژگیهای ارائه شده توسط وی، به طور آشکار به دو عامل مکان (ویژگی 1، 2، 6، 8) و انسان (4، 5، 7) ارتباط می­یابد، و اثری از عامل اطلاعات در آنها به چشم نمی­خورد. اگرچه در ویژگی سوم بر گفتگو به عنوان یکی از ویژگیهای مکان سوم اشاره می­شود، اما نشانی از تبادل اطلاعات وجود ندارد (فیشر و دیگران، 2007). تعاریفی که الدنبرگ، کرسول و لاکرمن (نقل در فیشر و دیگران، 2007) از مکان ارائه نموده­اند، حاکی از آن است که آنها اغلب بر دو عامل مکان و انسانهای حاضر در آن تأکید نشان داده­ و مزایای حاصل از حضور در این مکانها را بیشتر روحی ـ روانی می­دانند. به اعتقاد این افراد، انسان با حضور در این مکانها و برقراری تعامل اجتماعی با دیگر اشخاص موجود، به نوعی از آرامش، لذت و خرسندی دست می­یابد. این تأثیرهای عاطفی بویژه برای افرادی که در محیط خانوادگی و یا محیط کاری خود از چنین تجاربی محرومند، بسیار قابل توجه است.

تعجبی وجود ندارد اگر در هیچ یک از الگوهای یاد شده به عامل اطلاعات و مزایای حاصل از تبادل آن اشاره­ای نشده است. در تمامی این چارچوبها تنها بر ویژگیهای مکان، و انسانهای حاضر در آن و روابط اجتماعی و عاطفی میان این انسانها تأکید شده است، زیرا تمامی این پژوهشگران از منظر حوزه­های خود به مفهوم مکان پرداخته­اند. چنانکه پیش از این نیز اشاره شد، نظریة مکان سوم از حوزۀ جامعه­شناسی نشأت گرفته و کاملاً طبیعی است که در آن بر جنبة اجتماعی مکان تأکید می­رود. الگوهای دیگر نیز در حوزۀ جغرافیا مطرح شده­اند؛ بنابراین مفهوم مکان در این الگوها از همین حوزه­ تأثیر پذیرفته است.

تنها چارچوبی که در ارتباط با مفاهیم مکان، در آن به عامل اطلاعات توجه فراوانی شده، نظریة جهان کوچک است. چتمن (نقل در پندلتن و چتمن، 1998) برخلاف دیگران، کمتر بر جنبة فیزیکی مکان، و بیشتر بر انسانها، تعاملهای اجتماعی و عوامل تأثیرگذار بر این تعاملها (تیپ اجتماعی، هنجارها و ...) و بویژه بر اطلاعات تأکید کرده است. به اعتقاد وی، آنچه این جهانهای کوچک را استوار می‌دارد، میزان و نوع اطلاعاتی است که به آنها وارد می‌شود. او همچنین بر قراردادهای اجتماعی حاکم بر روابط میان افراد و تأثیر آنها بر روابط میان افراد و تأثیر آن­ها بر رفتار اطلاعاتی توجه فراوانی نشان می­دهد، و هنجارهای اجتماعی را در پذیرش یا رد اطلاعات و تیپ­ اجتماعی افراد را در میزان برقراری تعامل اجتماعی و در نتیجه تبادل اطلاعات، بسیار مؤثر می­داند. به طور کلی، در نظریة جهان کوچک تبادل اطلاعات و مزایای حاصل از آن متأثر از شرایط و قراردادهای اجتماعی است و از جنبه­های فیزیکی مکان و تأثیرات آنها در میزان تبادل اطلاعات چشم پوشی شده است. بنابراین، به نظر می­رسد نظریة جهان کوچک اگر چه از نظر توجه به عامل اطلاعات غنی است ولی از آن نظر که عامل مکان (از نظر فیزیکی) را در حاشیه قرار داده است، چارچوب نیرومندی نمی­باشد.

از طرف دیگر، محیط اطلاعاتی با تأکید همزمان بر سه عامل «مکان»، «انسان» و «اطلاعات» چارچوب غنی­تری فراهم می­آورد. اگرچه مزایای عاطفی ـ که در نتیجة حضور در یک مکان دلخواه و تعامل با انسانهای مناسب نصیب هر فرد می­گردد ـ می­تواند تأثیر مهمی بر شخصیت افراد برجای گذارد؛ اما اطلاعات، عامل بسیار مهمی است که می‌تواند زندگی افراد را متحول سازد. بنابراین، حذف این عامل از چارچوبهای مبتنی بر مکان، سطحی نگری تلقی می­گردد. در نتیجه، محیط اطلاعاتی با در برگرفتن هر سه عامل (انسان، مکان و اطلاعات) علاوه بر اینکه برخی از نیازهای عاطفی انسان را تأمین می‌کند، با فراهم کردن زمینه­ای برای تبادل اطلاعات، نیازهای اطلاعاتی افراد مختلف را نیز برآورده می‌سازد. در پژوهشهای صورت گرفته در حوزۀ کتابدرای و اطلاع‌رسانی (بویژه در ایران)، اغلب از مفهوم کتابخانه به عنوان یک مکان چشم‌پوشی شده است. در این پژوهشها عمدتاً بر میزان استفاده و رضایتمندی افراد از خدمات و منابع کتابخانه و نیز دلایل عدم استفادۀ بهینه از کتابخانه تمرکز گردیده و به استثنای چند پژوهشی که در این مقاله شرح مختصری از آنها ارائه گردید، در هیچ یک از پژوهشهای دیگر، بر کتابخانه به عنوان یک مکان اجتماعی تأکید نشده است. بنابراین، باید توجه بیشتری به جنبة اجتماعی بودن کتابخانه به عنوان یک مکان مبذول گردد.  همان‌طور که گفته شد، نتایج پژوهشهای متعدد نشان داده­اند یکی از چهار کیفیت اصلی برای فضاهای عمومی خوب، از جمله کتابخانه، قابلیت برقراری تعامل اجتماعی (مکانی برای ملاقات با دیگر افراد) می‌باشد. شناخت جنبه‌های اجتماعی کتابخانه می­تواند به روشن نمودن مسائل بسیاری در این حوزه یاری رساند. به عنوان مثال، قابلیت بالای یک کتابخانه در فراهم نمودن امکان برقراری تعاملهای اجتماعی می­تواند به شناخت بیشتر کاربران کتابخانه و نیازهای اطلاعاتی آنها بینجامد که در نتیجه به بهبود و توسعة هر چه بیشتر خدمات اطلاعاتی برای این جامعه منجر می‌گردد.

پژوهش فیشر، دارنس و هینتن (2004) نشان داد کتابخانة عمومی کوینز، یک محیط اطلاعاتی حایز اهمیت برای مهاجران به شمار می رود. به عبارت دیگر، می­توان گفت کتابداران کتابخانة کوینز با تقویت نقش کتابخانة خود به عنوان یک مکان، توانستند به هدف غایی هر کتابخانه، یعنی تأمین نیازهای اطلاعاتی افراد مختلف، دست یابند.

هرچند پژوهشهایی از حوزه­های گوناگون به بررسی مفهوم مکان پرداخته­اند، هنوز نیاز به مطالعات بیشتر وجود دارد. بویژه مطالعات و بررسیهای بیشتری در خصوص تفاوت میان مفاهیمی همچون فضا، مکان، وضعیت و بافت (زمینه[47]) لازم است. بیشتر پژوهشهای انجام شده، از حوزة جامعه‌شناسی و جغرافیای انسانی صورت گرفته است. اما به پژوهشهای عمیق‌­تری از حوزۀ رفتارهای اطلاعاتی نیاز است تا به وضوح بیشتر این مفاهیم در این حوزه بینجامند.



1. Thomas and Cross.

2. Lukermann.

3. Fisher and Naumer.

1. location.

2. Circulation.

3. Localized.

4. are emerging.

7. The Great  Good  Place.

5. Oldenburg.

6. Cheang.

8. Third  Place.

1. Nonobligatory.

2. Leveler.

1. novelty.

2. spiritual tonic and friendship.

3. recreational spirit.

4. Social Capital.

1. Bryson, Proctor and Usherwood.

2. Creswell.

3. Place: A Short Introduction.

4. Location.

5. the fixed objective position or coordinates.

6. Locale.

7. material setting.

8. Sense of Place.

9. Space.

1. Landscape.

2. material topography.

3. Senses of Place.

4. Feld and Basso.

5. Lippard.

6. in Lure of the Local: Senses of Place in a Multicentered Society.

1. agent.

2. Augst.

3. The American Library as an Agency of Culture.

1. social enterprises.

2. Nancy Kranich.

3. Leckie and Hop kins.

1. McCook.

1. Seattle Public Library.

2. Pendleton and Chatman.

3. Small World.

4. legitimized others.

1. Information Ground.

2. Durrance and Hinton.

3. Queens Borough.

1. Context.

-  Bryson, Jared; Proctor, Richard; and Usherwood, Bob (2003). "Library must also be building: New library impact study". Available at:  http://www.mla.gov.uk/resources/assets/s/spo24rep_doc_6796.doc (accessed 24th May 2007).
 
- Cheang, Michael (2002). "Older adults' frequent visits to a fast-food restaurant: Nonobligatory social interaction and the significance of play in a third place". Journal of Aging Studies, 16 (2002):303-321.Available at: http://www.ualg.pt/ese/gerontologia/ journal%20of%20Aging%20studies/Cheang%202002.pdf  (accessed 28th March 2007).
- Fisher, Karen E. (2005). Information grounds. In: Karen E. Fisher, Sanda Erdelez, and Lynne (E. F.) McKechnie (Eds.). Theories of Information Behavior. Medford, NJ: Information Today.
 
- Fisher, Karen E.; Durrance, Joan C.; and Hinton, Marian B. (2004)."Information grounds and the use of need-based services by immigrants in Queens, New York: A context-based, outcome evaluation approach". Journal of the American Society for Information Science and Technology, 55(8): 754-766. Available­ at: http://ibec.ischool.washington.edu/pubs/JASIST.2004.Info.Ground.pdf (accessed 29th November 2006).
 
- Fisher, Karen E., et al. (2007). "Seattle Public Library as place: Reconceptualizing space, community, and information at the central library". In: John E. Buschman and Gloria J. Leckie (Eds.). The Library as place. Westport, CT: Libraries Unlimited. Available at:  http://ibec.ischool.washington.edu/pubs/Fisher_2007_Library as Place.pdf   (accessed on 10th May 2007).
 
- Fisher, Karen E.; and Naumer, Charles M. (2005). "Information grounds: Theoretical basis and empirical findings on information flow in social settings". In:Amanda Spink and Charles Cole (Eds.). New Directions in Human Information Behavior. Amesterdam: Kluwer. Available at:                               http://ibec.ischool.washington.edu/pubs/2006_SpinkCole_Chapterb.pdf (accessed 18th  March 2007).
 
- Leckie, Gloria; and Hopkins (2002). "The Public Place of Central Libraries: Findings from Toronto and Vancouver". Library Quarterly 72.3 (2002): 326-372.
 
- Pendleton, Victoria; and Chatman, Elfreda (1998). "Small world lives: Implications for public library". Library Trends; spring 98, Vol. 46 Issue 4, p732, 20p.
 
- Thomas, D. F. and Cross, J. E. (2006). "Organization as place builders". Available at: http://www.stoveprairiegroup.com/oapd.pdf