بررسی تأثیر سطح پیچیدگی وظایف کاری بر عملکرد جستجوی مروری کاربران در تعامل با وب

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

2 استادیار دانشگاه شیراز

3 دانشیار گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شیراز

چکیده

هدف: هدف از این پژوهش شناخت تأثیر سطح پیچیدگیِ عینیِ وظایف کاری بر عملکرد جستجوی مروری است.
روش/رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی است و در آن برای گردآوری داده‌های مستخرج از فایل­های تراکنش کاربران با وب، از تحلیل محتوای کمّی استفاده شده است. جامعۀ پژوهش شامل کلیۀ دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز و نمونۀ مورد مطالعه شامل 90 دانشجوی کارشناسی دانشگاه شیراز است که سه وظیفۀ ساده، با پیچیدگی متوسط و کاملاً پیچیده را در دو وب­سایت «دیجی­کالا» و «زنبیل» از طریق جستجوی مروری انجام دادند.
یافته­ها: نتایج نشان داد سطح پیچیدگیِ وظایف بر عملکرد کاربران از نظر زمان و موفقیت، در جستجوی مروری تأثیر قابل توجهی دارد؛ به‌نحوی که کاربران مدت‌زمان کمتری را برای تکمیل وظیفۀ ساده در مقایسه با دو وظیفه با پیچیدگی متوسط و کاملا پیچیده، صرف کردند. همچنین کاربران در انجام وظیفۀ ساده نسبت به دو وظیفه با پیچیدگی متوسط و کاملاً پیچیده، موفق­تر عمل کردند.
نتیجه­گیری: با آگاهی از عوامل مؤثر بر عملکرد جستجوی مروری کاربران همچون سطح پیچیدگیِ عینیِ وظایف، می­توان جستجوی مروری کاربران در نظام‌های اطلاعاتی را بهبود بخشید. نتایج این پژوهش می­تواند برای طراحان، توسعه­دهندگان، کاربران و آموزش‌دهندگان نظام­های اطلاعاتی برای شناخت عوامل مؤثر بر جستجوی مروری و کاهش اثر منفی و افزایش اثر مثبت آنها بر عملکرد کاربران، مفید باشد.
 
 

کلیدواژه‌ها


مقدمه

همزمان با رشد نظام­های اطلاعاتی کاربرمحور و تعاملی، تلاش برای مطالعه و بهبود این نظام­ها رو به افزایش بوده است. از آنجاکه بهبود تعامل کاربر با نظام اطلاعاتی، به بازیابی مؤثرتر اطلاعات برمی­گردد، در حوزۀ بازیابی اطلاعات تلاش‌های بسیاری برای شناخت رفتار اطلاع­یابی کاربران و عوامل مؤثر بر آن در حین جستجو انجام شده است. طبق نظر «کینلی»[1](2013) رفتار اطلاع­یابی شامل دو بُعد اصلیِ رفتار و عملکرد جستجوی کاربران است. رفتار جستجو به‌عنوان فرایند تعامل کاربران با نظام­های بازیابی اطلاعات به‌منظور گردآوری اطلاعات تعریف می­شود (ویلسون[2]، 2000) و عملکرد جستجو به توانایی فرد در جایابی و گردآوری اطلاعات مرتبط و مورد نیاز از مسیرهای خاص برای انجام موفق وظایف اشاره دارد (الم و وودز[3]، 1985؛ مک دونالد و استیونسون[4]، 1998).

بررسی­های گذشته نشان داده است ویژگی­های بسیاری همچون نوع ساختار نظام اطلاعاتی، نوع و سطح پیچیدگی وظایف جستجو و ویژگی‌های فردی کاربران، بر رفتار و عملکرد جستجوی کاربران وب تأثیرگذار است (گوئیزدکا و اسپنس[5]، 2007؛ کیم[6]، 2008؛ ملگویزو، ویدیا و اوستندراپ[7]، 2012؛ ثرینگ[8] و همکاران، 1995؛ پالم کوئیست و کیم[9]، 2000). از بین ویژگی­های مؤثر بر فرایند جستجوی اطلاعات کاربران، سطح پیچیدگی وظایف جستجو یکی از عوامل مهمّ است (کیم، 2008؛ کورثاوئر و کوبک[10]، 1994؛ کیم، 2001). به عقیدۀ «اینگورسن»[11] (1992) بازیابی اطلاعاتی‌ای مؤثر است که بر اساس درک کاربر از وظیفه یا مسئلۀ اطلاعاتی باشد. علاوه بر این، نیاز اطلاعاتی و فرایند جستجوی اطلاعاتی به وظیفۀ اطلاعاتیِ تعریف‌شده بستگی دارد، زیرا برای تکمیل وظیفۀ اطلاعاتی باید نیازهای اطلاعاتی در نظر گرفته شود (ورسیگ و نولینگ[12]، 1975). با توجه به اهمیت این متغیر، بسیاری از پژوهشگران از رویکردهای گوناگون، انواع وظایف کاری همچون وظایف باز و بسته[13] «مارچیونینی»[14] (1989)، وظایف عام و خاص[15] «کیو»[16] (1993)،  حقیقت­یاب و موقعیتی[17]  «کیم» (2000)، وظایف موضوعی و اقلام شناخته شده[18] «تگلیکوتزو و کوچن»[19](1970)، وظایف با درخواست­های زیاد و با درخواست­های خاص[20] «ساراسوئیک و کانتور»[21] (1988)، وظایف حقیقت­یاب، انتزاعی و کاوشی[22] «کینلی و همکاران»[23] (2012) و وظایف ساده و پیچیده «بورگمن»[24] (1986) تعریف کرده­اند. انواع مذکور در چند دهۀ اخیر به‌صورت مکرر در مطالعات رفتار جستجوی اطلاعات، مورد استفاده قرار گرفته‌اند. در میان این گروه‌بندی‌ها، نوع وظیفۀ ساده و پیچیده بیش از بقیه به کار برده شده است. همچنین «ژانگ»[25] (2012) با بررسی تعریف‌های ارائه‌شده در متون پیرامون انواع وظایف جستجو، معتقد است که تعریف وظیفۀ جستجوی ساده و پیچیده، به میزان بسیاری مؤلفه­های سایر تعریف‌ها را دربردارد.

وظیفۀ ساده، وظیفه­ای است که به‌خوبی تعریف شده و مشخص است که به چه اطلاعاتی نیاز دارد. پاسخ آن در یک صفحۀ وب قرار دارد و تلاش شناختی اندکی برای انجام وظیفه لازم است. در مقابل، وظیفۀ پیچیده یک پرسش باز است و در درخواست آن اطلاعات موردنظر، کمتر مشخص شده و پاسخ آن در چندین صفحۀ وب قرار دارد. برای پاسخ‌دهی به چنین وظیفه­ای، سطح بالایی از فعالیت­های شناختی همچون مقایسه، تفسیر و ترکیب اطلاعات لازم است (ژانگ، 2012).

پژوهش­های گذشته نشان داده­اند سطح پیچیدگی می­تواند بر عملکرد جستجوی کلیدواژه‌ای تأثیرگذار باشد؛ به‌نحوی که کاربران در وظایف ساده­ عملکرد بهتر و در وظایف پیچیده عملکرد ضعیف­تری دارند(کینلی، 2013؛ اسدی، 1394). از سوی دیگر، برای انجام وظایفی که سخت­تر هستند، کاربران زمان بیشتری صرف و صفحات وب بیشتری را بازدید می­کنند. همچنین وظایف با پیچیدگی کم به مسیر مطلوب نزدیک­ترند و وظایف با پیچیدگی زیاد مسیر طولانی­تری نسبت به مسیر مطلوب دارند (گوئیزدکا و اسپنس، 2007).

باوجود این مسئله، پژوهش­ها عمدتاً در بافت جستجوی کلیدواژه­ای مدنظر بوده و کمتر به مسئله جستجوی مروری و سطح پیچیدگی وظایف توجه شده است. با توجه به اهمیت وظایف کاری و تأثیر قابل توجه آن بر عملکرد کاربران و با در نظرگرفتن این امر که راهبرد عمدۀ کاوش آنان در وب، جستجوی مروری است (کتس و برن[26]، 2003؛ تیوان، آلوارادو، آکرمن و کارگر[27]، 2004؛ مک­فارلند[28]، 2005 و سورو[29]، 2012) و نیاز به پژوهش‌هایی که نقش سطح پیچیدگی وظایف را در مرور وب مورد توجه قرار دهد، این پژوهش  تلاش دارد تا تأثیر سطح پیچیدگی وظایف کاری بر عملکرد جستجوی مروری کاربران در وب  را بررسی کند.

 

پیشینة پژوهش

پژوهش­های بسیاری به تأثیر نوع وظیفه بر عملکرد جستجوی کاربران اذعان داشته­اند و با تعریف سنجه‌های مختلف، به تحلیل روابط بین آنها پرداخته‌اند. «ساراسوئیک و کانتور» (1988) نشان دادند وظایف پیچیده و خاص بر عملکرد جستجو تأثیر دارند. وظایف با درخواست­های زیاد، دقت بیشتری را نسبت به وظایف با درخواست‌‌های خاص لازم دارد.

همچنین «بایستروم و یارولین»[30] (1995) به تحلیل تأثیر پیچیدگی وظیفۀ کاری بر اطلاع‌جویی و استفاده از اطلاعات پرداختند. نتایج نشان داد افزایش پیچیدگی وظیفۀ کاری، تأثیر مثبتی بر پیچیدگی اطلاعات، نیاز به اطلاعات تخصصی و اطلاعات به‌منظور تصمیم‌گیری داشت. همچنین با افزایش پیچیدگی وظایف کاری، تمایل افراد به سمت استفاده از منابع اطلاعاتی با اهداف کلی، بیشتر از منابع حقیقت­یاب سوق می­یافت. با وجود این، میزان موفقیت آزمودنی­ها در یافتن اطلاعات، رابطه معکوسی با پیچیدگی وظیفة کاری داشت (نقل در سعیدی‌زاده و همکاران، 1394).

علاوه بر این، لازندر و همکاران (2000) تاثیر تجربه بر فرایندهای جستجوی 25 دانشجو را در انجام سه وظیفه جستجو بررسی کردند. نتایج نشان داد در وظایفی که به جایابی اطلاعات از وب‌سایت‌های خاصی نیاز دارند، عملکرد کاربران با هم تفاوتی ندارد.

همچنین «برینکرهاف و همکاران» (2001) تأثیر تجربه و دید کلیِ کاربران بر نتایج، نگرش و زمان یادگیری از ابرمتن را بررسی کردند و اذعان داشتند کاربرانی که دارای دید کلی و ساختاریافته یا غیرساختاریافته از نظام هستند، زمان بیشتری برای مرور صرف می­کنند تا کاربرانی که دید کلی از نظام ندارند.

در پژوهشی دیگر «لی»[31] (2010) در مطالعۀ تجربی خود دریافت که وظایف کاری تأثیر قابل توجهی بر عملکرد تعاملی کاربران به‌ویژه کارایی و اثربخشی جستجو دارد. در نتایج پژوهش وی، کارایی و اثربخشی جستجو در وظایف تصمیم‌گیری با پیچیدگی کم، بهتر بود؛ در حالی که در وظایف ذهنی پیچیده­تر سطح پایین‌تری داشتند.  

در همان سال «لی و بلکین»[32] (2010) رابطه وظیفه کاری و رفتار جستجوی اطلاعات تعاملی 24 کاربر را بررسی کردند. نتایج نشان داد کاربران برای دستیابی به اطلاعات مطلوب الگوهای رفتاری متفاوتی دارند و بر اساس وظایف کاری که دارند، نظام‌های اطلاعاتی را برای جستجو انتخاب می‌کنند. همچنین، وظایف کاری و وظایف جستجو در تعامل کاربر با نظام‌‌های اطلاعاتی نقش‌های متفاوتی را بازی می‌کنند.

پس از آن «ساستامینن، کامپولینن و جارولین»[33] (2012) تأثیر پیچیدگی وظیفه بر جستجوی اطلاعات و استفاده از منابع اطلاعاتی 7 کاربر را بررسی کردند. نتایج حاکی از آن بود که بین پیچیدگی وظایف و عملکرد رابطه وجود دارد و عملکرد کاربران در وظایف ساده و پیچیده متفاوت بود. همچنین پیچیدگی وظیفه بر روش انجام وظایف نیز تأثیر داشت.­ به‌نحوی که در وظایف پیچیده‌تر کاربران جستجوهای بیشتری انجام می‌دهند، به‌جای استفاده از نظام‌های اطلاعاتی بر منابع وبی و ارتباطی تمرکز می‌کنند و تعداد منابع اطلاعاتی استفاده شده و زمان صرف‌شده برای هر منبع در وظایف پیچیده و با پیچیدگی متوسط، بیشتر از وظایف ساده است.

«کینلی» (2013) عملکرد جستجوی 50 آزمودنی در انجام سه وظیفۀ جستجو را بررسی کرد. نتایج نشان داد کاربران در وظایف ساده­تر زمان کمتری را و در وظایف پیچیده، به‌دلیل بازبودن وظیفه، زمان بیشتری را صرف می‌کنند.

علاوه بر این، «یوآن و لیو»[34] (2013) عملکرد 32 دانشجو در دو نظام متنی و تصویری را بررسی کردند. نتایج نشان داد نوع وظیفه بر عملکرد جستجوی کاربران تأثیر دارد و کاربران در انجام وظایف تحلیلی، عملکرد بهتری از نظر صحّت نتایج و رضایت‌مندی نسبت به وظایف عملی داشتند.

در ایران بر خلاف پژوهش­های بسیاری که در خارج از کشور انجام شده، در موارد معدود به این مسئله توجه شده است. «سعیدی زاده، صنعت­جو و نوکاریزی» (1394) تأثیر پیچیدگی عینی و محصول وظیفۀ کاری بر تعامل کاربران با نظام‌های بازیابی اطلاعات را بررسی کردند. نتایج نشان داد با افزایش سطح پیچیدگی عینی، کاربران بیشتر از منابع اطلاعاتی ، پرس‌وجوهای بیشتر و با عبارت‌های طولانی‌تر استفاده و نتایج بیشتری را بررسی و زمان بیشتری را صرف می‌‌‌کنند و موفقیت کمتری را به‌دست می­آورند.

در مجموع، نتایج پژوهش­های گذشته حاکی از آن است که سطح پیچیدگی وظایف می‌تواند بر عملکرد جستجوی کاربران وب تأثیرگذار باشد و در وظایفی با سطح پیچیدگی کم کاربران عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند. همچنین درک کاربر از پیچیدگی وظیفه به ویژگی­های فردی وی همچون تجربۀ جستجو، تخصص و گسترۀ دانش فرد، توانایی کلامی، انگیزه و به‌خصوص توانایی شناختی بستگی دارد. با توجه به اهمیت و تأثیر سطح پیچیدگی وظایف بر عملکرد جستجوی کاربران وب، مشکلات برخی کاربران در انجام وظایف پیچیده، عدم بررسی تأثیر سطح پیچیدگی وظایف بر فرایند جستجوی مروری و تعداد معدود پژوهش­های انجام شده در ایران، تلاش برای شناسایی تفاوت­های کاربران در سطوح مختلف پیچیدگی وظایف کاری و ارائه راهکارهای کاربردی برای بهبود عملکرد جستجوی مروری کاربران وب، ضروری به نظر می­رسد.

 

اهداف

هدف اصلی این پژوهش شناخت تفاوت سطح پیچیدگی وظایف کاری بر عملکرد جستجوی مروری است. در این راستا، هدف‌های فرعیِ زیر تعریف شد:

  • · مقایسه مدت‌‌زمان صرف‌شده در انجام وظایف برحسب سطح پیچیدگی آنها
  • · مقایسه میزان موفقیت در انجام وظایف برحسب سطح پیچیدگی آنها.

 

فرضیه‌ها

با توجه به هدف‌های تعیین‌شده، این پژوهش فرضیه‌های زیر را به محک آزمون می‌گذارد:

  • · بین مدت‌زمان صرف‌شده در انجام وظایف برحسب سطح پیچیدگی آنها در جستجوی مروری، تفاوت وجود دارد.
  • · بین میزان موفقیت در انجام وظایف برحسب سطح پیچیدگی آنها در جستجوی مروری تفاوت وجود دارد.

 

روش پژوهش

این پژوهش از حیث هدف، کاربردی است و از رویکرد کمّی به‌منظور گردآوری داده­ها استفاده شده است. داده‌های مورد نیاز از طریق تحلیل محتوای کمّی فایل­های تراکنش[35] کاربران در هنگام جستجوی مروری  ضبط‌شده توسط نرم افزار کامتاسیا 8.6  گردآوری شد. جامعۀ پژوهش شامل کلیۀ دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز بود. با توجه به زمان‏بر بودن فرایند برگزاری جلسات گردآوری اطلاعات و محدودبودن وقت آزمودنی­ها، تمایل آزمودنی­ها به همکاری، از اهمیت زیادی برخوردار است. در نتیجه، برای شناسایی و انتخاب آزمودنی­های واجد شرایط، روش‏های معمول نمونه‏گیری تصادفی میسر نبود؛ لذا روش نمونه­گیری غیر احتمالی از نوع هدفمند استفاده شد. به‌منظور تعیین حجم نمونه، با توجه به نظرهای صاحب‌نظران این حوزه و همچنین بررسی حجم نمونه در سایر پژوهش‌های سنجش رفتار اطلاع‌یابی، که طی آن کاربر به‌طور مستقیم در جلساتی یک تا دو ساعته با سامانۀ بازیابی تعامل دارد، حجم نمونه حداکثری شامل 90 دانشجوی داوطلب انتخاب شد (فورد، میلر و موس[36]، 2001؛ فورد، میلر و موس، الف 2005 و ب 2005؛ اسپینک و دی[37]،2007؛ اسپینک، پارک و کوشمن[38]، 2006 و کینلی و تجوندرونگرو[39]، 2010).

با توجه به تعریفی که «ژانگ» (2012) از وظیفۀ ساده و پیچیده در جستجوی مروری دارد، پیچیدگی وظایف به‌وسیلۀ سه عامل وضوح اطلاعات، پراکندگی پاسخ و فعالیت شناختی کنترل شد. وضوح اطلاعات به‌معنای صریح و روشن‌بودن اطلاعات مورد نیاز برای پاسخ‌دهی به پرسش است. پراکندگی پاسخ بدین معناست که پاسخ موردنظر در یک صفحۀ وب قابل بازیابی نیست و لازم است تا چندین صفحه­ وب بازیابی و بررسی شود تا بتوان به پرسش پاسخ داد. عامل سوم به میزان فعالیت شناختی‌ای که کاربر برای تکمیل وظیفه انجام می­دهد، برمی­گردد.

با توجه به سه عامل فوق، در مرحلۀ اول با توجه به ویژگی­های دو وب­سایت و مخزن­ بازنگری نظام­مند وظایف جستجو[40]، شش وظیفه­ توسط پژوهشگر طراحی و در دو وب­سایت دیجی­کالا[41] و زنبیل[42]طراحی شد، سپس ابتدا روایی صوری آنها توسط 3 نفر از استادان حوزۀ علم اطلاعات و دانش­شناسی تأیید و برای سنجش روایی محتوایی وظایف، برای 25 نفر از متخصصان حوزۀ بازیابی اطلاعات از طریق پست­الکترونیکی ارسال گردید. 11 نفر از آنها شش وظیفه را در دو وب­سایت انجام دادند و سطح پیچیدگی آنها را در طیف 5 تایی لیکرت تعیین کردند. پس از آن نظرهای متخصصان توسط پژوهشگران بررسی و امتیازهای داده‌شده به هر وظیفه، جمع زده شد. در نهایت، سه وظیفه‌ای که از نظر متخصصان در سطح ساده، سطح پیچیدگی متوسط و سطح کاملا پیچیده بیشترین امتیاز را داشتند، به‌ترتیب به‌عنوان وظیفۀ ساده، وظیفه با پیچیدگی متوسط و وظیفه با پیچیدگی زیاد انتخاب شد.

در این پژوهش، عملکرد جستجوی مروری بر اساس دو سنجۀ مدت زمان صرف‌شده برای هر وظیفه بر حسب دقیقه، تقسیم بر تعداد دفعات ذخیره­سازی جستجو و موفقیت در یافتن صفحۀ مورد نظر، محاسبه شد. موفقیت به سه سطح «ناموفق» با امتیاز صفر، «تاحدی موفق» با امتیاز یک و «کاملا موفق» با امتیاز دو تقسیم شد. این سنجه­ها از طریق مشاهده تک‌تک فایل­های تراکنش کاربران در حین مرور و بازبینی چندین‌بارۀ آنها، شمارش و کنترل شده است.

به‌منظور اجرای پژوهش، هر آزمودنی سه وظیفۀ ساده، با پیچیدگی متوسط و کاملاً پیچیده را در دو وب‌سایت دیجی­کالا و زنبیل از طریق جستجوی مروری انجام داد. دلیل انتخاب این دو وب‌سایت این بود که آنها از جمله وب‌سایت‌های شناخته‌شدۀ فروش کالای فارسی‌زبان هستند که امکان مرور را از طریق لایه­های مختلف فرامتن در رده­های مختلف، برای عموم کاربران فراهم آورده­اند.

برای اینکه وظایف تحت تأثیر اریب احتمالی وظایف جستجو قرار نگیرد و تأثیر یادگیری در هنگام گردآوری داده کنترل شود، از چرخش وظایف به‌صورت تصادفی برای هر کاربر که در پژوهش‌های بسیاری به‌کار رفته است، استفاده شد. قبل از آغاز هر جلسۀ جستجو دربارۀ ضبط تعامل‌های کاربر با رابط و تفاوت بین جستجوی کلیدواژه­ای و جستجوی مروری، توضیحات لازم به آزمودنی­ها داده شد. علاوه بر این، در مورد آگاه‌بودن کاربر از روند جلسۀ جستجو، مدت زمان تقریبی آن و تمایل وی به همکاری در این مرحله، اطمینان حاصل شد. در آخرین مرحله، فایل­های تعامل کاربران با وب­ توسط دو نفر از پژوهشگران چندین بار مشاهده و شمارش  شد و داده­های مربوط به سنجه­های عملکرد گردآوری گردید.

 

یافته‌ها

الف) مقایسه مدت زمان صرف شده برای انجام وظایف برحسب سطح پیچیدگی آنها

به‌منظور بررسی تفاوت مدت‌زمان صرف شده برای انجام وظایف توسط کاربران در سطوح مختلف وظایف کاری، با توجه به نرمال نبودن توزیع داده­ها از آزمون کروسکال والیس استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد سطح معنا­داریِ به‌دست آمده برای این سنجه از 05/0 کمتر است و فرض صفر رد می­شود؛ یعنی کاربران در مدت‌زمان صرف شده برای انجام وظایف، با هم تفاوت معنا­داری دارند (جدول1).

جدول1. نتایج آزمون کروسکال والیس برای بررسی تفاوت مدت زمان صرف شده

توسط کاربران در سطوح مختلف وظایف کاری

متغیر

میانگین رتبه‌ها

خی دو

درجه آزادی

سطح معناداری

وظیفه ساده

وظیفه با

پیچیدگی متوسط

وظیفه کاملاً پیچییده

زمان

24/118

10/142

16/146

718/6

2

035/0

 

برای بررسی دقیق­تر تفاوت­های مشاهده شده در آزمون کروسکال والیس، از مقایسۀ میانگین‌ها استفاده شد. چنانکه جدول 1 نشان می‌دهد، میانگین رتبۀ زمان صرف‌شده در وظایف کاملاً پیچیده، بیشترین مقدار و در وظایف ساده کمترین میزان است؛ بدین معنا که کاربران در تکمیل وظیفۀ ساده نسبت به وظیفه با پیچیدگی متوسط و کاملا پیچیده، زمان کمتری را صرف می­کنند.

 

 ب) مقایسه میزان موفقیت در انجام وظایف برحسب سطح پیچیدگی

به‌منظور مقایسۀ میزان موفقیت در انجام وظایف برحسب سطح پیچیدگی، از آزمون کروسکال والیس استفاده شد. نتایج نشان داد سطح معنا­داری از 05/0 کمتر است و کاربران در میزان موفقیت، در تکمیل سه وظیفۀ تعریف‌‌شده، با هم تفاوت معنا­داری دارند (جدول 3).

جدول3. نتایج آزمون کروسکال والیس برای بررسی تفاوت میزان موفقیت

در انجام وظایف برحسب پیچیدگی آنها

 

متغیر

میانگین رتبه‌ها

خی دو

درجه آزادی

سطح معناداری

وظیفه ساده

وظیفه با

پیچیدگی متوسط

وظیفه کاملاً پیچییده

موفقیت

76/164

67/149

07/92

478/53

2

000/0

 

 

مقایسۀ میانگین رتبه­ میزان موفقیت در سه نوع وظیفه نشان می‌دهد که کاربران در تکمیل وظیفۀ ساده نسبت به وظایف با پیچیدگی متوسط و کاملاً پیچیده، موفقیت بیشتری را به‌دست آورده‌اند.

 

بحث و نتیجه‌گیری

نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که کاربران برای تکمیل وظیفه ساده، زمان کمتری را نسبت به وظیفه با پیچیدگی متوسط و وظیفه کاملاً پیچیده صرف کردند و در انجام این وظیفه موفقیت بیشتری نسبت به دو وظیفۀ دیگر به‌دست آوردند. شاید بتوان گفت که وظیفۀ ساده حداقلِ پیچیدگی را دارد و آزمودنی­ها به‌راحتی با کمترین استفاده از راهبردهای مرور پاسخی ساده و مشخص برای درخواست این وظیفه می­یابند، زیرا به وضوح می­دانند به دنبال چه اطلاعاتی هستند.

با مقایسۀ عملکرد کاربران در وظیفه با پیچیدگی متوسط و وظیفۀ کاملا پیچیده از حیث موفقیت مشخص شد، در وظیفه با پیچیدگی متوسط که از سطح پیچیدگی کمتری برخوردار است، موفقیت کاربران بیشتر از موفقیت آنها در وظیفۀ کاملا پیچیده است. این نتیجه با فرض تحقیق هم­خوانی دارد و می­توان گفت هرچه پیچیدگی وظایف بیشتر می­شود، موفقیت کاربران در انجام وظایف کمتر می­شود. نتیجۀ دیگر پژوهش، مشاهده‌نشدن تفاوت معنا­دار در عملکرد کاربران بین وظیفه با پیچیدگی متوسط و وظیفۀ کاملا پیچیده از نظر سنجۀ زمان است. این نتیجه شاید بدین علت است که کاربران برای پاسخ‌دادن به درخواست وظیفه با پیچیدگی متوسط، باید مراحل بیشتری را نسبت به درخواست وظیفۀ کاملا پیچیده طی می‌کردند و لزوماً این به‌معنای سخت و پیچیده‌بودن وظیفه با پیچیدگی متوسط نسبت به وظیفۀ کاملاً پیچیده نیست و این مسئله، تنها میانگین رتبه زمان پاسخ‌دهی به این وظیفه را به میانگین رتبۀ زمان پاسخ‌دهی به وظیفۀ کاملا پیچیده نزدیک کرده است. این مسئله در پژوهش «کینلی» (2013) نیز رخ داده است و نمی­توان با اطمینان این رخداد را به تأثیر معکوسِ پیچیدگیِ وظیفه بر عملکرد مرور کاربران، مرتبط ساخت.

نتایج پژوهش با نتایج برخی از پژوهش­های پیشین همسوست. «مارچیونینی» (1989) و «کیو» (1993) نشان دادند که در وظیفه عام و باز که اطلاعات خاص و مشخصی مدنظر نیست، کاربران به سختی اطلاعات را پیدا می­کنند، مراحل بیشتری را طی می­کنند، در تکمیل وظیفه دچار مشکل می­شوند، موفقیت کمتری به‌دست می‌‌آورند و زمان بیشتری را صرف می­کنند.

علاوه بر این، نتایج پژوهش بایسترم و جارولین (1995) نشان می‌‌دهد میزان موفقیت آزمودنی­ها در یافتن اطلاعات، رابطه معکوسی با پیچیدگی وظیفه کاری دارد؛ بدین‌معنی که هر چه وظایف جستجو پیچیده­تر باشد، موفقیت کاربران در انجام آنها کمتر است.

همچنین «کیم و آلن»[43] (2002) نشان دادند وظیفه، متغیری مهم و تأثیرگذار بر نتایج و فرایند جستجوست. در وظیفه، اقلام شناخته‌شده نرخ دقت و بازخوانی بیشتر و در وظیفه موضوعی فعالیت­های جستجو همچون زمان، صفحات، پیوندها و ابزارهای پرش بیشتر بود.

«اوستندراپ و همکاران» (2009) نشان دادند موفقیت در یافتن اطلاعات، به پیچیدگی وظایف بازیابی اطلاعات بستگی دارد. علاوه براین، «لی و بلکین» (2010) نتیجه گرفتند که پیچیدگی عینیِ وظیفۀ کاری با تعداد نظام‌های جستجوشده، تعداد صفحات نتایج جستجوی مشاهده‌شده، تعداد منابع اطلاعاتی دیده و ذخیره‌شده، رفتارهای مربوط به پرس‌وجو (تعداد کلمات، دفعات ارسال پرس‌وجو و مانند آن) و مدت زمان جستجو، رابطه مستقیم دارد؛ درحالی که با ارزیابی کاربر از میزان رضایت و موفقیت خود در فرایند جستجو، رابطۀ معکوس دارد.

«ساستامینن و همکاران» (2012) نشان دادند که با افزایش پیچیدگی وظیفه، استفاده از اطلاعات شخصی کاهش پیدا کرده و استفاده از منابع اینترنتی و ارتباطی افزایش می­یابد. همچنین تعداد و زمان استفاده از منابع اطلاعاتی در وظایف پیچیده و معمولی، از وظایف ساده بیشتر بود. مشابه نتیجۀ به‌دست آمده، یافته­های پژوهش کامپولینن و جارولین (2012) حاکی از آن بود که میزان پیچیدگی بر افزایش موانع دسترسی به اطلاعات همچون مشکلات مربوط به تدوین پرس‌وجو، فقدان مهارت­های لازم برای جستجو، دشواری­های استفاده از نظام بازیابی اطلاعات، محدودیت در دسترسی به اطلاعات، نبودِ آگاهی دربارۀ وجود اطلاعات و مانند آن، تأثیر مثبت دارد و با کاهش پیچیدگی، قابلیت پیش‌بینی فرایند جستجوی اطلاعات، فرایند دستیابی به اطلاعات لازم و نیز فرایند انجام وظیفه، بیشتر شد.

در این راستا «کینلی» (2013) بیان کرد که کاربران در وظایف ساده­تر، زمان کمتری را صرف می­کنند و در وظایف پیچیده به‌‌دلیل بازبودن وظیفه، زمان بیشتری صرف می­کنند. «یوآن و لیو»[44] (2013) نشان دادند که نوع وظیفه بر عملکرد جستجوی کاربران تأثیر دارد و کاربران در انجام وظایف تحلیلی عملکرد بهتری از نظر صحّت نتایج و رضایت‌مندی نسبت به وظایف عملی داشتند.

نتایج پژوهش حاضر، با نتایج برخی پژوهش­های انجام‌شده در گذشته، ناهمسوست (اسدی، 1394؛ لازندر، بیمنز و ووپرز[45]، 2000؛ برینکرهاف و همکاران[46]، 2001). اسدی (1394) نشان داد تفاوت معنا­داری در عملکرد کاربران از نظر تعداد گره‌های بازدیدشده و زمان صرف‌شده، در تکمیل سطوح مختلف وظایف وجود ندارد.

علاوه بر این، «لازندر و همکاران» (2000) نیز بیان کردند که در وظایف مختلف، عملکرد کاربران با هم تفاوتی ندارد. «برینکرهاف و همکاران» (2001) نیز دریافتند که کاربران با دید کلی و ساختاریافته یا غیرساختاریافته از نظام، زمان بیشتری برای مرور صرف می­کنند تا کاربرانی که دید کلی از نظام ندارند.

این پژوهش، همانند عمده پژوهش‌های پیشین، در هنگام جستجوی کلیدواژه‌ای، نشان داد که  سطح پیچیدگی وظایف بر عملکرد جستجوی کاربران در فرایند مرور وب هم تأثیر دارد و با افزایش پیچیدگی وظایف عملکرد جستجوی کاربران در هنگام مرور ضعیف می­شود؛ بدین معنا که کاربران در وظایف ساده زمان کمتری صرف انجام وظیفه کردند و موفقیت بیشتری را به‌دست آوردند و در وظایف پیچیده­تر، کاربران زمان بیشتری صرف انجام وظیفه کردند و موفقیت کمتری را به‌دست آوردند.

در تبیین احتمالی این امر می­توان به چند دلیل اشاره کرد. دلیل اول این است که سطح پیچیدگی وظایف، بر تعداد منابع اطلاعاتی استفاده‌شده تأثیر دارد و هرچه پیچیدگی وظیفۀ جستجو بیشتر شود، تعداد منابع اطلاعاتی مورد استفاده برای تکمیل وظیفه بیشتر می­شود. با افزایش تعداد منابع مورد استفاده، زمان انجام وظیفه نیز افزایش می­یابد. از طرف دیگر، زمان صرف شده عامل خوبی برای تشخیص ربط اطلاعاتی است که کاربر یافته است؛ بدین معنا که هرچه زمان صرف‌شده برای انجام وظایف بیشتر شود، ربط اطلاعات بازیابی‌شده کمتر است. کاربرانی که موفق عمل کرده­اند، بدین معناست که مسیرهایی شبیه‌تر به مسیر مطلوب پیموده­اند، زیرا بهترین پیش­بینی برای موفقیت در وظایف فردی، شباهت به مسیر مطلوب است (گوئیزدکا و اسپنس، 2007). طول مسیر نیز به‌‌عنوان عاملی مهم  و مرتبط به پیچیدگی وظیفه است. نه تنها ساختار بلکه جنبه‌های معنایی همچون ربط مسیر در مسیرپویی وب، مهم است (اوستندراپ و جیووینا[47]، 2007؛ اوستندراپ و همکاران، 2009).

دلیلِ احتمالیِ دوم این است که کاربران در وظایف مختلف، راهبردهای جستجوی متفاوتی دارند و هنگامی که پیچیدگی وظیفه افزایش می­یابد، بخشی از کاربران راهبردهای جستجوی مروری خود را تغییر می­دهند و از گره­های بیشتری استفاده می­کنند. استفاده از گره­های بیشتر سبب افزایش مدت‌زمان انجام وظیفه می‌شود. اگر استفاده از گره­های بیشتر به‌طور هدفمند و منظم نباشد، ممکن است کاربر با استفادۀ هرچه بیشتر از گره­ها، ضمن صرف زمان بیشتر، لزوماً موفق هم نباشد. این مسئله در ساختارهایی با پیوندها و ارجاع­های متقابل زیاد بین صفحات، ممکن است باعث شود که رفتار کاربران به صورت دور باطل باشد.

با مرور یافته‌های پژوهش، اهمیت تأثیر سطح پیچیدگیِ وظایف بر عملکرد کاربران از نظر زمان و موفقیت در جستجوی مروری مشخص شد. با آگاهی از عوامل مؤثر بر عملکرد جستجوی مروری کاربران همچون سطح پیچیدگی وظایف، می­توان جستجوی مروری کاربران در نظام‌های اطلاعاتی را بهبود بخشید. نتایج این پژوهش می‌تواند برای طراحان، توسعه­دهندگان و کاربران نظام­های اطلاعاتی و آموزش‌دهندگان برای شناخت عوامل مؤثر بر جستجوی مروری و کاهش اثر منفی و افزایش اثر مثبت آنها بر عملکرد کاربران مفید باشد. طراحان و توسعه‌دهندگان می‌توانند با استفاده از این نتایج و متناسب با نیاز کاربر و الگوهای مسیرپوی وی، که نواقص نظام اطلاعاتی و عملکرد کاربر را نشان می­دهد، نظام­های اطلاعاتی بهتری را طراحی کنند. آموزش­دهندگان می‌توانند روش‌های مسیرپویی بهتر، سریع­تر و با عملکرد بهتر را به کاربران آموزش دهند. کاربران نیز می‌توانند با ارتقای مهارت‌های خود، به بهبود عملکرد اطلاع‌یابی خویش کمک کنند.

در پژوهش­های گذشته راه­حل­های متفاوتی برای بهبود عملکرد کاربران مطرح شده است. طراحی و استفاده از منوهای گسترده در وظایف بسیار پیچیده، از جمله پیشنهادهای مطرح است. در وظایف پیچیدۀ با طول مسیر زیاد و ربط مسیر کم، منوهای گسترده که اطلاعات کامل را ارائه می‌کنند، بهتر از منوهای ترتیبی(متوالی) است که بخشی از بافت را ارائه می‌کنند. کاربران در منوهای گسترده عملکرد بهتری دارند. در وب‌سایت­های با پیچیدگی زیاد، استفاده از منوهای گسترده مهم است (اوستندراپ و همکاران، 2009). راه­حلّ دیگر، طراحی نظام‌های تعاملی برای کمک به عملکرد وظیفه و استخراج اطلاعات (الم و وودز، 1985) و افزایش مهارت­های آموزشی و پژوهشی دانشجویان برای درک بهتر پیچیدگی وظایف و مسیرپویی موفق در نظام‌های ابرمتن است (گای، ترامبول و مازور[48]، 1991).

افرادی که آموزش می­دهند، می­توانند موضوعات آموزشی خود را به روشی سلسله‌مراتبی سازماندهی کنند، زیرا کاربران برای مسیرپویی سطح به سطح نظام اطلاعاتی، از روش سلسله‌مراتبی که روشی ساده برای مسیرپویی است، استفاده می‌کنند. ارائه نقشۀ گرافیکی از نظام اطلاعاتی، با توجه به پردازش جستجوهای مروری کاربران  و ارائه فهرستی تصویری که کاربر بتواند از طریق آن همۀ سایت را ببیند، می‌تواند به درک راحت­تر و سریع­تر ساختار وب­سایت کمک کند و باعث شود که عملکرد کاربر کمتر تحت تأثیر پیچیدگی وظایف قرار گیرد. افزایش تجربۀ کاربران که منجر به تغییر سبک مسیرپویی و بهبود عملکرد آنها می­شود و کاهش تعداد لایه‌های عمق نظام اطلاعاتی (ارائه سطوح مختلف پشتیبانی مسیرپویی ، ارائه نقشه‌های سلسله‌مراتبی ، ارائه ابزارهای آموزشی، ارائۀ نشانه‌های دیداری و مسیرهای ساختاریافته و انعطاف‌پذیرتر) می‌تواند در بهبود عملکرد جستجوی مروری کاربرانی که در تکمیل وظایف پیچیده ناموفق هستند، مؤثر واقع شود.

در نهایت، این پژوهش تفاوت­های عملکرد کاربران را در سطوح مختلف پیچیدگی وظایف بررسی کرد. پیشنهاد می­شود در پژوهش های آتی، تأثیر پیچیدگی عینیِ وظایف بر سطح گم­گشتگی کاربران، تفاوت­های عملکرد کاربران در سطوح مختلف پیچیدگی وظایف از حیث دیگر سنجه‌های عملکرد و تفاوت­های عملکرد کاربران در انواع دیگر وظایف، پرداخته شود.



[1]. Kinley

[2]. Wilson

[3]. Elm, & Woods

[4]. Mcdonald, & Stevenson

[5]. Gwizdka, & Spence

[6]. Kim

[7]. Melguizo, Vidya, & Oostendorp

[8]. Thüring

[9]. Palmquist, & Kim

[10]. Korthauer, & Koubek

[11]. Ingwersen

[12]. Wersig, & Nevelimg

[13]. Open search and closed search

[14]. Marchionini         

[15]. General, and Specific search task

[16].  Qiu

[17]. Factual, and Topical

[18]. Subject, and Know-item search

[19]. Tagliacozzo, & Kochen

[20]. Broad, and Precise

[21]. Saracevic, & Kantor

[22]. Factual, Abstract, and Exploratory

[23]. Kinley, Tjondronegoro, Partridge, & Edwards

[24]. Borgman

[25]. Zhang

[26]. Katz & Byrne

[27]. Teevan, Alvarado, Ackerman & Karger

[28]. McFarland

[29]. Sauro

[30]. Bystrom, & Jarvelin

[31]. Li

[32]. Li & Belkin

[33]. Saastamoinen, kumpulainen, Jarvelin

[34]. Yuan, & Liu

[35]. Transaction files

[36]. Ford, Miller, & Moss

[37]. Spink, & Dee

[38]. Spink, Park, & Koshman

[39]. Kinley, & Tjondronegoro

[40]. Systematic Review of Assigned Search Tasks

[41]. www.digikala.com

[42]. www.zanbil.ir

[43]. Kim, & Allen

[44]. Yuan, & Liu

[45]. Lazonder, Biemans, & Wopereis

[46]. Brinkerhoff, Klein, & Koroghlanian

[47]. Oostendorp, & Juvina

[48]. Gay, Trumbull,& Mazur

ـ اسدی، مریم (1394). «تأثیر سبک شناختی، نوع وظیفه، و میزان تجربه بر عملکرد جستجوی کاربران در وب»، مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات، 26(3)، 39-63.

ـ سعیدی­زاده، مرضیه؛ اعظم صنعت­جو و م. نوکاریزی (1394). «تاثیر پیچیدگی عینی و محصول وظیفه کاری بر رفتار تعاملی جستجوی اطلاعات»، تعامل انسان و اطلاعات، 2(1)، 34-21.

- Borgman, C.L. (1986). The Users Mental Model of an Information Retrieval System: an Experiment on a Prototype Online Catalog. International Journal of Man-Machine Studies, 24(l), 47-64.

- Brinkerhoff, J. D., Klein, J. D., & Koroghlanian, C. M. (2001). Effects of Overviews and Computer Experience on Learning from Hypertext. Journal of Educational Computing Research, 25, 427-440.

- Byström, K. (1999). Task complexity, information types and information sources: examination of relationship (Doctoral dissertation), University of Tampere.

- Byström, K., & Järvelin, K. (1995). Task Complexity Affects Information Seeking and Use. Information Processing & Management, 31, 191-213.

- Dietrichson, A. (2001). Digital literacy: How to measure browsing behavior. Columbia university.

- Elm, W.C., Woods, D.D. (1985). Getting lost: a case study in interface design. Proceeding of the Human Factors Society ACM Press, 927-931.

- Fenichel, CH. (1981). Online Searching Seasures that Discriminate Among Users With Different Types of Experiences. Journal of the American Society for Information Science, 32, 23-32.

- Ford, N., Miller, D., & Moss, N. (2001). The Role of Individual Differences in Internet Searching: An Empirical Study. Journal of the American Society for Information Science and Technology, 52, 1049-1066.

- Ford, N., Miller, D., & Moss, N. (2005a). Web Search Strategies and Human Individual Differences: A Combined Analysis. Journal of the American Society for Information Science and Technology, 56(7), 757-764.

- Ford, N., Miller, D., & Moss, N. (2005b). Web Search Strategies and Human Individual Differences: Cognitive and Demographic Factors, Internet Attitudes, and Approaches. Journal of the American Society for Information Science and Technology, 56(7), 741-756.

- Frias-Martinez, E., Chen, S. Y., & Liu, X. (2008). Investigation of Behavior and Perception of Digital Library Users: A Cognitive Style Perspective. International Journal of Information Management, 28 (5), 355-365.

- Gay, G., Trumbull, D., & Mazur, J. (1991). Designing and Testing Navigational Strategies and Guidance Tools for a Hypermedia Program. Journal of Educational Computing Research, 7(2), 189-202.‏

- Gwizdka, J., & Spence, I. (2007). Implicit Measures of Lostness and Success in Web Navigation. Interacting with Computers, 19(3), 357-369.‏

- Ingwersen, P. (1992). Information retrieval interaction. London: Taylor Graham.

- Jacobson, T., & Fusani, D. (1992). Computer, System, and Subject Knowledge in Novice Searching of a Full Text, Multifile Database. Library and Information Science Research, 14(1), 97-106.‏

- Katz, M. A., & Byrne, M. D. (2003). Effects of Scent and Breadth on Use of Site-Specific Search on Ecommerce Web Sites. ACM Transactions on Computer-Human Interaction (TOCHI), 10(3), 198-220.‏

- Kim, J. (2009). Describing and Predicting Information-Seeking Behavior on the Web. JASIST, 60(4), 679–693.

- Kim, K. S. (2001). Information-Seeking on the Web: Effects of User and Task Variables. Library & Information Science Research, 23(3), 233-255.‏

- Kim, K. S., & Allen, B. (2002). Cognitive and Task Influences on Web Searching Behavior. Journal of the American Society for Information Science and Technology, 53(2), 109-119.

- Kim, K.S. (2000). Users, tasks and the Web: Their impact on the information- seeking behavior. Proceedings of the 21st National Online Meeting, USA.

- Kim, K.S. (2008). Effects of Emotion Control and Task on Web Searching Behavior. Information Processing & Management, 44, 373-385.

- Kinley, K. (2013). Towards modelling web search behaviour: integrating users’ cognitive styles (Doctoral dissertation). Queensland University of Technology Brisbane Australia.‏

- Kinley, K., & Tjondronegoro, D. (2010, November). User-web interactions: how wholistic/analytic web users search the web?. In Proceedings of the 22nd Conference of the Computer-Human Interaction Special Interest Group of Australia on Computer-Human Interaction, 344-347.

- Kinley, K., & Tjondronegoro, D. W. (2010, December). The impact of users’ cognitive style on their navigational behaviors in web searching. In Proceedings of 15th Australasian Document Computing Symposium (ADCS). School of Computer Science and IT, RMIT University‏, 68-75.

- Kinley, K., Tjondronegoro, D., Partridge, H., & Edwards, S. (2012). Relationship between the nature of the search task types and query reformulation behaviour. In Proceedings of the Seventeenth Australasian Document Computing Symposium. New York, NY: ACM. 39-46.

- Korthauer, R. D., & Koubek, R. J. (1994). An Empirical Evaluation of Knowledge, Cognitive style, and Structure Upon the Performance of a Hypertext Task. International Journal of Human‐Computer Interaction, 6(4), 373-390.‏

- Kumpulainen, S., & Järvelin, K. (2012). Barriers to Task Based Information Access in Molecular Medicine. Journal of the American Society for Information Science and Technology, 63(1), 86-97.

- Lazonder, A., Biemans, H., & Wopereis, I. (2000). Differences Between Novice and Experienced Users in Searching Information on the World Wide Web. Journal of the American Society for Information Science, 51(6), 576-581.

- Leader, L. F., & Klein, J. D. (1996). The Effects of Search Tool Type and Cognitive Style on Performance During Hypermedia Database Searches. Educational Technology Research and Development, 44(2), 5-15.

- Li, Y. (2010). An Exploration of the Relationships Between Work Tasks and Users' Interaction Performance. Proceedings of the American Society for Information Science and Technology, 47(1), 1-9.‏

- Li, Y., & Belkin, N. J. (2010), An Exploration of the Relationships Between Work Task and Interactive Information Search Behavior. Journal of the American Society for Information Science and Technology, 61 (9), 1771-1789.

- Macfarland, A. (2005). The answer you’re searching for … is “Browse”[website comment]. Retrieved 2015, Dec. 17, from http://www.humanfactors.com/newsletters/thE_answer_you %27re_searching_for.asp.

- Marchionini, G. (1989). Information-Seeking Strategies of Novices Using a Full-Text Electronic Encyclopedia. Journal of the American Society for Information Science, 40(1), 54-66.

- McDonald, S., & Stevenson, R. J. (1998). Effects of Text Structure and Prior Knowledge of the Learner on Navigation in Hypertext. Human Factors: The Journal of the Human Factors and Ergonomics Society, 40(1), 18 27.‏

- McDonald, S., & Stevenson, R. J. (1998). Navigation in Hyperspace: An Evaluation of the Effects of Navigational Tools and Subject Matter Expertise on Browsing and Information Retrieval in Hypertext. Interacting with computers, 10(2), 129-142.‏

- Melguizo, M.C.P., Vidya, U., & Oostendorp, H. (2012). Seeking Information Online: The Influence of Menu Type, Navigation Path Complexity and Spatial Ability on Information Gathering Tasks. Behaviour & Information Technology, 31(1), 59-70.

- Palmquist, R. A., & Kim, K. S. (2000). Cognitive Style and On‐line Database Search Experience as Predictors of Web Search Performance. Journal of the American society for information science, 51(6), 558-566.

- Qiu, L. (1993). Analytical Searching vs. Browsing in Hypertext Information Retrieval Systems. Canadian Journal of Library & Information Science, 18, 1-13.

- Qiu, L. (1993). Markov Models of Search State Patterns in a Hypertext Information Retrieval System. JASIS, 44(7), 413-427.

- Saastamoinen, M., Kumpulainen, S., & Järvelin, K. (2012, August). Task complexity and information searching in administrative tasks revisited. In Proceedings of the 4th Information Interaction in Context Symposium . ACM.‏ 204-213.

- Saracevic, T., & Kantor, P. (1988). A Study of Information Seeking and Retrieving. II. Users, Questions, and Effectiveness. Journal of the American Society for Information Science, 39(3), 177-196.

- Sauro, J. (2012). Search Vs. browse on websites [website comment]. Retrieved 2015, Dec. 16, from http://www.measuringu.com/blog/search-browse.php.

- Spink, A., & Dee, C. (2007). Cognitive Shifts Related to Interactive Information Retrieval. Online Information Review, 31(6), 845-860.

- Spink, A., Park, M., & Koshman, S. (2006). Factors Affecting Assigned Information Problem Ordering During Web Search: An Exploratory Study. Information Processing & Management, 42, 1366-1378.

- Tagliacozzo, R., & Kochen, M. (1970). Information Seeking Behavior of Catalog Users. Information Storage and Retrieval, 6(5), 363-381

- Teevan, J., Alvarado, C., Ackerman, M & Karger, D. (2004). The perfect search engine is not enough: a study of orienteering behavior in directed search. Proceedings of ACM CHI 2004, 415- 442.

- Thüring, M., Hannemann, J., & Haake, J. M. (1995). Hypermedia and cognition: Designing for comprehension. Communications of the ACM, 38(8), 57-66.

- van Oostendorp, H., & Juvina, I. (2007). Using a Cognitive Model to Generate Web Navigation Support. International Journal of Human-Computer Studies, 65(10), 887-897.‏

- Wersig, G., & Neveling, U. (1975). The Phenomena of Interest to Information Science. The information scientist, 9(4), 127-140.‏

- Wilson, T. D. (2000). Human Information Behavior. Informing science, 3(2), 49-56.‏

- Wood, F., Ford, N., Miller, D., Sobczyk, G., & Duffin, R. (1996). Information Skills, Searching Behaviour and Cognitive Styles for Student-Centered Learning: a Computer-Assisted Learning Approach. Journal of Information Science, 22(2), 79-92.

- Yuan, X. & Liu, J. (2013). Relationship between Cognitive Styles and Users? Task Performance in Two Information Systems. In Proceedings of the American Society for Information Science and Technology, 50(1), 1-10.

- Zhang, Y. (2012). The Impact of Task Complexity on People's Mental Models of MedlinePlus. Information Processing & Management, 48(1), 107.