بررسی و تبیین چگونگی استخراج و مستندسازی دانش ضمنی مدیران و کارکنان شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند بر اساس روش نظریۀ داده‌بنیاد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز، اهواز، ایران.

2 استادیار، گروه مدیریت آموزشی، واحد اهواز ، دانشگاه آزاد اسلامی ، اهواز ، ایران.

چکیده

هدف: شناسایی و تبیین چگونگیِ استخراج و مستندسازی دانش ضمنی کارکنان و مدیران شرکت‌های تولیدیِ منطقۀ آزاد اروند با استفاده از نظریۀ داده‌بنیاد است.
روش: از نظریۀ داده‌بنیاد که یک شیوه پژوهش کیفی است استفاده شد که به‎وسیلۀ آن با استفاده از یک دسته داده‌ها، نظریه‎ای تکوین می‎یابد. برای جمع‎آوری داده‌ها با 25 نفر از مدیران و کارکنان شرکت‌های موجود در منطقۀ آزاد اروند، مصاحبه‌های عمیقی صورت گرفت. معیار اصلی برای تعیین حجم نمونه، نیل به نقطۀ اشباع نظری بود. تمامی افراد حجم نمونۀ مورد مطالعه، با رویکرد هدفمند انتخاب شدند.
یافته‌ها: کدگذاری و تحلیل داده‌ها طی سه مرحلۀ کدگذاریِ باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد. روش‌های استخراج دانش ضمنی شامل: مصاحبه، داستان‎گویی سازمانی، یادگیری از طریق شنیدن، مشاهده، مطالعۀ موردی مستند، تفسیر، آموزش معکوس، شرح وقایع یادگیری و یادگیری عملی است که تقریباً تمام شرکت‌های تولیدی به این روش اعتقاد دارند.
نتیجه: مدل پارادایمیِ چگونگیِ استخراج و مستندسازی دانشِ ضمنیِ شرکت‌های تولیدی منطقه آزاد اروند، شکل گرفت. عامل اصلی که می‎تواند در استخراج دانش ضمنی تأثیرگذار باشد، مشارکت است. مستندسازی دانش تنها به توانایی فرد بستگی ندارد بلکه به تمایل شخص برای مستندکردن دانش بستگی دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A knowledge management study of managers and employees of the manufacturing companies of Arvand Free Zone using the Grounded Theory

نویسندگان [English]

  • Mohammad Makvandi 1
  • Yadollah Mehralizadeh 2
  • Mohammad Hosseinpour 2
1 PHD Candidate, Department of Education Management, Islamic Azad University Branch Ahvaz, Ahvaz, Iran.
2 Assistant Prof., Department of Education Management, Islamic Azad University Branch Ahvaz, Ahvaz, Iran.
چکیده [English]

 
     Purpose: To identify and explain how to extrapolate and document the tacit knowledge of the employees and managers of the manufacturing companies of Arvand Free Zone using the Grounded Theory approach.
     Methodology: Through a qualitative research methodology, 25 managers and staff of companies in Arvand Free Zone were deeply interviewed. The main criterion for determining the sample size was to achieve a theoretical saturation point. All subjects were selected using purposeful method.
     Findings: According to the findings, data coding and analysis was performed over three stages: open coding, axial coding and selective coding. Moreover, tacit knowledge extraction methods include interviewing, organizational stories, learning through hearing, observing, documentary study, commentary, reverse learning, description of events of learning, and practical learning.
     Conclusion: The main factor that can influence the extraction of tacit knowledge is participation. The doctrine of knowledge depends not only on the individual's ability but on the person's willingness to document knowledge.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Documentation of knowledge
  • Knowledge extraction
  • Tacit knowledge
  • Managers and employees
  • Free enterprise companies

 مقدمه و بیان مسأله

  پس از گذار از عصر تولید انبوه، عصر جدید اقتصادی با عنوان «عصر اطلاعات» آغاز شد. یکی از مفاهیم اصلی در این عصر، مدیریت دانش است. مدیریت دانش را می‎توان قابلیت ایجاد، نمایش، توزیع، انتقال و ذخیره‎سازی دانش در سازمان تعریف کرد. اولین نظریه‎پردازان حوزۀ مدیریت دانش بر این باور بودند که دانش در ستاد مرکزی سازمان ایجاد می‎شود و برای تولید محصولات جدید و فرایندها، به سایر بخش‌های سازمان تسری می‎یابد اما این نظریه به‎سرعت به نظریۀ ایجاد دانش در کلیه سطوح سازمان مبدل شد. در پی این رویکرد، دانش موجود در سازمان به دو بخش دانش عینی[1] و ضمنی[2] تقسیم شد. دانش عینی شامل بخش‌های عینی‎تر و ملموس‎تر دانش از قبیل خط‎مشی‌ها، روال‌های نرم‎افزارها، دستورالعمل‌ها، گزارش‌ها، اهداف و مستندات موجود است. دانش ضمنی به دانشی گفته می‎شود که از طریق تجربه و مهارت در ذهن افراد شکل می‎گیرد و به‎آسانی قابل نمایش نیست. منابع دانش در حافظه و کارکنان سازمان است. بنابراین، برای شفاف‎سازی دانش در سازمان، کاوش در فرایندهای سازمان انجام می‎شود و برای شفاف‎سازی دانش ضمنی کارکنان، این کارکنان هستند که مورد کاوش قرار می‎گیرند (کرانی و همکاران، 1393). مدیریت دانش فراینـدی چـالش‎برانگیـز اسـت زیـرا شـناخت ارزش واقعـی آن دشوار است و به‎کارگیری مطلـوب آن بـه‎نحـوی کـه بـرای سـازمان مزیّـت رقـابتی ایجاد کند، دشوارتر است. مدیران تلاش مـی‎کنند از طریـق مـدیریت دانـش، دانـش انباشـته در ذهـن اعضای سازمان را استخراج و آن را میان تمامی افراد تسهیم کنند. در این حالـت، دانـش ذخیره‎شده در سیستم،  به یک منبع قابل استفادۀ دائمی تبدیل می‎شود و مزیّـت رقـابتیِ پایـدار برای سازمان فراهم می‎کند (هویسمن[3]،2006). دلایل متعددی وجود دارد که محققان به استخراج دانش ضمنی علاقه‎مند هستند. بسیاری از سازمان‌ها ممکن است در یک دورۀ زمانی ِمحدود از متخصصانی باتجربه و دارای دانش بالا بهره بگیرند و پس از طی این زمان، آنها را از دست بدهند. مستندسازی و استخراج دانش این افراد برای سازمان ارزش بالایی دارد. دانش این افراد نه‎تنها اطلاعات خاصّ کسب‎وکار را در بر می‎گیرد، بلکه اطلاعاتی در زمینۀ انجام کارها به‎طور صحیح و دقیق را شامل می‎شود که می‎توان آن را به دیگران آموزش داد. هدف از استخراج دانش ضمنی در این موارد، کاهش اثرهایِ منفیِ ناشی از حذف، جابه‎جایی یا بازنشستگی نیروهای کارآمد و باتجربه است که به‎عنوان سرمایۀ انسانی در نظر گرفته می‎شوند. استخراج دانش ضمنی در سازمان برای خلاصه‎سازی مستندات مربوط به پروژه‌های پیشین و استخراج درس‌های آموخته‎شده از هر پروژه، استخراج و مصورسازی دانشِ ضمنی نیز نقش مهمی ایفا می‎کند. مصورسازی دانش را می‎توان به‎صورت مصورسازیِ جنبه‌های شناختیِ یک موضوع از منظر افراد مختلف در نظر گرفت. توضیح دانش ضمنی کار دشواری است و در مقابل دانش صریح قرار دارد و به‎صورتی ‎که کد می‎شود قابل درک و به‎راحتی در دسترس است (مدنی و همکاران[4]،2011).

در حال حاضر، سازمان‌ها و مدیران پس از آگاهی از اهمیت و ارزش مستندسازی دانش ضمنی، علاقه‎مندی بیشتر خود را با دنبال‎کردن فرایند مستندسازی دانش و استفاده از آن در اقدام‌ها و عملکردهای آتی سازمان نشان می‎دهند. اما سازمان‌ها در گرایش به سمت مستندسازی با چالشی بزرگ به‎نام نداشتن شناخت کافی از ماهیت و فلسفه مستندسازی و نیز متدلوژی و مدل‌های اجرایی آن در سازمان دست‎وپنجه نرم می‎کنند. برای مثال، برخی از سازمان‌ها مستندسازی را تنها ثبت و ضبط رویدادها و وقایع یک پروژه می‎دانند. این در حالی است که مستندکردن رویدادها و وقایع، تنها بخشی از فرایند کسب دانش بوده و لازم است که توزیع و انتشار آن و نیز زمینه‌های کاربرد آن در برنامه‌های سازمانی مشخص و لحاظ شود (اخوان و دهقانی،1394). نتایج مطالعات طولیِ انجام‎شده دربارۀ استخراج دانش ضمنی، نشان داد که مشارکت نقش مهمی در استخراج دانش ضمنی دارد. مستندسازی دانش تنها به توانایی فرد بستگی ندارد، بلکه به تمایل شخص برای مستندنمودن دانش نیز بستگی دارد. نویسندگانی مانند «رنزل»[5] (2008)، «گاوریلووا و آندر یوا»[6] (2012)، «نایجل و پل»[7](2015)، «بلینی[8] و همکاران» (2016) و «نویدی و ریاحی‎نیا» (1396) به این نقش اشاره کرده‎اند. به‎اشتراک‎گذاشتن دانش توسط محققانی مانند «تیسنگ»[9] (2010)، «کارملی[10] و همکاران» (2011)، «اودور هو»[11] (2018)، «جو سانگلی»[12](2018) و «باکر»[13](2018) از عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش عنوان شده است. نویسندگانی مانند «بیکسلر» [14](2002)، «الکساسبه و القراله»[15](2018) و «پیرا[16] و همکاران» (2018) یادگیری مستمر را از عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش ذکر کرده‎اند.

  بررسی این نکته که آیا استفاده از فرایند مدیریت دانش به‎تنهایی می‎تواند سبب بهبود عملکرد سازمان یا شرکت شود یا خیر، جای تأمل دارد. اغلب به‎دلیل نبود زیرساخت‌ها و پیش‎نیازهای لازم، استفاده از چنین فرایندی نه‎تنها برای سازمان یا شرکت سودآور نیست بلکه هزینه‎بر نیز خواهد بود. به‎همین دلیل، لازم است تا با استفاده از ارزیابی دانش فنی، نقاط ضعف و قوّت، توانایی‌ها و قابلیت‌های سازمان یا شرکت در این زمینه تعیین شود و با بهبود نقاط ضعف، سطح مطلوبی از دانش فنّی در سازمان یا شرکت فراهم  و باعث رشد و توسعه گردد.

منطقه آزاد اروند با مساحت۳۷۴۰۰ هکتار در شمال غربی خلیج فارس شامل شهرهای آبادان، خرمشهر و مینوشهر (جزیره مینو) است که در محل تلاقی دو رودخانۀ اروندرود و کارون واقع است. این منطقه در همجواری با کشورهای عراق و کویت است و با داشتن ظرفیت‌هایی از قبیل حمل‎و‎نقل جاده‎ای، ریلی، دریایی و هوایی از اهمیت استراتژیک اقتصادی، تجاری و سیاسی ویژه‎ای برخوردار است. با توجه به سوابق تأسیس منطقۀ آزاد اروند و روند روبه‎رشد آن در طی مسیر12ساله، بررسی شرکت‌های تولیدی به‎منظور رشد و توسعۀ همه‎جانبۀ منطقه آزاد، ضروری، قابل تأمل و تحقیق است. با عنایت به اینکه یک سازمان زمانی توانا و در حال توسعه به‎شمار می‎رود که در همۀ ابعاد سازمانی توسعه یافته باشد، بررسی عناصر توسعۀ منطقۀ آزاد اروند نیز ضروری به‎نظر می‎رسد. در 12 سال گذشته، شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند، فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده‎اند. همچنین، با توجه به سیاست‌های کلیِ اقتصادِ مقاومتی، وظیفۀ مناطق آزاد را پیرامون چهار محور انتقال فناوری‌های پیشرفته،گسترش و تسهیل تولید، افزایش صادرات و تأمین نیازهای مالی از خارج کشور تعیین و ابلاغ کرده‎اند. بنابراین، هرچه شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند بیشتر به سمت استخراج دانش ضمنی پیش بروند، سیاست‌های کلیِ اقتصاد مقاومتی زودتر محقق می‎شود. در حال حاضر، مستندسازی دانش ضمنی به شکلی سنتی و نامناسب در شرکت‌های تولیدی در منطقۀ آزاد اروند انجام می‎شود. همین موضوع سبب شده تا از یک سو بخش عمده‎ای از دانش، قبل از ثبت و ضبط از بین برود و از سوی دیگر آن بخش از دانش که قبلاً مستندسازی شده است، به‎دلیل نامناسب‎بودن، در فرایند یادگیری و توسعۀ سازمانی قرار نگیرد. به‎همین منظور، در پژوهش حاضر، با هدف بررسی و تبیین چگونگیِ استخراج و مستندسازی دانش ضمنی در شرکت‌های تولیدی در منطقۀ آزاد اروند درصدد بررسی این مسئله هستیم که چگونه می‎توان دانش ضمنی را در شرکت‌های تولیدی در منطقۀ آزاد اروند استخراج و مستند کرد؟ در نتیجه، هدف پژوهش حاضر بررسی و تبیین چگونگیِ استخراج و مستندسازیِ دانشِ ضمنی در شرکت‌های تولیدی در منطقۀ آزاد اروند است.

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

دانش ضمنی[17]

  نخستین‎بار «پولانی»[18] با تصریح به اینکه ما بیش از آنچه می‎توانیم بگوییم می‎دانیم، مفهوم دانش ضمنی را مطرح کرد. وی دانش ضمنی را جزءِ جدایی‎ناپذیر دانش و قدرت بنیادین ذهن معرفی کرد. ویژگی‌هایی که او برای دانش ضمنی برمی‎شمارد، عبارتند از: عملی‎بودن، وابستگی به زمینۀ خاص خود، متمرکز بر چگونگی و دشوار برای کدگذاری، کمّی‎شدن و انتقال به دیگران. وی مفهوم دانش ضمنی را با ارائه مثال‌هایی ساده از زندگی روزانه می‎شناساند و به توانایی انسان در شناسایی چهره‌های مختلف اشاره می‎کند؛ مهارتی که داریم اما نمی‎دانیم چگونه آن را اعمال کنیم. به بیان دیگر، ما یک چهرۀ آشنا را از میان هزاران و میلیون‌ها چهره تشخیص می‎دهیم اما نمی‎توانیم چگونگی آن را توضیح ‎دهیم. در مثالی دیگر، پولانی به مهارت دوچرخه‎سواری اشاره می‎کند. فرد نمی‎تواند با خواندن یک کتاب، دوچرخه‎سواری کند. این امر مستلزم کسب تجربۀ شخصی و تمرین برای فراگیری مهارت‌های مورد نیاز است. ما به‎طور دقیق نمی‎توانیم بگوییم چگونه دوچرخه‎سواری می‎کنیم اما توانایی انجام آن را داریم. وی دانش انجام چنین توانایی‌هایی را «دانش ضمنی» می‎نامد (به نقل از جلاوندی،1397).

پیشینۀ پژوهش

  روش‌های متعددی برای استخراج دانش ضمنی وجود دارد. «بوارفا و عابد»[19](2003) در پژوهش خود دو گام را برای استخراج دانش ارائه کردند: در گام اول اسناد و مدارک سازمان با هدف تدوین مدل‌های ارتباطی و خبرگی بررسی شد و در گام دوم مصاحبه با خبرگان با هدف شناسایی خلأهای دانشی موجود در اسناد و مدارک به‎عمل آمد. «میلتون»[20] (2007) کسب و مستندسازی دانش را شامل فعالیت ثبت و ضبط خبرگی افراد و دیگر منابع دانش و ایجاد انبار دانش برای کمک به سازمان تلقی می‎کند. «هیو»[21](2008) مدل مفهومی تحت وب را برای کسب دانش ارائه داد. بر اساس این مدل، دانش طی فرایند استخراج دانش عینی و ضمنی، قومی‎سازی دانش استخراج‎شده به‎منظور استفاده در نرم‎افزار تحت وب، ارزیابی دانش به‎منظور اطمینان از صحت آن، طراحی و پیاده‎سازی پایگاه دانش و اشتراک و استفادۀ مجدد از دانش کسب شد. «ماریان»[22](2011) تجزیه‎وتحلیل شبکه‌های اجتماعی را یکی از روش‌های استخراج دانش ضمنی دانسته است. «دالکر»[23] (2011) مستندسازی فرایندی مشابه چرخۀ حیات دانش سازمانی دارد. چرخۀ حیات دانش سازمانی به مسیری اشاره دارد که از طریق آن دانش به یک دارایی راهبردیِ ارزشمند برای سازمان تبدیل می‎شود. «فیلپس» [24] (2012) از روش تحلیل جریان اطلاعات استفاده کرده است. «اچیویری»[25](2012) مصاحبه را یکی از روش‌های استخراج دانش ضمنی دانسته است. «موس»[26] (2013) منظور از کسب و مستندسازی دانش را استخراج دانش از منابع دانش و مهارت و انتقال آن به پایگاه‌های دانشی یا موتور استنتاج برشمرده  است. «حمدان[27] و همکاران» (2017) مشکلی که تقریباً تمام سازمان‌ها با آن روبه‎رو هستند را دسترسی به دانش ضمنی معرفی کرده است. پیچیدگی دستیابی به دانش ضمنی در ارتباط با ماهیت آن است چون این دانش وارد مغز انسان می‎شود. توسعۀ روش‌ها و ابزارهایی که بتوانند با مغز انسان مقابله کند، یک کار پیچیده است. «آرنت و ویتمن»[28](2017) دانش ضمنی را یک منبع با ارزش برای رقابت در شرکت‌های تولیدی می‎دانند. «اوکوس و مانوج»[29](2018) روش‌های مختلفی مانند مصاحبه، پرسش‎نامه، مشاهده، عکس، ضبط ویدئو و صدا و انیمیشن کامپیوتری را در تبدیل دانش ضمنی به دانش عینی پیشنهاد کرده است. «هریسون و آزمن»[30](2018) از مشخصه‌های دانش ضمنی را بدون ساختار بودن آن می‎دانند که به‎سختی قابل ضبط،کدگذاری، برآورد و تحقیق است.

 «الهی و همکاران» (1383) دیدگاه‌های مدیران را  برای طراحی ساختار نظام مستندسازی تجربیات سازمانی مدیران کسب شد. با توجه به نتایج پژوهش نظام مستندسازی، دانش مدیران شامل شش مرحله است:  ثبت تجربه، ارسال تجربه به مرکز مستندسازی، ارزیابی تجربه، مستندسازی و ذخیرۀ تجربه، انتشار تجربه و حقوق و پاداش صاحب تجربه می باشد. «رضویان و متولیان» (1385) در پژوهشی دیگر، فرایند استخراج دانش ضمنی مدیران صنعت پتروشیمی ایران را در قالب مطالعه موردی  بررسی کردند. نتایج نشان داد شناخت و آماده‎سازی تیم، اولین مرحله در استخراج دانش بود که شامل: تجهیز و راه‎اندازی تیم، مطالعات تطبیقی و موضوع‎شناسی بود. در مرحلۀ دوم، دانش کسب و مستندسازی شد. این مرحله شامل انجام مصاحبه با خبرگان و نگارش متن بود. در مرحلۀ سوم، مصاحبه مجدد برگزار و متن نهایی تدوین و ارائه گردید. در پیمایشی دیگر، دیدگاه‌های خبرگان مدیریت دانش دربارۀ معیارها و تکنیک‌های کسب دانش توسط «نظافتی و همکاران» (1395) بررسی شد. نتایج نشان داد دانش خبرگان در شش مرحله قابل کسب است: شناخت حوزه دانش خبره، تعامل و پیش‎مصاحبه، جلسات اکتساب دانش، پیاده‎سازی مصاحبه‌ها و تحلیل،  دسته‎بندی و کدبندی دانش. این فرایند منتج از روش ترکیبی ساخت‎یافته بود که متشکل از چهار روش مصاحبه، آموزش معکوس،پلکان‎سازی و شبکه مفاهیم است.

  بررسی پیشینه‌ها نشان می‎دهد استخراج دانش ضمنی به شکل‌های مختلف قابل استخراج و ثبت است ولی کار راحت و ساده‎ای نیست زیرا افراد به‎راحتی حاضر به انتقال دانش ضمنی خود به دیگران نیستند. با وجود اهمیت و جایگاه دانش ضمنی در شرکت‌های تولیدی، تا به‎حال به موضوع استخراج دانش ضمنی در شرکت‌های تولیدی در منطقۀ آزاد اروند پرداخته نشده است. بنابراین، بررسیِ چگونگیِ استخراج و ثبت دانش ضمنیِ مدیران و کارکنان شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند می‎تواند به شرکت‌های تولیدی کمک کند تا نواقص خود را در این زمینه برطرف کنند و باعث رشد و توسعه خود و منطقه شوند. در این صورت، سرمایه‎گذاری در این زمینه سودمند واقع می‎شود.

روششناسی پژوهش

  این پژوهش دارای رویکرد کیفی است و از نظریۀ داده‌بنیاد به‎عنوان روش پژوهش استفاده کرده است. نظریۀ داده‌بنیاد یک شیوۀ پژوهش کیفی است که به‎وسیلۀ آن، با استفاده از یک دسته داده‎، نظریه‎ای تکوین می‎یابد به‎طوری‎که این نظریه در یک سطح وسیع، یک فرایند، عمل یا تعامل را تبیین می‎کند. در این روش، پژوهش را هرگز از یک نظریه شروع نمی‎کنند و بعد آن را به اثبات برسانند، بلکه پژوهش از یک دورۀ مطالعاتی شروع و فرصت داده می‎شود تا آنچه متناسب و مربوط به آن است، خود را نشان دهد (مهرعلی‎زاده و همکاران، 1395). تحقیق مبتنی بر نظریۀ داده‌بنیاد، با استفاده از مجموعه‎ای منظم از روش‌های جمع‎آوری داده‌ها، می‎تواند طراحی نظریه به روش استقرایی از داده‌ها را تسهیل کند. در طول تحقیق مبتنی بر نظریۀ داده‌بنیاد، محقق داده‌ها را تفسیر می‎کند و با رویکردی پویا، به بازتعریف یا پردازش تحلیل‌های نظری در حال پیدایش می‎پردازد. در واقع، هدف اصلی تحقیق مبتنی بر نظریۀ داده‌بنیاد را می‎توان تبیین الگوهایی عنوان کرد که فرایندهای اجتماعیِ نهفته در داده‌ها را تشکیل می‎دهند (انصاری و حق‎شناس گرگابی، 1395). چون در این پژوهش مقصود توسعۀ یک نظریهاست (شناخت چگونگی استخراج و مستندسازی دانش ضمنی کارکنان و مدیران شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند) تلاش می‎شود از پژوهش کیفی استفاده شود تا به سه مورد اصلی دست بیابیم:

1. از مفهوم مورد نظر که پدیده‎ای کمتر شناخته‎شده است، پرده‎برداری شود تا مشخص گردد در پشت آن چه چیزی نهفته است.

2. جزئیات ظریفی از این مفهوم به‎دست آید که ارائۀ آن با روش‌های کمّی دشوار است.

3. به‎جای تلاش برای توضیح صرف روابط علت و معلولی، به تفسیر موارد مرتبط با موضوع مورد نظر پرداخته و ابعاد مختلف آن روشن شود.

جامعه و نمونۀ آماری

  در نظریۀ داده‌بنیاد ابتدا نمونه‎گیری به‎صورت آسان آغاز می‎شود. سپس به‎صورت هدفمند در جهت حداکثر تفاوت برای مفاهیم ایجادشده، حرکت می‎کند و در نهایت به نمونه‎گیری نظری می‎رسد (مانهال[31]،2012). مشارکت‎کنندگان این پژوهش مدیران عامل و تولید و کارکنان شرکت‌های تولیدیِ منطقۀ آزاد اروند هستند که به‎لحاظ وضعیت دارابودن شاخص‌های تجربه از سوی شرکت‌های منطقه آزاد معرفی شدند که توانمندی کاملی با روندهای مرتبط با این پژوهش داشتند. روش نمونه‎گیری در این پژوهش هدفمند و از نوع گلوله برفی است. در روش گلوله برفی عضوی از یک شبکه اجتماعی عضو دیگر را و همین طور آن عضو، عضو دیگر را معرفی می‎کند. بدین‎ترتیب، حجم نمونه به‎صورت زنجیره‎ای انتخاب می‎شود (بیابانگرد، 1388). بر این اساس، در مصاحبه‌ها غالباً از افرادی استفاده شد که ده سال سابقۀ کاری داشتند. بر اساس نظریۀ داده‌بنیاد مدّ نظر «آستراوس و کوربین» تعداد نمونه مناسب 10 تا 25 نفر است که افزایش این تعداد به مرحله اشباع تئوریکی بستگی دارد؛ یعنی تا زمانی‎ که دیگر اطلاعات و دادۀ جدیدی از مصاحبه‎شوندگان حاصل نشود، فرایند جمع‎آوری اطلاعات ادامه پیدا می‎کند (هربنیاک [32]،2013). در این مطالعه، حجم نمونه شامل25 نفر از مدیران و کارکنان شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند بود. همۀ افراد نمونۀ مورد مطالعه با رویکرد هدفمند و به روش گلوله برفی انتخاب شدند و با انجام مصاحبه‌های عمیق، از آنها اطلاعات کافی به‎دست آمد. مصاحبه‌ها تا نقطۀ اشباع نظری و تا زمانی ادامه یافت که برای محقق محرز شد دیگر نمونه‌های آماری اطلاعات جدیدی در محورهای مطرح‎شده ارائه نمی‎دهند و مباحث حالت تکراری یافته‎اند. با توجه به آنکه این تحقیق درصدد بود با استفاده از راهبرد پژوهشی نظریۀ داده‌بنیاد به تصویر روشنی از چگونگی استخراج و مستندسازی دانش ضمنی کارکنان و مدیران شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند در قالب یک مدل بپردازد، از سؤال‌های زیر استفاده کرده است.

سؤال‌های پژوهش

1. از چه روش‌هایی برای استخراج  و ثبت دانش ضمنی کارکنان می‎توان استفاده کرد؟

2. موفقیت در استخراج دانش ضمنی کارکنان شرکت‌های کنونی و تولیدی در منطقۀ آزاد اروند با چه عواملی مرتبط است؟

پس از دریافت جواب سؤال‌ها، متن مصاحبه‌ها به‎دقت مکتوب شد و در کنار متن این مصاحبه‌ها، از اسناد و مدارک دست دوم برای تبیین بهتر نظریه استفادهگردید.

روش تجزیهوتحلیل داده‌ها

  پس از مکتوب‎کردن مصاحبه‌ها، داده‌های جمع‎آوری‎شده از طریق کدگذاری واکاوی شد و طی سه مرحلۀ کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی طبقه‎بندی گردید.

1.کدگذاریباز: فرایند تحلیلیِ نام‎گذاری مفاهیم و طبقه‎بندی و کشف ویژگی‌ها و ابعاد آنها در داده‌ها از طریق انجام‎دادن مقایسه‎ای مداوم (الاکلنگی[33]) است که پژوهشگر مفاهیم را از زوایای مختلفی از درون و بیرون یا وارونه‎ای بررسی و تحلیل می‎کند تا دیدگاه متفاوتی درخصوص اهمیت و جایگاه مفاهیم کسب کند (استراوس و کوربین[34] ، 2008). در مقالۀ حاضر، مصاحبه‌ها چندین نوبت مطالعه و سپس از طریق تحلیل محتوا، مفاهیم اولیه استخراج شد.

2.کدگذاریمحوری: در کدگذاری محوری طبقات اصلی را که به‎نوعی از کدگذاری باز استخراج شده‎اند ،به یکدیگر متصل یا مرتبط می‎کنند و ارتباط بین طبقات گسترده‎تر و در قالب مدل پارادایمی ایجاد می‎شود. این مدل از پدیدۀ اصلی شرایط علّی، زمینه، راهبردها، شرایط واسطه و پیامدها تشکیل شده است.

3.کدگذاری انتخابی: پس از تعیین طبقۀ مرکزی، به‎دنبال کدگذاری انتخابی،کدگذاری باز متوقف گردید و تحلیل‌ها بیشتر پیرامون طبقه‎ای به‎نام «طبقه مرکزی» معطوف شد که مسئول پاسخگویی به بیشترین تغییراتی است که در ارتباط با پدیدۀ مورد نظر مطرح  است. در این تحقیق، برای تحلیل روابط موجود، از کدگذاری انتخابی استفاده شد.

روایی و پایایی در تحقیقات کیفی

 «استراوس و کوربین» (2008) برای ارزشیابی پژوهش‌های مبتنی بر نظریه‎پردازی داده‎بنیاد، یافته‌های پژوهش تا چه‎ حد در انعکاس تجارب مشارکت‎کنندگان، پژوهشگر و خواننده دربارۀ پدیدۀ مورد مطالعه، موثّق و قابل باور است را ارزیابی می کنند. «کرسول و پات»[35] (2017) روش‌های مزبور را حول دو محور رضایت‎بخش‎بودن روند پژوهش و مبنایی‎بودن تجربی پژوهش، مورد تأکید قرار می‎دهند. تطابق همگونی (مقایسۀ نظریه با ادبیات معتبر، کنترل توسط مشارکت‎کنندگان، کنترل توسط نمونه‌های مشابه، مقایسۀ ناظران بیرونی با معیارهای موجود در آثار معتبر) انسجام روش‎شناسی، تناسب و ارتباط نظری نمونه‌ها و گردآوری و تحلیل همزمان داده‌ها، از جملۀ این روش‌هاست. از عناصر قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال، قابلیت اتکا و قابلیت تأیید برای ارزیابی استفاده شد. قابلیت اعتبار و انتقال توسط سه گروه: مطلعان کلیدی، مشارکت‎کنندگان در پژوهش و نمونه‌های مشابه و  خبرگان، در طول پژوهش به شکل مداوم و ضمن اعمال تعدیل‌های مقتضی، ارزیابی و تأیید شد. قابلیت اتکا به داده‌ها توسط روش‌های نظام‎مند نظریه‎پردازی داده‎بنیاد در گردآوری، ثبت، تحلیل و تفسیر داده‌ها ملاحظه گردید. قابلیت تأیید نیز با بهره‎گیری از نظرها و ارائۀ شواهد و یافته‌ها به خبرگان و مطلعان و همین‎طور، مشارکت‎کنندگان و نمونه‌های مشابه، استفاده از یادداشت‌های فنی و میدانی و راهبردهای ارتقای حساسیت نظری و اجتناب از سوگیری طی پژوهش، تأمین گردید. در این پژوهش، برای معیار مقبولیت جهت ارتقای دقت علمی و روایی و پایایی، از موارد زیر استفاده شده است: حساسیت پژوهشگر در انسجام روش‎شناسی، متناسب‎نمودن نمونه، تکرار شدن یک یافته و استفاده از بازخورد مطلعان.

یافته های تحقیق

با توجه به نظریه داده بنیاد به تحلیل داده ها می پردازیم:

الف)کدگذاری باز:شرح کدگذاری باز در مراحل قبلی آمده است.در اینجا فقط مقوله ها را مشخص می کنیم.در ادامه کدهای باز،مقوله های فرعی و مقوله های مربوط به شرایط علّی،زمینه ای،میانجی،پدیده محوری و راهبردها و پیامد ها ی مربوط ارائه شده است.

شرایط علّی:نتایج تحلیل محتوای پاسخ مصاحبه‎شونده‌ها به سؤال «از چه روش‌هایی برای استخراج  و ثبت دانش ضمنی کارکنان می‎توان استفاده کرد» حاکی از وجود سه مقوله درخصوص شرایط علّی برای ایجاد پدیدۀ مورد مطالعه است که کدهای باز مربوط به آنها به شرح جدول 1 است.

جدول 1.کدهای باز و مقوله‌های مربوط به شرایط علّی

شرایط علّی

مقوله‌ها

کدهای باز

برنامه‌ها و فعالیت‌های استخراج دانش ضمنی

برنامه ریزی برای برگزاری آموزش‌های ضمن خدمت و کارگاه‌های آموزشی مناسب

حمایت مالی و پرداختن به برنامه‌های استخراج دانش ضمنی در برنامه‌های بلندمدت

فرهنگ سازمانی

ایجاد فرهنگ آموزش و یادگیری

توجه به افراد دارای مهارت و تجربه

توجه به افراد ارائه دهنده تجربه

حذف قوانین و مقررات زاید

ضرورت حمایت مدیران عامل

باور به مباحث دانش ضمنی

حمایت و پشتیبانی مالی مدیران عامل از طرح های استخراج دانش ضمنی

 

چنان‎که در جدول 1 مشاهده می‎کنید، سه مقولۀ برنامه‌ها و فعالیت‌های استخراج دانش ضمنی، فرهنگ سازمانی و ضرورت حمایت مدیران عامل به‎عنوان شرایط علّیِ اثرگذار بر پدیدۀ محوری شناسایی شدند.

برنامه‌ها و فعالیت‌های استخراج دانش ضمنی: این مقوله دربرگیرندۀ مفاهیمی چون برنامه‎ریزی برای برگزاری آموزش‌های ضمن خدمت و کارگاه‌های آموزشی مناسب و حمایت مالی و پرداختن به برنامه‌های استخراج دانشِ ضمنی در برنامه‌های بلندمدت است. در هر شرکتی نمی‎توان دانش ضمنی را استخراج کرد. شرایط خاصی می‎خواهد که این شرایط خاص را مدیران عامل می‎توانند برای کارکنان خود فراهم کنند. بنابراین، به مدیرانی نیاز است که خود دارای دانش فنی باشند زیرا مدیران ضعیف، زمینه را برای حضور افراد ضعیف فراهم می‎آورند و افراد قوی را می‎رانند. مدیران الزاماً در شاخص‌هایی که خود تدوین کرده‎اند، قرار می‎گیرند. بنابراین، شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند علاوه بر لزوم در اختیار داشتن قابلیت‌های مدیریتی،  به منابع، امکانات و شرایطی نیاز  دارند که از طریق آن بتوانند به مدیریت کارکنان خود بپردارند و دانش ضمنی آنان را استخراج کنند. اگر شرکت امکانات خوب و مطلوبی برای استخراج دانش ضمنی نداشته باشد، در عمل دانشی استخراج نخواهد شد. در سال‌های اخیر شرکت‌ها به سمت دانش‎محوری حرکت کرده‎اند و دانش و تخصص منبع اصلی مزیّت رقابتیاست. بر این اساس، هر شرکتی که شرایط دانش و پژوهشی قوی‎تری را برای خود ایجادکند، می‎تواند در چرخۀ رقابت باقی بماند.

فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی مقولۀ علّی است که در سطح شرکت بر بهبود قابلیت‌های استخراجِ دانشِ ضمنی در شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند اثر می‎گذارد .این مقوله دربرگیرندۀ مفاهیمی چون ایجاد فرهنگ آموزش و یادگیری، توجه به افراد دارای مهارت و تجربه، توجه به افراد ارائه‎دهندۀ تجربه و حذف قوانین و مقررات زاید است. شرکت‌ها باید بتوانند قوانین و مقررات دست‎وپاگیر و زاید را حذف و افرادی را جذب شرکت کنند که دارای تجربه و مهارت لازم باشند و به آنها توجه ویژه نمایند. اگر شرکت‌ها بتوانند شرایط آموزش و یادگیری را برای کارکنان خود فراهم کنند، می‎توانند با سایر شرکت‌های داخلی و خارجی رقابت کنند.

ضرورتحمایتمدیران عامل: ضرورت حمایت مدیران عامل، مقوله علّی است که می‎تواند بر استخراج دانش ضمنی شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند اثرگذار باشد. این مقوله دربرگیرندۀ مفاهیمی چون «باور به مباحث دانش ضمنی»و «حمایت و پشتیبانی مالی مدیران عامل از طرح‌های استخراج دانش ضمنی» است. یکی از بیشترین مواردی که توسط پاسخ‎دهندگان در شرکت‌های تولیدی منطقه آزاد اروند مطرح شد، نبودِ دانش مناسب مدیران عامل در حوزۀ استخراج دانش ضمنی است. اغلب مدیران شرکت‌ها توجه چندانی به استخراج دانش ضمنی ندارند. پیاده‎سازی اغلب طرح‌ها و برنامه‌ها به‎ویژه در حوزۀ استخراج دانش ضمنی، به نوع و نحوۀ حمایت مدیران عامل بستگی دارد. این امر به مدیرانی نیاز دارد که جسور بوده و روحیۀ مبارزه‎جویانه‎ای داشته باشند.

بخش مربوط به سؤال اول: از چه روش‌هایی برای استخراج و ثبت دانش ضمنی کارکنان می‎توان استفاده کرد؟

پدیدهمحوری: پدیده‎محوری بر روش‌های استخراج و ثبت دانش ضمنی کارکنان استوار است که مشخصات آن در جدول2 ارائه شده است.

جدول 2.کدهای باز و مقوله‌های مربوط به پدیدهمحوری

پدیدهمحوری

مقولات

کدهای باز

از چه روش‌هایی برای استخراج و ثبت دانش ضمنی کارکنان می توان استفاده کرد؟

مصاحبه

مصاحبه با مدیران باتجربه

مصاحبه با کارکنان باتجربه

داستان‎گویی

داستان‎گویی مدیران باتجربه

داستان‎گویی کارکنان باتجربه

یادگیری از طریق شنیدن

یادگیری از طریق شنیدن از مدیران باتجربه

یادگیری از طریق شنیدن از کارکنان باتجربه

یادگیری از طریق مشاهده

مشاهده مدیران باتجربه

مشاهده کارکنان باتجربه

مطالعه موردی مستند

ثبت یک مسئله مدیریتی همراه با شرایط محیطی

تفسیر

خودگزارشگری مدیران

خودگزارشگری کارکنان

آموزش معکوس

آموزش مدیران باتجربه به کارکنان

آموزش کارکنان باتجربه به کارکنان تازه وارد

شرح وقایع یادگیری

بیان وقایع یادگیری از زبان مدیران باتجربه

بیان وقایع یادگیری از زبان کارکنان باتجربه

یادگیری عملی

یادگیری افراد از همدیگر و از افراد باتجربه

راهبردهای عملیاتی برای استخراج دانش ضمنی(تولید پروتکل)[36]

  هدف از استخراج دانش ضمنی، دستیابی به بسته‌های دانشی است. این بسته‌ها، بازنمون و ذخیره‎سازی را در قالب‌های مختلف دارند. بررسی منابع حوزه نشان می‎دهد سازمان‌ها در فرایند استخراج دانش ضمنی با مسائل مختلفی مانند ملاک‌های راهبرد و تعیین تناسب با نوع دانش مواجه هستند. در زمینۀ استخراج دانش ضمنی، مجموعه‎ای از راهبردها وجود دارد که عموماً به‎عنوان راهبردهای تولید پروتکل معروفند (میلتون[37]،2007). مهم‎ترین دلیل تنوع راهبردها را می‎توان در تنوع دانش و نوع خبرگی و نظیر آن جستجو کرد. از این‎رو، سازمان‌ها باید متناسب با نوع دانش، قابلیت به‎کارگیری راهبرد در مدیریت دانش، سهولت استفاده در سازمان، نوع دانش استخراج‎شده و کارایی نسبت به هنجاریابی و انتخاب راهبرد موردنظر اقدام کنند. چنان‎که در جدول2 می‎بینید، برخی از مهم‎ترین راهبردهای عملیِ استخراج دانش ضمنی، به شرح زیر است:

1. مصاحبه: مصاحبه رایج‎ترین روش استخراج دانش ضمنی در سطح فردی است. روش مصاحبه، پرسشگری از خبرگان است. این روش برای اکتساب دانش چیستی، چگونگی، چرایی، رویّه‎ای و مفهومی مفید است، اما چندان به صحّه‎گذاری دانش نمی‎پردازد. سه نوع مختلف این روش عبارتند از: مصاحبۀ ساختاریافته، مصاحبه نیمه‎ساختاریافته و مصاحبۀ ساختارنیافته (دالکر،2011). شرکت‌های تولیدی مانند شرکت تعاونی گل‎آراء در زمینۀ انواع پریفورم، شرکت پاکینه‎شوی در زمینۀ انواع مواد شوینده، شرکت قیر آواد پارس‎اروند در زمینۀ بسته‎بندی قیر، شرکت بازرگانی خیرالصفوه در زمینۀ قطعات گچی ساختمانی، شرکت رزمین روتس اروند در زمینۀ تولید بوق خودرو، شرکت یکتا پلاستیک اروند در زمینۀ انواع ظروف پلاستیک بادی و تزریقی/ انواع فیلم (نایلون و نایلکس)، به این نوع روش استخراج دانش ضمنی معتقد هستند.

2. داستانگویی سازمانی:داستان ابزار ارزشمندی برای استخراج دانش چیستی، چگونگی و چرایی در سطح فردی است. یک داستان سازمانی شرح کامل فعالیت‌های مدیریت، ارتباطات کارکنان و دیگر رخدادهای سازمانی است که به شکل غیررسمی در داخل سازمان نقل می‎شود. شرکت‌های تولیدی مانند شرکت تعاونی صحرای خرمشهر در زمینه نیتروژن، آرگون و اکسیژن صنعتی؛ شرکت پالت اروند در زمینه پالت پلاستیکی، شرکت بازرگانی خیرالصفوه در زمینه قطعات گچی ساختمانی، شرکت قیر آواد پارس اروند در زمینه بسته‎بندی قیر، شرکت رزمین روتس اروند در زمینۀ تولید بوق خودرو، شرکت عسل قند آبادان در زمینۀ تولید قند و شکر و شرکت بین‎المللی چای دولفین اروند که در زمینۀ بسته‎بندی چای فعالیت دارند، به این گونه استخراج دانش ضمنی معتقدند.

3. یادگیری از طریق شنیدن:در روش یادگیری از طریق شنیدن، مصاحبه‎شونده دانش خود را بیان و پالایش می‎کند و همزمان کارشناس دانش به شفاف‎سازی و اعتباربخشی این نوع دانش صریح می‎پردازد. شرکت‌های تولیدی مانند شرکت الکل‎سازی که در تولید الکل طبی و صنعتی، سرکۀ خوراکی و ژل ضدعفونی‎کننده، شرکت یکتا پلاستیک اروند  در زمینه انواع ظروف پلاستیک بادی و تزریقی / انواع فیلم (نایلون و نایلکس)، شرکت بازرگانی خیرالصفوه در زمینه قطعات گچی ساختمانی، شرکت قیر آواد پارس اروند در زمینۀ بسته‎بندی قیر، شرکت رزمین روتس اروند در زمینۀ تولید بوق خودرو، شرکت زمزم آبادان در زمینۀ نوشابه، شرکت عسل قند آبادان در زمینۀ تولید قند و شکر، شرکت فن‎آوران اروند که در زمینۀ تولید سوخت‌های الکلی، الکل طبی و صنعتی فعالیت دارند، به این روش استخراج دانش ضمنی اعتقاد دارند.

4. یادگیری از طریق مشاهده: نگرش یادگیری از طریق مشاهده، شامل ارائۀ یک نمونۀ مشکل یا مورد مطالعاتی به یک خبره است که نسبت به حلّ آن اقدام می‎کند. اگرچه ما قادر به مشاهدۀ دانش کسی نیستیم، اما می‎توانیم نسبت به مشاهده و شناسایی تخصصی اقدام کنیم. کلید کار در به‎کارگیری ابزار صوتی و تصویری برای ضبط آن چیزی است که خبره می‎داند (دالکر،2011). شرکت‌های تولیدی مانند شرکت تعاونی صحرای خرمشهر در زمینۀ نیتروژن، آرگون و اکسیژن صنعتی، شرکت الکل‎سازی در زمینۀ تولید الکل طبی و صنعتی، سرکۀ خوراکی و ژل ضدعفونی‎کننده، شرکت شیمایی فخر خرمشهر در زمینۀ تولید انواع مواد شوینده، شرکت تولیدی آرد خرمشهر در زمینۀ تولید آرد والسی، شرکت فرهنگ یدک اروند در زمینۀ تولید انواع قطعات خودرو، شرکت نساجی بردیا جنوب در زمینه انواع پوشاک، قیر آواد پارس اروند در زمینۀ بسته‎بندی قیر، شرکت رزمین روتس اروند در زمینۀ تولید بوق خودرو، شرکت بازرگانی خیرالصفوه در زمینه قطعات گچی ساختمانی، شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروند در زمینه دستگاه کارتخوان و انواع آداپتور و شرکت ارتباط همراه گویا اروند که در تولید انواع تلفن همراه فعالیت دارند، به این روش استخراج دانش ضمنی معتقدند.

5. مطالعه موردی مستند[38]: مطالعۀ موردی فنّی است برای ثبت یک مسئلۀ مدیریتی همراه با شرایط محیطی و روندهای مؤثر بر آن و نیز ایده‌ها، پیش‎فرض‌ها و قضاوت‌هایی که این افراد تصمیم‌های خود را بر اساس آن اتخاذ می‎کنند (جعفری‎مقدم،1389). راهبرد مطالعۀ موردی به‎دلیل اینکه دانش فردی را در قالب کلمات، جملات و روایات استخراج می‎کند و زبان انتقال دانش زبان روزمره و متداول است، می‎تواند به‎عنوان یکی از راهبردهای مؤثر در سازمان‌های ایرانی مورد استفاده قرار گیرد. شرکت‌های تولیدی مانند شرکت آذین چوب‎گستر ملامینه اروند در زمینۀ نئوپان و اوراق با روکش ملامینه، شرکت بازرگانی خیرالصفوه در زمینۀ قطعات گچی ساختمانی، شرکت قیر آواد پارس اروند در زمینۀ بسته‎بندی قیر، شرکت رزمین روتس اروند در زمینۀ تولید بوق خودرو، شرکت خرد صنعت اروند در زمینۀ تولید تجهیزات نفت، گاز و پتروشیمی و شرکت پتروصنعت پارسیان خزر که در تولید انواع فیلتر صنعتی فعالیت دارند، به این روش استخراج دانش ضمنی معتقدند.

6. تفسیر[39]: در این روش، خبره نحوۀ انجام یک وظیفه را تشریح می‎کند. این شیوه نوعی گزارش توسط خبره است که در آن فرایند تفکر خود را در حلّ مسئله یا انجام یک وظیفه بیان می‎کند. تفسیرها غالباً گزارش‎گونه‎اند و به‎شکل‌های «خودگزارشگری[40]» که در آن خبره یک تفسیر از تفکرش را درخصوص یک فعالیت در حال اجرا ارائه می‎دهد تا مسأله‎ای را حل کند، بیان می‎شود. شرکت‌های تولیدی مانند شرکت بازرگانی خیرالصفوه در زمینۀ قطعات گچی ساختمانی، شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروند در زمینۀ دستگاه کارتخوان و انواع آداپتور و شرکت ارتباط همراه گویا اروند در زمینۀ تولید انواع تلفن همراه، شرکت قیر آواد پارس اروند در زمینه بسته‎بندی قیر، شرکت رزمین روتس اروند در زمینۀ تولید بوق خودرو، شرکت آذین چوب‎گستر ملامینه اروند در زمینۀ تولید نئوپان و اوراق با روکش ملامینه و شرکت خرد صنعت اروند که در زمینۀ تجهیزات نفت،گاز و پتروشیمی فعالیت دارند، به این روش استخراج دانش ضمنی اعتقاد دارند.

7. آموزش معکوس[41]: آموزش معکوس روشی است که در آن خبره چیزی را (مانند یک مفهوم) به کارشناس دانش توضیح می‎دهد و کارشناس دانش به‎منظور اعتبارسنجی آن، همان توضیحات را دوباره برای خبره بیان می‎کند. این فرایند تا زمانی که خبره نسبت به توضیحات تأیید دهد، تکرار می‎شود (نظافتی و همکاران،1392). شرکت‌های تولیدی مانند شرکت بازرگانی خیرالصفوه که در زمینۀ قطعات گچی ساختمانی، شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروند که در زمینۀ دستگاه کارتخوان و انواع آداپتور، شرکت ارتباط همراه گویا اروند که در زمینۀ تولید انواع تلفن همراه، شرکت قیر آواد پارس اروند که در زمینه بسته‎بندی قیر، شرکت رزمین روتس اروند که در زمینۀ تولید بوق خودرو، شرکت آذین چوب‎گستر ملامینه اروند که در زمینه نئوپان و اوراق با روکش ملامینه و شرکت خرد صنعت اروند که در زمینه تجهیزات نفت،گاز و پتروشیمی فعالیت دارند، به این روش استخراج دانش ضمنی اعتقاد دارند.

8. شرح وقایع یادگیری: شرح وقایع یادگیری، روش مناسبی برای ضبط دانش ضمنی به‎ویژه در شکل گروهی آن است. این شرح‌ها نمایانگر تاریخچه‎ای کلّی از رخدادهای مهمی است که در گذشتۀ نه‎چندان دورِ سازمان اتفاق افتاده و در کلام افرادی که در آن شرکت داشته‎اند، بیان می‎شود. شرح وقایع سازمانی اغلب از طریق یک سلسله مصاحبه‌های اولیۀ فردی بررسی و از شرکت‎کنندگان خواسته می‎شود تا نسبت به یادآوری و فکر به آن رخداد به همراه حضور در یک کارگاه آموزشی در حضور همه شرکت‎کنندگان به‎منظور ضبط حافظۀ آن گروه اقدام کنند. شرکت‌های تولیدی مانند شرکت آذین چوب گستر ملامینه اروند در زمینه نئوپان و اوراق با روکش ملامینه، شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروند در زمینه دستگاه کارتخوان و انواع آداپتور، شرکت زمزم آبادان در زمینه نوشابه، قهوه‎سازان نوین اروند در زمینۀ تولید انواع قهوه، نیک پلاستیک سپاهان در زمینۀ تولیدpvc ، عسل قند آبادان در زمینۀ قند و شکر، شرکت کامیاب پلاست اروند در زمینه انواع فیلم تک‎لایۀ پلی‎اتیلن و شرکت پاکینه‎شوی که در زمینۀ تولید انواع مواد شوینده فعالیت دارند، به این روش استخراج دانش ضمنی اعتقاد دارند.

9. یادگیری عملی[42]: در این شیوه می‎توان گروه‌های کوچکی را با مشارکت شرکت‎کنندگانی که هدف‌ها، نیازها یا یادگیری آنها مشارکت است، تشکیل داد. این افراد می‎توانند به‎صورت منظم با یکدیگر ملاقات کنند و نسبت به ارائه گزارش پیشرفت کار، افکار و ایده‌های بکر، تجربۀ کارهای جدید و ارزیابی نتایج اقدام کنند (دالکر،2011). تقریباً تمام شرکت‌های تولیدی در منطقۀ آزاد اروند به روش یادگیری عملیِ استخراج دانش ضمنی معتقد هستند.

تفاوت بین شرکت‌های تولیدی داخلی و خارجی در این است که شرکت‌های خارجی از تمام روش‌های استخراج دانش ضمنی بهره می‎برند زیرا اعتقاد دارند هر یک از روش‌ها یک نوع ویژگی مثبت دارد و باید از همۀ آنها استفاده کرد. ولی شرکت‌های تولیدیِ داخلی به بعضی از روش‌های استخراج دانشِ ضمنی معتقد هستند و از تمام روش‌های استخراج دانشِ ضمنی استفاده نمی‎کنند. اما نکته اصلی این است که مدیران عامل شرکت‌های تولیدی و منطقۀ آزاد اروند باید بتوانند شرایط لازم را برای استخراج دانش ضمنی فراهم کنند.

 بخش مربوط به سؤال دوم: موفقیت در استخراج دانش ضمنی کارکنان شرکت‌های کنونی و تولیدی در منطقۀ آزاد اروند را با چه عواملی مرتبط  می‎دانید؟

شرایط زمینهای

 شرایط زمینه‎ای در این پژوهش شامل سه مؤلفۀ منطقۀ آزاد اروند، مدیران عامل و پشتیبانی از برنامه‌های استخراج دانش ضمنی است. شرایط مذکور به شرح جدول3 است.

جدول3. کدهای باز و مقوله‌های مربوط به شرایط زمینهای

شرایط زمینه‌ای

مقوله‌ها

کدهای باز

منطقۀ آزاد اروند

ارائه تمهیدات لازم به بخش خصوصی برای سرمایه‎گذاری در منطقه

حذف تأکیدات کمّی و جایگزینی کیفیت‎محوری

زیربنا سازیِ فرهنگی از طریق تبلیغ نظام استخراج دانش ضمنی

ایجاد و گسترش شبکه‌های ارتباطی

مدیران عامل

فراهم کردن زمینۀ مشارکت کارکنان در تصمیم‎گیری‌ها و استخراج دانش ضمنی

تشکیل گروه، دفتر یا دبیرخانۀ استخراج دانش ضمنی در شرکت و پشتیبانی از آن

ارائه آموزش‌های لازم برای تقویت مهارت استخراج دانش ضمنی

الگوبرداری از شیوه های برتر استخراج دانش ضمنی

پشتیبانی از برنامه های استخراج دانش ضمنی

امکان دسترسی آسان به اینترنت و منابع اطلاعاتی علمی به‎روز

پرداخت پاداش و حقوق مادی به افرادی که دانش ضمنی را استخراج می‎کنند

تهیه و تدوین قانون دفاع از حقوق و امنیت صاحبان دانش ضمنی و استخراج آن

تخصیص امکانات و بودجۀ کافی برای گسترش نظام  استخراج دانش ضمنی

وجود قوانین و مقررات سازمانی برای انتشار دانش ضمنی

 

منطقۀ آزاد اروند: منطقۀ آزاد اروند با توجه به موقعیتی که در منطقه و کشور دارد، می‎تواند با توسعه و گسترش بخش خصوصی، فراهم‎کردن زمینۀ فرهنگیِ استخراج دانش ضمنی، ایجاد و گسترش شبکه‌های ارتباطی و کیفیت‎محوری به‎جای کمیت‎محوری، نقش مهمی در توسعۀ شرکت‌های تولیدی داشته باشد. منطقۀ آزاد اروند با توجه به منابع مالیِ گسترده‎ای که در اختیار دارد، می‎تواند این نقش را به‎خوبی ایفا کند. بیشتر شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند از جمله شرکت الکل‎سازی، شرکت بازرگانی نور خوزستان، شرکت پاکینه‎شوی، شرکت میراب لوله اروند، شرکت پیچ‎گستر اروند، شرکت تولید رینگ سایپا، شرکت تعاونی گل‎آراء، شرکت فن‎آوران اروند،کامیاب پلاستیک اروند، عسل قند آبادان، زمزم آبادان، شرکت بازرگانی خیرالصفوه، شرکت پترو صنعت پارسیان خزر، خردصنعت اروند و آذین چوب‎گستر ملامینه اروند نیز به نقش منطقۀ آزاد اروند اشاره کردند.

مدیران عامل: مدیران شرکت‌ها نیز با توجه به نقش مهم و ارتباط نزدیکی که با کارکنان دارند و با پتانسیل شرکت به‎خوبی آشنا هستند، می‎توانند با فراهم‎کردن زمینۀ مشارکت کارکنان در تصمیم‎گیری‌ها و استخراج دانش ضمنی، تشکیل کارگروه یا دبیرخانۀ استخراج دانش ضمنی و پشتیبانی از آن، ارائۀ آموزش‌های لازم برای تقویت مهارت استخراج دانش ضمنی و الگوبرداری از شیوه‌های برتر استخراج دانش ضمنی، نقش مهمی در گسترش و توسعۀ شرکت‌های تولیدیِ منطقه آزاد اروند داشته باشند و توان شرکت‌ها را برای رقابت با شرکت‌های داخلی و خارجی بالا ببرند.

پشتیبانی از برنامه‌های استخراج دانش ضمنی: اگر منطقۀ آزاد و مدیران عامل شرایط لازم را برای استخراج دانش ضمنی در شرکت‌های تولیدی فراهم کنند ولی پشتیبانی مناسبی نداشته باشند، عملاً دانشی استخراج نخواهد شد و منابع  اختصاص داده‎شده نیز حیف‎ومیل می‎شود. بنابراین، لازم است از این برنامه‌ها به‎خوبی پشتیبانی شود.

شرایط میانجی (مداخلهگر): بر اساس تحلیل محتوای مصاحبه‌ها، سه مؤلفه به‎عنوان شرایط میانجیِ محیطی، به شرح جدول4 شناسایی شد.

جدول4.کدهای باز و مقوله‌های مربوط به شرایط میانجی (مداخلهگر)

شرایط میانجی

(مداخلهگر)

مقوله‌ها

کدهای باز

ویژگی‌های فردی مدیران

باور و ترویج فرهنگ یادگیری مستمر در میان کارکنان

داشتن نگاه حرفه‎ای به شغل و حمایت از استخراج دانش ضمنی

حذف قوانین و مقررات زائد

فرهنگ کاری

فرهنگ ریسک‎گریزی و محافظه‎کاری

وجود سازمان‌های غیر رسمی و شیخوخیت کارکنان قدیمی

ویژگی‌های فردی کارکنان

داشتن روحیه خودباوری به استخراج دانش ضمنی و تقویت آن

داشتن روحیه همکاری و در اختیار قرار دادن دانش ضمنی

 

ویژگی‌های فردی مدیران: مدیران به‎عنوان یکی از عوامل مداخله‎گر، با فراهم‎کردن فرهنگ انتقال دانش ضمنی به دیگران در بین کارکنان خود و حذف قوانین و مقررات زاید، می‎توانند نقش مهمی در توسعه شرکت داشته باشند.

فرهنگ کاری: نگرش برخی از کارکنان شرکت‌ها این است که دانش خود را به دیگران منتقل نکنند، چون می‎ترسند موقعیت شغلی‎شان به‎خطر بیفتد و جایگاه شغلی خود را از دست بدهند. معمولاً افراد باتجربه با تشکیل سازمان‌های غیررسمی، بیشتر به این کار دامن می‎زنند و این ترس را در بین کارکنان گسترش می‎دهند که دانش ضمنی خود را محفوظ بدارند و راحت و رایگان آن در اختیار دیگران قرار ندهند. اما شرکت می‎تواند با اطمینان‎دادن به کارکنان و فراهم‎آوردن شرایط مساعد، زمینه را برای استخراج دانش ضمنی فراهم کند و آن را گسترش دهد.

ویژگی‌های فردی کارکنان: ویژگی‌های فردی کارکنان از دیگر عوامل مداخله‎گر در استخراج دانش ضمنی است. داشتن روحیۀ همکاری و باور به انتقال دانش ضمنی به دیگران می‎تواند نقش مهمی در شرکت‌های تولیدی داشته باشد.

راهبردهاوپیامدها: در این پژوهش چند راهبرد اساسی برای استخراج دانش ضمنی پیشنهاد شده است که در بخش  بحث و نتیجه‎گیری به آن پرداخته شده است. الگوی مفهومی مناسب مربوط به چگونگی استخراج و ثبت دانش ضمنی، به صورت زیر است:

ب)کدگذاری محوری:کدگذاری محوری در شکل1 بیان شده است.

 

شکل 1. مدل اولیۀ کدگذاری محوری نتایج

ج)کدگذاری انتخابی (مرحلۀ نظریهپردازی)

  در این مرحله می‎توان مطابق شکل2 مدل ترسیمی ارائه‎شده برای «از چه روش‌هایی می‎توان دانش ضمنی را در شرکت‌های تولیدی در منطقه آزاد اروند استخراج و ثبت کرد» نظریه و توضیح ارائه داد.

 

شکل 2. مدل ترسیمی نتایج

 

چنان‎که در شکل2 مشخص است، مدیران عامل به‎عنوان متولیان اصلی در شرکت‌های تولیدی، نقش اساسی در استخراج دانش ضمنی دارند و توجه به ویژگی‌های فردی کارکنان از جمله تفاوت‌های سنّی، تفاوت جنسی، تفاوت در سطح تحصیلات، عدم اعتماد به دقت و اعتبار دانش و تفاوت در باورها به توسعۀ بهتر این امر کمک می‎کند. اگر مدیران شرایط را برای کارکنان خود فراهم کنند و این اطمینان را به آنها بدهند که با در اختیارگذاشتن دانش خود به دیگران همچنان حقوق آنها محفوظ خواهد ماند، می‎تواند بسیار تأثیرگذار باشد. آنها می‎توانند با برنامه‌های آموزشیِ گوناگون این مسیر را هموار کنند. مدیران شرکت‌های تولیدی می‎توانند قوانین و مقرراتی را وضع کنند و سرمایۀ لازم را جذب و کارکنان خود را متقاعد کنند که در فرایند استخراج دانش ضمنی، نقش فعالی داشته باشند و مراکزی را برای این کار دایرکنند. چنانچه کارکنان این فرایند را نپذیرند و اطمینان حاصل نکنند که حقوق آنها محفوظ خواهد ماند، در عمل  هیچ اتفاقی نمی‎افتد و هزینه‌ها هم هدر می‎رود.

  بر اساس نتایج این پژوهش، منطقۀ آزاد اروند با ایجاد زیرساخت‌ها، نظارت و کنترل بر اجرا و همچنین مدیران شرکت‌های تولیدی با ایجاد شرایط و بازنگری در قوانین و مقررات می‎توانند نقش مهمی در استخراج دانش ضمنی داشته باشند. بنابراین، منطقۀ آزاد اروند می‎تواند به‎طور غیرمستقیم بر استخراج دانش ضمنی در شرکت‌های تولیدی تأثیرگذار باشد .شرایط مداخله‎ای که تقویت و رشد سریع‎تر فرایند استخراج دانش ضمنی در شرکت‌های تولیدی را تسهیل می‎کند، به‎کمک منطقۀ آزاد اروند ایجاد می‎شود. مدیران توانا با جذب نیروهای فنی می‎توانند در استخراج دانش ضمنی نقش مهمی داشته باشند. از کارکنان خواسته شود تا مصاحبه‌ها، داستان‎گویی‌ها، یادگیری‌هایی که از طریق شنیدن حاصل می‎شوند، مشاهدات، مطالعات موردی مستند، تفسیرها، آموزش‌های معکوس، شرح وقایع یادگیری افراد خبره را ثبت کنند تا قبل از خروج آنها از شرکت، دانش ضمنی آنان استخراج شده باشد. اما راهبردهای مرتبط به خود شرکت‌ها (ایجاد مراکز استخراج دانش ضمنی و بازنگری در قوانین و مقررات) که جزءِ عوامل درونی آنها و از عوامل قابل کنترل سازمانی هستند، می‎توانند تأثیر بسیار زیادی بر افزایش دانش فنی شرکت‌های تولیدی بگذارند. بنابراین، شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند باید قوانین و مقرراتی را برای اشتراک‎گذاری دانش ضمنی وضع و مراکزی را جهت استخراج دانش ضمنی دایر کنند تا از این طرق بتوانند شرایط استخراج را فراهم سازند.

بحث و نتیجهگیری

بحت و نتیجهگیری مربوط به پرسش اول: از چه روش‌هایی برای استخراج و ثبت دانش ضمنی کارکنان میتوان استفاده کرد؟

  برای محصور نشدن تجربه در محیطی خاص، باید به‎سرعت و به‎طور کارآمد، نسبت به انتقال آن به دیگران اقدام کرد. ایده‌ها و تجربه‌ها در صورت پخش شدن، تأثیر گسترده‎ای می‎گذارند تا اینکه صرفاً در دست عدۀ خاصی قرار گیرند. از این‎رو، سازوکارهای گوناگونی برای ثبت تجربه کاربرد می‎یابند (جمشیدی و حیدری،1394). با توجه به نتایج می‎توان گفت، بهترین راهکار برای استخراج دانش ضمنی، مصاحبه با افراد خبره و ثبت تجارب آنهاست که با نتایج تحقیقات «نظافتی و همکاران» (1395)، «ماریان[43] و همکاران» (2011)، «فلیپس و همکاران» (2012)، «اچیوری» (2012)، «لی[44] و همکاران» (2014)، «چن[45] و همکاران» (2015)، «مزغانی[46] و همکاران» (2016)، «هریسون و آزمن» (2018) و «اوکوس و مانج» (2018) همخوانی دارد. شرکت‌هایتولیدی منطقۀ آزاد اروند مانند شرکت تعاونی گل‎آراء، شرکت پاکینه‎شوی، شرکت قیر آواد پارس اروند، شرکت بازرگانی خیرالصفوه، شرکت میراب لوله اروند، شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروند، شرکت رزمین روتس اروند، شرکت بازرگانی نور خوزستان، شرکت زمزم آبادان، شرکت ارتباط همراه گویا اروند و شرکت یکتاپلاستیک اروند از این نوع روش استخراج دانش ضمنی استفاده می‎کنند. ایجاد فضایی برای افزایش تعامل و ارتباطات بین مدیران و کارکنان، اعتماد متقابل کارکنان، اعتقاد یا باور افراد به ثبت و انتشار تجارب خود از جنبۀ مفید و کاربردی‎بودن، یادگیری از طریق مشاهده و یادگیری عملی از عوامل مهمّ تأثیرگذار در مستندسازی دانش می‎باشند. این نتایج با یافته‌های پژوهش «فوس[47] و همکاران» (2006)، «رنزل» (2008)، «کالکو»[48](2009)، «آموس و برایت»[49](2017)، «تران»[50](2018) و «پورسلیمانیان» (1390) همسوست.

  اشتراک‎گذاشتن دانش از عوامل کلیدیِ مدیریت دانش به‎شمار می‎آید که با نتایج تحقیقات «اخوان و همکاران» (2006)، «تی‎سنگ» (2010)، «کارملی[51] و همکاران» (2011)، «ژیودونگ می»[52](2018)، «جوسانگ لی» (2018)، «اودور هو» (2018) و «نارمون و جمال»[53](2018) همخوانی دارد. در واقع، این دانش به میزان مهارت، تجربه و تخصص افراد اشاره دارد. این تجربۀ شخصی نه‎تنها در کسب دانش جدید بلکه در کنار گذاردن دانش منسوخ نقش دارد. توجه محققان به شیوۀ ایجاد دانش ضمنی و اشتراک‎گذاری آن است. دانش ضمنی همچون مهارت‌ها، نگرش‌ها و فرهنگ، در ذهن افراد و جایگاه‌های انسانی ذخیره می‎شود )یلدیز و فی[54]،2010). بنابراین، شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند برای اینکه بتوانند از مزایای دانش استفاده کنند، لازم است شرایط تسهیم دانش را برای کارکنان خود فراهم کنند. شرکت‌های تولیدی اغلب به‎دنبال تحقق این مهم هستند.

در نهایت، روش‌های استخراج و ثبت دانش ضمنی کارکنان شامل موارد زیر است:

مصاحبه، داستان‎گویی، یادگیری از طریق شنیدن، یادگیری از طریق مشاهده، مطالعۀ موردی مستند، تفسیر، آموزش معکوس، شرح وقایع یادگیری، یادگیری عملی.

بحث و نتیجهگیری مربوط به پرسش دوم: موفقیتدر استخراج دانش ضمنی کارکنان شرکت‌هایکنونیوتولیدیدرمنطقۀ آزاد اروندرا باچهعواملی مرتبط  میدانید؟

  مدیران عامل به‎عنوان متولیان اصلی در شرکت‌های تولیدی، نقش اساسی در استخراج دانش ضمنی دارند و توجه به ویژگی‌های فردی کارکنان (تفاوت‌های سنّی، تفاوت جنسی، تفاوت در سطح تحصیلات، نبودِ اعتماد به دقت و اعتبار دانش و تفاوت در باورها) به توسعۀ بهتر این امر کمک می‎کند. اگر مدیران شرایط را برای کارکنان خود فراهم کنند و این اطمینان را به آنان بدهند که اگر دانش خود را در اختیار دیگران قرار دهند همچنان حقوق آنها محفوظ خواهد ماند، می‎تواند بسیار تأثیرگذار باشد. آنها می‎توانند با برنامه‌های آموزشی گوناگون این مسیر را هموار سازند. مدیران شرکت‌های تولیدی می‎توانند قوانین و مقرراتی را وضع و سرمایۀ لازم را جذب کنند و مراکزی را برای این کار دایر نمایند. کارکنان خود را متقاعد سازند که در فرایند استخراج دانش ضمنی، نقش فعالی داشته باشند و از آنان بخواهند تا مصاحبه‌ها، داستان‎گویی‌ها، یادگیری‌هایی که از طریق شنیدن حاصل می‎شوند، مشاهدات، مطالعات موردی مستند، تفسیرها، آموزش‌های معکوس، شرح وقایع یادگیری افراد خبره را ثبت کنند تا قبل از خروج از شرکت، دانش ضمنی‎شان استخراج شده باشد. هرچند برخی از شرکت‌های تولیدی منطقۀ آزاد اروند از جمله شرکت زمزم آبادان، شرکت تولیدی آرد خرمشهر، شرکت فرهنگ‎یدک اروند، شرکت رزمین روتس، قیر آواد پارس اروند، شرکت پتروصنعت پارسیان خزر، شرکت بازرگانی نور خوزستان، شرکت ارتباط همراه گویا اروند و شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروند دارای مراکز استخراج دانش ضمنی می‎باشند، ولی کفایت نمی‎کند و لازم است تمام شرکت‌های تولیدی به مراکز استخراج دانش ضمنی مجهز شوند.

  بر اساس نتایج این پژوهش، منطقۀ آزاد اروند با ایجاد زیرساخت‌ها، نظارت و کنترل بر اجرا می‎تواند نقش مهمی در استخراج دانش ضمنی داشته باشد. بنابراین، منطقۀ آزاد اروند می‎تواند به‎طور غیرمستقیم بر استخراج دانش ضمنی در شرکت‌های تولیدی تأثیرگذار باشد و بیشتر شرکت‌های تولیدی منطقه آزاد اروند از جمله شرکت الکل‎سازی، شرکت بازرگانی نور خوزستان، شرکت پاکینه‎شوی، شرکت میراب لوله اروند، شرکت پیچ‎گستر اروند، شرکت تولید رینگ سایپا، شرکت تعاونی گل‎آراء، شرکت فن‎آوران اروند، کامیاب‎پلاستیک اروند، عسل قند آبادان، زمزم آبادان، شرکت بازرگانی خیرالصفوه، شرکت پتروصنعت پارسیان خزر، خردصنعت اروند و آذین‎چوب‎گستر ملامینه اروند نیز  به نقش منطقۀ آزاد اروند اشاره کردند. این نتایج با نتایج تحقیقات «موس» (2013)، «حمدان و همکاران» (2017)، «حسینی و افکانه» (1394)، «دربان آستانه و همکاران» (1394) و «مطوری» (1395) همسوست.

  جوّ سازمانی معمولاً قابل دیدن یا احساس‎کردن بوده و به‎عنوان محصول فرهنگ سازمان شناخته می‎شود. نبود فضای امن روانی برای بیان و تجربۀ عقاید گوناگون، یک مانع اصلی به‎شمار می‎رود. فرهنگ سازمانی یک عامل مهم در تعیین رفتار کارکنان در سازماناست که اخیراً از سوی محققان مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفته است. به‎عبارتی، می‎توان گفت توافق جمعی روی این نکته وجود دارد که فرهنگ سازمانی باعث ارتقا و توسعه به‎اشتراک‎گذاری دانش در سازمان‌ها می‎گردد. این نتایج با نتایج تحقیقات «شین»[55](1995)، «باکمن»[56](2008)، «کراس[57] و همکاران» (2011)، «محمد حبیبور[58] و همکاران» (2018) و «باکر» (2018) همخوانی دارد.

 در نهایت، عامل اصلی که می‎تواند در استخراج دانش ضمنی تأثیرگذار باشد، مشارکت است. این نتیجه با نتایج «چسبرو»[59] (2006)، «رنزل»[60](2008)، «گاوریلووا و آندریوا»[61](2012)، «کومار»[62] (2016) و «نویدی و ریاحی» (1396) همسوست. بنابراین، اگر افراد تمایلی به مشارکت در این کار نداشته باشند، در عمل دانشی استخراج نخواهد شد. بیشتر شرکت‌های تولیدی در منطقه آزاد اروند، از جمله: شرکت الکل‎سازی، شرکت یکتاپلاستیک اروند، شرکت پالت اروند، عسل قند آبادان، شرکت تولیدی آرد خرمشهر، زمزم آبادان، شرکت بنیان‎گستر اروند، سازه‌های فلزی آبادان، شرکت فرهنگ یدک اروند، شرکت رزمین روتس اروند، قیر آواد پارس اروند، شرکت خردصنعت اروند، شرکت بازرگانی خیرالصفوه، شرکت ارتباط همراه گویا اروند، شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروند، شرکت آذین چوب‎گستر ملامینه اروند و...، نیز به این موضوع اشاره کردند.

نتیجهگیری کلی

 دانش مهم‎ترین عامل تولید در عصر جدید است. از یک سو، استمرار تولید اطلاعات و دانش نیازمند وجود مجموعه‎ای از نهادهای سیاسی و اقتصادی است که انگیزۀ تولید و انباشت دانش در جامعه را تأمین کنند. همچنین، نهادهایی که انتقال و مبادله اطلاعات و دانش را امکان‎پذیر و دارای محرک‌های انگیزشی کافی نمایند تا تولید دانش محض، تجمیع ایده‌های مختلف علمی و ترکیب آن‌ها با یکدیگر برای تولید فناوری‌های نو، ممکن می‎گردد. از سوی دیگر،در اقتصاد، دانش به دو نوع آشکار و ضمنی تبدیل می‎شود که اهمیت و سهم دانش ضمنی بسیار بیشتر از دانش آشکار است. اهمیت ویژۀ دانش ضمنی و نقش آن در تولید و خلق فناوری‌های جدید و خلق ارزش افزوده، سبب اهمیت فزایندۀ نقش نهاد آموزش در عصر فعلی شده است زیرا دانش ضمنی تنها توسط گروه کوچکی از دانشمندان و پژوهشگران خلق نمی‎شود، بلکه همۀ نیروهای دست‎اندرکار فعالیت‌های اقتصادی به‎طور بالقوه می‎توانند در فرایند تولید دانش ضمنی مشارکت داشته باشند. میزان موفقیت‌های علمیِ نیروی کار در مشارکت در تولید دانش ضمنی، به چند عامل از جمله فرهنگ خودباوری، خوداتکایی و خلاقیت و برخورداری از آموزش‌های کافی و ثمربخش وابسته است. بدون تردید، هر چه سطح آموزش نیروی کار بالاتر باشد، آمادگی‎اش برای مشارکت در تولید دانش ضمنی بیشتر است. این امر به‎معنای نیاز تمام نیروی کار به برخورداری از سطوح کافی آموزش است که ارائه این حجم آموزش، به تأمین مالی گسترده و انتخاب هوشمندانه از بین انواع مختلف آموزش‌های قابل ارائه و نیز بنیان‎گذاری سازمان‌های مورد نیاز برای فعالیت‌های آموزشی مورد نظر  نیازمند است.

 پیشنهادها

بر اساس نتایج این پژوهش توانستیم زمینه‌هایی را برای تحقیقات آتی شناسایی و پیشنهاد کنیم:

1. با توجه به اینکه مشارکت در استخراج دانش ضمنی نقش مهمی دارد، شرکت‌های تولیدی شرایطی را به‎وجود بیاورند که تمام کارکنان در این امر مهم شریک باشند.

2. با توجه به اینکه فرهنگ سازمانی باعث ارتقا و توسعۀ  اشترک‎گذاری دانش در سازمان‌ها می‎شود، پیشنهاد می‎شود مدیران عامل شرکت‌ها دانش خود را در اختیار کارکنان قرار دهند تا به‎عنوان یک الگو، این‎کار به یک فرهنگ تبدیل شود.

3. با توجه به اینکه بهترین راهکار برای استخراج دانش ضمنی ثبت تجربه است، پیشنهاد می‎شود مدیران عامل شرکت‌ها شرایط انجام این کار را فراهم و مراکزی را برای ثبت تجربۀ کارکنان ایجاد کنند.

4. با توجه به اینکه اشتراک‎گذاشتن دانش از عوامل کلیدی مدیریت دانش به‎شمار می‎آید و می‎تواند به استخراج دانش ضمنی کمک کند، پیشنهاد می‎شود مدیران عامل شرکت‌ها شرایط اشتراک‎گذاری دانش را فراهم و مقررات و خط‎‎‎‎مشی‎‌های محدودکنندۀ دسترسی افراد به اطلاعات و دانش را حذف کنند.

5. با توجه به اینکه تعامل و ارتباطات بین مدیران و کارکنان و اعتماد متقابل آنها می‎تواند به استخراج دانش ضمنی کمک کند، پیشنهاد می‎شود مدیران عامل شرکت‌ها تلاش کنند تا اعتماد متقابل میان آنان برقرار شود.

6. با انجام چنین پژوهشی در شرکت‌های خارج از منطقۀ آزاد اروند می‎توان نتایج متفاوتی گرفت و با مطالعۀ تطبیقی بین نتایج حاصل از شرکت‌های تولیدیِ منطقۀ آزاد اروند و شرکت‌های خارج از منطقه آزاد، به تفاوت‌های موجود پی‎برد.

7. با توجه به اینکه منطقۀ آزاد اروند از عوامل تأثیرگذار در استخراج دانش ضمنی است، پیشنهاد می‎شود دوره‌های آموزشی را با هدف چگونگی استخراج دانش ضمنی برای کارکنان شرکت‌ها برگزار کند.



[1]. Explicit

[2]. Tacit

[3]. Huysman

[4].  Medeni et al

[5]. Renzl

[6]. Gavrilova & Andreeva

[7]. Nigel & paul

[8]. Bellini

[9]. Tseng

[10]. Carmeli

[11]. Odor ,Ho

[12]. Joosung Lee

[13]. Baker

[14]. Bixler

[16]. Piera

[17]. Tacit Knowledge

[18]. Polani

[19]. Bouarfa and Abed

[20]. Milton

[21]. Hu, W

[22].  Marin

[23]. Dalkir

[24]. Phelps

[25]. Echeverri

[26]. Muse

[27]. Hamdan

[28].  Arnett & Wittmann

[29]. Okuthe & Manoj

[30]. Herison & Azman

[31].  Munhall

[32]. Hrebiniak

[33]. Flip-flop Technique

[34].  Strauss and Corbin

[35]. Creswell & Poth

[36]. Protocol Generation

[37]. Milton

[38]. Documented Case Study

[39]. Commentary

[40]. Self-Report

[41]. Teach Back

[42]. Action learning

[43]. Marin

[44]. Li

[45]. Chen

[46]. Mezghani

[47]. Foos

[48]. Kulcu

[49]. Amos & Bright

[50]. Tran

[51]. Carmeli

[52] . Xiaodong Ming

[53] . Narumon & Jamal

[54]. Yildiz & Fey

[55]. Schein

[56]. Buckman

[57]. Cross

[58]. Mohammad Habibur

[59]. Chesebrough

[60]. Renzl

[61]. Gavrilova  & Andreeva,

[62]. Kumar

-      اخوان، پیمان و دهقانی، مریم (1394). مدیریت دانش: اکتساب دانش ضمنی خبرگان، تهران: انتشارات دانشگاه صنعتی مالک اشتر، چاپ اول.

-      الهی، شعبان؛ بهاریفر، علی وصالحی، علی (1383). «طراحی ساختار نظام مستندسازی تجربیات سازمانی مدیران» ، فصلنامهمدرسعلومانسانی، ویژه نامه مدیریت، 2352.

-    انصاری، منوچهر و حق شناس گرگابی، محمد (1395). «شناسایی و تبیین عوامل کلیدی موفقیت دانش محور شدن شرکت‌های تولیدی ایران بر اساس روش نظریه زمینه‌ای»، فصلنامه مدیریت توسعه فناوری، دوره سوم، شماره5، تابستان 95.

-      بیایانگرد، اسماعیل (1388). روش‌های تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی، جلد اول، نشر دوران، چاپ چهارم.

-    پورسلیمانیان، فریده (1390). «اهمیت مستندسازی و رعایت حقوق مالکیت فکری جهت توسعه نوآوری و مدیریت فناوری در صنایع کشور»، فصلنامهتوسعهتکنولوژیصنعتی، شماره17، 52-41.

-      جلاوندی، شیرین (1397). «تبیین مفهوم نقش دانش ضمنی در عصر اقتصاد دانش بنیان»، مجله اقتصادی، شماره1و2، فروردین و اردیبهشت 97، 143-117.

-      جعفری مقدم، سعید (1386). مستندسازی تجربیات مدیران (از دیدگاه مدیریت دانش)، تهران: موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت، چاپ دوم.

-      جمشیدی، گیتی و حیدری، غلامرضا (1394). «شناسایی زیرساخت‌ها و سازوکارهای مستندسازی تجارب و دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی ایران»، نشریه تحقیقات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاهی، دانشگاه تهران، دوره49، شماره2، تابستان94، 211-191.

-    حسینی، محمدرضا و افکانه، فوزیه (1395). «بررسی جامعه شناختی تاثیر منطقه آزاد اروند بر توسعه اقتصادی و اجتماعی شهرستان‌های آبادان و خرمشهر»، سومین کنفرانس ملی جامعه شناسی و علوم اجتماعی.

-    دربان آستانه، علیرضا؛ توکلی نغمه، مصطفی وتلخاب، امیر (1394). «بررسی نقش منطقه ی ویژه اقتصادی در توسعه نواحی روستایی (مطالعه موردی: منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان استان قم)»، فصلنامه برنامه‌ریزی منطقه‌ای، سال پنجم، شماره 20.

-    رضویان، علی و متولیان، علی (1385). «دانش مدیریت مدیریت کسب و کار، دستاوردها و چالش‌های صنعت پتروشیمی ایران»، دومین کنفرانس بین المللی فناوری اطلاعات و توسعه، تهران.

-    کرانی، سمیرا؛ سپهری، محمد مهدی و خطیبی، توکتم (1393). «چارچوبی برای استخراج دانش ضمنی از مستندات علمی مقالات رگ گشایی عروق کرونری»، فصلنامه مدیریت توسعه فناوری، دوره دوم، شماره 1، تابستان93.

-      مطوری، زهرا (1395). «بررسی نقش منطقه آزاد اروند در رشد صنایع پایین دستی نفت و گاز و پتروشیمی»، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر.

-    مهرعلی زاده، یدالله؛ صفایی مقدم، مسعود؛ صالحی عمران، ابراهیم و علم، محمد رضا (1395). مبانی نظری و عملی پژوهش (کمی، کیفی و آمیخته) در علوم انسانی، انتشارات دانشگاه شهید چمران اهواز، چاپ اول.

-    نظافتی، نادر؛ رشیدی، محمد و قیچی فرد، مراد (1395). «تکنیک‌های کامپارس و استخراج دانش یک روش ساختاری را برای مستندسازی ارائه می‌دهند»، دانش چشم انداز مدیریت عمومی، شماره14، 86 -63.

-    نویدی، فاطمه و ریاحی نیا، نصرت (1396). «نقش مستندسازی در مدیریت دانش سازمانی: مطالعه موردی پژوهشکده سامانه‌های ماهواره»، مجله مطالعات کتابداری و علم اطلاعات دانشگاه شهید چمران اهواز، دوره 24، شماره 19، 20-3.

-      Akhavan,P. ,Jafari,M. Fathian,M. (2006). “Critical Success Factors of Knowledge Management Systems: A Multi Case Studies”, European Business Review, Vol. 18, No. 2, 2006, pp. 97-113.

-      Alksasbeh ,M and  Alqaralleh , B. (2018). Factors that Influence the Success of Knowledge Management Implementation in Jordanian Higher Education Institutions.

-      Amos,S. and Bright,M. (2017). Integrity,ethical leadership,trust and work engagement,Leadership & Organization Development Journal 38 (3): 368-379, April .

-      Arnett,D. ,and Wittmann,M. (2017). Improving marketing success: The role of tacit knowledge exchange between sales and marketing,Journal of Business Research.

-      Baker ,A. (2018). An Investigation of the Interaction between Organizational Culture and Knowledge Sharing through Socialization: A Multi-Level Perspective, Nova Southeastern University, ab2604@mynsu. nova. edu.

-      Bellini , A. Aarseth , W. & Hosseini ,A. (2016). Effective Knowledge Transfer in Successful Partnering Projects, Energy Procedia ,Volume 96, September 2016, Pages 218-228.

-      Bixler,C. (2002). Knowledge Management: A Practical Solution for Emerging Global Security Requirements, KM World, Vol. 11, No. 5, pp. 18-28.

-      Buckman, R. (2008). “Collaborative Knowledge”, Human Resource Palnning,Vol. 22,No. 1, pp. 22-30.

-      Bouarfa, H. , Abed, M. (2003). Extension of commonKads for virtual organizations,Journal of Digital Information Management, 1, 65-74.

-      Carmeli,A. ,Atwater,L. ,&Levi,A. (2011). Howleadership enhances employees’ knowledge sharing: the intervening.

-      Chen, J. , King, T. , Wen, M. (2015). “Do Joint Ventures and Strategic Alliance Create Value for Bondholders”, Journal of Banking and Finance.

-      Chesebrough, D. E. ,& President,P. (2006). Knowledge management a tool for SMEs to enhance competitiveness. CACCI Journal, 1, 1-12.

-      Creswell, J. W. ,and Poth, C. N. (2017). Qualitative inquiry and research design: Choosing among five approaches, Sage publications.

-      Cross, R. , Parker, A. , Prusak, L. , & Borgatti, S. P. (2011). Knowing What We Know: Supporting Knowledge Creation and Sharing in Social Networks, Organizational Dynamics, 30 (2), 100-120.

-      Dalkir, K. (2011). Knowledge management theory and practice. Second Edition. Boston, MA: MIT Press.

-      Echeverri, P. , Salomonson, N. , & Åberg, A. (2012). Dealing with customer misbehaviour Employees’ tactics, practical judgement and implicit knowledge,Marketing Theory, 12 (4), 427-449.

-      Foos, Ted. , Schum, Gray and Rothenberg, Sandra. (2006). Tacit Knowledge Transfer and the Knowledge Disconnect, Knowledge Management, Vol. 10, No. 1, 6-18.

-      Gavrilova,T. & Andreeva,T. (2012). Knowledge elicitation techniques in a knowledge management context , Knowledge Management, 16 (4): 523- 534, available online at: http: //www. 1011108113673271211246112, accessed: 10 /04/33.

-      Hamdan,A. و Nedhal ,A. and Al Saiyd,M. (2017). Guidelines for Tacit Knowledge Acquisition,Journal of Theoretical and Applied Information Technology.

-      Herison,S and Azman,T. (2018). Tacit Knowledg for business intelligence framework: A part of unstructured data? Journal of Theoretical and Applied Information Technology.

-      Hrebiniak, L. G. (2013). Making strategy work: Leading effective execution and change. FT Press.

-      Huysman, M. (2006). IT to Support Knowledge Sharing in Communities: Towards a Social Capital Analysis, Jornal of Information Technology, Vol. 21, No. 3, 40-51.

-      Hu,W. (2008). Framework of knowledge acquisition and sharing in multiple projects for contractors, International symposium of knowledge acquisition and modeling, 172-176.

-      Joosung Lee. (2018). The Effects of Knowledge Sharing on Individual Creativity in Higher Education Institutions: Socio-Technical View, doi: 10. 3390/admsci8020021.

-      Külcü, Ö. (2009). Quality documentation and records management: a survey of Turkish universities, Aslib Proceedings, 61 (5), 459 – 473.

-      Kumar ,M. (2016). Applications of Tacit Knowledge: Extraction and Visualization in Software Requirements.

-      Li ,X. Zhou,C. & Hu,H. ( 2014). "From craftsman’s control to managerial control-A research on tacit knowledge explicitation in scientific management,"Science and Technology Management Research, pp. 193-204.

-      Marin, A. ,& Wellman,B. (2011). Social network analysis: An introduction,The SAGE handbook of social network analysis, 11-25.

-      Medeni, T. D. ,Unsal, S. ,Ayas, M. & Medeni, I. T. (2011). TacitKnowledge Extraction For Software Requirement Specification (Srs): A Proposal Of Research Methodology Design And Execution For Knowledge Visualization.

-      Mezghani,E. Exposito,E Drira,K. (2016). A collaborative methodology for tacit knowledge management: Application to scientific research, Future Generation Computer Systems, Volume 54, 450-455.

-      Milton, N. (2007). Knowledge acquisition in practice a step-by-step guide,Springer-verlag London.

-      Mohammad Habibur ,R . ,Immanuel, A. , Moonesar ,Md ,Munir, H.  and Md Zahidul Islam. (2018). Influence of organizational culture on knowledge transfer: Evidence from the Government of Dubai. https: //doi. org/ 10. 1002/  pa. 1696

-      Munhall, P. L. (2012). Epistemology in nursing. PL Munhall (Ed. ), Nursing research: A qualitative perspective, 5, 69-94.

-      Muse, M. A. (2013). Knowledge acquisition workshop: a remarkable convergence of ideas,International Journal of Humman-Computer Studies, 71, 195-199.

-      Narumon ,S. , and Jamal ,E. (2018). Motivational Factors for Knowledge Sharing using Pedagogical Discussion Cases: Students, Educators, and Environmental Factors,Procedia Computer Science 124: 287-299 ,January 2018.

-      Nigel R. Shadbolt and paul R,Smart. (2015). Knowledge Elicitation: Methods, Tools and Techniques, Evaluation of Human Work. Boca Raton, Florida, USA. CRC Press, pp. 163-200.

-      Odor ,Ho ,. (2018). Knowledge Management, Journal of Business & Financial Affairs .

-      Okuthe,P. and Manoj ,L. (2018). Capturing tacit knowledge: A case of traditional doctors in Mozambique, Tshwane University of Technology.

-      Phelps, C. , Heidl, R. , & Wadhwa, A. (2012). Knowledge,networks, and knowledge networks a review and research agenda,Journal of Management, 38 (4), 1115-1166.

-      Piera, C. , Roberto,C. ,& Emilio,E. (2018). "How to deal with knowledge management misalignment: a taxonomy based on a 3D fuzzy methodology",Journal of Knowledge Management, https: //doi. org/10. 1108/ JKM-10-2016-0456.

-      Polani. M, (1958). Personal Knowledge, Routledge and Kegan Paul, London.

-      Renzl, B. (2008). Trust in management and knowledge sharing: the mediating effects of fear and knowledge documentation,Omega,36: 206-220,available online at: http: //1011016/j. omega. 20061061005,accessed: 12/03/93.

-      Schein, E. (1995). Organizational Culture and Leadership. Jossey-Bass: San Francisco, CA.

-      Strauss, A. , and Corbin,J. (2008). Basics of qualitative research. Translated by Mohammadi,Biok,Tehran: Human Science & Cultural Studies Center Publication.

-      Tran ,Q. (2018). Employee Engagement – How does the organization increase engagement?From the viewpoint of HR representatives in Finland ,Master’s thesis in the International Information and Knowledge Management.

-      Tseng,S. (2010). The correlation between organizational culture and knowledge conversion on corporate performance. Journal of knowledge management , Vol,14,No. 2,pp 269-284.

-      Xiaodong, M . (2018). Improving knowledge sharing in a Chinese IT company,University of Tampere Faculty of Natural Sciences.

-      Yildiz, H. , & Fey, C. (2010). Compatibility and unlearning in knowledge transfer in mergers and acquisitions, Scandinavian Journal of Management,26: 448-456.

‌‌‌‌‌‌‌