فهرست نویسی اجتماعی آری یا نه؟: یک مرور نظام مند

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا، گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشیار گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استاد گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 استادیار گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

چکیده

هدف: هدف از این پژوهش، مروری نظام‌­مند بر پژوهش‌های انجام شده در زمینه ضرورت به کارگیری فهرست­‌نویسی اجتماعی در کتابخانه‌ها و شناسایی خلأهای پژوهشی موجود است.
روش/ رویکرد پژوهش: روش پژوهش مرور نظام‌مند و همچنین تحلیل محتواست. بدین منظور پژوهش‌های مرتبط در 4 پایگاه‌ اطلاعاتی در بازه زمانی 2005 تا 2016 مورد جستجو قرار گرفت و پس از 3 مرحله غربالگری تعداد 19 مورد از مرتبط‌‌‌‌ترین آن‌ها انتخاب شدند. سپس اهداف و نتایج پژوهش‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوا در قالب مقولات و خرده مقولات گروه‌­بندی شدند و فراوانی هر کدام به دست آمد.
یافته‌ها: در پژوهش‌های مورد بررسی «بررسی همپوشانی و امکان همزیستی برچسب­‌ها و واژگان کنترل ­شده» بیش از سایر اهداف و «امکان‌­سنجی کاربرد برچسب­‌ها در فهرست‌­های کتابخانه‌­ای» کمتر از سایر اهداف، مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر روش­شناسی، «تحلیل محتوا» بیش از سایر روش­‌ها و «روش پیمایشی» کمتر از سایر روش‌­ها در پژوهش‌های مورد استفاده قرار گرفته است. بیشترین پیشنهاد مطرح شده نیز «پیشنهاد تلفیق برچسب‌­زنی با واژگان کنترل ­شده» می‌باشد.
نتیجه­‌گیری: اگر فهرست­‌نویسی اجتماعی را به مفهوم همزیستی مسالمت‌­آمیز واژگان کنترل ­شده در کنار برچسب­‌های اجتماعی و سایر ابرداده­‌های کاربرساخته مد نظر قرار دهیم عمده پژوهشگران با تحول فهرست­‌نویسی سنتی به فهرست‌­نویسی اجتماعی نظر موافق دارند. اما اگر تصور ما از فهرست‌نویسی اجتماعی جایگزین کردن برچسب­‌های اجتماعی، یادداشت­‌ها و نقطه‌نظرات کاربران با فهرست­‌نویسی سنتی باشد، اغلب پژوهشگران با آن مخالفند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Social Cataloging Yes or No?: A Systematic Review

نویسندگان [English]

  • Mohammad Reza Hassani 1
  • Afshin Mousavi Chelak 2
  • Hadi Sharif Moghaddam 3
  • Maryam Salami 4
1 Ph.D Candidate, Department of Knowledge and Information Science, Payame Noor University, Tehran, Iran
2 Associate Professor, Department of Knowledge and Information Science, Payame Noor University, Tehran, Iran
3 Professor, Department of Knowledge and Information Science, Payame Noor University, Tehran, Iran
4 Assistant Professor, Knowledge and Information Science, Payame Noor University, Tehran, Iran

مقدمه

طی دهه‌­های گذشته سازماندهی منابع اطلاعاتی تغییرات زیادی به خود دیده است. گسترش مارک، تدوین استانداردهای جدید از قبیل دوبلین­کور، مادز، اف­آر­بی­آر و خانواده­‌های آن و استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آر­دی­ای) از جمله این تحولات است. گسترش وب و به ویژه وب 2 و تأثیر آن بر رفتار اطلاعاتی کاربران نیز انتظارات جدیدی را از فهرست کتابخانه به وجود آورده و این تغییرات را سرعت بخشیده است. «در وب 2 کاربر صرفاً مصرف­‌کننده محتوا نیست، بلکه خود او هم در فرایندی جمعی و غیرمتمرکز به تولید محتوا می‌پردازد» (اناری و عاصمی، 1392، ص. 62).

موفقیت وبگاه‌های اجتماعی مبتنی بر فولکسونومی و برچسب­زنی اشتراکی باعث شد تا کتابخانه­‌ها و کتابداران نیز کم­کم به این موضوع رغبت نشان دهند، هرچند نگرانی­‌های جدی در این زمینه وجود دارد. ابداع اصطلاح کتابخانه 2[1] توسط میشل کیسی[2] که برگرفته از  اصطلاح وب 2 است، نشان از این تمایل دارد (گلز[3]، 2014). در کتابخانه 2 کاربران نقش اصلی و مهمی را ایفا می­‌کنند. در این نوع کتابخانه کاربر سهیم، خلاق، سازنده و مشاور است و در تمامی ابعاد و خدمات کتابخانه از گردآوری گرفته تا اشاعه اطلاعات به نحو مؤثری دخیل بوده و به دلیل مشارکت مستقیم کاربران، نیازهای ابتدایی کاربران و یا تغییر نیاز آن‌ها به سادگی قابل مشاهده است (التماسی و التماسی، 1390). کتابخانه 2 فناور‌ی­های مشارکتی جدیدتری هستند که کاربران کتابخانه را توانمند م‌ی­سازند، علاوه بر آن نیاز به تغییرات دائمی و هدفمند را تصدیق می­کنند (گلز، 2014).

دامنه خدمات مبتنی بر وب 2 به تمامی فعالیت‌­های کتابخانه از جمله بحث سازماندهی راه پیدا کرده است. «فهرست کتابخانه­‌ای اجتماعی» فهرستی است که قابلیت‌های وب 2 و شبکه‌های اجتماعی را در فهرست به کار می‌­گیرد. لازمه یک فهرست کتابخا‌نه‌­ای اجتماعی، داشتن نرم­افزارهای کتابخانه‌ای اجتماعی و شبکه­‌های اجتماعی است. به طوری که نرم‌­افزار کتابخانه­ای امکان اختصاص دادن یک صفحه شخصی به هر کاربر را فراهم نموده تا کاربر بتواند منابع اطلاعاتی موجود در فهرست کتابخانه را مطالعه، نقد، ستاره­‌گذاری یا برچسب­‌گذاری و آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارد. در واقع، این فهرست­‌ها امکان شخصی­‌سازی دارند. علاوه بر این، فهرست اجتماعی این امکان را دارد که منابع اطلاعاتی مناسب و مرتبط را به کاربران مناسب پیشنهاد نماید؛ و کاربران با علائق موضوعی مشابه را شناسایی و به همدیگر معرفی نماید. این فهرست همچنین می­تواند منابع محبوب، پراستفاده، و پربارگیری­‌شده را نیز معرفی نماید (نوروزی، 1397). عده‌­ای همکاری کاربران در امر سازماندهی از طریق امکانات وب 2 را فهرست­‌نو‌یسی اجتماعی[4] نام نهاده ­اند. در فهرست‌نویسی اجتماعی به اعضاء و کاربران اجازه می­‌دهند که سیاهه منابع اطلاعاتی و کتاب‌های خود را به اشتراک بگذارند، نقد و نظر خود را بر منابع موجود در فهرست بنویسند؛ و همچنین به برچسب­‌گذاری یا طبقه­‌بندی منابعی که قبلاً فهرست شده ­اند بپردازند (اسپیتری[5]، 2009).

یکی از مهمترین امکانات فهرست­‌های اجتماعی برچسب­‌های اختصاص یافته توسط کاربران است که در قالب کلیدواژه‌­ها در کنار سرعنوان­‌های موضوعی اختصاص یافته توسط کتابداران به جستجو، کشف و بازیابی منابع مدد می­‌رساند. پژوهشگران مزایایی از قبیل دموکراتیک­ بودن، انعکاس دیدگاه و زبان کاربران، استفاده از خرد جمعی کاربران، ارتقای مهارت کاربران، ارتباط میان کاربران، جذب کاربران به فهرست کتابخانه، عدم نیاز به نیروی متخصص، صرفه­‌جویی در زمان و هزینه، افزایش نقاط دسترسی، انعطاف­‌پذیری، چابکی و سرعت روزآمدسازی و ... را برای برچسب‌زنی ذکر کرده اند. در کنار آن به معایب و محدودیت­‌های برچسب‌­زنی نیز پراخته شده است، از قبیل: فقدان کنترل واژگان، چندمعنایی[6] و ابهام[7] در برچسب­‌ها، فقدان ارتباطات سلسله‌مراتبی، فقدان نظام ارجاعی، عدم توجه به تفاوت­‌های گرامری، فقدان گزینه­‌های راهبری، تعداد زیاد برچسب‌ها، وجود برچسب­‌های شخصی و ذهنی (غیرعینی)، برچسب­‌های بی ­ارتباط با منبع، کاهش جامعیت و مانعیت، و مانند آن.

معایب و مزایای برچسب‌­زنی باعث شده است تا پژوهشگران و صاحب­نظران دید یکسانی در مقابل کاربرد فهرست­‌نویسی اجتماعی، به ویژه کاربرد برچسب­‌های کاربران در کنار سرعنوان­‌های موضوعی در فهرست کتابخانه نداشته باشند. مرور پژوهش­‌های مختلف نشان­‌دهنده یافته‌­های مختلف و متعاقب آن، نتایج و اظهارنظرهای مختلف و گاه متضاد در زمینه کاربرد برچسب­‌های کاربران در فهرست کتابخانه است. از این رو  این پژوهش به دنبال پاسخ به پرسش­‌های زیر است:

1. از دیدگاه پژوهشگران مختلف، میزان موافقت با همزیستی واژگان کنترل­ شده و برچسب‌­های اجتماعی در فهرست­‌های کتابخانه‌­ای چقدر است؟

2. آیا زمان آن رسیده است که به کاربران اجازه دهیم برچسب­‌های خود را برای منابع مورد نظر خود به فهرست کتابخانه بیافزایند؟

روش­‌شناسی

این مطالعه، یک مرور نظام­‌مند است. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل کلیه مقالاتی است که در حوزه فهرست­‌نویسی اجتماعی در بازه زمانی 2005 تا 2016 منتشر شده است. معیار ورود مقالات به این مطالعه مقالاتی است که پژوهشی بوده و در مورد کاربرد برچسب‌­زنی اجتماعی در فهرست­‌های کتابخانه‌­ای بحث کرده­ اند و در نتایج به بحث پذیرش یا عدم پذیرش فهرست­‌نویسی اجتماعی در کتابخانه­‌ها پرداخته ­اند.

در مورد مقالات فارسی به دلیل این که مقالات پژوهشی به موضوع فهرست­‌نویسی اجتماعی نپرداخته بودند، و معدود مقالات مروری در این مورد وجود داشت، مورد بررسی قرار نگرفتند و فقط یک پایان‌نامه انتخاب شد.

در این مطالعه به منظور اجرای مرور نظام­‌مند از مراحل جستجو، غربالگری و ارزیابی بهره گرفته شد. جستجوی مقالات فهرست‌نویسی اجتماعی با استفاده از جستجوی ترکیبی “Social Cataloging AND Library” در فاصله سال‌های 2005 تا 2016 در پایگاه‌های گوگل اسکالر، اسکوپوس، امرالد و ساینس دایرکت به عمل آمد. نتیجه جستجو تعداد 387 مقاله بود. پس از غربالگری اولیه با مرور دقیق عناوین و حذف موارد تکراری، تعداد 124 مقاله مرتبط به دست آمد. در مرحله دوم غربالگری با خواندن چکیده­‌ها مقالات دیگری غیرمرتبط تشخیص داده شدند که پس از حذف آن‌ها، تعداد 41 مقاله باقی ماند. با خواندن متن کامل، مقالات دیگری نیز غیرمرتبط تشخیص داده شدند و از مرحله مطالعه حذف شدند، که در نهایت 18مقاله برای بررسی و مرور نظام­‌مند انتخاب شدند. در بین منابع فارسی فقط یک پایان‌نامه از طریق وبگاه پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی پیدا شد که شرایط گنجانده شدن در پژوهش‌ حاضر را داشت. پس از استخراج مقالات از پایگاه‌­ها در تمامی مراحل انتخاب مقالات، دو پژوهشگر به صورت جداگانه مقالات را انتخاب کردند. در نهایت توافق بر سر موارد مورد اختلاف با بحث و اظهارنظر علمی صورت گرفت. سپس برای ادامه کار از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شد و روش تحلیلی استراوس و کوربین (1387) که شامل سه مرحله اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی است، مورد استفاده قرار گرفت. البته در این پژوهش فقط از دو مرحله اول این روش استفاده شد. در این بخش از کار مراحل زیر طی شد:

در مرحله اول، کدگذاری باز انجام شد. این مرحله روند خرد کردن، مقایسه کردن، مفهوم‌پردازی کردن و مقوله‌بندی کردن داده‌هاست. با خواندن خط به خط مقالات، زیر واژه‌­ها، عبارات، جملات و مفاهیم کلیدی خط کشیده شد (زیر اهداف و آن قسمت از یافته­‌ها و نتایجی که به نوعی به پذیرش یا عدم پذیرش برچسب‌زنی در فهرست­‌های کتابخانه‌­ای می­‌پرداختند). سپس واژه­ای که نشان‌دهنده مفهوم هر یک باشد به آن‌ها اختصاص یافت و در نهایت این مفاهیم مقایسه شدند و آن‌هایی که به موارد مشابه مربوط بودند در یک طبقه قرار گرفتند و بدین ترتیب مقولات به دست آمدند. مقوله مفهومی است که از سایر مفاهیم انتزاعی‌تر است و از طبقه­‌بندی مفاهیم به دست می‌­آید. در مرحله دوم، کدگذاری محوری صورت گرفت. در این مطالعه با استفاده از تکنیک مقایسه مداوم، اقدام به تبیین طبقات شد تا بدین ترتیب طبقه­‌های اصلی که ایده محوری در میان طبقات هستند در پایان کدگذاری محوری مشخص شوند و بدین ترتیب خرده مقولات بر اساس ارتباطشان زیر چندمقوله کلی دسته­‌بندی شدند. مقولات و خرده مقولات اختصاص ­یافته نیز جهت اعتبار مورد تأیید دو متخصص دیگر قرار گرفت. در مرحله سوم عبارت‌ها و جملاتی که زیر آن‌ها خط کشیده شده بود، ذیل مقولات و خرده مقولات مربوط به خود منتقل شدند. و در مرحله چهارم جداولی تهیه شد و در آن فراوانی هر مقوله و خرده مقولات به دست آمد و نویسندگان هر مقوله نیز مشخص شدند.

یافته‌­ها

با توجه به جدول 1، در پژوهش‌های مورد بررسی به اهداف زیر پرداخته شده است: «بررسی همپوشانی و امکان همزیستی برچسب­‌ها و واژگان کنترل­ شده» با 5 مورد بیش از سایر اهداف و «امکان کاربرد برچسب­ها در فهرس‌ت­های کتابخانه‌­ای» و «مقایسه سایت‌­های فهرست­نویسی اجتماعی و فهرست‌­های کتابخانه‌ای از نظر عناصر پیشینه­‌های کتابشناختی» هر کدام با 2 مورد کمتر از سایر اهداف، مورد نظر پژوهشگران بوده است. سایر اهداف از نظر فراوانی بین این دو قرار گرفته اند: «مقایسه برچسب­‌های سایت­‌های فهرست­‌نویسی اجتماعی با سرعنوان­‌های موضوعی کنگره به کار رفته در فهرست‌­های کتابخانه‌­ای» با 4 مورد، «بررسی سودمندی برچسب­‌ها از دید کاربران»، «مزایا و معایب متقابل برچسب­ها و واژگان کنترل­شده»، «آینده فهرست­نویسی موضوعی و برچسب­زنی اجتماعی»، و «بررسی فهرست‌­های کتابخانه­ای برخوردار از ویژگی‌های فهرست اجتماعی» هر کدام با 3 مورد جزء اهداف مد نظر پژوهشگران بوده است.

 

جدول 1. فراوانی منابع مربوط به فهرست­نویسی اجتماعی بر اساس هدف

هدف

نویسندگان

فراوانی

 

مقایسه وبگاه‌های فهرست‌نویسی اجتماعی با فهر‌ست ­های کتابخانه‌­ای

مقایسه از نظر عناصر پیشینه‌­های کتابشناختی

Houghton & Hu (2009); Spiteri (2009)

2

 

بررسی فهرست­‌های کتابخانه‌­ای برخوردار از ویژگی‌های فهرست اجتماعی

Pirman(2011); Kakali & Papatheodorou  (2011); Gavrillis et al. (2008)

3

 

امکان کاربرد برچسب‌­ها در فهرست­‌های کتابخانه­‌ای

Hutchings (2008)

خادمیان (1395)

2

 

مقایسه برچسب­‌های وبگاه‌های فهرست­‌نویسی اجتماعی با سرعنوان­‌های موضوعی کنگره به کار رفته در فهرست‌­های کتابخانه‌­ای

Rolla (2011); Adler (2009)

Houghton & Hu (2009); Lawson (2009)

خادمیان (1395)

5

 

مقایسه برچسب­‌ها و واژگان کنترل­شده

 

بررسی سودمندی برچسب‌­ها از دید کاربران

Pirman (2011); Kakali & Papatheodorou  (2011); Gavrillis et al. (2008)

3

 

مزایا و معایب متقابل برچسب­‌ها و واژگان کنترل­‌شده

Adler (2009); Thomas et al.  (2009); Heymann & Gracia-Molina

 

3

 

آینده فهرست‌­نویسی موضوعی و برچسب‌­زنی

Gustini et al. (2014); McGregor & McCluch (2006); McElfresh (2008)

3

 

بررسی همپوشانی و امکان همزیستی برچسب­‌ها و واژگان کنترل­‌شده

Hutchings (2008); Yi (2010); Spiteri (2006); Lu et al. (2010); Peterson (2008)

5

 

 

با توجه به یافته­‌های پژوهش، مطالعات مربوط به فهرست­‌نویسی اجتماعی عمدتاً بر ویژگی­‌های اصلی اجتماعی و فهرست­‌نویسی وبگاه‌­ها تمرکز دارند، بسیاری از پژوهش‌ها نیز در مورد ساختار برچسب­‌ها و رفتار برچسب‌­زنی است، در حالی که برچسب­‌زنی فقط یکی از امکانات وبگاه‌های فهرست‌­نویسی اجتماعی است. عمده پژوهش‌هایی که به بررسی ویژگی‌های وبگاه‌های فهرست­‌نویسی اجتماعی پرداخته­ اند فقط روی یک وبگاه به نام لیبرری­ثینگ متمزکز شده­ اند. لیبرری­ثینگ فقط یکی از وبگاه‌های بسیار فهرست­‌نویسی اجتماعی است، اما محبوبیت و اندازه لیبرری­ثینگ آن را در مرکز مطالعات قرار داده است. چنین تمرکزی ممکن است به این فرض اشتباه بینجامد که لیبرری­ثینگ شرط لازم وبگاه‌های فهرست­‌نویسی اجتماعی است و از این رو از ویژگی­‌های مهمی که دیگر وبگاه‌ها ممکن است برای درک این ابزار داشته باشند چشم­‌پوشی کرد. از این رو با دسته­‌بندی اهداف پژوهش‌های انجام شده در مورد وبگاه‌های فهرست­نویسی اجتماعی می‌توان به شکاف‌های پژوهشی موجود در این زمینه به شرح زیر اشاره کرد:

بررسی درجه همپوشانی بین برچسب­های اجتماعی و گزارش‌­های پرس ­و جو (logs)؛ مقایسه سرعنوان‌های موضوعی به کار رفته توسط فهرست­‌نویسان و برچسب‌­های به کار رفته توسط کاربران به تفکیک نوع کاربر (نویسنده، مدرس، منتقد، کاربر معمولی، ....)؛ بررسی میزان ابهام در برچسب‌­های کاربران در مقایسه با واژگان کنترل­ شده؛ بررسی میزان هرج­ و مرج و میزان اجماع در برچسب­‌های کاربران در مقایسه با واژگان کنترل ­شده؛ بررسی میزان رعایت قواعد واژگان­ کنترل شده در برچسب­‌های کاربران؛ بررسی نگرش کاربران نسبت به فهرست­‌نویسی اجتماعی؛ بررسی نگرش کتابداران نسبت به فهرست­‌نویسی اجتماعی؛ کاربرد امکانات مختلف فهرست­‌نویسی اجتماعی از قبیل برچسب­‌ها، نقدها و بررسی­‌ها، امتیازدهی کاربران و غیره در ارتباط با کارکردهای مختلف فهرست؛ امکان­‌سنجی کاربرد فهرست­‌نویسی اجتماعی در فهرست­‌های کتابخانه­‌ای، بررسی ابرداده­‌های کاربرساخته در وبگاه‌های فهرست­‌نویسی اجتماعی به جز لیبرری­ثینگ؛ بررسی سایر ابرداده‌­های کاربرساخته به جز برچسب­‌ها.

جامعه و نمونه مورد مطالعه در پژوهش‌های ذکر شده عمدتاً برچسب­‌های کاربران و یا سرعنوان­‌های موضوعی بود که از نقطه‌نظرهای مختلف مورد تحلیل قرار گرفته ­اند. اما به کاربران و کتابداران به عنوان جامعه آماری کمتر پرداخته شده بود. صرفنظر از جامعه و موضوع مورد مطالعه، پژوهش‌های ذکر شده از لحاظ روش پژوهش به دو دسته عمده قابل تقسیم هستند. دسته اول، روش تحلیل محتوا، که در بیشتر پژوهش‌های فوق از این روش استفاده شده است. دسته دوم، روش پیمایشی، تنها تعداد ‌اندکی از پژوهش‌های فوق با استفاده از این روش انجام شده ‌اند که این امر می‌تواند تأکیدی بر نیاز به انجام پژوهش‌های پیمایشی به ویژه با رویکرد کیفی باشد که در آن نگرش و دیدگاه کاربران، کتابداران، و طراحان اپک مورد پیمایش قرار گیرد، و یا رفتار برچسب‌­زنی کاربران بررسی و یا با رفتار موضوع­‌دهی فهرست­نویسان مقایسه شود.

 

جدول 2. فراوانی منابع مربوط به فهرست­‌نویسی اجتماعی بر اساس یافته‌­ها و نتایج

یافته­­ها/پیشنهادات برخاسته از یافته­‌ها

نویسندگان

فراوانی

موافقت با فهرست‌­نویسی اجتماعی

پیشنهاد تلفیق برچسب­زنی با واژگان کنترل­شده (مکمل بودن برچسب­‌ها برای واژگان کنترل­شده)

Peterson, Thomas et al.; Rolla; Adler; McElfresh; Spiteri;

خادمیان

7

موافقت کاربران با کاربرد برچسب­‌ها در فهرست

Pirmann; Kakali & Papatheodorou; Gavrillis

3

کاربرد برچسب­‌ها موجب افزایش دسترسی موضوعی، بازیابی و کشف اقلام می­‌گردد

Thomas et al.; Lawson; Heyman & Gracia-Molina

3

تشویق کاربران به استفاده از فهرست کتابخانه

Giustini et al. ; Houghton

2

پیشنهاد سرعنوان­های موضوعی جدید بر اساس برچسب­‌های کاربران

Yi

1

مخالفت با فهرست­نویسی اجتماعی

امکان جایگزینی برچسب­‌ها به جای واژگان کنترل­ شده وجود ندارد

Hutchings; Lu et al

خادمیان

3

برچسب‌­ها برای محیط وب، و واژگان کنترل ­شده برای محیط کتابخانه استفاده شود

McGregor & McCluch

1

 

با توجه به یافته‌­های جدول 2، نتایج و پیشنهادات پژوهشگران در دو دسته قرار می­‌گیرد: گروه اول کسانی که با فهرست­‌نویسی اجتماعی یعنی کاربرد امکانات اجتماعی به ویژه برچسب­‌زنی در فهرست‌­ها موافقند، و گروه دوم به مخالفان این امر اشاره دارد. نتایج و پیشنهادهای موافقان در چند زمینه عنوان شده است: الف) پیشنهاد تلفیق برچسب­زنی با واژگان کنترل ­شده (7 مورد)، این دسته از نویسندگان معتقدند که امکان همزیستی واژگان کنترل ­شده و برچسب‌­ها وجود دارد و این دو مکمل یکدیگرند؛ ب) موافقت کاربران با کاربرد برچسب­‌ها در فهرست (3 مورد)، این دسته از نویسندگان در یافته‌­های خود از احساس مثبت کاربران از کاربرد برچس‌ب­ها در کنار سرعنوا‌ن­ها صحبت کرده ­اند؛ ج) کاربرد برچسب­ها موجب افزایش دسترسی موضوعی، بازیابی و کشف اقلام می­‌شود (3 مورد) توماس و همکاران و همچنین لاوسون به افزایش دسترسی موضوعی اشاره می‌­کنند، اما هیمن و گراسیا مولینا به این نتیجه رسیدند که فقط در مورد آثار محبوب و پر استفاده این امر صادق است، و آثاری که از محبوبیت کمتری برخوردار هستند به علت این که کمتر مورد اقبال کاربران هستند، کمتر برچسب می­‌خورند، و نقاط دسترسی کمتری برای بازیابی فراهم می‌کنند؛ د) تشویق کاربران به استفاده از فهرست کتابخانه (2 مورد)، فهرست­‌های کتابخانه‌­ای که امکانات اجتماعی را در فهرست گنجانده­ اند، کاربران بیشتری را به خود جذب کرده ­اند؛ هـ) پیشنهاد سرعنوان­‌های موضوعی جدید بر اساس برچسب­‌های کاربران (1 مورد).

در پژوهش‌های مورد بررسی، مخالفان در دو دسته قرار می­‌گیرند: 3 مورد از پژوهش‌­ها به این اشاره کرده ­اند که امکان جایگزینی برچسب‌­ها به جای واژگان کنترل ­شده وجود ندارد، اما در عین حال مخالفتی با کاربرد همزمان آن با واژگان کنترل شده ندارند؛ در گروه دیگر یک پژوهش قرار دارد که اصولاً مخالف کاربرد برچسب­زنی در کتابخانه است و معتقد به ارائه توأمان برچسب­‌ها و واژگان کنترل­ شده در فهرست کتابخانه نیست، بلکه هر یک در ناحیه­‌ای که بیشتر مطالعه می­‌شود باید ارائه شوند. یعنی برچسب­‌ها برای محیط وب، و واژگان کنترل­ شده برای محیط کتابخانه.

در کل بیشتر پژوهشگران با تلفیق برچسب‌­زنی اجتماعی در فهرست کتابخانه‌­ای موافقند و تعداد مخالفان در این زمینه کمترند. البته یک دلیل این امر ممکن است این باشد که عمدتاً کسانی در حیطه فهرست­‌نویسی اجتماعی پژوهش کرده ­اند که با آن موافق بوده ­اند.

بحث

با توجه به یافته­‌های پژوهش‌، در پاسخ به پرسش اول پژوهش مبنی بر این که از دیدگاه پژوهشگران مختلف، میزان موافقت با همزیستی واژگان کنترل شده و برچسب‌های اجتماعی در فهرست‌­های کتابخان‌ه­ای چقدر است، اگر فهرست‌­نویسی اجتماعی را به مفهوم همزیستی مسالمت­آمیز واژگان کنترل­ شده در کنار برچسب‌های اجتماعی و سایر یادداشت­‌ها و تعاملات کاربران مدنظر قرار دهیم عمده پژوهشگرانی که در این حوزه به پژوهش پرداخته­ اند با تحول فهرست‌­نویسی سنتی به فهرست­‌نویسی اجتماعی نظر موافق دارند. اما اگر تصور ما از فهرست­‌نویسی اجتماعی جایگزین کردن برچسب­‌های اجتماعی، یادداشت‌­ها و نقطه­ نظرات کاربران با فهرست­‌نویسی سنتی باشد، اغلب قریب به اتفاق پژوهشگران با آن مخالفند.

مک ال فرش[8] (2008) پیشنهاد به هم پیوستن اصطلاحات فولکسونومی­‌ها را به عنوان نامزدهایی برای اضافه کردن به نظام کنترل­ شده سرعنوان­‌های موضوعی می­‌دهد. وی در می­یابد که «فولکسونومی­‌ها چالاک­تر و انعطاف­‌پذیرتر از نظام­‌های کنترل واژگانی موجود هستند» و بیان می­‌کند که شاید پاسخ در تعادل برقرار کردن میان واژگان کنترل ­شده با نظام­‌های توصیفی کاربرساخته باشد.

به نقل از یک بررسی که در سال 2008 در اُسی­ال­سی انجام شده است گزارش­ دهندگان چند بار در مقدمه و در بخش نتیجه­‌گیری بیان می‌­کنند که کتابخان‌ه­ها از طریق فرصت­های تعاملی و اجتماعی به منظور ارتباط با کاربرانشان باید بخشی از وب اجتماعی شوند. نویسندگان توضیح می­دهند که مشارکت تعاملی با اشیای وب به سرعت جزء انتظارات کاربران می­‌شود (هاچینگز[9]، 2008).

      هاچینگز (2008) این پرسش را مطرح می­‌کند که «آیا برچسب­‌ها و سرعنوان­‌های موضوعی می‌توانند همزیستی داشته باشند؟» و در پاسخ می­‌نویسد: «اشکالات فولکسونومی­‌ها به شکل فعلی این اطمینان را به وجود می­‌آورد که آن‌ها نمی‌­توانند جایگزین واژگان کنترل­ شده در کتابخانه­‌ها شوند. خوشبختانه نظام­‌های برچسب­زنی می­‌توانند در کنار سرعنوان­‌های موضوعی در فهرست کتابخانه مورد استفاده قرار گیرند. این همزیستی کاربردپذیری فهرست کتابخانه را افزایش می­‌دهد زیرا به کاربران اجازه می­ دهد که از مزایای هر دو نظام بهره‌­مند شوند». سپس به نقل از اثز جانسون[10] می­‌نویسد که «چقدر خوب است که فولکسونومی­‌ها ایراد دارند، زیرا آن‌ها در فهرست هستند تا سرعنوان­‌های موضوعی را تقویت کنند نه این که جایگزین آن شوند».

اما مک­گرگور و مک­کلوچ[11] (2006) معتقد به ارائه هر دوی آن‌ها در فهرست کتابخانه نیستند، بلکه احساس می‌­کنند که هر یک در ناحیه­ای که بیشتر مطالعه می‌­شوند باید ارائه شوند: واژگان کنترل­ شده برای موقعیت­های رسمی از قبیل پژوهش‌های دانشگاهی، و نظا‌‌‌م‌­های برچسب­زنی برای موقعیت­‌های غیررسمی از قبیل پژوهش‌ و سرگرمی. اما با توجه به نوشته­‌های مارکی[12] (2007) و همچنین کیسی (2007) برچسب‌­زنی فقط به عنوان بخشی از فهرست لازم است تا بتوانند با امثال گوگل رقابت کنند. برچسب­‌ها به تنهایی فهرست را به سمت آینده نخواهند برد، اما باید در میان سایر ابزارهای وب 2 مورد توجه قرار گیرند. مرکان و زومر[13](2008) بیان می­‌کنند که فناوری­‌های وب 2 اگر چه نیاز خاص نسل بعدی فهرست است اما درمانی برای همه نارسایی­‎های فهرست نیست.

در عین حال برچسب­‌زنی اجتماعی فرصتی طلایی برای کتابخانه­‌هاست تا کاربران را به کار گیرند و فهرست­‌نویسی اجتماعی نیز می‌تواند  فرصتی طلایی برای کتابخانه­‌ها باشد تا فناوری کتابخانه را تقویت نمایند (هاوتون و هو[14]، 2010). بر طبق گفته رولا[15] (2011) کارگروه کتابخانه کنگره در زمینه آینده کنترل کتاب‌شناختی توصیه­‌هایی را برای آینده فهرست­‌های کتابخانه‌­ای ارائه کردند. آن‌ها توصیه کردند که کتابخانه‌ها به کاربران اجازه دهند تا برچسب‌­ها و دیگر داده‌­های تهیه شده توسط کاربر را به فهرست‌­هایشان اضافه نمایند. این کارگروه ذکر می­کند که اجازه ورود داده‌­های کاربرساخته به فهرست­‌های پیوسته، فهرست‌ها را مرتبط‌­تر با کاربران خوگرفته به اینترنت خواهد ساخت و همچنین دسترسی به مواد در مجموعه‌­های کتابخانه­‌ای را بهبود خواهد بخشید. این کارگروه مشاهده کرد که ساخت رشته­‌های موضوعی پیش­‌همارا، ترکیب جنبه‌­های موضوعی، جغرافیایی، تاریخی، و ژانر یک اثر می‌­تواند فرایندی زمان­بر، پیچیده، و پرهزینه باشد و اغلب این رشته­‌های موضوعی برای کاربران و کتابداران مرجع بدفهم و غیرقابل درک است. این کارگروه در توصیه 40102 به صراحت ادغام داده­های مشارکتی کاربران را در فهرست‌­های کتابخانه توصیه می­‌کند. در جای دیگر رولا بیان می­‌کند که اگر کتابخانه­‌ها به کاربران اجازه دهند تا برچسب­‌ها را در فهرستشان مشارکت دهند آن‌ها لازم است تا بفهمند چگونه با برخی از مشکلات ذاتی که فولکسونومی­‌ها با آن مواجه هستند برخورد نمایند. وی معتقد است در حالی که برچسب­‌های کاربران می‌­توانند دسترسی موضوعی به مجموعه‌های کتابخانه­ای را افزایش دهند، آن‌ها نمی­‌توانند جایگزین کارکردهای ارزشمند واژگان کنترل­ شده گردند.

پیرمن[16] (2011) نیز به توصیه کارگروه کتابخانه کنگره اشاره می­‌کند مبنی بر این که برای توسعه نظام‌های کتابخانه‌­ای، کتابخانه‌­ها بتوانند ورودی‌های کاربر و سایر داده‌­های غیرکتابخانه‌­ای را بدون تداخل با یکپارچگی داده­‌های ایجاد شده توسط کتابخانه بپذیرند. روش­‌هایی برای راهنمایی برچسب­زنی کاربران از طریق تکنیک­‌هایی که مدخل واژگان را پیشنهاد می­‌دهد ارائه کنند. علاوه بر این، نتایج پژوهش پیرمن نشان داد که 100 درصد شرکت­‌کنندگان احساس کردند که داشتن برچسب­‌های اختصاص یافته توسط کاربران در فهرست می‌تواند یک ویژگی مفید برای کاربران باشد و تا زمانی که سرعنوان­‌های موضوعی در فهرست حفظ شوند هیچ جنبه منفی برای وجود برچسب­‌ها در فهرست وجود ندارد. گوستینی و همکاران[17] (2014) نیز در همین راستا اشاره می­‌کنند با توجه به افزایش حجم اطلاعات تولید شده به صورت دیجیتالی در قالب مقالات علمی، کتاب‌ها، مواد سمعی و بصری و رسانه­‌های اجتماعی نیاز به یافتن راه‌های جدیدی برای تولید ابرداده‌­ها برای اشیای دانشی است. آن‌ها در ادامه می­‌پرسند «آیا عمل فهرست­‌نویسی اجتماعی حداقل بخشی از راه حل در مورد افزایش اطلاعات ایجاد شده نیست؟» و در پاسخ می­‌گویند «ابزارهایی از قبیل لیبرری­ثینگ با مثال بیان کرده ­اند که چگونه اصول عصر 2 (مثل نظام­های برچسب‌­زنی، یادداشت­‌گذاری، و ستاره­‌دهی) می­‌توانند با فهرست یکپارچه شوند تا فعالیت­های توصیفی و سازماندهی کتابخانه­‌ها را تکمیل نمایند».

توماس و همکاران[18] (2009) بعد از اشاره به نتایج چند پژوهش که در آن‌ها همپوشانی کمی بین واژگان کنترل ­شده و برچسب­‌های اجتماعی نشان داده شده است بیان می‌­کنند که این پژوهش‌ها نشان­ دهنده آن هستند که نظام‌­های هیبرید می­‌توانند فهرست‌­های کتابخانه‌­ای موجود را بهبود بخشند. در همین راستا لو و همکاران[19] (2010) با مقایسه برچسب­‌های لیبرری­ثینگ با اصطلاحات موضوعی اختصاص یافته توسط متخصصان بر اساس سرعنوان­‌های موضوعی کتابخانه کنگره پیشنهاد کردند که هر چند برچسب­‌های اجتماعی در کل می‌­تواند دسترسی به مجموعه کتابخانه را افزایش دهد، اما به خاطر وجود برچسب­‌های مرتبط غیرموضوعی جایگزین مناسبی برای رده بندی رسمی نیست. بنا بر گفته پترسون[20] (2008) فهرست‌­نویسان همیشه مجبور بوده­ اند بین طرفداری از قواعد فهرست‌­نویسی و فای‌ل­های مستند و ایجاد فهرست­نویسی که رایج و برای کاربران باشد تعادل برقرار نمایند. در روش‌­های جدید به خاطر درخواست­‌های کاربران در دنیای وب 2 این دوراهی پیچیده­‌تر شده است. فهرست‌­نویسی استاندارد برای ارتباط بین نظام‌­های کامپیوتری امری حیاتی است، اما همان طور که محبوبیت فولکسونومی­‌ها گواهی بر آن است اکنون مشتریان انتظار تعامل اجتماعی در اینترنت را دارند. در نهایت وی عنوان می­‌کند که برچسب­‌های کاربرساخته می‌­تواند با واژگان کنترل ­شده مانند سرعنوان­‌های موضوعی همزیستی داشته باشند. نتایج رساله خادمیان (1395)نیز نشان می‌دهد که در مجموع، 66 درصد بین برچسب‌های اجتماعی و سرعنوان‌های موضوعی مطابقت دقیق، تقریبی و نسبی وجود دارد و در 34 درصد هیچ گونه مطابقتی وجود ندارد. همچنین 60 درصد سرعنوان‌های موضوعی به عنوان برچسب اجتماعی انتخاب نشده ­اند. بنابراین وی نتیجه می­‌گیرد که امکان جایگزینی برچسب‌های اجتماعی لایبرری‌ثینگ با سرعنوان‌های موضوعی کتابخانه کنگره وجود ندارد، اما تکمیل سرعنوان‌های موضوعی کتابخانه کنگره با برچسب‌های اجتماعی لایبرری‌ثینگ تأیید می‌شود.

در پاسخ به پرسش دوم پژوهش مبنی بر این که آیا زمان آن رسیده است که به کاربران اجازه دهیم برچسب­‌های خود را برای منابع مورد نظر خود به فهرست کتابخانه بیفزایند، استقبال و پذیرش برچسب­زنی در فهرست­‌های کتابخانه‌ای از سوی کاربران می‌تواند پاسخ مثبتی به این پرسش باشد.

پرسش در مورد این که «آیا مردم فهرست را برچسب خواهند زد؟» یا به عبارت دیگر آیا نظام برچسب‌زنی کتابخانه می­‌تواند کاربران را جذب نماید یک پرسش مهم و حیاتی است. از آنجایی که نمونه‌­های موفق جاری گواه هستند به نظر م‌ی­رسد که نظر غالب این باشد که کاربران از نظام­های برچسب‌­زنی در اپک کتابخانه استفاده خواهند کرد (هاچینگز، 2008). رثلفسن[21](2007) در این زمینه به رشد و موفقیت سوپک کتابخانه ناحیه آن آربور[22] که توسط جان بلی برگ توسعه یافته استناد می­‌کند و آن را گواهی بر این می­‌داند که کاربران تمایل به چنین کتابخانه­‌های اجتماعی دارند و از آن استفاده خواهند کرد. گاوریلیس و همکاران[23](2008) به طور مختصر در مورد چندین نظام مشابه دیگر بحث می­‌کنند که موفقیت­‌هایی داشته ­اند. جفریز[24](2008) اشاره می­‌کند که کاربران کتابخانه از قبل به محیط شبکه اجتماعی خو گرفته­ اند و آن‌ها این ابزارهای فهرست­‌نویسی اجتماعی را برای توسعه زندگی کتاب‌شناختی‌­شان در آغوش خواهند کشید. وی هشدار می­‌دهد که از آنجایی که رفتار وبی در طول ده سال گذشته غالب شده است، اگر خدماتی که آن‌ها نیاز دارند و در جستجوی آن هستند به طور مؤثر در جای دیگر گرد آمده باشد هیچ تعصبی نسبت به کتابخانه­‌ها نخواهند داشت.

یافته‌­های پیرمن (2011) نشان داد که 100 درصد شرکت­ کنندگان احساس می‌­کنند که داشتن برچسب­‌های اختصاص یافته توسط کاربر در فهرست می‌تواند یک ویژگی مفید برای کاربران باشد. بسیاری از آن‌ها احساس می­‌کنند که برچسب­‌ها به سادگی روش دیگری برای یافتن اشیاء ارائه می­‌دهند، و تا زمانی که سرعنوان­‌های موضوعی فهرست حفظ شوند، هیچ جنبه منفی برای وجود برچسب­‌ها در فهرست وجود ندارد.

در پژوهش کاکالی و پاپاتئودورو[25] (2011) که در مورد اپکیال- یک اپک اجتماعی در حال اجرا- صورت گرفت نشان داد که کاربران در کل ویژگی­های برچسب­‌زنی را مفید در نظر می­‌گیرند و همچنین در تجسم فناورانه‌­شان آن را کاربردپذیر می‌­دانند. آن‌ها در مورد خدمات اپکیال به طور مثبت قضاوت کردند، به ویژه در مقایسه با نظام قبلی- که با وجود سطح بالای کیفیت سرعنوان­‌های موضوعی آن را رضایت­‌بخش ارزیابی نکرده بودند. به نظر می‌­رسد کاربران ترجیح می­‌دهند هم از برچسب­‌ها استفاده کنند و هم از نمایه موضوعی کتابخانه. دیدگاه کاربران در مورد برچسب­‌ها این بود که آن‌ها نقش مکمل برای نمایه‌سازی موضوعی موجود را بازی می‌­کنند. کاربران پیشنهاد کردند که به کارشناسان اجازه داده شود تا به منظور ایجاد فولکسونومی‌­ها برچسب‌­ها را اضافه کنند و لیست­‌های کتاب‌شناختی را برای جامعه کاربران پیشنهاد دهند. در نهایت با توجه به کاربردپذیری، یافته کلی نشان داد که تعامل کاربران با اپکیال رضایت بخش و سطح دسترسی کاملاً بالا بود. همچنین تأثیر بررسی کاربران بعد از این که آن‌ها یک نظام برچسب‌­زنی را در عمل در فهرست دیده ­اند در پژوهش گاوریلس و همکاران (2008) نشان داده می­‌شود. آن‌ها یک نمونه اولیه از اپک اجتماعی را در کتابخانه دانشگاهی یونان[26] پیاده­سازی کردند و موفقیتش را با انجام مصاحبه‌­های جامع از شرکت‌­کنندگان ارزیابی کردند. به کاربران فرصت کافی برای تعامل جامع با نظام قبل از دریافت بازخورد داده شد. آن‌ها دریافتند که کاربران، نظام برچسب­‌زنیِ اپک را خیلی دوست دارند و 5/89 درصد احساس می­کنند وجود برچسب­‌ها در کنار سرعنوان­‌های موضوعی مفید است. 100 درصد شرکت‌­کنندگان دوباره از نظام استفاده کردند و آن را به دیگران توصیه کردند.

 

نتیجه­‌گیری

با وجود مزایایی که برچسب‌زنی دارد، به خاطر چالش‌­ها و مشکلاتی که جزء ماهیت ذاتی واژگان غیرکنترل‌ شده و از جمله برچسب­‌هاست (از قبیل وجود ریزش کاذب و کاهش مانعیت بازیابی)، پژوهشگران به دنبال یک مسیر بینابین هستند تا هم دموکراتیک بودن و انعطاف­پذیری نظام­های برچسب­‌زنی حفظ شود و هم به نوعی بر هرج ­و مرج و بی­سامانی آن فایق آیند و آن را به شکلی سازماندهی نمایند. این امر حاکی از آن است که هر چند پژوهشگران از برچسب­‌های اجتماعی استقبال می‌­نمایند، اما به نوعی نگران کاربرد برچسب­‌ها به شکل سازمان­‌نیافته نیز هستند.

با توجه به عمر کوتاه نظام­‌های برچسب­‌زنی و فهرست­‌نویسی اجتماعی داشتن محدودیت­‌ها و معایبی در آن طبیعی است. اما با پخته شدن این نظام­‌ها و ظهور روش‌­ها و تکنیک­‌های دیگر در ارائه برچسب­‌ها امید می‌رود بر بسیاری از ضعف­‌های حاضر غلبه شود. از آنجایی که سرعت تکنولوژی سریع­تر از کاربرد آن در حوزه اطلاعات است این کاستی­‌ها طبیعی به نظر می­‌رسد. هر فناوری جدید معمولاً نقاط ضعفی به همراه دارد که اگر عمر فناوری کوتاه نباشد و با فناوری­‌های جدیدتر جایگزین نگردد برای ضعف­‌های آن نیز راه حل­‌هایی پیدا خواهد شد.

 در عین حال اگر ما فرض را بر این بگیریم که برچسب‌­ها و سایر ابرداده­‌های کاربرساخته مزیت چندانی هم نداشته باشند- که دارند- چون حرکت کاربران امروز به این سمت و سو جهت پیدا کرده است و جزء لاینفک اغلب برنامه‌­های اینترنت و شبکه­‌های اجتماعی است نمی­‌توان از آن چشم پوشید و توجه به آن و گنجاندن آن در فهرست کتابخانه دیر یا زود اجتناب­‌ناپذیر خواهد بود. پس بهتر است با شروع پژوهش­‌های اساسی در این زمینه زودتر در این مسیر قدم بگذاریم.

 



[1]. Library 2.0

[2]. Michael Casey

[3]. Golz

[4]. Social Cataloging

[5]. Spiteri

[6] .Polysemy

[7]. Ambiguous Terms

[8]. McElfresh

[9]. Hutchings

[10]. Ethes-Johnson

1. McGregor & McCluch

[12]. Markey

[13]. Merčun & Žumer

[14]. Houghton & Hu

[15]. Rolla

[16]. Pirman

[17]. Gustini et al.

[18]. Thomas et al

[19]. Lu et al.

[20]. Peterson

[21]. Rethlefsen

[22]. Ann Arbor

[23]. Gavrilis

[24]. Jeffries

[25]. Kakali & Papatheodorou

[26]. Greek Academic Library

References
Adler, M. (2009). Transcending library catalogs: A comparative study of controlled terms in Library of Congress Subject Headings and user-generated tags in LibraryThing for transgender books. Journal of Web Librarianship, 3(4), 309-331.
Anari, F., & Assemi, A. (2013). Web 2.0 and a new generation of OPAC 2.0. ketabmah: General (184), 68-61.
 Arch, X. (2007). Creating the academic library folksonomy: Put social tagging to work at your institution. College & research libraries news, 68(2), 80-81.
Coyle, K. (2007). Managing Technology - The Library Catalog in a 2.0 World. The Journal of Academic Librarianship, 33(2), 289-291.
Eltemasi, M., & Eltemasi, M. (2011). Foxonomy in Traditional Libraries. Librarianship and Information, 14(2), 170–155.
Gavrilis, D., Kakali, C., & Papatheodorou, C. (2008). Enhancing library services with Web 2.0 functionalities. In International Conference on Theory and Practice of Digital Libraries (pp. 148-159). Berlin, Heidelberg: Springer.
Giustini, D., Hooker, D., & Cho, A. (2014). Social cataloguing: an overview for health librarians. Journal of the Canadian Health Libraries Association/Journal de l'Association des bibliothèques de la santé du Canada, 30(4), 133-138.
Golz, N. S. (2014, Spring Calfornia). Library 2.0 and emerging communication technologies in community college libraries. Calfornia: Saint Mary's College of California.
Heymann, P., & Gracia-Molina, H. (2008, November 16). Can Tagging Organize Human Knowledge? InfoLab Technical Report. Stanford University.
Houghton, V., & Hu, X. (2010). Social cataloging: a golden opportunity for libraries to engage users. Retrieved January 12, 2016, from www.viviennehoughton.com
Hutchings, D. (2008). Tagging the OPAC: Social tagging systems in the library catalog. Retrieved December 10, 2016, from www.darcyhutchings.com
Jeffries, S. (2008). Social cataloging tools: a comparison and application for librarians. Library Hi Tech News, 25(10), 1-4.
Kakali, C., & Papatheodorou, C. (2011). The exploitation of social tagging in libraries. Retrieved April 25, 2016, from www.eprints.rclis.org
Lawson, K. (2009). Mining social tagging data for enhanced subject access for readers and researchers. The Journal of Academic Librarianship, 35(6), 574-582.
Lu, C., Park, J.-r., & Hu, X. (2010). User tags versus expert-assigned subject terms: A comparison of LibraryThing tags and Library of Congress Subject Headings. Journal of information science, 36(6), 763-779.
Macgregor, G., & McCulloch, E. (2006). Collaborative tagging as a knowledge organisation and resource discovery tool. Library review, 55(5), 291-300.
Mardani, M. (2009). Folksonomy: by users, for users. National Studies on Librarianship and Information Organization (NASTINFO), 20(3), 239-260.
Markey, K. (2007). The online library catalog: paradise lost and paradise regained? D-Lib Magazine, 13(1/2). Retrieved February 08, 2016, from http://dlib.org/dlib/january07/markey/01markey.html
McElfresh, L. (2008). Folksonomies and the Future of Subject Cataloging. Technicalities, 28(2), 3-6.
Merčun, T., & Žumer, M. (2008). New generation of catalogues for the new generation of users: a comparison of six library catalogues. Program: Electronic Library and Information Systems, 42(3), 243-261.
Noruzi, A. (2018). Social library and Social catalog. Retrieved August 17, from: https://www.researchgate.net/publication/324746514_Social_library_and_Social_OPAC_SOPAC?
Peterson, E. (2008). Parallel systems: The coexistence of subject cataloging and folksonomy. Library Philosophy and Practice (e-journal), 179. Retrieved January 15, 2016, from https://digitalcommons.unl.edu/cgi/viewcontent.cgi?referer=https://scholar.google.com/&httpsredir=1&article=1182&context=libphilprac.
Pirmann, C. (2011). Using Tags to Improve Findability in Library OPACs: A Usability Study of LibraryThing for Libraries. Urbana, illinois: University of Illinois.
Rethlefsen, M. (2007). Tags help make libraries del. icio. us. Library Journal,Vol. 132, 26-28.
Rolla, P. (2011). User tags versus subject heading. Library Resources & Technical Services, 53(3), 174-184.
Spiteri, L. F. (2009). Social cataloguing sites: features and implications for cataloguing practice and the public library catalogue. Paper Presented at International Society for Knowledge Organization. IX Congreso ISKO–España, Valencia 11-13 Marzo.
Spiteri, L. (2006). The use of folksonomies in public library catalogues. The Serials Librarian, 51(2), 75-89.
Strauss, A., & Corbin, J. (2008). Basics of qualitative research: techniques and procedures for developing grounded theory. Translated by Boyuk Mohammadi. Tehran: Institute of Humanities and Cultural Studies.
Thomas, M., Caudle, D., & Schmitz, C. (2009). Trashy tags: problematic tags in LibraryThing. Library Hi Tech, 27(3), 411-434.