رفتار اطلاع‌‌یابی در مجموعه‌‌های تصاویر دیجیتالی: رهیافتی شناختی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 Krystyna K. Matusiaka

2 کارشناس کتابداری و اطلاع رسانی ترجمه: فاطمه ملک‌آبادی‌زاده

3 کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی و کارشناس گروه مترجمی دانشگاه امام رضا (ع) مشهد

چکیده

جستجوی دانشجویان و کاربران عمومی با یک مجموعه تصاویر رقومی (دیجیتالی) کار می‌کنند. این مطالعه، تفاوت آشکار  بین 2 گروه کاربران را نشان می‌دهد و طی طرح آن، نقش مدلهای ذهنی در رفتار اطلاع‌یابی در کتابخانه‌های دیجیتالی بررسی می‌شود.
 

کلیدواژه‌ها


مقدمه

در دهة اخیر، تعداد مجموعه­های تصاویر دیجیتالی ایجاد شده به وسیله کتابخانه­ها، موزه­ها و انجمنهای تاریخ به طور قابل توجهی افزایش یافته و به جزء مهمی از دورنمای کتابخانه­های دیجیتالی تبدیل شده است. بسیاری از کاربران از مزایای دسترسی آسان بهره‌مند شده­اند و ترجیح می­دهند به جای اینکه به کتابخانه بیایند، تصاویر را در محیطهای پیوسته (آنلاین) مشاهده کنند. همچنین، مجموعه­های تصاویر دیجیتالی توانسته اند کاربران جدید، غیر سنتی و همچنین کاربران مناطق دوردست را که نمی­توانستند به طریق دیگری به این تصاویر دسترسی داشته باشند، جذب خود کنند.

ماهیت و نوع تجربه کاربر در محیطهای دیجیتالی با  بازیابی از طریق دسترسی به جعبه یا پروندة حاوی مواد آرشیوی[1] متفاوت است؛ در عین حال، دربارة استفاده از مجموعه­های دیجیتال ـ بویژه در مورد رفتار کاربر در فرایند جستجوی تصاویر ـ تحقیقات اندکی صورت گرفته است. «راسموسن»[2] تاکید می­کند که «تاکنون شناخت نسبتاً اندکی در خصوص رفتار اطلاع یابی در ارتباط با تصاویر وجود دارد». مجموعه­های دیجیتالی تصاویر که با هدف فراهم آوردن نقاط دسترسی بیشتر به منابع ایجاد می­شوند، به دلیل ابهام در موضوع اصلی و ضرورت تبدیل مؤلفه­های بصری به توصیفگرهای متنی، چالشهای جدیدی را در برابر متخصصان و طراحان مجموعه­ها قرار داده است. بنابراین، تحقیق روی مجموعه­های تصاویر دیجیتالی باید با درکی از چگونگی جستجوی تصاویر توسط افراد، چگونگی استفاده از نمایة موضوعی در بازیابی تصاویر  و نحوة کاربرد تصاویر آغاز شود. در  این مقاله، نتایج مطالعة کیفی بررسی درباره رفتار بازیابی اطلاعات در یک مجموعه تصاویر دیجیتالی ارائه و با در نظر گرفتن مفاهیم، گزیده‌ای از روانشناسی شناختی آنها تفسیر شده است. این مطالعات در کتابخانه دانشگاه ویسکانسین شهر میلواکی[3] صورت گرفت و «عکس­ها و تصاویر سالهای 1885 تا 1992 محلات شهر میلواکی» به عنوان مجموعه آزمودنی انتخاب شده است.

رهیافت شناختی، بر پردازش اطلاعات توسط یک کاربر خاص تأکید دارد. این رهیافت یکی از چشم اندازهای متعدد تفسیر رفتار اطلاع­یابی در محیط دیجیتالی است. «بیتس»[4] هفت لایه درک رفتار اطلاع­یابی را از یکدیگر متمایز و سطح شناختی را نیز یکی از آنها قلمداد می­کند. وی رهیافتی یکپارچه را پیشنهاد و ارزش تحقیق و مطالعه از منظری شناختی، اجتماعی و فرهنگی را تصدیق می‌کند. رهیافت شناختی، با بهره‌گیری از تحقیقات بین رشته‌ای صورت گرفته، در مورد بحث درک مطلب در پژوهشهای پیرامون «مهارت خواندن» و نیز با استفاده از مطالعات انجام شده در مورد تعامل انسان- رایانه (که تعامل کاربر با  منابع چند رسانه­ای[5] را می­آزمایند)، می تواند اطلاعات مفیدی را برای طراحی مجموعه­های دیجیتالی در اختیار قرار دهد. «راپ» و همکاران[6]، ضمن  ارائه فراخوان برای انجام مطالعات گستردة شناختی بر روی کتابخانه­های دیجیتالی، تأکید می‌کنند که با استفاده از اصول روانشناسی شناختی، می­توان کتابخانه­های دیجیتالی را با آگاهی از کارکردها، محدودیتها و فرایندهای نظام شناختی انسان، طراحی نمود.

بخش بعدی، به مرور متون پژوهشی پیرامون مطالعات انجام شده در مورد کاربران کتابخانه­های دیجیتال و رفتار اطلاع‌یابی در محیطهای دیجیتال ـ با تأکید بر مدلهای فرایند اطلاع‌یابی ـ و نقش عوامل شناختی نظیر مدلهای ذهنی، می­پردازد. این هدف با تشریح مطالعه‌ای رفتار اطلاع­یابی در مجموعه تصاویر محلات شهر میلواکی را ارزیابی می‌کند[7]، دنبال می­شود.

 

پیشینة تحقیق

مطالعه دربارة کاربران کتابخانه­های دیجیتالی

از زمان ظهور و همزمان با توسعه کتابخانه­های دیجیتالی، تحقیقات اغلب بر جنبه‌های فنی از قبیل زیرساختها و استانداردهای فراداده[8] تأکید کرده‌اند. «لِوی»[9] بر نبود مطالعات دربارة کاربران تأکید و پرداختن به مطالعات کاربرمدار را مأموریت اصلی و اولیه حرکت به سوی دیجیتال‌سازی دانسته و تصریح می­کند: وجود کتابخانه دیجیتال و اعتقاد راسخ بر ضرورت ایجاد آن، مبنی بر خوب و صحیح بودن تمامی مواد دیجیتال است. به هر صورت، در سالیان اخیر، تحقیقات بیشتر متوجه مطالعات جهت­دار دربارة کاربران بوده است. این‌گونه مطالعات، تعامل انسان با مجموعه­های دیجیتالی، مباحث مرتبط با میزان کارایی و قابلیت استفاده، تأثیر ساختار کتابخانه دیجیتالی بر فرآیندهای شناختی و یادگیری کاربر، و بهره­گیری از کتابخانه­های دیجیتال در روند آموزش را مورد بررسی قرار می‌دهند. «پایت»[10] و «ریجر»[11] در یکی از نخستین مطالعات کیفی پیرامون طراحی کتابخانه‌های دیجیتال از منظر کاربر، بر ضرورت بررسی رفتار و سلیقه­های کاربران در طراحی نظامها تأکید می­نمایند تا  به طور مؤثری نیازهایشان را تأمین کنند. «بورگمان»[12] اشاره می­کند که فهم رفتار، بافت، عملکرد و انتظارهای کاربران موردنظر، «برای ارتقای کارایی نظام ضروری است».

کتابخانه­های دیجیتالی، نظامهای پیچیده­ای هستند که فعالیتهای شناختی چندگانه­ای را شامل می­شوند،  به طیف متنوعی از مخاطبان خدمات می­دهند و اغلب مشکلات استفاده‌پذیری[13] به وجود می­آورند. محققان بسیاری در خصوص رفتارهای آشفتة کاربران و احساس عدم اطمینان و سردرگمی آنها در فرایند جستجوی مدارک در کتابخانه­های دیجیتال، اظهار نظر کرده‌اند.

در بحث تعامل کاربر با کتابخانه­های دیجیتالی، بازیابی موفقیت­آمیز منابع، نقش بسیار تعیین‌کننده­ای دارد. بیشتر محققانی که پیرامون رفتار اطلاع یابی کاربران تحقیق می‌کنند، بر مجموعه­های متنی، تک نگاشت­ها و مجله‌ها تأکید دارند. مطالعات درباره مجموعه­های تصاویر یا رسانه­های ترکیبی ـ از جمله نقشه­ها و منابع ارجاعی جغرافیایی یا تصاویر و متن، بیشتر بر ارزیابی گسترده متمرکز بوده اند و به مطالعه رفتار اطلاع‌یابی یا جستجوی تصاویر، چندان پرداخته نشده است. تحقیقات پیرامون مجموعه­های تصاویر دیجیتالی به تصاویر هنری و تهیة نمایه مناسب، محدود بوده است. اما دربارة تعامل کاربران ـ بخصوص در رابطه با رفتار اطلاع‌یابی در مجموعه­های دیجیتالی که تصاویر تاریخی و سایر منابع بصری مدارکی در مورد میراث فرهنگی محلی ارائه می­دهند ـ تحقیقات اندکی صورت گرفته است.

 

اطلاع­یابی در محیط دیجیتالی

تعریف اطلاع­یابی

اطلاع­یابی، یکی از بنیادی­ترین فعالیتهای انسان در فرایند گردآوری اطلاعات و تولید دانش است. این فرایند به محیطهای دیجیتالی منحصر نیست. «بتس» معتقد است این رفتار در فرهنگهای مبتنی بر شکار ریشه دارد؛ و از آن با عنوان  فرایند «پرورش اطلاعات»[14] یا «اطلاع‌یابی»[15] یاد می­کند. در جوامع سنتی جمع­آوری اطلاعات، فعالیتی اجتماعی بود که طی آن، جستجوگران (برای اطلاع یابی) به دوستان و خانواده متکی بودند. همزمان با رشد سریع منابع اطلاعاتی دیجیتال در جوامع اطلاعاتی و پیچیدگی نظامهای مدیریت اطلاعات، جستجوی کارآمد اطلاعات به امری ضروری تبدیل شده است. مارچیونینی[16] اطلاع یابی را این‌گونه تعریف کرده است: «فرایندی که در آن انسان با هدفی مشخص متعهد به تغییر در وضعیت دانش خود می­شود». به عقیدة وی اصطلاح «اطلاع‌یابی» مناسب‌تر از عبارت «بازیابی اطلاعات» است، زیرا انسان‌مدار و نامحدودتر است و به جای تمرکز صرف  روی نتیجه، بر فرایند کسب دانش تأکید دارد. سایر محققان اشاره می­‌کنند که به دلیل انواع زیاد اطلاعات، شکلها، منابع، نقاط دستیابی و راهکارهای جستجو، شناسایی اجزای اطلاع یابی مشکل است. اطلاع‌یابی در مفهوم سنتی، شامل فعالیتهایی بین تشخیص نیاز اطلاعاتی و به‌ دست­ آوردن اطلاعات مرتبط است.

مدلهای فرایند اطلاع‌یابی

چندین مدل اطلاع­یابی در پیشینة پژوهشی وجود دارد. «کول تائو»[17] در بررسی خود بر روی کاربران کتابخانه، شش مرحله را در فرایند اطلاع‌یابی مشخص می­کند: این فرایند متشکل از احساسات اولیه و مبهم کاربران (آغاز)، انتخاب موضوع، جستجو، تنظیم و صورت بندی، جمع آوری منابع مرتبط اطلاعاتی و سرانجام ارائه آن است. «بورگمان» اطلاع­یابی را اساساً فعالیتی برای حل مسئله تلقی و مدلی از دانش و مهارتهای مورد نیاز برای اطلاع­یابی در کتابخانه­های دیجیتال ارائه می‌کند. مدل وی، دانش ذهنی فرایند بازیابی اطلاعات، معنا شناسی و دانش نحوی چگونگی اجرای جستجو و مهارتهای فنی مورد نیاز برای انجام عمل جستجو را شامل می­شود.

سایر مدلها، بر راهکارهای جستجو تأکید دارند و جستجوی مستقیم و تورق را به عنوان دو روش ابتدایی از جستجوی فعال اطلاعات، در نظر می­گیرند. «مارچیونینی» معتقد است اطلاع‌یابی به عنوان یک فرایند، با یادگیری و بازیابی اطلاعات مرتبط است. این فرایند پویاست و تنها در جهت فراهم‌آوری اطلاعات جدید هدایت نمی‌شود، بلکه مستلزم شناسایی و بازیابی اطلاعات ذخیره شدة قبلی نیز هست. وی دو راهکار اطلاع یابی را از یکدیگر متمایز می­کند: راهکار تحلیلی و راهکار تورّق. راهکار تحلیلی به جستجوی مستقیم اطلاق می­گردد و در آن کاربر فرایند تکراری تنظیم و صورت بندی، تایپ و تغییر عبارت جستجو را دنبال می­کند؛ در حالی که تورّق فرایندی اکتشافی است با شناسایی اطلاعات مرتبط است. «بیتس» مدل یکپارچه‌ای که شامل چهار نوع اطلاع­یابی را پیشنهاد می­کند: آگاهی، تنظیم ، تورق و جستجو. آگاهی از اطلاعات و تنظیم آن، به شکل منفعلانه صورت می­گیرد؛ در حالی که تورّق و جستجوی مستقیم، جستجوی فعال اطلاعات را شکل می­دهند. وی در یکی از نخستین مقاله‌های خود در سال 1989، ماهیت جستجوی مستقیم را بررسی و مشاهده می­کند که جستجو، فرایندی پویاست و همزمان با حرکت و جستجوی کاربران بین منابع گوناگون، توسعه می­یابد. جهت جستجو همواره تغییر می­کند و به جای خطی مستقیم که از فرمول­بندی و تایپ عبارت جستجو تا بازیابی نتایج امتداد می­یابد، با الگوی «دانه چینی»[18] نشان داده می‌شود. همچنین، «اسپینک» و همکارانش[19]  به تشریح پدیدة جستجوهای مکرر کاربران در محیطهای دیجیتالی می‌پردازند که در آن کاربران با طی مراحل متعدد و با بهره‌گیری از راهکارهای گوناگون، به پیش می­روند.

 

نقش مدلهای ذهنی

بسیاری از محققان بر نقش عوامل شناختی و تفاوتهای فردی در فرایند اطلاع‌یابی تأکید می­کنند. مارچیونینی و «اشنایدرمن»[20] در مطالعات خود در خصوص تعامل کاربران با نظام­های فرامتن بیان داشتند که «اولین قدم برای درک چگونگی اطلاع‌یابی در محیطهای الکترونیک، ارتقای فهم فرآیندهای شناختی پایه است که اطلاع یابی را هدایت می­کنند. «فرآیند اطلاع‌یابی یک فعالیت شناختی است که حافظة کوتاه مدت و بلند مدت، معلومات پیشین، شناخت فضا، و مدلهای ذهنی را شامل می­شود». موارد فوق، برخی از عوامل حایز اهمیت در این زمینه هستند. مارچیونینی دریافت که جستجوگران اطلاعات مدلهای ذهنی را ایجاد و از آنها برای انواع مقوله­های ذهنی و فیزیکی ـ شامل مقوله‌های اطلاعاتی و حوزه­های متفاوت دانش ـ استفاده می­کنند. مدلهای ذهنی نمادی ذهنی و پویا از جهان واقعی هستند. انسانها برای فهم پدیده‌ها، از آنها مدل ذهنی می­سازند. به گفتة «جانسون لیرد»[21]: «تمام دانش ما از جهان، به توانایی ما در ساخت مدل از آن بستگی دارد». وی، نظریة مدلهای ذهنی را در زمینة ارتباطات گفتاری و درک مطلب[22] ارائه کرد. «نورمن»[23] مفهوم مدلهای ذهنی را برای طراحی «مقوله‌­های روزمره»[24] به کار برد. بر مبنای یافته­های وی، کاربران مدلهای ذهنی­شان از یک شیء را از طریق «تفسیر فعالیتهای مشاهده شده و ساختار قابل رویت آن» ایجاد می­کنند. بر این اساس، طراحی کاربر محور موفق به تطبیق میان مدل ذهنی کاربر و مدل ذهنی طراح نظام (سامانه)، با به وجود آوردن یک نظام یا سامانه ( ی تعدیل یافته) بستگی دارد.

با وجود اینکه نورمن در تحقیقاتش ابتدا بر طراحی مقوله­های روزمره متمرکز شده است، اما یافته­های وی در خصوص مدلهای ذهنی­ در تحلیل چگونگی تعامل کاربران با نظامهای اطلاعاتی دیجیتال و طراحی محیط­ رابط وب­سایتها مورد استفاده قرار می­گیرد. «کوری»[25] بر نقش مهم مدلهای ذهنی مناسب، در تعامل کاربر با نظامهای رایانه­ای تأکید می­کند و می‌­افزاید: ویژگیها و میزان کارایی یک نظام، از طریق محیط­ رابط آن ارائه می‌شود و تعامل موفق کاربر با نظام، به انطباق کافی محیط رابط با نیازها، وظایف و انتظارهای کاربر از سیستم بستگی دارد. کوری متذکر می­شود که «تحقیقات تجربی کافی دربارة فراهم‌­آوری خط مشی­ طراحی محیط­رابط و چگونگی انطباق نظام با کاربران مختلف انجام نگرفته است».

«دیلون»[26] فرایند ایجاد تصاویر ذهنی از فضای اطلاعات را در محیطهای دیجیتالی بررسی کرده است. بر اساس مشاهدات وی، کاربر در هنگام تلاش برای یافتن و بهره­گیری از اطلاعات دیجیتال در نظامهای پیچیده اطلاعات، نوعی «افزونگی شناختی»[27] را تجربه می‌کند و در نتیجه با نوعی سردرگمی و آشفتگی، حاصل از افزونگی حجم حافظه­کوتاه مدت و دشواری ایجاد مدل­ذهنی از فضای اطلاعاتی مواجه می­شود. وی به نقش نشانه­های معنایی و مکانی در اطلاعات ، که به کاربران امکان می­دهد تا مدلی کارآمد از فضای اطلاعاتی بسازند، اشاره می­کند. «دیلون» همچنین بیان می‌دارد که ترکیب پویای عناصر مکانی و معنایی، به کاربر این امکان را می­دهد تا یک مدل ذهنی از فضای اطلاعات بسازد و می­افزاید: به هر صورت، تواناییهای فردی کاربران در پردازش اطلاعات معنایی و مکانی، متفاوت است. همچنین، تجربة کار با نظامهای اطلاعاتی نقش مهمی دارد. کاربران متبحر، بیشتر بر نشانه­های معنایی اتکا می­کنند، در حالی که کاربران مبتدی به سوی علائم مکانی یا نشانه­های بارز، جهت­‌گیری پیدا می­کنند.

تحقیقات «هایدورن»[28] بر نقش مدلهای ذهنی در بازیابی تصاویر متمرکز شده است. به عقیدة وی، درک فرایندهای شناختی که در طی بازیابی تصویر رخ می­دهد، می­تواند به محققان در طراحی نظامهای جدید یاری رساند. با وجود این، وی به جای تمرکز بر روی مدل ذهنی کاربران از فضای اطلاعات یا نظامهای اطلاعاتی دیجیتالی خاص، بر محتوای پایگاه­های تصاویر متمرکز می­شود. «هایدورن« مفهوم مدلهای ذهنی را در ارتباط با محتوای فکری و دیداری تصاویر بررسی می­کرد. وی دریافت نمادهای ذهنی تصاویر، ابعاد گوناگونی دارند و نمی­توان به طور مؤثری از طریق نمایه سازی مفهومی یا محتوایی، آنها را ذخیره کرد. محدودیتهای رهیافت زبانشناختی و غیر زبانشناختی نه تنها بر نمایه­سازی در فرایند ساخت مجموعه­های تصاویر دیجیتالی تأثیرگذار است، بلکه بازیابی تصاویر توسط کاربر نهایی را نیز تحت تأثیر خود قرار می­دهد.

رضایت کاربر از سطح نمایه سازی، یکی از حوزه­های مورد توجه در این پژوهش بود که در کتابخانه­های دانشگاه ویسکانسین میلواکی انجام پذیرفت، اما هدف اولیه از این تحقیق، بررسی رفتار کاربران در فرایند جستجوی تصاویر بود. مبحث بعد، نمایی از طرح کلی تحقیق و روش شناسی، و نیز یافته­های این تحقیق را ارائه می­دهد.

 

ارزیابی پژوهش

هدف از انجام تحقیق و سؤالهای پژوهش

هدف از این مطالعه، ارزیابی مجموعه دیجیتالی تصاویر «محلات شهر میلواکی: عکسها و نقشه­های سالهای 1885 تا 1992» از نگاه کاربران بود. مجموعه به آدرس http://www.uwm.edu/Library/digit/Milwaukee که به وسیلة کتابخانه دانشگاه ویسکانسین میلواکی و درنتیجه همکاری بین کارکنان کتابخانه و اعضای هیئت علمی گروه جغرافیا ایجاد شده، قابل دسترسی است. مجموعه­ای متشکل از 638 تصویر و 12نقشه تاریخی در این پروژه ایجاد شد، که نمای مستندی از رشد و توسعة محلات شهر میلواکی را ارائه می­کند. تصاویر منتخب برای مجموعه دیجیتالی از چندین مجموعه تصویر در کتابخانه انجمن جغرافیای امریکا و بخش آرشیو کتابخانه شهر میلواکی انتخاب شده است. این مجموعه در نظام مدیریت دیجیتالی محتوا ساخته شده است. قالب شبکه آن به وسیله نرم افزار CONTENT dm تهیه شده است و به این صورت سفارش داده شده که نه تنها چهره گرافیکی منحصر به فردی برای مجموعه تصاویر "محلات شهر میلواکی" فراهم کند، بلکه گزینه­های تورق و جستجو­های اضافی را نیز در اختیار کاربر قرار دهد.

هدف اولیه از این مطالعه، ارزیابی[29]، بررسی رفتار اطلاع­یابی در مجموعه «محلات شهر میلواکی»، و دستیابی به رضایت کاربران از گزینه­های ارائه شده برای بازیابی تصاویر است. این تحقیق بر مرحلة ابتدایی اما بسیار مهم تعامل کاربران با مجموعه متمرکز است و به ارزیابی ترجیحات، راهکارهای جستجو و تأثیرگذاری آن راهکارها، و موانع فراروی کاربران در فرایند یافتن تصاویر می­پردازد. سؤالهایی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت، به شرح ذیل است:

1. کاربر چگونه در مجموعه­های تصاویر دیجیتالی جستجوی خود را دنبال می‌کند؟

الف ) کاربر از چه روش دسترسی برای رسیدن به مقاصدش کمک می­گیرد؟

ب ) کدام یک از روشهای دسترسی، به گزینش و بازیابی مؤثر و کارای تصاویر می­انجامد؟

ج ) ترجیحات کاربر در فرایند جستجوی تصاویر چیست؟

د ) کاربر در فرایند یافتن تصاویر با چه مشکلاتی مواجه می­شود؟

2. نمایه سازی موضوعی چگونه می­تواند در بازیابی تصاویر مؤثر باشد؟

شرکت‌کنندگان

شرکت­کنندگان در این تحقیق، گروهی نماینده از مخاطبان مورد نظر مجموعه هستند: دانشجویان دانشگاه ویسکانسین، محققان و کاربران عمومی. این مجموعه به عنوان منبعی تحقیقاتی برای دانشجویان معماری و جغرافیا طراحی شده است؛ از این رو، از این دانشجویان نیز برای شرکت در تحقیق دعوت گردید. کلاً 12 نفر کاربر متشکل از 7 دانشجو و 5 کاربر عمومی، در این مطالعه شرکت کردند.

- گروه دانشجویان

  • · متشکل از 4 زن و 3 مرد (بین سنین 21 تا 30 سالگی)
  • · 3 دانشجوی دوره کارشناسی از رشته­های معماری، هنر و جغرافیا (3  نفر از دانشجویان قصد دارند از این مجموعه به عنوان پروژه کلاسی خود استفاده کنند)
  • · 4 نفر دانش‌آموختة معماری، مردم شناسی، جغرافیا و مطالعات اطلاعات

- گروه کاربران عمومی

  • · زنان
  • · بین سنین 35 تا 62 سالگی
  • · متشکل از یک محقق مستقل، یک بایگان بازنشسته، یک نفر راهنمای گردشگری درون شهری، 2 نفر علاقه‌مند به تاریخچه شهر و نسب‌شناسی.

سطح مهارتهای جستجو در اینترنت و کار با رایانه، در میان شرکت­کنندگان متفاوت بود. دانشجویان چنین اظهار داشتند که به طور روزمره از اینترنت در انجام تحقیقات شخصی و تحصیلی خود بهره می­برند، در حالی که شرکت­کنندگان در گروه عمومی، از اینترنت به میزان خیلی کمی و یا حدود یک یا چند بار در هفته استفاده می‌کردند. این مطالعه درست قبل از معرفی مجموعه دیجیتالی به جامعه، اجرا شد؛ بنابراین شرکت‌کنندگان هیچ‌گونه تجربه قبلی در استفاده از این مجموعه نداشتند. 2 نفر از دانش‌آموختگان و تعداد اندکی از کاربران عمومی با تاریخ محلات شهر میلواکی آشنا بودند و دانش و معلومات قابل توجهی درباره موضوعات مورد مطالعه داشتند.

 

روش‌شناسی

در این تحقیق، روش‌شناسی کیفی به کار گرفته شده و از روش زیر استفاده شده است:

1. مشاهدات مستقیم با استفاده از «اصل تفکر با صدای بلند»[30]: شرکت­کنندگان در اولین مواجهه با مجموعه، مورد مشاهده قرار گرفتند و از آنها خواسته شد 10 کار از پیش تعریف شده و مشخص را انجام دهند که به جستجو در مجموعه نیاز داشت. همچنین، شرکت­کنندگان ترغیب شدند تا طی فرآیند جستجو، تفکرات و نظراتشان را به وضوح بیان کنند.

2. برگه­های گزارش شخصی: از شرکت­کنندگان خواسته شد در مجموعه کاوش و نظرهایشان را در برگه­های یادداشت ثبت کنند. پیش­بینی می­شد با این روش، کاربران در شرایطی عادی و طبیعی و بدون حضور نزدیک و کنترل ناظر و محول کردن کارهای مختلف به آنها، تجربیاتشان را بیان می­کنند. از شرکت­کنندگان خواسته شد نمونه­هایی از جستجوهایی را که انجام داده‌اند و روشهایی را که به کار برده‌اند، را یادداشت کنند و در خصوص میزان رضایتمندی از گزینه­های جستجو و توصیف تصاویر و یا سایر ترجیح‌هایشان، نظرات خود را یادداشت نمایند. همه 12 شرکت­کننده در این ارزیابی، دفترچه­های یادداشت خود را برگرداندند.

3. مصاحبه­های نیمه­ساختاری: با هدف پرسش سؤالهای تکمیلی از شرکت­کنندگان در مورد تجربه­ای که حین جستجو در مجموعه داشتند و بررسی میزان رضایتمندی آنها از ترجیح­ها، گزینه­های جستجو و نمایه‌سازی تصاویر.

 

یافته­ها

این تحقیق، تفاوت آشکاری بین الگوهای رفتار کاربران در فرایند اطلاع­یابی نشان داد. الگوهای خاصی در طی این تحقیق نمایان شدند، و بقیه الگوها هم پس از انجام تحلیل اطلاعات، واضح­تر گردیدند. اطلاعات حاصل از مشاهده‌های عینی همراه با اطلاعات برآمده از دو روش دیگر، تحلیل گردید تا الگوهای رفتار جستجو کاربران به دست آید و پاسخهای احتمالی برای این سؤال بسیار مهم فراهم گردد که «کاربران چگونه به جستجوی تصاویر در مجموعه­های تصاویر دیجیتالی می­پردازند؟»

 

الگوهای اطلاع‌یابی

طی مشاهدات مستقیم، مشخص شد شرکت­کنندگان در هنگام جستجوی تصاویر تنها به یکی از دو مدل بازیابی ـ یا جستجوی کلیدواژه­ای و یا تورق ـ گرایش دارند. کاربران مکرراً روشی را که در اولین جستجو نتایج موفقی برایشان فراهم بیاورد انتخاب کردند و در اولین مواجهه خود با مجموعه، برای انجام جستجوهایشان تقریباً هرگز از سایر گزینه­های جستجو استفاده نکردند. شرکت­کنندگانی که جستجویشان را با درج کلید­واژه در کادر جستجو در صفحه اصلی (شکل 1) سایت شروع کردند، برای تکرار جستجوی کلیدواژه­ای به منظور انجام بقیة جستجوی خود، دوباره به صفحة اصلی رجوع کردند. کاربرانی که مسیرهای تورق را در صفحة اصلی و صفحه تورّق پیدا کردند، جستجویشان را با کاوش در گزینه­های تورق انجام می­دادند (شکل2). همه شرکت­کنندگان جستجویشان را از صفحة اصلی شروع کردند و دوباره (با استفاده از دکمه «بازگشت» در کاوشگر و یا انتخاب گزینه «بازگشت به صفحه اصلی» در نوار جهت یابی) به صفحه خانگی  باز می­گشتند. صفحه اصلی، نقطه کانونی جهت­یابی درون سایت و انجام جستجوهای متوالی بود.

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1. صفحه اصلی سایت کتابخانه دانشگاه ویسکانسین شهر میلواکی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2. صفحة تورق سایت کتابخانه دانشگاه ویسکانسین شهر میلواکی

 

در این مطالعه، در رفتار اطلاع­یابی بین دو گروه، تفاوت قابل توجهی مشاهده شد. گروه کاربران دانشجو و گروه کاربران عمومی، در اولین مواجهة خود با مجموعه، روشهای دسترسی متفاوتی را انتخاب کردند. همان‌گونه که در شکل 3 شرح داده شده است، بیشتر دانشجویان صرفاً از جستجوی کلید­واژه­ای بهره بردند. تنها یک دانشجو ـ یک خانم دانشجو ـ در این گروه، صفحه تورّق را به کار برد و همه جستجوهایش را به روش تورق انجام داد، در حالی که سایر دانشجویان کلماتی را در کادر جستجو در صفحه اصلی درج می­کردند. در بیشتر موارد، دانشجویان از کادر جستجوی موجود در صفحة اصلی استفاده می­کردند و بندرت از صفحة جستجوی پیشرفته یا کاوش از طریق سایر گزینه­های موجود در سایت بهره بردند. بیشتر دانشجویان، جستجوی سادة کلید واژه ای را انجام دادند که شامل یک اصطلاح یا عبارت ـ مثل پارکها، کلیساها، مهمانسراها، عمارت شهرداری، رودخانه میلواکی و... بود. تنها یک دانشجو، جستجوی بولین[31] را به کار گرفت؛ او نیز تصدیق کرد که این راهکار جستجو را در یک برنامه آموزشی کتابخانه­ای آموخته است.

همان‌گونه که در شکل 4 نشان داده شده است، این الگو برای گروه کاربران عمومی کاملاً برعکس است. این گروه از کاربران اغلب به استفاده از گزینه­های تورّق توجه کردند، و تعداد اندکی از آنها برای موضوعاتی خاص، جستجوی کلیدواژه­ای انجام دادند. یکی از شرکت­کنندگان در گروه عمومی، جستجوی خودش را تقریباً بین مدل تورّق و جستجوی کلیدواژه­ای تقسیم کرد. به طور کلی، کاربران عمومی وقت بیشتری را برای جستجو صرف کردند، اما گزینه­های بیشتری را مرور نمودند و در پیدا کردن تصاویر مورد نظر خود موفق­تر عمل کردند.

 

 

 

 

 

شکل 3. نحوة دسترسی گروه دانشجویان به تصاویر مورد نظرشان

 

 

 

 

 

 

شکل 4. نحوة دسترسی گروه کاربران عمومی به تصاویر مورد نظرشان

 

با وجود این، رفتارهای اطلاع­یابی کاربران در سرتاسر تحقیق یکسان نبود و این مسئله زمانی آشکار شد که شرکت­کنندگان این فرصت را پیدا کردند که در مجموعه کاوش کنند و از گزینه­های دیگری که برای بازیابی تصاویر در مجموعه وجود داشت، آگاهی یابند. همان‌گونه که در مصاحبه­ها و برگه­های گزارش شخصی مورد بررسی قرار گرفت، دانشجویانی که در ابتدا از جستجوی ساده کلیدواژه­ای بهره بردند، مسیرهای تورّق را پیدا کردند و از لذت کاوش و جستجو در آنها بهره مند شدند. این کاربران به استفاده از گزینة تورق ـ و به بیان یکی از کاربران «بخصوص اگر گزینه تورق فهرستی از موضوعات متفاوت و مفیدی را در اختیار قرار دهد که با علایق من هماهنگ باشد» ـ علاقة بسیاری نشان دادند (طبق مصاحبه با دانشجوی ج). کاربرانی که به تورق علاقه داشتند، در هنگامی که به دنبال اطلاعات یا موضوع خاصی بودند و یا از نظر زمانی محدودیت داشتند، از جستجوی کلید واژه ای بهره گرفتند. اکثریت شرکت­کنندگان – و به عبارتی 64% آنها ـ نیز از سرعنوانهای موضوعی فراپیوند[32] مندرج در رکوردهای مجموعه استفاده کردند که به آنها این امکان را می­داد تا تصاویر بیشتری را در این فهرست موضوعی پیدا کنند. این دسته از کاربران پس از بررسی رکوردهای موجود در مجموعه، از این ویژگی مجموعه آگاهی یافتند و از آن در فرایند جستجو استفاده کردند. بین 2 گروه کاربران از لحاظ تعداد شرکت­کنندگانی که از سرعنوان موضوعی استفاده کردند، هیچ تفاوت قابل توجهی مشاهده نشد. بیشتر دانشجویان به این دلیل به این ویژگی علاقه نشان دادند که به آنها این امکان را می­داد تا به طرزی مؤثرتر، تعداد رکوردهای بیشتری را در یک موضوع مشابه بیابند. یکی از دانشجویان عنوان نمود «سرعنوانهای موضوعی را از ابتدا تا انتها دنبال کردم و واقعاً از این ویژگی بسیار لذت بردم. در این مجموعه می­توان از تمام مکانهای شهر دیدن کرد» (مصاحبه با دانشجوی الف).

ـ ترجیحهای کاربران

شرکت‌کنندگان در خصوص ترجیحهایشان در جستجوی تصاویر مورد سؤال قرار گرفتند؛ اینکه آیا درج کلیدواژه در کادر جستجو و یا جستجو از طریق تورق را ترجیح می­دهند. 50% آنان اظهار داشتند به جستجوی کلیدواژه­ای علاقه شدید دارند، 33% گفتند ترجیح می‌دهند تورق کنند و 17% نیز هیچ ترجیحی را مشخص نکردند. در بیشتر موارد، ترجیحهای بیان شده در گزارشهای شخصی و مصاحبه‌ها، با مشاهدات عینی که در      بخش اول تحقیق انجام شده بود ـ به استثنای مواردی اندک ـ هماهنگ بود. یکی از خانمهای کاربر که دانشجوی خارجی بود اظهار داشت که ترجیح می­دهد تورق کند، زیرا در املای لغات انگلیسی مشکل دارد. با وجود این، مشاهدات انجام شده با ترجیح بیان شده او هماهنگی نداشت و همه جستجوهایش را با درج کلیدواژه انجام داد. بیشتر کاربرانی که از جستجوی کلیدواژه‌­ای استفاده کردند، چنین استدلال کردند که اصلی‌ترین علت انتخاب این روش، کارایی آن است. یکی از آقایان کاربر گفت تمایل وی در جستجوی کلیدواژه‌ای به این دلیل است که در بیشتر موضوعات مورد جستجو، تعداد تصاویر کمتری پیش روی او قرار می­گرفت تا از میان آنها، آنچه را می­خواهد بیابد و انتخاب کند» (دانشجوی ج، برگه­های گزارش شخصی). همچنین کاربران عمومی که بیشتر، تصاویر را از طریق گزینه­های تورق در مجموعه انجام دادند، بیان داشتند که ترجیح می­دهند از تورق استفاده کنند. یکی از این دسته کاربران گفت: «در این مرحله ترجیح می‌­دهم از تورّق استفاده کنم، زیرا استفاده از آن و مرور تمام آنچه در مجموعه وجود دارد و می­توان مشاهده کرد، جالب و لذت بخش‌­تر است، ولی اگر محدودیت زمانی داشته باشم، احتمالاً ترجیح خواهم داد واژه یا عبارت خاص­تری را در نوار جستجو درج کنم.» ( کاربر عمومی پ ـ مصاحبه).

ـ رضایتمندی کاربران از گزینه­های جستجو

شرکت­کنندگان در هر دو گروه کاربران، از گزینه­های چندگانه ای که برای یافتن منابع موجود در مجموعه «محلات شهر میلواکی» در نظر گرفته شده بود، رضایت داشتند. کاربر عمومی ت، واکنش خود را به اختصار چنین بیان کرد: «به نظر من، گزینه­های جستجو در برخی موارد حتی از حد نیازهای من نیز بیشتر بود» (گزارشهای شخصی). دانشجویانی که از مجموعه برای انجام پروژه­های کلاسی خود استفاده کردند، نیز نسبت به گزینه­های تورق و جستجو رضایت داشتند. یکی از دانشجویان گفت: «گزینه­های فراوانی وجود دارند. تورق بر اساس منطقه، موضوع، و تاریخ، همگی دسته‌بندیهای مناسبی هستند» (دانشجوی چ، گزارش­های شخصی). چندین کاربر نیز اظهار داشتند که گزینه­های تورّق بسیار مطلوب و قابل استفاده بودند» (کاربر عمومی ت، مصاحبه). وی در مصاحبه‌ای مشابه افزود: «به‌طور کلی، تاکنون در هیچ سایتی گزینه­های تورق به خوبی شما ندیده ام. گزینه‌های جستجوی شما کاملاً بامفهوم بود، اما من معمولاً جستجوی کلیدواژه­ای انجام می­دادم. روش جستجوی تورقی شما نیز واقعاً آسان است».

ـ بحث

این تحقیق، فهم خوبی از رفتار کاربران در فرایند جستجوی تصاویر در مجموعه‌های دیجیتالی فراهم آورد. برخی از یافته­ها خیلی غیرمنتظره بود از جمله، تعداد زیاد جستجوگران کلیدواژه­ای، و تفاوت آشکار در انتخاب راهکار جستجو بین دو گروه کاربران. برخی شاید تصور کنند تعداد کاربرانی که ترجیح می­دهند ـ بخصوص در مجموعه تصاویر - تورق کنند، بیشتر خواهد بود. با وجود این، جستجوی کلیدواژه­ای ساده، روش غالب در میان الگوهای جستجو بود. این تحقیق رهیافتی شناختی را در تفسیر نتایج به کار گرفت و اساساً کانون توجه آن بر مفهوم مدلهای ذهنی و دانش ضمنی افراد بود. رهیافت شناختی با موفقیت در طراحی محتوا در ارتباطهای فنی و رسانه­های آموزشی به مرحله اجرا درآمد. همچنین، همان‌گونه که «رپ» و همکارانش پیشنهاد می­کنند، پژوهش در قالب روانشناسی شناختی می­تواند برای طراحی مجموعه­‌های دیجیتالی، اطلاعات قابل توجهی را در اختیار قرار دهد.

 

مدلهای ذهنی کاربران مجموعه­های دیجیتالی تصاویر

مفهوم مدلهای ذهنی، بخصوص در توضیح تفاوتهای رهیافتهای کاربران در اطلاع‌‌یابی و انتخاب راهکار جستجو، بسیار مفید است. دانشجویانی که جستجوهای کلیدواژه­ای را به کار می­گرفتند، با مجموعه به گونه­ای برخورد می­کردند، چنانکه گویی یکی از وب‌سایتهای قابل جستجوی پویاست و تصوّر می­کردند طراحی متعارف وب‌سایتها را دارا است؛ مثلاً کادر جستجو در صفحه اصلی یا نوار جهت‌یابی، و حتی پیوند به «تماس با ما» در پایین صفحه. به نظر می‌­رسد محتوای بصری مجموعه­های دیجیتالی، تأثیری بر انتخاب روش دسترسی فرد ندارد. کاربران جستجوی کلیدواژه­ای را به همان ترتیبی انجام دادند که در مورد جستجو برای یافتن متون و اسناد عمل می­کردند. کاربرانی که مسیر تورق را انتخاب کردند و از مزیت علایم بصری بهره گرفتند، با سایت به نحوی ارتباط برقرار می­کردند که گویی یک نمایشگاه پیوسته[33] است. به نظر می­رسد کاربران یا با مدلهای ذهنی متفاوت از مجموعه کار خود را شروع کردند و یا در اولین برخوردشان این مدل را شکل دادند، و سپس پیاپی تنها از همان مدل استفاده و بر اساس آن روند جستجو را پی گرفتند. «جانسون لیرد» خاطر نشان می­کند افراد مدلهای ذهنی‌شان را بر اساس تجربیات قبلی و دانش فردی­شان نسبت به محتوا (بافت) می­سازند. یکی از اصولی که توسط وی بیان شد، اصل صرفه جویی است که می­تواند در توصیف این مسئله کمک که چرا کاربران با وجود گزینه­های جستجوی زیاد، تنها به یکی از مدلهای دستیابی گرایش دارند. اصل صرفه‌جویی به این نکته اشاره دارد که توصیف یک پدیدة واحد، در قالب یک مدل ذهنی واحد ارائه می­شود، حتی اگر این توصیف ناقص یا نامشخص باشد. کاربران مدل ساده­ای از مجموعه می­سازند ـ چه مدل یک نمایشگاه و یا مدل یک وب سایت ـ و در مجموعه بر طبق آن مدل کاوش می­کنند؛ و این کار را تا زمانی که سایر قابلیتهای موجود در سایت را بیابند، ادامه می­دهند. اطلاعات برآمده از گزارشها و مصاحبه­‌ها نشان داد کاربران را پس از اینکه فرصت کاوش در مجموعه را پیدا کردند، چارچوب ذهنی خود را شکل دادند و تعریف نمودند.

به نظر می­رسد محتوای بصری مجموعه­های دیجیتالی برای برخی از کاربرانی متناسب باشد که از تورّق در میان تصاویر لذت می­برند؛ اما یافته­های این تحقیق حاکی از آن نیست که کاربران به این دلیل مدل تورّق را انتخاب کرده­اند که نسبت به راه­های دیگر جستجوی تصاویر مؤثرتر است؛ بلکه نوع مدل ذهنی­ای که کاربران می­سازند و گزینة روش جستجوی آنها، به تجربیات گذشتة آنان در جستجو در وب‌سایتها، انتظارهایی که از مجموعه دارند، سطح مهارتهای رایانه­ای افراد، و نیز تا حدی به دانش پیش‌زمینة آنها در مورد موضوع مسئله، مرتبط است. دانشجویانی که هر روز با اینترنت جستجو انجام می­دادند و از مهارتهای رایانه­ای خود مطمئن بودند، روش کلیدواژه­ای جستجو را انتخاب کردند؛ در حالی که کاربران عمومی با سن بالاتری که نسبت به مهارتهای کار با رایانه و جستجو در اینترنت خود کمتر مطمئن بودند، مدل نمایشگاهی را انتخاب کردند. این مسئله، مشاهدات «دیلون» را  تأیید می‌­کرد. وی دریافته بود کاربرانی که تجربه کار با رایانه را ندارند، به میزان زیادی به علایم مکانی و بصری در ایجاد مدلی مؤثر و کارا از سیستم وابسته اند. «مارچیونینی» و «اشنایدرمن» در مطالعات خود در خصوص دایرةالمعارفهای الکترونیکی دریافتند که کاربران، مدلهای ذهنی از نظامهای جدید را بر پایه ساختارهایی همانند ـ و در این مورد، دایرةالمعارفهای چاپی ـ شکل می‌­دهند. با وجود این، این تحقیق صرفاً به یک نظام چند رسانه‌­ای مستقل محدود است. در محیط شبکه­ای که در آن مرز بین مجموعه­های تصاویر دیجیتالی و سایر پایگاههای اطلاعاتی نامشخص است، مشخص کردن اینکه آیا کاربران مدل ذهنی­شان از مجموعه­های دیجیتالی را به صورت شیء جداگانه ای می­سازند، کاری دشوار است. «اسپول»[34]، که در خصوص قابلیت کاربردی نظامهای نرم‌افزاری وب‌سایتهای مستقل مطالعاتی انجام داده، مشاهده کرد کاربران شبکه اینترنت اغلب مدل ذهنی از وب‌سایتها برای خود نمی­سازند. این کاربران هیچ نقشه‌ای از سازمان و ویژگیها و قابلیتهای سایت را در ذهنشان ایجاد نمی­کنند، بلکه در «لحظه جستجو» برای خود مسیریابی می­کنند. «اسپول» اظهار داشت این پدیده به ماهیت گذرا و ناپایدار تجربة کار با شبکه ارتباط دارد که طی آن کاربران به سرعت از یک پایگاه اطلاعاتی به پایگاه دیگر می­روند. احتمالاً در همان اولین برخورد با مجموعه، کاربران مدلی ذهنی را می‌­سازند که همانند تجربیات گذشته‌شان در جستجو در شبکه و یا ارتباط با مجموعه­های دیجیتالی مشابه است. با وجود این، هنگامی که کاربران زمان بیشتری را صرف کاوش­کردن در مجموعه می­کنند، شرایط تغییر می­یابد و مدلی ذهنی را می­سازند که می­تواند به گونة مؤثرتری در فرایند اطلاع‌یابی به کار گرفته شود.

این پژوهش، ارتباط مفهوم مدلهای ذهنی با درک رفتار اطلاع‌یابی کاربر در مجموعه­های دیجیتالی را نشان می­دهد. در عین حال، در خصوص فرآیند ایجاد مدلهای ذهنی برای نظامهای دیجیتالی جدید و چگونگی به کار گرفتن این مدلها در هنگام جستجو و استفاده از مجموعه‌­های دیجیتالی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.

 

نقش آگاهی قبلی

تا کنون پژوهشهای متعددی ارتباط بین آشنایی با موضوع و اطلاع­یابی را بررسی نموده و دریافته‌اند کاربران با آگاهی قبلی، به جستجوی نتیجه بخش و مؤثرتری پرداخته‌اند. با وجود این، بیشتر این مطالعات در مجموعه­های متنی انجام گرفته است. پژوهش حاضر نیز این واقعیت را تأیید می­کند کاربرانی که در موضوعی تخصص دارند، جستجوی کارآمدتری را انجام می­دهند؛ اما این مسئله که آشنایی با موضوع، عاملی تأثیرگذار در انتخاب روش دستیابی است، در این تحقیق به دست نیامد. کاربران آشنا با موضوع، با درج کلیدواژه‌های خاص در نوار جستجو، کاوش خود را انجام دادند، اما بسیاری از آنها نیز جستجو با استفاده از گزینه­های تورّق از پیش تعریف شده را انتخاب کردند. با این حال، آگاهی قبلی کاربران، در میزان رضایتمندی آنها از توصیف و نمایه سازی تصاویر، نقش اساسی داشت. دانشجویانی که از مجموعة فوق برای انجام پروژه­های کلاسی استفاده کردند و نیز کاربرانی که با تاریخچة شهر میلواکی و روند توسعه حومه این شهر آشنا بودند، دوست داشتند به توصیفهای عمیق­تری از تصاویر دست یابند، و به طور کلی، معتقد بودند «هر چه بیشتر، بهتر» ( کاربر عمومی ب، برگه­های گزارش شخصی). دانشجویان معماری، به دیدن اطلاعات بیشتر مرتبط با رشته خود علاقه­مند بودند؛ از جمله، توصیف سبکهای معماری و مواد مورد استفاده در معماری. محققان و پژوهشگران، از ارجاعات کتابشناختی به منابعی که در فرایند جستجو و نمایه سازی مجموعه به­کار رفتند، استقبال نمودند. یکی از دانشجویان دانش‌آموختة رشته جغرافیا که از این مجموعه برای انجام پروژه تحقیقاتی­اش استفاده نمود، پیشنهاد کرد با اضافه کردن پیوندهای بیشتر به سایر منابع پیوسته موجود در اینترنت در موضوعات مشابه، و ایجاد پیوند در مجموعه با تصاویر و نقشه­های تاریخی، تعامل دو سویه کاربر و مجموعه به میزان بیشتری ایجاد گردد.

 

نتیجه‌گیری

این تحقیق، رفتار اطلاع­یابی در مجموعه­های تصاویر دیجیتالی و به طور خاص، نقش مدلهای ذهنی در یافتن تصاویر در مجموعه­های دیجیتالی را مورد مطالعه قرار داد. از آنجا که در این زمینه به تحقیقات بیشتری نیاز است، ترسیم فهرست دستورالعملها برای طراحان مجموعه‌های دیجیتالی کمی عجولانه به نظر می­رسد؛ اما بسیاری از یافته‌­های حاصل از این مطالعه می‌­تواند کاربردهای عملی برای طراحی و نیز ایجاد مجموعه­های دیجیتالی آتی داشته باشد. در صورتی که واقعاً جستجوی کلیدواژه­ای، روش جستجوی غالب در محیطهای پیوسته اینترنتی است، کتابداران مجموعه­های دیجیتالی و طراحان وب سایت باید این مسئله را مد نظر قرار دهند. بر اساس یافته­های این تحقیق، نمایه­سازی تصاویر در مجموعه­های دیجیتالی اهمیت بسیاری دارد. این مهم با استفاده از لغات کنترل شده و اصطلاحات زبانی معمول صورت می­گیرد تا از بازیابی موفقیت‌آمیز تصاویر اطمینان یابیم. بدون وجود نمایه­ای جامع، ممکن است تصاویر در پایگاه داده­ها مدفون شده باقی بماند و هرگز توسط کاربران مورد استفاده قرار نگیرد. بعد از مشاهده تعدادی از صفحات با پیغام «جستجوی بدون نتیجه» در هنگام کاوش، کاربر با نارضایتی پایگاه را ترک خواهد کرد و احتمالاً هرگز به آن باز نخواهد گشت.

علاوه بر این، یافته­های این تحقیق می­تواند در طراحی محیط رابط[35] در نظامهای ارائه دهنده تصاویر مورد استفاده قرار گیرد. مخاطبان مجموعه­های دیجیتالی میراث فرهنگی از  طیفهای گوناگونی هستند و کاربرانی دارای سطوح مختلف مهارتهای کار با رایانه و اطلاع یابی را شامل می­شوند. مجموعه­های دیجیتالی باید برای رفع نیازهای کاربران دارای حداقل مهارتهای رایانه ای که ترجیح می­دهند تا در مجموعه ای از تصاویر با موضوعات خاص جستجوی خود را دنبال کنند، گزینه­های مرورگر چندگانه ای را فراهم نمایند. اگرچه از قابلیتهای تورّق به اندازه جستجوی کلیدواژه­ای استفاده نمی‌شود و نظام‌مندی و کارایی کمتری دارند، با وجود این ثمربخشی بیشتری خواهند داشت. از این قابلیت می‌توان برای آموزش کاربران و آگاهی دادن به آنها در مورد مجموعه­ها، مشخص کردن گروه­های موضوعی اصلی و راهنمایی برای یافتن منابع اطلاعاتی جدید بهره برد. گرین و همکاران[36] خاطر نشان می­کنند محیط رابطهای مجموعه­‌های دیجیتالی «اغلب در معرفی و عرضه کاملاً صریح و صادقانه محتوای اطلاعاتی موجود خود ناموفق عمل می‌کنند، و سبب هدر دادن وقت کاربر و افزایش نارضایتی وی از کار با نظامهای پیوسته می­شوند». بهره‌گیری از مسیرهای تورق و سایر جایگزین­های بصری در محیط رابط مجموعه­ها، نه تنها می­تواند به جستجوگران بی­تجربه کمک کند، بلکه می­تواند کاربران مبتدی را از محتوای مجموعه آگاه نماید. به علاوه، به نظر می­رسد افزودن گزینه‌­های تورّق چندگانه و تصاویر بصری می­تواند بخصوص برای مجموعه­های تصاویر دیجیتال ـ به دلیل محدودیت اساسی که در توصیف متنی منابع بصری وجود دارد ـ راهکار خوبی باشد.

تحقیقات شناختی بیشتر روی رفتار اطلاع یابی می­تواند طراحی کاربر­مدار مجموعه­های دیجیتالی را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد. اغلب پیشنهاد می‌­شود در روند طراحی مجموعه­های دیجیتالی، طیف گوناگون کاربران دارای سطوح مختلف آگاهی قبلی و الگوهای متفاوت اطلاع‌­یابی، مدنظر قرار گیرند. با وجود این، در عمل، طراحان نظام باید در فراهم آوردن نقاط چندگانه دسترسی، متعادل عمل­کنند و از قرار دادن عوامل شناختی بیش از حد در سطح محیط رابط بپرهیزند. فهم اینکه کاربران چگونه از مجموعه‌های دیجیتالی در ذهن خود مدل و تصویر می­سازند، می­تواند به طراحان کمک کند تا نظامهایی ایجاد نمایند که همسویی نزدیک‌تری با انتظارهای کاربران و تواناییهای شناختی آنان دارند.



1. Archival boxes or folders.

2. Rasmussen.

3. University of Wisconsin-Milwaukee Libraries ( UWM libraries).

1. Bates

[5]. Multimedia

[6]. Rapp et.al 

[7]. Presentation of the evaluation study

[8]. Metadata standards

[9]. Levy

[10]. Payett 

[11]. Rieger  

[12]. Borgman

[13]. usability

[14]. information farming.

[15]. information foraging.

[16]. Marchionini.

[17]. Kuhlthau.

[18]. berry-picking pattern.

[19]. Spink et al.

[20]. Shneiderman.

[21]. Johnson-Laird.

[22]. Johnson-Laird developed the theory of mental models in the context of discourse communication and text comprehension.

[23]. Norman.

7. Everyday Things.

[25]. Cory.

[26]. Dillon.

[27]. cognitive overhead.

1. Heidorn.

[29]. Evaluation Study.

[30]. Think aloud protocol.

1. روش جستجویی که ترکیبی از عبارات به وسیله حروف ربطی "و"، "یا" و "اما" است.

1. Hyperlinked subject headings.

1. Online exhibit.

1. Spool

1. Interface design.

1. Greene et al.

 

- Edie M. Rasmussen, ‘‘Indexing Images,’’ Annual Review of Information Science and Technology 32 (1997): 169–196.

 

- Samantha K. Hastings, ‘‘Evaluation of Image Retrieval Systems: Role of User Feedback,’’ Library Trends 48.2 (1999): 438–452.

 

- Marcia J. Bates, ‘‘Toward an Integrated Model of Information Seeking and Searching,’’ Fourth International Conference on Information Needs, Seeking and Use in Different Contexts, Lisbon, Portugal September, 2002. Available http://www.gseis. ucla.edu/faculty/bates/articles/info_SeekSearch-i-030329.html (accessed November 2, 2005).

 

- David N. Rapp, Holly A. Taylor, & Gregory R. Crane, ‘‘The Impact of Digital Libraries on Cognitive Processes: Psychological Issues of Hypermedia,’’ Computers in Human Behavior 19.5 (September 2003): 609–628.

 

- David M. Levy, ‘‘Digital Libraries and the Problem of Purpose,’’ D-Lib Magazine 6.1 (January 2000). Available: http://www.dlib.org/dlib/january00/01levy.html (accessed October 20, 2005).

 

- Tamara Sumner & Mary Marlino, ‘‘Digital Libraries and Educational Practice: A Case for New Models,’’ Proceedings of the 2004 Joint ACM/IEEE Conference on Digital Libraries (June 2004): p. 170–176.

 

- Sandra D. Payette & Oya Y. Rieger, ‘‘Supporting Scholarly Inquiry: Incorporating Users in the Design of the Digital Library,’’ Journal of Academic Librarianship 24.2 (March 1998): 121–130.

 

- Christine L. Borgman, ‘‘Designing Digital Libraries for Usability,’’ in Digital Library Use: Social Practice in Design and Evaluation, edited by Ann Peterson Bishop, Nancy A. Van House, & Barbara P. Buttenfield (Cambridge: MIT Press 2003), pp. 85–118.

 

- Ann Blandford, Suzette Keith, Iain Connell & Helen Edwards, ‘‘Analytical Usability Evaluation for Digital Libraries: A Case Study,’’ Proceedings of the 2004 Joint ACM/IEEE Conference on Digital Libraries (June 2004).

 

- Andrew Dillon, ‘‘Spatial-semantics: How Users Derive Shape From Information Space,’’ Journal of the American Society for Information Science 51.6 (2000): 521–528; Blandford, ‘‘Analytical Usability’’.

 

- Hanna Stelmaszewska & Ann Blandford, ‘‘Patterns of Interactions in Response to Search Results,’’ Joint Conference on Digital Libraries, Portland, Oregon (July 2002). Available http://www. uclic.ucl.ac.uk/annb/docs/Stelmaszewska29.pdf (accessed November 2, 2005); Blandford, ‘‘Analytical Usability.’’

 

- Christine L. Borgman, Anne J. Gilliland-Swetland, Gregory H. Mayer, Richard Mayer, David Gwynn, Rich Gazan & Patricia Mautone, ‘‘Evaluating Digital Libraries for Teaching and Learning in Undergraduate Education: A Case Study of the Alexandria Digital Earth ProtoType (ADEPT),’’ Library Trends 49.2 (2000): 228–250; Gary Marchionini, ‘‘Evaluating Digital Libraries: A Longitudinal and Multifaceted View,’’ Library Trends 49.2 (2000): 304–333.

 

- Samantha K. Hastings, ‘‘Query Categories in a Study of Intellectual Access to Digitized Art Images,’’ in Proceedings of the 58th ASIS Annual Meeting, Chicago (October 1995); Helene E. Roberts, ‘‘A Picture is Worth a Thousand Words: Art Indexing in Electronic Databases,’’ Journal of the American Society for Information Science and Technology 52.11 (September 2001): 911–916.

 

- Bates, ‘‘Toward an Integrated Model’’.

 

- Gary Marchionini, Information Seeking in Electronic Environments (London: Cambridge University Press, 1995), p. 5.

 

- Ibid., p.6.

 

- Ronald E. Rice, Maureen McCreadie & Shan-Ju L. Chang, Accessing and Browsing Information and Communication (Cambridge: MIT Press, 2001), p. 2.

 

- Carol C. Kuhlthau, ‘‘Longitudinal Case Studies of the Information Search Process of Users in Libraries,’’ Library and Information Science Research 10.3 (1988): 257–304.

 

- Borgman, ‘‘Designing Digital Libraries for Usability.’’

 

- Marchionini, Information Seeking in Electronic Environments.

 

- Bates, ‘‘Toward an Integrated Model.’’

 

- Marcia J. Bates, ‘‘The Design of Browsing and Berry-picking Techniques for the Online Search Interface,’’ Online Review 13.5 (1989): 407–424.

 

- Amanda Spink, Tom Wilson, David Ellis & Nigel Ford, ‘‘Modeling Users’ Successive Searches in Digital Environments,’’ D-Lib Magazine (April 1998). Available http://www.dlib.org/dlib/april98/04spink.html (accessed October 20, 2005).

 

- Gary Marchionini & Ben Shneiderman, ‘‘Finding Facts vs. Browsing Knowledge in Hypertext Systems,’’ Computer 21.1

(1988): 70–80; Borgman, ‘‘Designing Digital Libraries for Usability’’; Andrew Dillon, ‘‘Spatial-Semantics’’;Marchionini, Information Seeking in Electronic Environments; Rice, Accessing and Browsing Information and Communication.

 

- Marchionini & Shneiderman, ‘‘Finding Facts.’’

- Marchionini, Information Seeking in Electronic Environments, p.12.

 

- P.N. Johnson-Laird, Mental models (London: University Press Cambridge, 1983), p. 402.

 

- Donald A. Norman, The Design of Everyday Things (New York: Basic Books, 2002), p. 17.

 

- Michael D. Cory, ‘‘Mental Models and Hypermedia,’’ Educational Technology Review 9 (1998): 20–25.

 

- Ibid.

 

- Dillon, ‘‘Spatial-Semantics’’.

 

-Bryan P. Heidorn, ‘‘Image Retrieval as Linguistic and Nonlinguistic Visual Model Matching,’’ Library Trends 48.2 (1999): 303–326.

 

- Krystyna K. Matusiak & Judith T. Kenny, ‘‘Building a Digital Collection of Photos and Maps: Milwaukee Neighborhoods at the University of Wisconsin-Milwaukee Libraries,’’ Cartographic Perspectives 49 (Fall 2004): 66–73. September