قیمت‌‌گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکترای کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاه شهید چمران اهواز

چکیده

«قیمت‌گذاری» از مفاهیم پایه در علم اقتصاد و بخصوص بازاریابی است. آگاهی از اصول، روشها، هدفها، چالشها و راهکارهای آن بویژه به منظور استفاده از این مفاهیم در ارائه خدمات اطلاع‌رسانی و دسترسی به اطلاعات، برای متخصصان کتابداری و اطلاع‌رسانی، اهمیت اساسی دارد. از آنجا که مفهوم قیمت‌گذاری در حوزۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، این مقاله زوایای مفهوم قیمت‌گذاری را با توجه به منابع و خدمات اطلاع‌رسانی، بررسی نموده است. ضرورت توجه بیشتر به حوزۀ اقتصاد اطلاعات و بویژه اصول قیمت‌گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی، هدفهای قیمت‌گذاری، تفاوتها و تشابهات قیمت‌گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی با دیگر کالاها و خدمات اقتصادی، برآورد هزینه، و راهکارهای قیمت‌گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی به منظور ارائه خدمات کارآمد، از دیگر مواردی است که در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است.
 

کلیدواژه‌ها


مقدمه

به بسیاری از سؤالهایی که اکنون در حوزۀ کتابداری و اطلاع­رسانی مطرح می­شود، در حوزۀ اقتصاد اطلاعات می‌توان پاسخ داد. کتابداران در همایشها و گردهمایی­ها، سؤالهای تکراری زیادی را در مورد موقعیت و جایگاه اجتماعی خود مطرح می‌کنند که پاسخگویی به آنها تأمل فراوانی را می­طلبد. در مقابل، صاحب‌نظران این حوزه سعی دارند در حد بضاعت خود به این جمعیت رو به رشد سؤال کننده، پاسخی شایسته ارائه کنند. چنانچه راهنمایی برای پاسخگویی به این سؤالها تهیه شود تا به مانند آنچه در وب سایتها معمولاً با کلمه اختصاری FAQ [1] شناخته می­شود، پاسخگوی سؤالهای پربسامد و تکراری باشد، یک پاسخ را می­توان به راحتی پیش­بینی کرد و آن اینکه «خود کتابداران و عملکرد آنها و میزان خدمت و ارتباط آنها با جامعه، جایگاه آنان را مشخص می­کند»، و نتیجه گرفته می­شود که باید خود را تمام و کمال در خدمت جامعه قرار داد، زیرا  هدف علم و حرفه هم در نهایت خدمت است (افشار، 1386).

باید گفت، این حرف درستی است که جواب بسیاری از سؤالها را باید از خود شروع کرد و این یک کار اخلاقی و نیز کاملاً انسانی است که افراد خود را وقف خدمت به جامعه کنند، اما این یک گفتار علمی نیست، زیرا شعار تمامی علوم بشری و بسیاری از انسانها، خدمت به جامعه است و این نکته تنها به حوزۀ کتابداری و اطلاع­رسانی تعلق ندارد. چنانچه این نصیحت اخلاقی کارگر می­افتاد، تاکنون باید شیوه­های ارائه خدمات در کتابخانه­ها متحول می­شد. «وایت»[2] (1382) معتقد است آسیب زنندگان واقعی به حرفة کتابداری و مراجعان کتابخانه­ها، کسانی هستند که معتقدند باید با دست خالی بیشترین بازدهی را داشت. امروزه این شعار در حوزۀ کتابداری و اطلاع­رسانی ایران هم وجود دارد و کم نیستند کسانی که قول می­دهند خود یا افراد زیردست آنها، کار زیادی را با دست خالی انجام خواهند داد؛ در حالی که به جای متوسل شدن به این گونه شعارها، می­توان با کمی آگاهی از دانش اقتصاد و بویژه اقتصاد اطلاعات، پاسخ بسیاری از  مسائل کتابداری و کتابخانه­ها را به گونه‌ای علمی­تر مورد مطالعه قرار داد. این یک سخن علمی است که هرجا منافع مالی و اقتصادی در کار باشد، خدمات به بهترین وجه انجام می­شود، حالا می­توان دلیل اینکه چرا کتابخانه­ها در این شرایط قرار دارند را به روش علمی دنبال کرد.

افراد معمولاً در مقابل پاداش، خوب عمل می­کنند. ممکن است افرادی هم پیدا شوند که بدون توجه به هرگونه پاداشی، کار خود را به بهترین وجه انجام دهند ـ که البته به احتمال زیاد آنها هم یا امیدوار به دریافت پاداش هستند یا قبلاً پاداش خود را گرفته­اند. هر چند تبیین این نکته به مجال بیشتری نیاز دارد، اما باید دانست که در حقیقت اکثر افراد بدون پاداش کاری انجام نمی­دهند، و برنامه­ریزی علمی باید برای اکثریت غالب صورت بگیرد نه یک یا چند نفر استثنا. پس در واقع، هریک از فعالیتها قیمتی دارد که در ازای انجام آن پرداخت می­شود. یک برداشت کلی از این مقدمه این است که چنانچه بخواهیم کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی کارآمدی داشته باشیم، ناگزیر باید بر جنبه­های اقتصادی و مالی آنها تأکید کنیم و شیوه­های ادارۀ کتابخانه­ها را به گونه­ای تغییر دهیم که کارآیی اقتصادی را سرلوحة کار خود قرار دهند، بدون این که از مرامنامة اخلاقی خود چشم بپوشند. به همین دلیل، مباحث اقتصادی مانند «هزینه ـ سودمندی» و به ویژه بهای استفاده و قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی اهمیت پیدا می­کند.

 

بیان مسئله

منابع و خدمات اطلاعاتی به صورت سنتی از طریق کتابخانه­ها در اختیار افراد قرار گرفته است. کتابخانه­ها معمولاً خدمات خود را به صورت رایگان در اختیار اعضای جامعه قرار داده و به طور مستقیم هزینه­ای از مراجعه­کننده مطالبه نکرده­اند، اما امروزه شرایط در حال تغییر است. افزایش نرخ تورم، فشار ناشی از بودجة محدود و به تبع آن کاهش قدرت خرید کتابخانه­ها و رقابت گسترده برای استفاده از این بودجه­ها، حجم عظیم و رو به رشد اطلاعات، نیازها و انتظارهای مراجعان کتابخانه­ها برای دسترسی بهتر و سریع­تر به اطلاعات روزآمد، نقش فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی در تقویت آن و کمک به راه­اندازی خدمات جدید، کتابخانه­ها را با چالشهایی جدید روبه‌رو ساخته است.

از آنجا که هدف کتابداران فراهم­آوردن امکان گردش آزاد و دسترسی مستقیم به اطلاعات است، از این مفهوم اغلب این گونه برداشت می­شود که دسترسی به منابع و خدمات اطلاعاتی باید رایگان باشد و دریافت بها برای دسترسی به اطلاعات، تخلف از جریان آزاد اطلاعات تلقی می­شود (کینگما[3]، 1380، ص 153). به هر حال، دریافت هزینه از مراجعان کتابخانه­ها، موافقان و مخالفان زیادی دارد. برخی عقیده دارند با توجه به اینکه کتابخانه­ها اصولاً سازمانهایی غیرانتفاعی شمرده می‌­شوند، نباید خود را درگیر مسئله قیمت­گذاری خدمات (بویژه با دید تجاری و سودآوری) کنند، بلکه کتابخانه­ها و مراکز اطلاع‌رسانی باید به شکل مؤثرتری به مسئله هزینه­ها بپردازند و در نحوۀ هزینه کردن بودجه کتابخانه به منظور مجموعه­سازی منابعی که برای جامعة استفاده­کنندگان تهیه می­شود، فعالانه به مشارکت بپردازند. از این رو، کتابخانه­ها باید در فرایند تحلیل «هزینه ـ سودمندی» دخیل شوند. البته، در محیطهای کتابخانه­ای تحلیل «هزینه ـ سودمندی» روشهای خاص خود را دارد و سنجش سود حاصل از سرمایه­گذاری در کتابخانه­ها اغلب غیر قابل اندازه‌گیری است (علیزاده، 1385، ص117- 118). استدلال دیگر این است که دریافت چنین مبالغی را می­توان همه یا قسمتی از هزینه­هایی که بدون آنها عرضه برخی از خدمات اطلاع‌­رسانی ممکن نیست، تلقی کرد. به علاوه، دریافت حق­الزحمه از مراجعه­کنندگان، بخصوص دریافت بخشی از آن، مانع سوء استفادۀ احتمالی افراد می‌شود که تنها به خاطر رایگان بودن خدمات، از آنها استفاده می­کنند و نه به خاطر نیاز زیرا چنین سوء‌استفاده‌هایی منابع مالی را زایل می­کند و به کاهش خدمات اطلاع­رسانی منجر می­شود (هوا- وی[4]، 1982). این اختلاف نگرش دربارۀ ارائه اطلاعات به صورت رایگان یا در مقابل دریافت بها، پرسشهای زیادی را به وجود می‌­آورد. سؤالهایی از این قبیل که «تهیه­کنندگان اطلاعات چه وقت ­باید اطلاعات را بفروشند؟» «جامعه چه وقت باید از اهرمهای بازار مانند قیمت و دریافت هزینه برای مصرف­کننده استفاده کند، تا با محدود کردن دسترسی به اطلاعات، به تأمین مالی برای تولید اطلاعات دست یابد؟» «اگر اطلاعات یا دسترسی به اطلاعات فروخته ­شود، باید چه قیمتی برای آن دریافت شود؟» و ... (کینگما، 1380، ص 153- 154).

در گذشته، هدفهای کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی سنتی به حداقل رساندن هزینه‌ها، جلوگیری از کسر بودجه و حفظ استانداردهای خدماتی بود، ولی در سالهای اخیر این اندیشه در حال گسترش است که خدمات اطلاع­رسانی باید پاسخگوی مخارج خود باشند. اکنون هدفهای قیمت­گذاری شامل بهبود هزینه­های عملیاتی و حتی هزینه­های کل می­شود (هوا- وی، 1982). امروزه در کشورهای پیشرفته خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی جایگاه خاص خود را پیدا کرده است و بسیاری از مراکز اطلاع­رسانی بزرگ خدمات خود را در ازای دریافت وجه ارائه می­کنند. برای نمونه، می­توان به پایگاه­های اطلاعاتی مورد استفاده در دانشگاه­ها یا هزینه­هایی که بخش خدمات تحویل مدرک کتابخانة بریتانیا به ازای ارسال مدارک به سراسر جهان دریافت می­کند و نمونه­های بی­شماری از این قبیل، اشاره کرد. به نظر می­رسد آیندۀ خدمات اطلاع­رسانی، حداقل در سطوح تخصصی و پژوهشی، تا حدود زیادی به سمت خدمات انتفاعی گرایش دارد. از این رو، بسیاری از کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی به منظور هماهنگ نمودن خود با این جریان، بخشهایی را در مراکز خود با «عناوین امانت بین کتابخانه­ای»، «تحویل مدرک»، «خدمات اشاعة گزینشی اطلاعات»، «خدمات انتفاعی» یا تحت هر عنوان دیگر، ایجاد نموده­اند و در واقع مشغول تمرین برنامه­های پیش روی خود، در آینده هستند. کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی در ایران نیز ناگزیر باید در این مسیر حرکت کنند یا حداقل با تقویت و مجهز نمودن خود به چنین بخشهایی، این شیوۀ ارائه خدمات را هم تجربه کنند. حرکت در این مسیر به آگاهی از جنبه­های گوناگون اقتصاد اطلاعات نیاز دارد. یکی از جنبه­های مهم و سرنوشت ساز، برآورد هزینه ارائه این گونه خدمات و قیمت­گذاری آنهاست. مفهوم قیمت­گذاری یکی از مفاهیم پایه در علم اقتصاد و بخصوص بازاریابی محسوب می­شود. آگاهی از اصول، روشها، هدفها، چالشها و راهکارهای آن بویژه به منظور استفاده از این مفاهیم در ارائه خدمات اطلاع­رسانی و دسترسی به اطلاعات، اهمیت اساسی دارد. این مقاله برآن است تا زوایای مفهوم قیمت­گذاری را با توجه به خدمات اطلاع­رسانی، بررسی نماید.                                           

موارد فوق ضرورت توجه هر چه بیشتر به بحث قیمت­گذاری خدمات اطلاع­رسانی را روشن می­کند؛ اما اکنون برای کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی سؤالهایی پیش می­آید که در پژوهشهای این حوزه کمتر به آن پرداخته شده است؛ سؤالهایی که در ابتدا به ذهن می­رسد این است که به راستی تولیدکنندگان و ارائه دهندگان منابع و خدمات اطلاعاتی چگونه بر فرآورده­های خود قیمت می­گذارند؟ یا عمل قیمت­گذاری به چه نحو انجام می‌گیرد؟ مراکز اطلاع­رسانی چگونه برای خدمات جستجو و تحویل مدرک، هزینه مطالبه می­کنند؟ چه معیارهایی برای تعیین قیمتها مورد استفاده قرار می­گیرد؟ مخارج چگونه شناسایی و برآورد می­شوند؟ راهکارهای تعیین قیمت کدامند؟ هدف این مقاله، پاسخگویی به این سؤالهاست.

 

تاریخچه

نویسندگان زیادی بر اهمیت قیمت­گذاری در ماندگاری سازمانها و موفقیت آنها در بازار تأکید کرده­اند. با وجود اهمیت قیمت­گذاری، مطالعات کاربردی اندکی در این زمینه صورت گرفته است. پیچیدگی مفهوم قیمت­گذاری، ضرورت جمع‌آوری اطلاعات کامل دربارۀ محیط بیرونی و درونی سازمان را توجیه می­کند. بررسی جامع نوشتارهای قیمت‌گذاری نشان می­دهد دربارۀ قیمت‌گذاری مطالعات اندکی صورت گرفته که آن هم بیشتر به کالاهای فیزیکی مربوط می­شود تا خدمات. در حالی که امروزه خدمات منافع زیادی نصیب سازمانها می­کند و درک قیمت­گذاری خدمات، اهمیت زیادی یافته است (اولانیتیس، آیدوناس[5]، 2007، ص 83). در ادبیات کتابداری و اطلاع­رسانی نیز یکی از جنبه­های مغفول ماندۀ این حوزه، مبحث اقتصاد اطلاعات و مفهوم قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی است.

خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی برای اولین بار از دهة 1960 در کتابخانه­ها و بیشتر در مؤسسه‌های علمی شکل گرفت. اما پژوهشهای رسمی در مورد خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی در مقایسه با دیگر حوزه­های کتابداری و اطلاع­رسانی بسیار ناچیز بوده است. شاید کتابداران و متخصصان اطلاع­رسانی تاکنون به این گونه خدمات نگرشی تجاری داشته و آن را با مدل کتابخانه­ای ناهماهنگ می­دانسته­اند؛ اما روشن است که چنانچه بخواهیم راه‌های بهتری برای تولید، توزیع و اشاعة اطلاعات پیدا کنیم و خدمات اطلاع­رسانی را به فراسوی مرزهای کتابخانه­ها گسترش دهیم، راهی جز توسل به این گونه خدمات نداریم. در سال 1983 اولین همایش دربارۀ خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی در دانشگاه «لانگ آیلند»، و همایش دوم در سال 1987 در دانشگاه «میشیگان» برگزار شد. سومین و چهارمین همایش به ترتیب در سالهای 1992 و 1997 خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی را مورد بررسی قرار دادند (وارد، فانگ و دئری[6]، 1382، ص 11-13). توجه به جنبه­های اقتصادی منابع و خدمات اطلاع­رسانی گسترش روزافزون یافته و بر اهمیت پژوهش در این زمینه تأکید می‌‌شود.

 

قیمت­گذاری

مفهوم قیمت و قیمت­گذاری از موضوعات با اهمیت در اقتصاد و بازاریابی است که آگاهی از ابعاد آن برای تمام کسانی که به تولید یک محصول یا ارائه خدمتی خاص می­پردازند، ضروری است. عنصر «قیمت» یکی از عوامل مؤثر بر حفظ و جذب مشتریان و جلب رضایت خاطر آنان و در واقع وجهی است که برای کالا یا خدمتی خاص هزینه می­شود. قیمت­گذاری به زبان ساده، یعنی تعیین قیمت برای کالا یا خدمتی خاص (عزیزی، 1381، ص 38). مفهوم قیمت[7] از عناصر اصلی آمیختة بازاریابی[8]  و در واقع یکی از چهار رکن بازاریابی است. سه رکن دیگر شامل «محصول»[9]، «فعالیتهای تشویقی و ترغیبی»[10] و «مکان یا کانال توزیع»[11]، می­شود، که به آنها «آمیختة بازاریابی» می­گویند (علیزاده، 1385، ص 114). قیمت­گذاری یک هنر است و تصمیمهای قیمت­گذاری منعکس کنندۀ ترکیبی از بصیرت، تجارب گذشته و تجزیه و تحلیلهای پیچیده می‌باشد. قیمت­‌گذاری هرگز در خلأ انجام نمی­گیرد، بلکه بیشتر یک فرایند پویا و چند وجهی است. این عمل، علاوه بر انعکاس هدفهای سازمانی، عنصری از راهبرد بازاریابی نیز هست. تعیین قیمت مناسب می‌تواند به یک جریان پایدار درآمد، منجر گردد، در مقابل، قیمت­گذاری خیلی پایین ممکن است کسب و کار ایجاد کند، ولی هزینه­ها را پوشش نخواهد داد (فانگ، 1382، ص 103). برای تعیین قیمت، هیچ گونه راه حل ثابت و فرمول سحرآمیزی وجود ندارد. عوامل مختلفی در این زمینه دخالت دارند. قیمت­گذاری فرایندی مداوم و پیوسته است. این تداوم ناشی از تغییرات محیطی و عدم ثبات شرایط بازار است که جرح و تعدیل قیمت را ضروری می‌سازد.

در جوامعی که اقتصادی پویا دارند، روابط مشخصی بین عرضه، تقاضا و قیمت وجود دارد. عرضه و تقاضا مفاهیم نزدیک قیمت­‌گذاری‌اند که بر روی هم سه عنصر پایة اقتصاد را تشکیل می­دهند. در اقتصاد و تجارت آزاد، اقتصاد تابعی از سازوکارهای عرضه و تقاضا در جامعه است. به عبارت دیگر، چنانچه گردش محصولات و خدمات رونق بیشتری داشته باشد، اقتصاد رونق می­گیرد و برعکس. میزان کالای تولید شده در بازار و میزان خرید آن، قیمت را مشخص می­کند. در واقع، نقطة تلاقی بین عرضه و تقاضا در اقتصاد، «قیمت» است. به عبارت دیگر، «قیمت» در نقطه­ای تعیین می‌­شود که فروشنده آمادگی دارد در مقابل دریافت وجهی کالای خود را عرضه کند و در مقابل خریداری در آن نقطه، حاضر می­شود هزینه مربوط را بپردازد (فرج­پهلو، 1385).

مهمترین نقش قیمت، عمل در راستای تخصیص کارآتر منابع و خدمات و به حداکثر رساندن سود است. در علم اقتصاد، قیمتها دو نقش اساسی دارند: تعیین سطح عرضه کالاها و خدمات و تأمین مالی تولید این کالاها و خدمات. قیمت به عنوان اهرم تخصیص، مشخص می­کند که چه کسی می­تواند کالاها و خدمات خاص را خریداری کند. تنها مصرف‌­کنندگانی خرید می‌کنند که سود آنها از خرید کالا، از قیمتی که می‌پردازند بیشتر است. این امر دو نکته را تضمین می‌کند؛ نخست اینکه تنها مصرف‌‌کنندگانی بیشترین سود را از کالا و خدمات به دست ­می‌آورند که آن را خریداری می­کنند و دوم، مصرف­کنندگان کالا را ضایع نمی‌کنند، چون برای آن پول پرداخت کرده­اند. قیمت همچنین برای تأمین مالی تولید کالاها و خدمات به کار برده می­شود. هدف اولیه از فروش کتاب، مجله، روزنامه و سایر محصولات اطلاعاتی تجاری، تأمین هزینه و تولید سود است (کینگما، 1380، ص 154). قیمت عادلانه و واقعی، قیمتی است که از یک طرف سطح هزینه‌­های انجام شده برای تولید محصول یا ارائه خدمات را پوشش دهد و از سوی دیگر برای افرادی که این کالاها و خدمات را ارائه می­کنند، مقدار معقولی سود داشته باشد.

 

هدفهای قیمت­گذاری

در نوشتارهای مختلف، هدفهای زیادی برای قیمت­گذاری ذکر شده است. «دانیل»[12] (1999) اهداف قیمت­گذاری را به سه دسته تقسیم می­کند:

1. هدفهای سودگرا: به حداکثر رساندن سود، منافع رضایت­بخش، و بازده مورد نظر سرمایه­گذاری

  1. هدفهای فروش­گرا: به حداکثر رساندن سهم بازار و فروش
  2. هدفهای حفظ وضعیت فعلی: حفظ شاخصهای فعلی سازمان.

«کاتلر»[13] (2001) اهداف قیمت­گذاری را به پنج دسته تقسیم می­کند: ادامه حیات، به حداکثر رساندن سود فعلی، به حداکثر رساندن سهم بازار، رهبری کیفیت، حداکثر پرمایه و گران کردن بازار (در: عزیزی، 1381، ص 38-39). هدفهای قیمت‌گذاری در سازمانهای گوناگون با توجه به نوع، هدف و ویژگیهای خاص هریک از آنها متفاوت است. از این رو، هریک از آنها باید راهبردهای خاص قیمت­گذاری مربوط به خود را مورد بررسی قرار دهند.

متون سنتی، هدف کلی قیمت­گذاری را حداکثر سودآوری می­دانند. تعدادی از هدفهای قیمت­گذاری عبارتند از: پوشش هزینه­ها، به حداکثر رساندن سود و برگشت مبالغ سرمایه گذاری شده، بهبود یا حفظ حضور در بازار، همگام شدن با قیمتهای رقابتی، تحکیم وضعیت جاری، کنترل تقاضا و ادامة حیات در میان مدت تا بلند مدت، نقدینگی جهت حفظ سازمان در کسب و کار، حفظ وضع موجود در ارتباط با برخی شاخصهای کلیدی مانند سود، سهم بازار و ایجاد تصور از کیفیت بالای محصول، رهبری کیفیت محصول، منافع رضایت­ بخش، حداکثر فروش، ایجاد مزیت یا برابری رقابتی، ایجاد موانع برای ورود رقبا و نظایری از این قبیل. فهرست کامل­تری از هدفهای قیمت­گذاری، در جدول 1 به نمایش گذاشته شده است.

جدول 1. هدفهای قیمت­گذاری (اقتباس از: اولانیتیس، آیدوناس، 2007، ص 85)

حداکثر سود

حداکثر میزان فروش

حضورحداکثری در بازار

افزایش مشارکت در بازار

بازگشت سرمایه[14]

پوشش ظرفیت موجود

تبعیض قیمتی[15] (تمایز قیمتی)

ارضای نیازهای توزیع­کنندگان

یکپارچگی قیمت در بازار

یکپارچگی فروش در بازار

جلوگیری از ورود رقبای جدید به بازار

حفظ مشتریان فعلی

تعیین قیمت منصفانه برای مشتریان

ماندگاری طولانی مدت

دستیابی به منافع در حد رضایت

نیل به فروش در حد رضایت­بخش

دستیابی به سهم بازار در حد رضایت­بخش

پوشش هزینه

بازگشت دارایی­ها[16]

حفظ و دستیابی به قدرت پرداخت بدهی­ها (نقدینگی)[17]

رهبری کیفیت خدمات

خلق یک تصویر آبرومندانه و معتبر از سازمان

اجتناب از کشمکشهای قیمتی[18]

توسعة بازار

قیمتهای مشابه رقبا

برآورده کردن نیاز مشتریان

جذب مشتریان جدید

دستیابی به هدفهای اجتماعی

در گذشته، هدفهای کتابخانه‌ها و خدمات اطلاع‌رسانی سنتی به حداقل رساندن هزینه‌ها، کاهش کسر بودجه و حفظ استانداردهای خدماتی بود؛ ولی در سالهای اخیر این عقیده در حال گسترش است که خدمات اطلاع‌رسانی باید پاسخگوی مخارج خود باشند. هم‌اکنون قیمت‌گذاری شامل بهبود هزینه‌های عملیاتی یا هزینه کل می‌شود. پژوهش «زیس»[19] (1977) نشان داد از تعداد 15 مرکز اشاعه گزینشی اطلاعات مورد بررسی، 13 مرکز تأمین هزینه را هدف اصلی خود در دریافت هزینه مطرح کردند. هدف این مراکز، درجات متفاوتی از خودکفایی بود و از دستیابی به بخش کوچکی از هزینه­‌های عملیاتی تا تبدیل شدن به یک مرکز اقتصادی خودکفا و یا حتی درآمدزا، نوسان داشت (در: هواـ وی، 1982).

 

قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی

همان‌طور که تحلیل اقتصادی کالاها و خدمات اطلاعاتی با تحلیل اقتصادی استاندارد متفاوت است (کینگما، 1380، ص 16)، قیمت­گذاری کالاها و خدمات اطلاعاتی هم تابع شرایط خاص خود بوده و با قیمت­گذاری دیگر کالاها و خدمات تفاوتهایی دارد. قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی با چالشهای زیادی روبروست. هر یک از منابع و خدمات اطلاعاتی و مؤسسات متولی آنها، تعاریف متفاوتی از تأمین هزینه، قوانین محاسباتی محلی و فرایندهای مخصوص به خود دارند و اهداف سازمانی نیز تأثیر زیادی بر مدلهای قیمت­گذاری دارد. خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی معمولاً براساس اصول «تأمین هزینه» عمل می­کند، هر چند تأمین هزینه در سازمانهای گوناگون معانی متفاوتی دارد. چیزی که برای خدمات اطلاعاتی انتفاعی ضروری است، خودکفایی کامل یا جزئی است. گاهی حتی انتظار می­رود این خدمات درآمد کافی برای تأمین حقوق و مزایای کارکنان، هزینه تجهیزات سرمایه­ای، ملزومات و سایر هزینه­های عملیاتی را کسب کنند. مؤسساتی هم هستند که از خدمات انتفاعی توقع دارند هزینه­های خود را به طور کامل تأمین کنند. مدیران مراکز اطلاعاتی انتفاعی برای شناسایی مخارج و تعیین قیمتها راهکارهای متعددی را اتخاذ کرده­اند (فانگ، 1382). برای مثال، شرایط محیطی مرکز اطلاع­رسانی و نوع استفاده­کنندگان از خدمات و منابع اطلاعاتی، نقش تعیین­کننده­ای در قیمت­گذاری این منابع و خدمات دارد. به همین دلیل، به منظور شناسایی و تعیین شیوه­های قیمت­گذاری، باید درک روشنی از محیط بیرونی و درونی سازمان مادر و حتی شرایط خارج از آن داشت. قاعدۀ تخصیص قیمتها و قاعدۀ تأمین مالی در مورد کالاها و خدمات اطلاعاتی، اغلب در تضاد با یکدیگرند. کتابها، مجلات و نرم­افزارهای رایانه­ای همگی هزینه­های بالایی برای تولید اولین نسخه و هزینه­های نهایی نسبتاً کمتری برای تولید نسخه­های اضافی دارند. در این موارد، تعیین بهای استفاده به قیمتی برابر هزینه­های نهایی برای دستیابی به کارایی اقتصادی لازم است. اما قیمت­گذاری مبتنی بر هزینه نهایی، دارای منحنی­های هزینه متوسط رو به کاهش، درآمد کافی برای تأمین مالی تولید کالاها و خدمات با هزینه بالا برای اولین نسخه، فراهم نمی­آورد (کینگما، 1380، ص 155).

اقتصاددانان از اصطلاح «انعطاف­پذیری قیمت» برای نشان دادن گسترۀ همبستگی میان قیمت و تقاضا در مورد یک کالا استفاده می­کنند. در مورد اطلاعات، میزان انعطاف‌پذیری قیمت به ماهیت اطلاعات، هدفی که به خاطر آن کسب می­شود، شرایطی که طی آن نیاز ایجاد شده، کسی که از آن استفاده می­کند، سطح رقابت یا تقاضا برای اطلاعات، سطح یا میزان پردازش لازم برای مفید ساختن آن، اهمیت آن برای تصمیم‌گیری، و میزان اطلاعات مشابهی که از دیگر منابع رقابتی در دسترس کاربران قرار می­گیرد، کاملاً وابسته است (هایس[20]، 1381، ص266).

 

عوامل مؤثر بر قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی

«اسمیت»[21] (1995) اطلاعات مورد نیاز برای قیمت­گذاری را در سه مقوله، شامل موارد زیر می­داند: اطلاعات مربوط به هزینه، سود، محصول و فروش؛ اطلاعات مربوط به رقبا؛ اطلاعات دربارۀ مشتریان (اولانیتیس، آیدوناس، 2007، ص 84). برخی صاحب‌نظران سه دستة کلی از عوامل را در تصمیمهای قیمت­گذاری مؤثر می­دانند که عبارتند از:1- عوامل سازمانی، که با منابع و هدفهای سازمان سروکار دارند 2- عوامل مشتری، که تأثیر مشتری بر قیمت­گذاری را نشان می­دهد 3- عوامل بازار، که از طرف بازار بر قیمت­گذاری تأثیر گذار است (عزیزی، 1381، ص 39).

به منظور دستیابی به قیمت­گذاری دقیق و رضایت بخش، باید عوامل مؤثر بر قیمت‌گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی را شناسایی و آنها را تنظیم نمود. با بررسی متون مختلف و تأمل در باب عوامل مؤثر بر قیمت، روشن شد  هشت عامل عمده به صورت پایه­ای در تعیین قیمت واقعی کالاها و خدمات به طور کلی تأثیرگذارند، این عوامل در قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی هم نقش اساسی دارند. عوامل بیرونی و محیطی، آگاهی از اهداف و آمال مورد نظر، شامل هدفهای مالی و سازمانی سازمان مادر و مرکز ارائه دهندۀ خدمات اطلاع­رسانی، شناخت بازار و مقایسة تطبیقی آن و استفاده از بازخوردها و نظرات مشتریان، دیگر اجزای آمیختة بازاریابی شامل نوع کالا یا خدمت، کانال توزیع و ترفیع، میزان انتظار از خدمات به عنوان تأمین­کنندۀ هزینه، سودآور بودن یا یارانه­ای بودن خدمات، آگاهی از میزان دقیق هزینه­ها و قدرت انطباق مخارج و درآمدها، و حتی شناخت رقبا و رویکردهای قیمت­گذاری، مراکز اطلاع­رسانی را قادر خواهد ساخت تا با آگاهی از این عوامل، فلسفة قیمت­گذاری خود را روشن کنند. شکل 1، عوامل مؤثر بر قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی را به خوبی نشان می­دهد. هرچند ممکن است عوامل دیگر هم وجود داشته باشند که بر قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی تأثیر داشته باشند، اما در این مقاله عناصر مؤثر بر قیمت که در شکل 1 به نمایش گذاشته شده به عنوان الگویی برای عوامل مؤثر بر قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی مورد تجزیه و تحلیل قرار می­گیرند.

هدفهای سازمان مادر یا هدفهای سازمانی:قبل از هرگونه تصمیمی درباره قیمت‌گذاری، باید مأموریت و هدفهای مؤسسه­ای را که تعیین‌کنندۀ هدفهایی خاص در قیمت­گذاری است، در نظر گرفت. همانند هدفهای کلی سازمان مادر، هدفهای خاص مرکز ارائه دهندۀ خدمات هم در قیمت­گذاری خدمات اطلاع­رسانی تأثیر اساسی دارد. هدف کلی بسیاری از واحدهای خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی، پشتیبانی از انتقال دانش و توسعه اقتصادی است (فانگ، 1382، ص 102)، اما باید دید این مراکز تا چه حد از پشتیبانی و همیاری دولتی و عمومی برخوردارند.

میزان انتظار از خدمات و منابع به عنوان تأمین­کنندۀ هزینه، سودآور، یا یارانه­ای بودن: آگاهی از انتظارها و تعهدهای سازمانی که خدمات اطلاع­رسانی زیرمجموعه­ای از آن است، به منظور ارائه یک راهکار شفاف برای قیمت­گذاری ضروری است. ابتدا بایدروشن شود هدف ما از ارائه این گونه خدمات چیست؟ آیا کمکهای دولتی و مالیات عمومی خدمات را پشتیبانی می­کنند؟ آیا تأمین هزینه ارائه خدمات اطلاع­رسانی مدنظر است، یا علاوه بر آن باید در جهت سودآور بودن ارائه خدمات اطلاع­رسانی تلاش کرد؟ اگر سودی به دست آمد یا زیانی پیش آید، چه باید کرد؟ چه نوع مقررات مالی و حقوقی در مورد این خدمات به کار خواهد رفت؟ (فانگ، 1382، ص 101). در مورد هریک از این موارد می­توان سؤالهای دیگری مطرح ساخت. برای مثال، چنانچه این خدمات سودآور باشند، سود حاصل کجا خواهد رفت؟ به طور خلاصه، باید پیامدهای حاصل از این مسائل به دقت مطالعه شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1. عوامل مؤثر بر قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی

 

بازار و عوامل بیرونی و محیطی:محیط بیرونی و درونی سازمان مادر، نقش مهمی در تعیین قیمت خدمات اطلاع­رسانی دارد. بنابراین، شناخت محیط بیرونی و درونی سازمان مادر برای مدیر خدمات اطلاع­رسانی ضروری است. بازار مورد نظر اکثر مراکز اطلاع­رسانی، استفاده­کنندگان غیراصلی کتابخانه­ها، شرکتها، مشاوران و شرکتهای حقوقی هستند. برخی مراکز حتی ممکن است برای کاربران اصلی خود خدمات پژوهشی و تحویل مدرک را به قیمت تخفیفی ارائه کنند (فانگ، 1382، ص 102).

شناخت مشتریان: علاوه بر ارزیابی ساختار قیمتها، باید روشن شود مشتریان خدمات اطلاع­رسانی چه کسانی هستند و اطلاعات دقیقی دربارۀ اندازۀ سازمان، تعداد کارمندان، درآمد سالانه و شیوه­های استفادۀ آنها از خدمات اطلاع­رسانی به دست آورد. به علاوه، زمینة ایجاد تعامل با استفاده­کنندگان به منظور آگاهی از نکات مثبت و منفی ارائه خدمات اطلاع‌رسانی ضروری است. به هرحال، تصمیم­گیری دربارۀ اینکه به چه کسی خدمات ارائه شود، یکی از عوامل تعیین میزان مخارج و قیمت است (فانگ، 1382، ص 102).

مقایسه و زمینه­یابی بازار برای شناخت رقبا: باید در مورد اینکه مراکز مشابه ما برای خدمات مشابه چه مقدار هزینه مطالبه می­کنند و جدول قیمت­بندی آنها به چه صورت است، مطالعه­ای تطبیقی انجام گیرد، زیرا دریافت قیمت بالاتر ممکن است موجب کاهش تعداد استفاده­کنندگان، و دریافت قیمت خیلی پایین، سبب کسر درآمد و زیان شود.

 

برآورد هزینه

تولید هر کالا مستلزم صرف هزینه است؛ یعنی هزینه­ها قیمت کالای تولید شده را تعیین می­کنند؛ البته غیر از هزینه مقداری سود هم باید در نظر گرفته شود. به این دلیل است که هزینه اهمیت زیادی در تعیین قیمت دارد. قیمت هم نقش تعیین­کننده­ای در بازار هر کالایی دارد و چنانچه در حد توان مصرف­کننده باشد، بازار فعال شده و در غیر این‌صورت دچار رکود می­گردد (فرج­پهلو، 1385). شاید اساسی­­ترین عامل تعیین­کنندۀ قیمت کالاها و خدمات، هزینه تولید یا ارائه این‌گونه منابع باشد. مطالعة هزینه­ها، بخش جدایی­ناپذیر تعیین قیمت واقعی برای مطالبه است. مفهوم برآورد هزینه از این رو در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است. سؤالهایی که ممکن است در این زمینه وجود داشته باشد، عبارتند از: هزینه خدمات اطلاع‌­رسانی را چه کسی بر عهده می­گیرد؟ غرض از صرف هزینه برای ارائه خدمات اطلاع­رسانی چیست؟ پیامدهای دقیق سود و زیان حاصل از ارائه خدمات در یک سال معیّن چه خواهد بود؟ آیا واحد اطلاع­رسانی انتفاعی یک خدمت کوچک و کوتاه مدت است، یا یک نهاد کامل است که خدمات اطلاع­رسانی را در سطحی گسترده ارائه می­کند؟ هریک از این موارد، مستلزم نوعی از سرمایه­گذاری و هزینه است. محاسبة برآورد هزینه به هدفی که خدمات اطلاع­رسانی به آن منظور ارائه می‌شود، بستگی دارد. 

دریافت هزینه خدمات اطلاعاتی از آنجا اهمیت پیدا می­کند که هر جا در قبال هزینه­ها وجهی دریافت شود، نظام حسابداری قادر است سهم خالص هر بخش از خدمات را از کل بودجه محاسبه کند، اما هنگامی که هزینه­های اطلاعات به عنوان بخشی از هزینه‌های عمومی و سربار در نظر گرفته شود، دقت کمتری در تعیین هزینه­های خدمات اطلاعاتی صورت می­گیرد (هایس، 1381، ص 272).

با شناسایی و تعیین دقیق هزینه فراهم­آوری هر یک از خدماتی که در کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی ارائه می­شود، محاسبة تک­تک آنها و کمک گرفتن از روشهای حسابرسی و حسابداری معمول در ارائه خدمات و معاملات بازرگانی، روشی فرا روی ما قرار می­گیرد که بر تجربیات حسابداری استاندارد و اصول برآورد هزینه مبتنی است. تمامی هزینه­های ثابت و متغیر یا مستقیم و غیرمستقیم و شرح وظایف کارکنان در زمان سپری شدۀ آنها در ارائه خدمات و دیگر اقلام مؤثر بر برآورد هزینه، باید به دقت مورد حسابرسی و محاسبه قرار گیرند.

 

هزینه­های تعیین کنندۀ قیمت منابع و خدمات اطلاعاتی

در تولید هر محصول، دو نوع هزینه وجود دارد: هزینه‌های ثابت و هزینه‌های متغیر. هزینه‌های ثابت، هزینه‌هایی هستند که با افزایش تولید محصول در محدوده مشخصی از زمان تغییر نمی‌کنند. این هزینه‌ها همچنین با عناوین هزینة مهیاسازی، سربار، یا هزینه اولین نسخه در صنعت نشر، مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال، هزینه ساختمان کتابخانه، هزینه ثبات در محدوده یک سال است؛ یعنی هزینه ساختمان بدون توجه به میزان استفاده و سطح تولید، یکی است (کینگما، 1380، ص46).  این هزینه‌ها، چه کالایی تولید بشود و چه تولیدی صورت نگیرد، در هر حال وجود دارد، مگر اینکه مؤسسه تعطیل شود. هزینه‌هایی مانند حقوق کارکنان، آب، برق، گاز، استهلاک تجهیزات، هزینه‌های مؤلف برای چاپ یک مقاله یا کتاب، جزء هزینه‌های ثابت هستند.

هزینه­های متغیر، هزینه­هایی است که به نسبت افزایش سطح و میزان تولید یا خدمات در محدودۀ زمانی مشخص افزایش می‌یابد. هزینه کارکنان یک کتابخانه، هزینه کاغذ برای فتوکپی، هزینه کتابهای خریداری شده و هزینه­های کاغذ و چاپ، مثالهایی از هزینه­های متغیر است (کینگما، 1380، ص46). این هزینه­ها با تولید رابطة مستقیم دارند و با افزایش و کاهش آن تغییر می­کنند. توضیح اینکه هزینه حقوق کارکنان در صورتی که تغییر نکند، جزء هزینه­های ثابت است، اما چنانچه امکان تغییر وجود داشته باشد، برای مثال برگزاری دوره­های آموزشی برای ارتقای سطح دانش کارکنان، جزء هزینه­های متغیر تلقی می­شود. این نوع هزینه­ها را در برخی متون اقتصادی «هزینه­های شبه متغیر» می­نامند.

برخی صاحب‌نظران هزینه­های تولید منابع و خدمات را در قالب هزینه­های مستقیم و غیرمستقیم معرفی کرده­اند. «هایس» (1381، ص 272-273) هزینه­های مستقیم مربوط به خدمات اطلاعاتی را شامل سه دستة کلی می­داند:

1. هزینه­های ثابت: مانند دستمزدها که در هر صورت، یعنی چه استفاده صورت بگیرد و چه نگیرد، وجود دارند.

2. هزینه­های متغیّر نظیر هزینه­های حق اشتراک پایگاه­های اطلاعاتی و دیگر خدمات، که باز در هر صورت همیشه وجود دارند.

3. هزینه­های متغیر مانند هزینه­های کاوش پایگاه­های اطلاعاتی که به استفادۀ واقعی از محصولات و خدمات بر می­گردد و در صورت استفاده نکردن، وجود نخواهد داشت.

از نظر «فانگ» (1382، ص 105- 106) هزینه­های مستقیم، هزینه­های ملموسی هستند که فعالیتهای روزانه را به صورت روزمره پشتیبانی می­کنند. هزینه­هایی مانند حقوق و مزایای کارکنان، هزینه­های فتوکپی، پرداختهای امانت بین کتابخانه­ای، هزینه­های اشتراک پایگاه­های اطلاعاتی، تجهیزات سرمایه­ای، ارتباطات از راه دور، و مخارج پستی.

هزینه­های غیر مستقیم شامل اجاره بها، هزینه­های عمومی اداری، و هزینه­های سربار می­شود که این موارد ربطی به استفاده ندارد و در هر صورت وجود دارند (هایس، 1381، ص 273). این هزینه­ها شامل هزینه­هایی مانند مصارف ساختمانی به عنوان مثال، فضا، گرما، روشنایی، استهلاک تجهیزات، تعمیر و نگهداری، پشتیبانی عملیاتی معمول کتابخانه­ای مثل قفسه‌­بندی، پشتیبانی فنی، پشتیبانی مدیریتی سازمانی مثل حسابداری پرسنل می­شود (فانگ، 1382، ص 105- 106).

هزینه­های ثابت، همان هزینه­های غیر مستقیم یا غیر عملیاتی هستند. معمولاً هزینه واقعی منابع و خدمات اطلاع­رسانی بیش از آن چیزی است که از مشتریان انتظار پرداخت آن را داریم. هزینه­های ثابت معمولاً به اقتصاد عمومی و دولت تحمیل می‌­شود.

به هر حال، کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی باید در ارائه خدمات از تجهیزات معمول و پذیرفته شدۀ حسابداری و قواعد رسیدگی سازمانی پیروی کنند. از نرم­افزارهای حسابداری برای پیگیری و محاسبة دریافتها و پرداختها استفاده نمایند و با استفاده از این تسهیلات محاسبه و پیگیری پرداختهای صورت گرفته در مورد هر یک از خدمات ارائه شده را شناسایی کنند و از نتایج به دست آمده به عنوان مبنای تعیین واحد هزینه استفاده کرده، هزینه ارائه خدمات را به درستی برآورد کنند. در مطالعة برآورد هزینه، باید زمان کافی برای تنظیم فعالیتهایی را که در یک مرکز انجام می­شود، در نظر گرفت تا با تجزیه و تحلیل تمامی هزینه­ها و دریافتی­ها، دیدگاه جامعی نسبت به برآورد هزینه ارائه شود.

«فانگ» (1382، ص 108- 109) نکات و مراحل با اهمیت در برآورد هزینه را شامل موارد زیر می­داند:

1. هر یک از محصولات و خدمات را برای تجزیه و تحلیل به عنوان محل هزینه شناسایی کنید.

2. همة هزینه­های عملیاتی را در قالب مستقیم و غیر مستقیم تعیین نمایید.

3. حقوق و مزایای هر یک از کارکنان و دانشجویان را معیّن کنید.

4. درصد زمانی را که هر کارمند بر روی محصولات و خدمات مربوط به مورد 1 صرف می­کند، مشخص نمایید.

5. درصد زمانی را که هر شخص در دفتر پشتیبانی مدیریتی می­گذارند، تعیین کنید.

6. هزینه­های مستقیم مربوط به مراکز هزینه کننده را مشخص کنید.

7. هزینه­های تخصیص نیافته دیگر به هر مرکز هزینه کننده را مشخص کنید.

8. کل هزینه­های مستقیم هر مرکز را اضافه نمایید.

9. هزینه­های غیر مستقیم مثل مخارج عمومی و مدیریتی را به هر مرکز بر اساس درصد هر طبقه 100% اختصاص دهید.

10. هزینه­های دیگر، مثل مصارف ساختمان، استهلاک تجهیزات و ... را هم می‌توان به هر یک از مراکز هزینه با استفاده از فرمول بالا اختصاص داد.

11. کل هزینه­های مستقیم و غیر مستقیم، منهای معافیتها یا یارانه­ها، مساوی است با کل هزینه خالص.

12. برای تعیین میانگین هزینه برای هر خدمت، تعداد کل خدمات را به کل هزینه خالص هر محصول/ خدمت/ مرکز هزینه کننده، تقسیم کنید.

با مطالعة برآورد هزینه­ها روشن می­شود بیشترین درصد در کجا صرف می­شود، کدام محصولات و خدمات اطلاعاتی هزینه بیشتری یا کمتری داشته و با توجه به مدت زمان صرف شده، کدام یک از خدمات کارایی بهتری دارند؟ هنگامی که تحلیل هزینه­ها کامل شد، موارد بیرونی مانند قیمت ارائه خدمات مؤسسات مشابه و جدول قیمت‌گذاریهای آنها مرحلة بعدی در قیمت­گذاری است. به علاوه، مخاطبان و مشتریان خدمات باید مورد مطالعه قرار گیرند و نیازهای اطلاعاتی و دیگر ویژگیهای آنان شناسایی شود، زیرا بازخورد گرفتن از آنان برای قیمت­گذاری اهمیت اساسی دارد.

از دیگر عوامل تعیین کنندۀ قیمت منابع و خدمات اطلاع­رسانی، هزینه نهایی، هزینه متوسط و هزینه کل است. این موارد از مفاهیم مورد توجه در محاسبة هزینه ـ سودمندی و درک تحلیل  اقتصادی کالاها و خدمات به شمار می­آیند. هزینه نهایی، هزینه افزایش برون داد در طی زمان مشخص است. برای مثال، هزینه نهایی یک ساعت خدمات مرجع در یک کتابخانه، حقوق یک ساعت کار اضافی است که به یک کتابدار مرجع پرداخت می‌شود. هزینه متوسط یعنی هزینه کل تقسیم بر تعداد کل برونداد طی زمانی مشخص. هزینه متوسط شامل هزینه­های درون داده­های ثابت یا سربار هم می­شود. هزینه درون داده‌های ثابت معمولاً در محاسبة هزینه نهایی در نظر گرفته نمی­شوند. هزینه متوسط، تعیین‌کنندۀ قیمت تولید هر واحد کالا یا برونداد است. به عبارت دیگر، قیمتی که هر واحد کالا باید فروخته شود تا درآمدها با هزینه­ها برابر شود. هزینه کل، مجموع هزینه­های نهایی است (کینگما، 1380، ص 49- 50).

افزایش هزینه نهایی، پیش فرض استاندارد برای بیشتر بازارهاست، امّا این نکته در مورد بسیاری از کالاها و خدمات اطلاعاتی که اغلب می­توان آنها را با هزینه نهایی پایین باز تولید کرد، صادق نیست. بسیاری از کالاهای اطلاعاتی دارای هزینه­های ثابت، بسیار قابل توجه­تر از هزینه­های متغیر تولید هستند (کینگما، 1380، ص 58).

 

روشهای قیمت­گذاری

در ادبیات قیمت­گذاری، اتفاق نظر کاملی دربارۀ رویکردهای عمومی قیمت‌گذاری وجود ندارد. سه رویکرد معروف و شناخته شده که به تناوب در نوشتارهای مربوط به قیمت­گذاری ارائه شده­اند، عبارتند از: 1- رویکرد قیمت­گذاری مبتنی بر هزینه 2- رویکرد قیمت­گذاری مبتنی بر رقابت و 3- رویکرد قیمت­گذاری مبتنی بر مشتری. البته اخیراً دو رویکرد دیگر نیز به این مجموعه اضافه شده است که با عناوین قیمت­گذاری یکپارچه و قیمت­گذاری کارآفرینانه، شناخته می­شوند. این پنج مورد، از رویکردهای عمومی و اساسی قیمت­گذاری به شمار می­آیند (عزیزی، 1381، ص 40). باید یادآوری شود، هر چند در سه رویکرد ابتدایی بر یکی از عوامل مانند هزینه، رقابت یا مشتری تأکید می­شود، در عین حال دیگر عوامل هم جایگاه خاص خود را دارند و نمی­توان از آنها صرف نظر کرد.

اکنون باید دید هرکدام از این رویکردها در فرایند قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی چه کاربردی خواهند داشت و کدام یک از این راهکارها هماهنگی بیشتری با این نوع از منابع و خدمات دارد. برای پاسخگویی به این سؤال، قبل از هر چیز باید ویژگیهای منابع و خدمات اطلاع­رسانی را شناسایی نمود و با توجه به ویژگیهای خاص آن، شیوه­های قیمت‌­گذاری مناسب با آن را تعیین کرد. به راستی، بهترین راهکارها برای قیمت‌گذاری خدمات اطلاع­رسانی کدام است؟ شاید این سؤال پاسخ سر راست و ثابتی نداشته باشد، اما به هر حال بررسی راهکارهای هماهنگ با ویژگیهای منابع و خدمات اطلاع­‌رسانی، راهگشاست.

1. قیمت­گذاری براساس هزینه: در این روش، قیمت کالاها و خدمات براساس کل هزینه به علاوه یک حاشیه سود معقول تعیین می­شود. قیمت با توجه به هزینه­های تولید و بازاریابی و سپس افزودن سود کافی جهت پوشش هزینه­های سربار، هزینه مستقیم و سود مورد نظر تعیین می­شود. کانون توجه این رویکرد داخل سازمان است و عامل اصلی در این رویکرد هزینه است که بُعد داخلی دارد نه مشتری و یا رقابت که هر دو بُعد خارجی دارند. قیمت­گذاری براساس هزینه­ها، بر تحلیل هزینه­های کل تولید محصولات و سپس قیمت‌گذاری جهت برگرداندن هزینه­ها و کسب سود، مبتنی است. انواع قیمت‌گذاری هزینه­ای شامل قیمت­گذاری بر اساس هزینه متوسط، که هم هزینه­های ثابت و هم هزینه‌های متغیر را پوشش می­دهد و برنامة قیمت­گذاری آن نسبتاً ساده است؛ قیمت‌گذاری بر اساس هزینه کل؛ و قیمت­گذاری بر اساس هزینه نهایی است که در آن قیمت از هزینه متوسط ثابت­تر و پایین­تر است و تمام هزینه خدمات اطلاع­رسانی را جبران نمی­کند (هواـ وی، 1982). برای مثال، هرگاه برای فتوکپی اطلاعات موجود در کتابخانه بهای مصرف دریافت شود، قیمت برابر با هزینه­های نهایی، منفعت استفاده­کننده را در مقایسه با هزینه تولید به حداکثر می­رساند، زیرا این هزینه­ها تنها هزینه استفاده از دستگاه فتوکپی است و هزینه­های ثابت مانند اجارۀ سالانه یا هزینه جایگزینی ماشین فتوکپی  را در برنمی­گیرد. هزینه­های نهایی شامل هزینه کاغذ، تونر و زمان مورد نیاز کارمند برای تهیة فتوکپی است (کینگما، 1380، ص 155- 156). یکی از راهکارهای قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی در این رویکرد، «قیمتهای رامسی» است که در ادامه مورد توجه قرار می­گیرد.

قیمتهای رامسی[22]: تعیین بها برای ارائه خدمات اطلاع­رسانی نه فقط برای تخصیص منابع، بلکه برای تأمین مالی کالاها و خدمات مورد اعمال قرار می­گیرد. درآمدهای خدمات نسخه­برداری برای خرید قطعات دستگاه فتوکپی استفاده می­شود. جریمة تأخیر دیرکرد کتابها، برای تأمین مالی عملیات کتابخانه صرف می­شود. مدیران کتابخانه­ها و مراکز اطلاعاتی باید تعیین کنند چه مقدار بهای استفاده از خدمات دریافت نمایند که نه تنها به گونه­ای کارا به ارائه خدمات انفرادی بپردازند، بلکه همچنین تولید آن کالاها و خدمات را که برای آنها درآمد کافی حاصل نشده است، تأمین کنند. برای مثال، مدیر کتابخانه ممکن است مبلغی بیش از هزینه نهایی برای تهیة فتوکپی دریافت کند و از محل درآمد اضافی برای تأمین مالی خرید کتابها، مجله‌ها یا دیگر هزینه­های ضروری استفاده نماید. قیمتهای رامسی مجموعه قیمتهای بهینه فراتر از هزینه نهایی است که منابع مالی تهیة کالاها و خدمات را تأمین می­کند و کارایی بالاتری نسبت به هزینه نهایی دارد (کینگما، 1380، ص 163- 167).

2. قیمت­گذاری براساس ساختار بازار و رقابت: در این رویکرد، قیمت جهت تحقق وضعیت رقابتی بازار تعیین می‌شود. عامل تعیین کننده در این رویکرد این است که رقبا یا بازار در حال انجام چه کاری هستند. سازمان با استفاده از این رهیافت، قیمتهای خود را عمدتاً بر مبنای قیمتهایی تعیین می­کند که رقبای او مطالبه می­کنند، نه بر مبنای هزینه و مشتری. عادی­ترین نوع قیمت­گذاری بر مبنای رقابت وقتی رخ می­دهد که یک شرکت تلاش می­کند قیمت خود را در سطح متوسط مطالبه شده توسط صنعت حفظ کند. چون تحقق وضعیت رقابتی مستلزم توجه به رقباست و رقبا بیرون از شرکت هستند، کانون توجه این رویکرد خارج از سازمان است.

     قیمت­گذاری مبتنی بر بازار و رقابت، از وضعیت جاری نرخها برای محصولات و خدمات پیروی می­کند. قیمت، بر اساس قیمتی که سایر تولیدکنندگان کالا یا خدمات مشابه مطالبه می­کنند، تعیین می­شود. «نرخ جاری» یا قیمت­گذاری «تقلیدی» از شیوه‌های معروف قیمت­گذاری رقابتی است. در مقابل این رویکرد، گاهی قیمت­گذاری انحصاری و بازارهای بدون رقابت وجود دارد. بازارهای بدون رقابت هنگامی به وجود می­آید که عرضه­کنندگان یا مصرف­کنندگان بتوانند قیمت بازار و مقدار فروش را کنترل کنند. پدیدۀ انحصار در بازار اطلاعات بسیار رایج و فراگیر است. بازار اشتراک مجله­ها، بهترین مثال برای بازارهای بدون رقابت است (کینگما، 1380).

3. قیمت­گذاری بر اساس مشتری و تقاضا: که در آن مقدار تقاضا برای کالا یا خدمات مورد توجه قرار می‌گیرد و بر اساس این اصل عمل می­کند که افزایش تقاضا برای محصول، قیمت آن را بالا می­برد و هنگامی که تقاضا ضعیف است، قیمتها در سطح پایین می­ماند. تبعیض قیمتی از شکلهای متداول قیمت­گذاری بر اساس تقاضاست.

تبعیض قیمتی یا قیمتهای چندگانه:در پس ایده قیمت­گذاری تبعیضی، یک درک عمیق اقتصادی وجود دارد. فروشنده از هر مشتری حداکثر سود ممکن را طلب می‌کند و این کار موقعی ممکن می‌شود که به هر کس به طور جداگانه بالاترین قیمتی که او حاضر است بپردازد، پیشنهاد شود. در این روش، محصولات با قیمتهای متفاوتی به مصرف­کنندگان فروخته می‌شود و قیمت بر طبق معیارهای معینی تغییر می­یابد، اما اعمال این فن مشکل است. در حالت کلی، تخفیفهای ویژه هواپیمایی، انواع مختلف نرخها در زمانی که فعالیتهای تجارتی به حداقل می‌رسد و ... نمونه­هایی از تبعیض قیمتی هستند. در حوزۀ منابع و خدمات اطلاعاتی برای مثال دانشجویان، اعضای هیئت علمی و کتابخانه­ها برای اشتراک مجله­ای واحد، قیمتهای متفاوتی می­پردازند. این تبعیض قیمتی به عرضه‌کنندگان اجازه می­دهد  تا از فروش کالاها و خدمات با قیمتهای متفاوت به مصرف‌کنندگان، سود بیشتری به دست آورند. برای مثال، در اشتراک مجله­ها، کتابخانه­ها توانایی بیشتری برای اشتراک مجله­ها دارند، در مقابل آن را به  عنوان یک کالای عمومی در اختیار افراد زیادی قرار می­دهند. بنابراین، نسبت به دانشجویان و اعضای هیئت علمی تمایل بیشتری برای پرداخت حق اشتراک دارند. اعضای هیئت علمی نسبت به دانشجویان منابع مالی بیشتری در اختیار دارند. از طرف دیگر، منافع ناشران هم در این روش برآورده می­شود (کینگما، 1380، ص 115- 118).

     در رویکرد قیمت­گذاری بر مبنای مشتری، قیمت براساس واکنش مشتریان به قیمت تعیین می­شود؛ بدین معنا که قیمت براساس مقدار کالا یا خدمات استفاده شده و مقدار مشتریان به دست آمده یا از دست رفته تعیین می­گردد. در این روش، سطح قیمت با توجه به ذائقه­ها و ترجیحات مشتری تعیین می­شود. از آنجا که مشتریان نیز همچون رقبا خارج از شرکت هستند، کانون توجه این رویکرد خارج سازمان است.

4. رویکرد قیمت­گذاری یکپارچه: در این رویکرد به هر سه عامل هزینه، رقابت و مشتری توجه می­شود. ولی این توجه در حداکثر خود قرار دارد و این گونه نیست که همانند رویکرد مبتنی بر هزینه، عامل هزینه یا مانند رویکرد مبتنی بر رقابت، عامل رقابت تسلط یابد. چنانکه ذکر شد، هزینه بُعد داخلی دارد و مشتری و رقبا بُعد خارجی دارند، لذا این رویکرد دارای کانون توجه همزمان به داخل و خارج سازمان است. در حوزة قیمت‌گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی، می­توان به قیمت‌گذاری بهینه اشاره کرد.

قیمت­گذاری بهینه یا قیمت­گذاری بر مبنای ارزش: چندین عامل برای تعیین قیمت را در بر می‌گیرد که شامل ارزش محصول، نیاز مصرف­کنندگان، و تقسیم بازار می‌شود (هوا ـ وی، 1982؛ فانگ، 1382، ص 104). قیمتها باید دقیقاً بازتاب زمان و تخصص به کار رفته برای پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی استفاده­کنندگان باشد. میزان نیاز و ضرورت پاسخگویی، عامل مهمی در قیمت­گذاری به شمار می­آید.

5. رویکرد قیمت­گذاری کارآفرینانه: همچنانکه محیطهای بیرونی بی­ثبات­تر می­شوند، قیمت­گذاری باید بیشتر به خارج متمرکز شود و مدیران باید آن نوع رویکردهای قیمت­گذاری را مورد توجه قرار دهند که بر بازار مبتنی است و منعکس‌کنندۀ قصد شرکت جهت اتخاذ ریسکهای حساب شده­تر، فعال­تر و انعطاف­پذیرتر باشد (عزیزی، 1381، ص 40- 41). در رویکرد کارآفرینانه، علاوه بر در نظر گرفتن نکات مورد توجه دیگر رویکردها، ویژگیهای ریسک­پذیری، فعال بودن و انعطاف­پذیری، اهمیت زیادی دارند. انواع منابع و خدمات اطلاعاتی هم مستلزم روشهای گوناگون قیمت­گذاری و فعالانه برخورد نمودن با این منابع و خدمات است. به علاوه، با توجه به اینکه تجربة زیادی در زمینة قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی وجود ندارد، ریسک­پذیری هم جایگاه خاصی پیدا می­کند.

 

نتیجه­گیری

«دیانی» (در: کینگما، 1380) عقیده دارد با اینکه در سالهای گذشته یکی از واحدهای پر هزینه در سازمانها، کتابخانه­ها بوده و هستند، هنوز عملیات حسابداری و مالی مستقل در این مراکز بسیار ضعیف است. این مسئله در کشور ما به طور پایه­ای مورد بی‌توجهی قرار گرفته و هیچ­گونه برنامه­ریزی در این زمینه صورت نگرفته است، به گونه­ای که حتی در دروس دوره­‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع­رسانی، مطالعة جنبه­های اقتصادی وجوهی که برای کارکنان، منابع و خدمات اطلاعاتی و تجهیزات هزینه می­شود، نادیده گرفته شده است. به علاوه، توقع مدیران ارشد سازمانها برای مقتصدانه پاسخگو بودن مراکز اطلاع­رسانی، رو به فزونی است. حمایتهای مالی دولتی  از کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی کاهش روزافزون دارد و سازمانهای اطلاع­رسانی انتفاعی در حال ظهور هستند. این موارد ضرورت توجه هر چه بیشتر به بحث قیمت‌گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی را روشن می­کند.

امروزه اکثر کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی به صورت مراکز هزینه­ای، با بودجه­ای سالانه اداره می­شوند و بودجة مربوط معمولاً هزینه­های مستقیم شامل هزینه مواد و نیروی کار و هزینه­های ثابت را پوشش می­دهد. در این صورت، فعالیتهای اطلاع­رسانی از نظر حسابداری هزینه سربار یا بالاسری تلقی می­شود. این روش در دراز مدت سبب بی­توجهی به کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی می­شود، زیرا مدیران بالادست هنگامی که به بررسی عملیات مالی یک کتابخانه یا مرکز اطلاع­رسانی می­پردازند، به کتابخانه به عنوان یک هزینه و نه یک کمک کنندۀ مستقیم، نگاه می­کنند و احتمالاً درصدد برمی­آیند تا بودجة آن را کاهش دهند یا حداقل جزء اولویتهای خود قرار ندهند. در صورتی که اگر فعالیتهای اطلاع­رسانی به عنوان فعالیتی سودآور عمل نمایند و خدمات خود را در داخل و خارج سازمان برای فروش عرضه کنند، قابلیت آن را دارند که از لحاظ مالی هم مورد توجه مدیران قرار گیرند (هایس، 1381).

یکی از دلایل کم توجهی مدیران بالادست به کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی به هنگام تخصیص بودجه، ناکارآمدی اقتصادی آنهاست، به گونه­ای که چنانچه وضعیت به همین منوال پیش برود، بودجة کتابخانه­ها از این هم کمتر می­شود. از این رو، کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی قبل از وقوع این اتفاق باید به فکر چاره باشند. ماندگاری منابع و خدمات اطلاع‌رسانی، به تأمین هزینه و بودجة این گونه خدمات بستگی دارد. چنانچه قیمت منابع و خدمات اطلاع­رسانی پرداخت شود، گسترش این‌گونه خدمات تضمین می‌شود. به طور کلی، اقتصاد اطلاعات و بویژه مفهوم قیمت­گذاری خدمات اطلاع­رسانی در حوزۀ کتابداری و اطلاع­رسانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با آگاهی از اصول، هدفها و عوامل مؤثر بر قیمت­گذاری استاندارد، و تطبیق آن با شرایط و محیط ارائه خدمات اطلاع­رسانی، می­توان به کارآیی خدمات اطلاع­رسانی یاری رساند. البته، تعیین قیمت برای منابع و خدمات اطلاع­رسانی، با چالشهای زیادی همراه است. قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی شرایط و ویژگیهای خاص خود را دارد و با قیمت­گذاری استاندارد در اقتصاد تفاوتهایی دارد. شناخت این وجوه افتراق و اشتراک برای کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی که در صدد ارائه خدمات انتفاعی هستند، ضروری است. یکی از مهمترین تفاوتهای قیمت‌گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی با دیگر کالاها و خدمات اقتصادی، هزینه­های ثابت بالا و هزینه­های متغیر و نهایی اندک آنهاست. به علاوه، عوامل گوناگونی در قیمت‌گذاری منابع و خدمات اطلاع­رسانی تأثیرگذارند که با همدیگر فرق دارند. با توجه به چالشهای پیش روی خدمات اطلاع­رسانی، شناخت زوایای مفهوم قیمت­گذاری و بهره‌گیری از آن در ارائه خدمات اطلاع­رسانی کارآمد، ضروری به نظر می­رسد. ماندگاری خدمات اطلاع­رسانی در آینده و توانایی مقابله با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و فناورانه، به کارآیی این‌گونه خدمات بستگی دارد که آن هم مستلزم توجه به مفاهیم اقتصادی و از جمله قیمت­گذاری خدمات و منابع است. به عبارت دیگر، هماهنگی کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی با شرایط زمان و تحولات فناوری، مستلزم استفاده از روشهای کارآمد و بدیع ارائه این خدمات است. باید دانست که خدمات پولی جایگزین خدمات رایگان نیست، بلکه جایگزین فقدان خدمات است. به عبارت دیگر، خدمات انتفاعی و مبتنی بر دریافت وجه، با خدمات معمول کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی هیچ‌گونه منافاتی ندارد و خدمات کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی را می­توان در دو بخش رایگان و مبتنی بر هزینه ارائه کرد.

در پایان، باید یادآوری شود، اطلاعات به عنوان هستة اصلی جامعة اطلاعاتی امروز و آینده، در ابعاد گوناگون اجتماعی بخصوص جنبه­های اقتصادی و مالی نقش اساسی دارد. تداوم عرضة منابع و خدمات اطلاع­رسانی، به توجه به جنبه­های مالی، سودآوری و اقتصادی بودن آن  بستگی دارد. به عبارت دیگر، دگرگونی و ایجاد تنوع در شیوه­های ارائه این گونه منابع و خدمات به سمت سودآوری و صرفة اقتصادی، ضامن تداوم و استفاده از آن است. در این جهت­گیری به سوی عرضة منابع و خدمات اطلاعاتی، چندین عامل نقش اساسی دارد. قبل از هر چیز، مطالعه به منظور طراحی و بررسی جنبه­های مالی و اقتصادی راه­اندازی و ادارۀ این گونه مراکز ضروری است. با استفاده از اطلاعات مربوط به قیمت­گذاری که در اینجا مورد بررسی قرار گرفت، می­توان روشهای پایة برآورد هزینه و فنون و راهکارهای قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی را به منظور ارائه خدمات کارآمدتر، شناسایی نمود. در میان عوامل تأثیرگذار، نقش دولت در ایجاد زیرساختها و تأمین هزینه‌­های ثابت و پایه و حمایت در مراحل اولیه و شروع به کار این مراکز، روشن به نظر می­رسد.

 

پیشنهادها

  • آزمایش و اجرای طرحهای قیمت­گذاری در عمل و در حوزه­های خاص مانند کتابخانه­ای خاص یا مقایسة دو یا چند کتابخانه، مجله‌های الکترونیکی، اینترنت، تحویل مدرک و نظایر آن، به صورت مطالعة موردی در مراکز خاص.
  • از آنجا که در این مقاله تنها اصول قیمت­گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی مورد توجه قرار گرفته است، پیشنهاد می­شود روشهای قیمت­گذاری هر یک از منابع و خدمات اطلاعاتی مانند خود اطلاعات، دسترسی به اطلاعات، امانت بین کتابخانه‌‌ای و تحویل مدرک، منابع چاپی، کتاب، مجله، منابع الکترونیکی و اینترنتی، مجله‌های الکترونیکی و غیر آن، به صورت جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.


1. Frequently Asked Questions.

2. White.

1. Kingma

2. Hwa-wei

1. Avlonitis, Indounas.

1. Ward, Fong & Dearie.

2. Price.

3. Markting mix.

4. Product.

5. Promotion.

6. Place.

1. Daniel.

2. Kotler.

1. Return On Investment (ROI). 

2. Price Differentiation.

3. Return On Assets (ROA).

4.Liquidity maintenance and achivement.

5. Price wars avoidance.

1. Zais.

1. Hayes.

2. Smith.

1. Ramsey

ـ افشار، ابراهیم (1386). سخنرانی ماهانة انجمن کتابداری و اطلاع­رسانی خوزستان، اهواز، اردیبهشت ماه.

 

ـ تحویل اطلاعات در قرن بیست و یکم: خلاصه مذاکرات چهارمین کنفرانس بین‌المللی خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی در کتابخانه­ها.(1382). ویراستاران سوزان ام. وارد، یم اس. فانگ، تامی نیکلسون دئری؛ ترجمه زیر نظر حسین مختاری معمار، با همکاری حسن اشرفی ریزی، محمد حسن زاده، ابراهیم مختاری نبی.- تهران: چاپار.

ـ عزیزی، شهریار (1381). قیمت­گذاری؛ رویکردها و فرایندها. تدبیر، شماره 127، آبان، ص 38-42.

 

ـ علیزاده، حمید (1385). بررسی کاربرد اصول بازاریابی محصولات و خدمات کتابخانه­ها. کتابداری و اطلاع­رسانی، فصلنامة سازمان کتابخانه­ها، موزه­ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، پیاپی 36، زمستان، شماره چهارم، جلد نهم، ص 109-126.

 

ـ فانگ، یم اس. (1382). قیمت­گذاری و برآورد هزینه در خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی. ترجمه محمد حسن زاده، در: تحویل اطلاعات در قرن بیست و یکم: خلاصه مذاکرات چهارمین کنفرانس بین­المللی خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی در کتابخانه­ها. ویراستاران سوزان ام. وارد، یم اس. فانگ، تامی نیکلسون دئری؛ ترجمه زیر نظر حسین مختاری معمار، با همکاری حسن اشرفی ریزی، محمد حسن زاده، ابراهیم مختاری نبی.- تهران: چاپار، ص 99-113.

 

ـ فرج­پهلو، عبدالحسین (1385). تقریرات کلاسی درس اقتصاد اطلاعات. دورۀ دکتری، ترم اول، سال تحصیلی 1385- 86.

 

ـ کینگما، بروس آر. (1380). اقتصاد اطلاعات: راهنمای تحلیل اقتصادی و هزینه سودمندی برای کارشناسان اطلاعات. ترجمه محمد حسین دیانی و کبری سقاء پیرمرد.- مشهد: انتشارات کتابخانه رایانه­ای.

 

ـ وایت، هربرت اس. (1382). خطابة اصلی، چهارمین کنفرانس بین­المللی خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی در کتابخانه­ها. ترجمة حسن اشرفی ریزی، در: تحویل اطلاعات در قرن بیست و یکم: خلاصه مذاکرات چهارمین کنفرانس بین­المللی خدمات اطلاع­رسانی انتفاعی در کتابخانه­ها. ویراستاران سوزان ام. وارد، یم اس. فانگ، تامی نیکلسون دئری؛ ترجمه زیر نظر حسین مختاری معمار، با همکاری حسن اشرفی ریزی، محمد حسن زاده، ابراهیم مختاری نبی.- تهران: چاپار، ص 15- 25.

 

ـ هایس، رابرت ام. (1381). اقتصاد اطلاعات. ترجمة حمیدرضا جمالی مهمویی،  در: دایرةالمعارف کتابداری و اطلاع­رسانی،  ج 1، سرویراستار عباس حری، ویراستار همکار نرگس نشاط؛ دستیاران علمی محمدحسن رجبی، نرگس نشاط، تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ص 261- 275.

 

ـ هوا ـ وی (1376). هزینه ـ کارایی و بازیافت هزینه در خدمات اطلاع­رسانی. ترجمه: حمید محسنی، اطلاع­رسانی، نشریه فنی مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، دوره دوازدهم؛ شماره 3، ص 36- 41 .

 

- Avlonitis, George j.; Indounas, Kostis A.  (2007). Service pricing: An empirical investigation. Journal of Retailing and Consumer Services. 14, p 83- 94.

 

- Hwa-Wei. (1982). Cost- Effectiveness and Cost Recovery in Information Service. Management of Information Centres in China: Results of a Course held in Kunming, Yunnan Province: China, 6-18 Dec. 1982. PP. 268-277.